ماجرای کشته شدن جوان ایرانی در ژاپن
آخرین عضو باند تبهکاری درژاپن معروف به «یاکوزا»ها که پسر جوان ایرانی را به قتل رساندهاند، صبح دیروز با انتقال به دادسرای جنایی تهران جزئیات درگیری خیابانی ونحوه جنایت را تشریح کرد
روزنامه ایران: آخرین عضو باند تبهکاری درژاپن معروف به «یاکوزا»ها که پسر جوان ایرانی را به قتل رساندهاند، صبح دیروز با انتقال به دادسرای جنایی تهران جزئیات درگیری خیابانی ونحوه جنایت را تشریح کرد.متهم به قتل مدعی شد، قربانی ماجرا در جریان فروش سیم کارت ۴ میلیارد تومانی به قتل رسیده است.
متهم ۳۱ ساله ایرانی که دارای تابعیت ژاپنی است ۲۸ آذر ۵ سال قبل با همدستی ۷ تن دیگر، یک مرد ایرانی را با ضربات قمه درشهر ناگویا درژاپن به قتل رساندند؛ پس ازاین جنایت خونین، ۷ متهم فراری وتحت تعقیب پرونده درکشورهای ژاپن و ایتالیا دستگیر شدند اما آخرین بازمانده این باند که حدود پنج سال قبل با هویت جعلی به ایران گریخته ودریکی ازشهرهای شمالی کشورزندگی مخفیانهای داشت سرانجام با تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران وتحت نظر بازپرس مرشدلو از شعبه هفتم دادسرای جنایی دستگیر شد.
متهم جوان صبح دیروز وقتی مقابل بازپرس پرونده ایستاد، ضمن تشریح جزئیات جنایت مدعی شد که مشارکت در نزاع را قبول دارد اما اتهام قتل را ردکرد. متهم دیروزپس ازپایان جلسه بازپرسی، در گفتوگو با خبرنگارجنایی «ایران» از معاملات مربوط به قاچاق مواد مخدر در ژاپن و عضویت در باند و موارد جالب توجه باندهای تبهکاری گفت.
چند وقت عضو باند یاکوزا بودی؟
یاکوزا؟ اصلاً چنین چیزی را قبول ندارم. چون یاکوزا نیستیم، ما در کار مواد مخدر بودیم.
لقب هم داری؟
بله، به من میگویند ثانی.
قتل را تو انجام دادی؟
نه.
پس بیگناهی؟
نه، نمیگویم بیگناهم چرا که در آن نزاع شرکت داشتم. ما ۸ نفر بودیم که باهم به میلاد حمله کردیم.
از اختلافتان با مقتول بگو؟
ما یک باند مواد مخدر داشتیم، برای همین سیمکارتهایی را خریداری میکردیم که مشتریهای مخصوص داشت. یعنی افرادی با این سیمکارتها تماس میگرفتند و درخواست مواد مخدر میکردند. هر چقدر زنگ خور این سیمکارتها بیشتر بود، ارزش آن بالاتر میرفت. میلاد هم صاحب یکی از این سیمکارتها بود. ما سیمکارت را به مبلغ ۴ میلیارد تومان از او خریداری کردیم.
این پول را چطور به او پرداختید؟
۸۰۰ میلیون تومان آن را در ژاپن به خود میلاد دادیم که میخواست با آن ماشین بخرد. سه میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان هم باقی مانده بود که از طریق خانواده همدستانم که در ژاپن دستگیر شدهاند به مادر مقتول پرداخت شده است.
به چه صورت این مبلغ را به او پرداختید؟
ما در کار خرید و فروش مواد مخدر هستیم، چون کارمان غیر قانونی است، پول دادنها و پول گرفتن فقط نقدی انجام میگیرد. به هیچ عنوان هم به حساب کسی پول واریز نمیکنیم. این پولها را هم به صورت نقدی و به یورو به خانواده مقتول دادیم.
