اینجا حلب است؛ شهری خو گرفته با جنگ
سراسر خیابان های قدیمی بازار سوخته عبدل حمید و مغازه های چوبی خاکسترشده خیابان العجمی در گرد و غبار دفن شده اند.
دیپلماسی ایرانی: شاید گرد و غبار هم یکی از عناصر فیزیکی جنگ است. سراسر خیابان های قدیمی بازار سوخته عبدل حمید و مغازه های چوبی خاکسترشده خیابان العجمی شهر حلب در گرد و غبار دفن شده اند. گرد و غبار در فضا هم هست، وقتی که با سرعت تمام از جاده و کناره شرقی مناره ویران شده و خرابه های مسجد اموی سلیمان بن عبدالملک می گذریم. ذرات خاکستری این مکان باستانی را پوشانده است، درست مانند موهبت ناخواسته تاریخی.
یک عقب نشینی کوچکی در اینجا، در میان کوچه پس کوچه های مرکز باستانی این شهر غمزده وجود داشته است. هر بار که به اینجا می آیم جبهه نصرت کمی بیشتر به سوی غرب حلب پیشروی کرده است. نیروهای سوری خود را برای آنچه ما آن را «موقعیت های آمادگی» می خوانیم، عقب کشیده اند.
اما در حال حاضر درگیری ها در خط مقدم آرام گرفته است، ورقه های پلاستیکی تک تیراندازها را در ورودی ساختمان های قدیمی پنهان کرده اند، سه زره پوش جدید نظامی BMP روسی متعلق به ارتش سوریه در زیر فانوس هایی به سبک عثمانی در مقابل هتلی که مدت هاست از ویرانی اش می گذرد، آرام گرفته اند. اما بالاتر از همه آنها، ارگ امیر سیف الدین الحمدانی با برج و باروی خود ایستاده است. بسیاری از برج و باروهای این ارگ که بر روی تپه نسبتا بلند قرار دارد، به طرز مرموزی از توفان درگیری های موشکی که تمام منطقه را هدف قرار داده اند، جان سالم به در برده است. این ارگ در اینجا پایه و اساس تمدنی است که پنج هزار سال قدمت دارد. می توانید با باد تابستان در کوچه های آن سرگردان شوید و با کرکره های شکسته آهنی فروشگاه های ویران شده برخورد کنید؛ مسجدی درهم شکسته را در خیابان پشت سر بگذارید که هنوز بخشی از نام آن که به رنگ آبی در گوشه ای نوشته شده، قابل مشاهده است؛ و هر یکی دو دقیقه (فقط برای دو ثانیه) به قلعه سفید بلندی که در برابر آبی آسمان تابستانی خودنمایی می کند، نگاهی بیندازید، قلعه ای که یکی از بزرگترین قلعه های جهان است.
در نزدیکی بازار خان الوزیر مسجد ویران شده دیگری وجود دارد که یک لوستر بزرگ خوشه ای پوشیده در گرد و غبار هنوز از سقف آن آویزان است و پس از آن یک مدرسه پر ستون عثمانی و یک جاده که با دفاتر مدرن حکومتی احاطه شده است. گویی پای جنگ هنوز به اینجا نرسیده است. کمتر از ۱۰۰ متر آن طرف تر، یک نظامی در حال آبیاری آفتابگردان های منزلش است. به رغم سر و صدای اسلحه در تمام طول روز و شب در اطراف حلب، شلیک های بی امان موشکی، و نفیر گاه و بیگاه تک تیراندازها، اینجا را می توان خط مقدم "آرام" نامید.
در سایه یک فروشگاه سوخته، از پله های سنگی کثیفی پایین می رویم و وارد تونل تاریکی می شویم که حدود شش فوت عرض دارد. گرد و غبار در اینجا غلیظ تر است و فضا را خوفناک تر نشان می دهد. آرام بر روی سنگ ها و کیسه های شنی که برای بالا آوردن کف دالان بر روی هم چیده شده اند، حرکت می کنیم. سوری ها تنها یک سرباز کم حرف را با ما روانه کرده اند. ما در حال عبور از زیر خط جبهه نصرت هستیم که قلعه را محاصره کرده اند. دشمنان رژیم سوریه حالا تنها چند فوت بالاتر از سر ما هستند.