مدرکی هم برای اثبات اینکه به آنها پول دادید؛ دارید؟
من آن زمان ژاپن بودم اما دوستانم بواسطه خانواده همدستانم این پول را به آنها دادند که مدارک زیادی هم دراین باره موجود است.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
دو ماهی از خرید گوشی گذشته بود که متوجه شدیم زنگ خور تلفن کم شده است. تلفنی که باید روزی حداقل ۳۰ تا زنگ میخورد، در روز تماسهای خیلی کمی داشت. وقتی موضوع را با دقت بررسی کردیم متوجه شدیم صاحب قبلی تلفن تماس گرفته و گفته شمارهها تغییر کرده است. اینطوری مشتریها با شماره جدیدی که میلاد در اختیارشان گذاشته بود تماس میگرفتند.
با میلاد در این رابطه صحبت نکردید؟
زیر بار نمیرفت، حتی به عنوان مشتری با شماره تلفن جدیدی که بین مشتریهایش پخش کرده بود تماس گرفتیم و خود میلاد جواب داد. به او گفتیم دست از کارش بردارد اما قبول نکرد، حتی قبول نکرد پولمان را پس دهد. بعد از مدتی هم میلاد ناپدید شد. هیچ کاری نمیکرد تا نتوانیم ردش را به دست آوریم. بالاخره از طریق شماره تلفنی که میلاد به مشتریهایش داده بود او را پیدا کردیم. با او به عنوان خریدار مواد قرار گذاشتیم. سر قرار رفتیم تا او را بترسانیم اما میلاد با دیدن ما فرار کرد.
چه ساعتی این اتفاق افتاد؟
یک و نیم نصف شب بود که با سه خودرو تعقیبش کردیم. به محض فرار میلاد یکی از ماشینها سد راهش شد، من و یک ماشین دیگر هم در تعقیبش بودیم. میلاد وقتی راهش را مسدود دید، خواست تغییر مسیر دهد که با جدول خیابان برخورد کرد و متوقف شد. به دنبال این برخورد، ماشین ما هم با خودرواش تصادف کرد. از ماشین پیاده شدیم و به طرف میلاد رفتیم.
مسلح بودید؟
همه ما قمه و چوب داشتیم اما میلاد اسلحه داشت. او اسلحهاش را به طرف من گرفت و من با قمه به دستش زدم. اسلحه روی زمین افتاد و میلاد به صورت من گاز اشک آور زد. بعد از آن من دیگر چیزی ندیدم و همدستانم با او درگیر شدند.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
هر هشت نفرمان سوار بر خودرویی که سالم مانده بود فرار کردیم. میلاد هم بعد از خاک کردن مواد مخدری که همراهش بود به سوپرمارکت رفت اما در آنجا مأموری به او مشکوک شده و او را به بیمارستان میبرد.
نمی دانی چه کسی ضربه نهایی و مرگبار را به او زد؟
من آن موقع چیزی نمیدیدم چون چشم هایم بشدت میسوخت. اما میلاد آنقدر حالش خوب بوده که مواد مخدر را زیر خاک دفن کرد. فیلم این کارش هم توسط دوربینهای پارک ضبط شده بود. از طرفی دولت ژاپن ۲۱ مأمور و پرسنل بیمارستانی که میلاد را به آنجا بردند به خاطر سهلانگاری و بیتوجهی در رسیدگی به او اخراج کردند. چرا که میلاد ایرانی بود و اقامت نداشت به همین خاطر هم با تأخیربه او رسیدگی کرده بودند.
به غیر از میلاد از شخص دیگری هم سیمکارت خریده بودید؟
بله، ۵ سیمکارت دیگر هم داشتیم اما فروشندگان آنها با ما این کار را نکرده بودند و تنها میلاد مشتری دزدی کرده بود.
چطور سیمکارتها را ارزشیابی میکردید؟
دخل میزدیم، یعنی یک ماه تعداد تماسها را حساب میکردیم و ضربدر ۶ میکردیم. این قانون کار ما بود. بعد هم سیمکارتی که تعداد تماسهایش از همه بالاتر بود را خریداری میکردیم.
میلاد مشتریها را چطور جمع کرده بود؟
او کنار پارکهای میایستاد و شمارهاش را به مشتریهایی که مواد میخواستند میداد. اینطوری طی چند وقت مشتریهای زیادی جمع کرده بود.
میلاد در آنجا چه کار میکرد؟
او هم مثل ما در کار خرید و فروش مواد بود. البته گفته بود پدر خانم ژاپنیاش نمایشگاه دارد. اما آنجا که به ایرانیها بال و پر نمیدهند چه برسد به اینکه یک ایرانی را به دامادی قبول کنند.
چرا به ایران آمدی؟
حدود ۸ ساعت بعد از درگیری بود که یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که میلاد حالش بد است. من هم ترسیدم و به ایران آمدم.
یعنی قاچاقی به ایران آمدی؟
با پاسپورت جعلی. از ژاپن به ترکیه و از آنجا به ایران. در فرودگاه دو کشور راز جعلی بودن پاسپورتها لو نرفت اما زمانی که به ایران آمدم در فرودگاه متوجه شدند و با وثیقه آزاد شدم.
از فروش مواد چقدر گیرت میآمد؟
ماهی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان اما این درآمد خیلی کم بود چرا که تعداد ما زیاد بود.
به چه دلیل از ایران رفته بودی؟
در سودای پولدار شدن ۱۳ سال قبل ایران را ترک کردم. دو سال در آلمان بودم و بعد از آن راهی ژاپن شدم و ۱۱ سال آنجا کار میکردم.
چه کاری انجام میدادی؟
کاری گیرم نیامد به همین دلیل مجبور شدم قاچاق مواد مخدر کنم. نه من، بلکه اغلب ایرانیهایی که در ناگویا در ژاپن هستند مواد خرید و فروش میکنند و کسی به آنها کار نمیدهد.
وقتی کار پیدا نکردی چرا به ایران برنگشتی؟
آنجا برای خودم زندگی تشکیل دادم و با زنی دو رگه ژاپنی-روس ازدواج کردم. ازدواجم را چهار سال قبل در آنجا ثبت کردیم و زمانی که به ایران آمدم هم ازدواجمان را ثبت کردیم.
بچه هم داری؟
همسرم باردار است.
همسرت میدانست در کار قاچاق هستی؟
اصلاً. هرگز از این موضوع خبر نداشت.
پشیمانی؟
بله، خیلی زیاد. اما افسوس که زندگی، جوانی و عمرم به تباهی گذشت و...
متهم ۳۱ ساله ایرانی که دارای تابعیت ژاپنی است ۲۸ آذر ۵ سال قبل با همدستی ۷ تن دیگر، یک مرد ایرانی را با ضربات قمه درشهر ناگویا درژاپن به قتل رساندند؛ پس ازاین جنایت خونین، ۷ متهم فراری وتحت تعقیب پرونده درکشورهای ژاپن و ایتالیا دستگیر شدند اما آخرین بازمانده این باند که حدود پنج سال قبل با هویت جعلی به ایران گریخته ودریکی ازشهرهای شمالی کشورزندگی مخفیانهای داشت سرانجام با تلاش کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران وتحت نظر بازپرس مرشدلو از شعبه هفتم دادسرای جنایی دستگیر شد.
متهم جوان صبح دیروز وقتی مقابل بازپرس پرونده ایستاد، ضمن تشریح جزئیات جنایت مدعی شد که مشارکت در نزاع را قبول دارد اما اتهام قتل را ردکرد. متهم دیروزپس ازپایان جلسه بازپرسی، در گفتوگو با خبرنگارجنایی «ایران» از معاملات مربوط به قاچاق مواد مخدر در ژاپن و عضویت در باند و موارد جالب توجه باندهای تبهکاری گفت.
چند وقت عضو باند یاکوزا بودی؟
یاکوزا؟ اصلاً چنین چیزی را قبول ندارم. چون یاکوزا نیستیم، ما در کار مواد مخدر بودیم.
لقب هم داری؟
بله، به من میگویند ثانی.
قتل را تو انجام دادی؟
نه.
پس بیگناهی؟
نه، نمیگویم بیگناهم چرا که در آن نزاع شرکت داشتم. ما ۸ نفر بودیم که باهم به میلاد حمله کردیم.