پس از طی ۱۰۰ متر، فضا تغییر می کند. اینجا دیوارها از سنگ پوشیده شده اند. ما حالا در یک تونل باستانی هستیم. از این تونل بدون هیچ چراغ نفتی و تنها با استفاده از نور سفید تلفن های همراه عبور می کنیم. سپس از پله های مارپیچ هزار ساله ای بالا می رویم. وارد گذرگاه طاقدار بزرگ و خنکی می شویم و سپس نور خورشید دوباره نمایان می شود. ما هنوز در محوطه ارگ هستیم که همچنان در اختیار نیروهای سوری است. در داخل دیوارهای قلعه تسلیحات سنگین دیده می شود.
از اینجا می توان متوجه شد که چرا نیروهای سوریه تلاش دارند تا از این منطقه دفاع کنند. تسلط بر چنین منطقه ای رویای هر جنگجویی است. این دژ مشرف به منطقه ای است کم ارتفاع در مرزهای شمالی ترکیه، چشم اندازی از دشت های وسیعی که به شهر رقه می رسند، و افق خاکستری متمایل به قهوه ای در جنوب شرق، جایی که جاده کویری آن به شهر دمشق ختم می شود.
اما در زیر این دژ، از طریق حفره ای در یک دیوار ضخیم سه فوتی می توانیم خودروها و کامیون هایی را که به سوی شرق شهر حلب در حرکت هستند را ببینیم. منطقه ای که جت های جنگنده نیروهای دولتی بر فراز آن پرواز می کنند. مردم حلب می گویند که می توانید جنگنده های سوری را ببنید، اما بمب اندازهای روسی را که بسیار سریع یا با ارتفاع بسیار بالا حرکت می کنند را نمی توانید ببینید. غرب حلب تحت حملات موشکی شورشیان قرار دارد، با این حال دانشگاه ها و فروشگاه ها باز هستند و ماموران راهنمایی و رانندگی در زیر آفتاب تند همچنان در خیابان ها مشغول به کار هستند. بله، تاریخ شکسته حلب شاید همین حالا در برابر چشمان ما قرار دارد، در همین خانه هایی که توسط قصابان امروزی سوریه ویران می شوند.
یک عقب نشینی کوچکی در اینجا، در میان کوچه پس کوچه های مرکز باستانی این شهر غمزده وجود داشته است. هر بار که به اینجا می آیم جبهه نصرت کمی بیشتر به سوی غرب حلب پیشروی کرده است. نیروهای سوری خود را برای آنچه ما آن را «موقعیت های آمادگی» می خوانیم، عقب کشیده اند.
اما در حال حاضر درگیری ها در خط مقدم آرام گرفته است، ورقه های پلاستیکی تک تیراندازها را در ورودی ساختمان های قدیمی پنهان کرده اند، سه زره پوش جدید نظامی BMP روسی متعلق به ارتش سوریه در زیر فانوس هایی به سبک عثمانی در مقابل هتلی که مدت هاست از ویرانی اش می گذرد، آرام گرفته اند. اما بالاتر از همه آنها، ارگ امیر سیف الدین الحمدانی با برج و باروی خود ایستاده است. بسیاری از برج و باروهای این ارگ که بر روی تپه نسبتا بلند قرار دارد، به طرز مرموزی از توفان درگیری های موشکی که تمام منطقه را هدف قرار داده اند، جان سالم به در برده است. این ارگ در اینجا پایه و اساس تمدنی است که پنج هزار سال قدمت دارد. می توانید با باد تابستان در کوچه های آن سرگردان شوید و با کرکره های شکسته آهنی فروشگاه های ویران شده برخورد کنید؛ مسجدی درهم شکسته را در خیابان پشت سر بگذارید که هنوز بخشی از نام آن که به رنگ آبی در گوشه ای نوشته شده، قابل مشاهده است؛ و هر یکی دو دقیقه (فقط برای دو ثانیه) به قلعه سفید بلندی که در برابر آبی آسمان تابستانی خودنمایی می کند، نگاهی بیندازید، قلعه ای که یکی از بزرگترین قلعه های جهان است.