از اختلافتان با مقتول بگو؟
ما یک باند مواد مخدر داشتیم، برای همین سیمکارتهایی را خریداری میکردیم که مشتریهای مخصوص داشت. یعنی افرادی با این سیمکارتها تماس میگرفتند و درخواست مواد مخدر میکردند. هر چقدر زنگ خور این سیمکارتها بیشتر بود، ارزش آن بالاتر میرفت. میلاد هم صاحب یکی از این سیمکارتها بود. ما سیمکارت را به مبلغ ۴ میلیارد تومان از او خریداری کردیم.
این پول را چطور به او پرداختید؟
۸۰۰ میلیون تومان آن را در ژاپن به خود میلاد دادیم که میخواست با آن ماشین بخرد. سه میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان هم باقی مانده بود که از طریق خانواده همدستانم که در ژاپن دستگیر شدهاند به مادر مقتول پرداخت شده است.
به چه صورت این مبلغ را به او پرداختید؟
ما در کار خرید و فروش مواد مخدر هستیم، چون کارمان غیر قانونی است، پول دادنها و پول گرفتن فقط نقدی انجام میگیرد. به هیچ عنوان هم به حساب کسی پول واریز نمیکنیم. این پولها را هم به صورت نقدی و به یورو به خانواده مقتول دادیم.
مدرکی هم برای اثبات اینکه به آنها پول دادید؛ دارید؟
من آن زمان ژاپن بودم اما دوستانم بواسطه خانواده همدستانم این پول را به آنها دادند که مدارک زیادی هم دراین باره موجود است.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
دو ماهی از خرید گوشی گذشته بود که متوجه شدیم زنگ خور تلفن کم شده است. تلفنی که باید روزی حداقل ۳۰ تا زنگ میخورد، در روز تماسهای خیلی کمی داشت. وقتی موضوع را با دقت بررسی کردیم متوجه شدیم صاحب قبلی تلفن تماس گرفته و گفته شمارهها تغییر کرده است. اینطوری مشتریها با شماره جدیدی که میلاد در اختیارشان گذاشته بود تماس میگرفتند.
با میلاد در این رابطه صحبت نکردید؟
زیر بار نمیرفت، حتی به عنوان مشتری با شماره تلفن جدیدی که بین مشتریهایش پخش کرده بود تماس گرفتیم و خود میلاد جواب داد. به او گفتیم دست از کارش بردارد اما قبول نکرد، حتی قبول نکرد پولمان را پس دهد. بعد از مدتی هم میلاد ناپدید شد. هیچ کاری نمیکرد تا نتوانیم ردش را به دست آوریم. بالاخره از طریق شماره تلفنی که میلاد به مشتریهایش داده بود او را پیدا کردیم. با او به عنوان خریدار مواد قرار گذاشتیم. سر قرار رفتیم تا او را بترسانیم اما میلاد با دیدن ما فرار کرد.
چه ساعتی این اتفاق افتاد؟
یک و نیم نصف شب بود که با سه خودرو تعقیبش کردیم. به محض فرار میلاد یکی از ماشینها سد راهش شد، من و یک ماشین دیگر هم در تعقیبش بودیم. میلاد وقتی راهش را مسدود دید، خواست تغییر مسیر دهد که با جدول خیابان برخورد کرد و متوقف شد. به دنبال این برخورد، ماشین ما هم با خودرواش تصادف کرد. از ماشین پیاده شدیم و به طرف میلاد رفتیم.
مسلح بودید؟
همه ما قمه و چوب داشتیم اما میلاد اسلحه داشت. او اسلحهاش را به طرف من گرفت و من با قمه به دستش زدم. اسلحه روی زمین افتاد و میلاد به صورت من گاز اشک آور زد. بعد از آن من دیگر چیزی ندیدم و همدستانم با او درگیر شدند.
بعد چه اتفاقی افتاد؟
هر هشت نفرمان سوار بر خودرویی که سالم مانده بود فرار کردیم. میلاد هم بعد از خاک کردن مواد مخدری که همراهش بود به سوپرمارکت رفت اما در آنجا مأموری به او مشکوک شده و او را به بیمارستان میبرد.
نمی دانی چه کسی ضربه نهایی و مرگبار را به او زد؟
من آن موقع چیزی نمیدیدم چون چشم هایم بشدت میسوخت. اما میلاد آنقدر حالش خوب بوده که مواد مخدر را زیر خاک دفن کرد. فیلم این کارش هم توسط دوربینهای پارک ضبط شده بود. از طرفی دولت ژاپن ۲۱ مأمور و پرسنل بیمارستانی که میلاد را به آنجا بردند به خاطر سهلانگاری و بیتوجهی در رسیدگی به او اخراج کردند. چرا که میلاد ایرانی بود و اقامت نداشت به همین خاطر هم با تأخیربه او رسیدگی کرده بودند.
به غیر از میلاد از شخص دیگری هم سیمکارت خریده بودید؟
بله، ۵ سیمکارت دیگر هم داشتیم اما فروشندگان آنها با ما این کار را نکرده بودند و تنها میلاد مشتری دزدی کرده بود.
چطور سیمکارتها را ارزشیابی میکردید؟
دخل میزدیم، یعنی یک ماه تعداد تماسها را حساب میکردیم و ضربدر ۶ میکردیم. این قانون کار ما بود. بعد هم سیمکارتی که تعداد تماسهایش از همه بالاتر بود را خریداری میکردیم.
میلاد مشتریها را چطور جمع کرده بود؟
او کنار پارکهای میایستاد و شمارهاش را به مشتریهایی که مواد میخواستند میداد. اینطوری طی چند وقت مشتریهای زیادی جمع کرده بود.
میلاد در آنجا چه کار میکرد؟
او هم مثل ما در کار خرید و فروش مواد بود. البته گفته بود پدر خانم ژاپنیاش نمایشگاه دارد. اما آنجا که به ایرانیها بال و پر نمیدهند چه برسد به اینکه یک ایرانی را به دامادی قبول کنند.
چرا به ایران آمدی؟
حدود ۸ ساعت بعد از درگیری بود که یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که میلاد حالش بد است. من هم ترسیدم و به ایران آمدم.
یعنی قاچاقی به ایران آمدی؟
با پاسپورت جعلی. از ژاپن به ترکیه و از آنجا به ایران. در فرودگاه دو کشور راز جعلی بودن پاسپورتها لو نرفت اما زمانی که به ایران آمدم در فرودگاه متوجه شدند و با وثیقه آزاد شدم.
از فروش مواد چقدر گیرت میآمد؟
ماهی ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان اما این درآمد خیلی کم بود چرا که تعداد ما زیاد بود.
به چه دلیل از ایران رفته بودی؟
در سودای پولدار شدن ۱۳ سال قبل ایران را ترک کردم. دو سال در آلمان بودم و بعد از آن راهی ژاپن شدم و ۱۱ سال آنجا کار میکردم.
چه کاری انجام میدادی؟
کاری گیرم نیامد به همین دلیل مجبور شدم قاچاق مواد مخدر کنم. نه من، بلکه اغلب ایرانیهایی که در ناگویا در ژاپن هستند مواد خرید و فروش میکنند و کسی به آنها کار نمیدهد.
وقتی کار پیدا نکردی چرا به ایران برنگشتی؟
آنجا برای خودم زندگی تشکیل دادم و با زنی دو رگه ژاپنی-روس ازدواج کردم. ازدواجم را چهار سال قبل در آنجا ثبت کردیم و زمانی که به ایران آمدم هم ازدواجمان را ثبت کردیم.
بچه هم داری؟
همسرم باردار است.
همسرت میدانست در کار قاچاق هستی؟
اصلاً. هرگز از این موضوع خبر نداشت.
پشیمانی؟
بله، خیلی زیاد. اما افسوس که زندگی، جوانی و عمرم به تباهی گذشت و...
تبلیغات متنی
-
زخمهای بدن انسان، به زودی به تاریخ میپیوندند
-
بانک شخصی خودتان باشید؛ راهنمای ساده و قدمبهقدم ورود به دنیای دیفای (DeFi)
-
تخفیف ۹۵درصدی طرح ترافیک به این خودروها
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
اظهارات تازه ژنرال عاصم منیر درباره مذاکره ایران و آمریکا
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
دلجویی رئیس فیفا از ایران در اینستاگرام!
-
شکیرا در آهنگ جام جهانی هم به پیکه کنایه زد
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کاهش قیمت طلا و سکه در بازار
-
سه عاملی که ترامپ