در نزدیکی بازار خان الوزیر مسجد ویران شده دیگری وجود دارد که یک لوستر بزرگ خوشه ای پوشیده در گرد و غبار هنوز از سقف آن آویزان است و پس از آن یک مدرسه پر ستون عثمانی و یک جاده که با دفاتر مدرن حکومتی احاطه شده است. گویی پای جنگ هنوز به اینجا نرسیده است. کمتر از ۱۰۰ متر آن طرف تر، یک نظامی در حال آبیاری آفتابگردان های منزلش است. به رغم سر و صدای اسلحه در تمام طول روز و شب در اطراف حلب، شلیک های بی امان موشکی، و نفیر گاه و بیگاه تک تیراندازها، اینجا را می توان خط مقدم "آرام" نامید.
در سایه یک فروشگاه سوخته، از پله های سنگی کثیفی پایین می رویم و وارد تونل تاریکی می شویم که حدود شش فوت عرض دارد. گرد و غبار در اینجا غلیظ تر است و فضا را خوفناک تر نشان می دهد. آرام بر روی سنگ ها و کیسه های شنی که برای بالا آوردن کف دالان بر روی هم چیده شده اند، حرکت می کنیم. سوری ها تنها یک سرباز کم حرف را با ما روانه کرده اند. ما در حال عبور از زیر خط جبهه نصرت هستیم که قلعه را محاصره کرده اند. دشمنان رژیم سوریه حالا تنها چند فوت بالاتر از سر ما هستند.
پس از طی ۱۰۰ متر، فضا تغییر می کند. اینجا دیوارها از سنگ پوشیده شده اند. ما حالا در یک تونل باستانی هستیم. از این تونل بدون هیچ چراغ نفتی و تنها با استفاده از نور سفید تلفن های همراه عبور می کنیم. سپس از پله های مارپیچ هزار ساله ای بالا می رویم. وارد گذرگاه طاقدار بزرگ و خنکی می شویم و سپس نور خورشید دوباره نمایان می شود. ما هنوز در محوطه ارگ هستیم که همچنان در اختیار نیروهای سوری است. در داخل دیوارهای قلعه تسلیحات سنگین دیده می شود.
از اینجا می توان متوجه شد که چرا نیروهای سوریه تلاش دارند تا از این منطقه دفاع کنند. تسلط بر چنین منطقه ای رویای هر جنگجویی است. این دژ مشرف به منطقه ای است کم ارتفاع در مرزهای شمالی ترکیه، چشم اندازی از دشت های وسیعی که به شهر رقه می رسند، و افق خاکستری متمایل به قهوه ای در جنوب شرق، جایی که جاده کویری آن به شهر دمشق ختم می شود.
اما در زیر این دژ، از طریق حفره ای در یک دیوار ضخیم سه فوتی می توانیم خودروها و کامیون هایی را که به سوی شرق شهر حلب در حرکت هستند را ببینیم. منطقه ای که جت های جنگنده نیروهای دولتی بر فراز آن پرواز می کنند. مردم حلب می گویند که می توانید جنگنده های سوری را ببنید، اما بمب اندازهای روسی را که بسیار سریع یا با ارتفاع بسیار بالا حرکت می کنند را نمی توانید ببینید. غرب حلب تحت حملات موشکی شورشیان قرار دارد، با این حال دانشگاه ها و فروشگاه ها باز هستند و ماموران راهنمایی و رانندگی در زیر آفتاب تند همچنان در خیابان ها مشغول به کار هستند. بله، تاریخ شکسته حلب شاید همین حالا در برابر چشمان ما قرار دارد، در همین خانه هایی که توسط قصابان امروزی سوریه ویران می شوند.
تبلیغات متنی
-
اظهارات جنجالی نخستوزیر ارمنستان درباره قرهباغ
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
امیر مقاره با یک استوری درباره ایران ظاهر شد
-
آمریکا زمانِ مذاکرات اسرائیل و لبنان را اعلام کرد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
مراحل میکاپ صورت - راهنمای کامل آرایش روزانه با وسایل ضروری
-
شهرک صنعتی اصفهان دچار آتشسوزی شد
-
چطور یک وبسایت حرفهای میتواند اعتماد مشتریان را چند برابر کند؟
-
نیکزاد: تنگه هرمز با عملیات نظامی باز نمیشود
-
دویدنهای مکرون در خیابانهای مصر سوژه شد
-
مقام ایران: از امروز خویشتنداری ما تمام شد
-
صحبت های جنجالی مجری ، درباره پیری پوست در برنامه زنده صداوسیما
-
تصاویری از اولین جلسهٔ وبیناریِ مجلس در سال جدید
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر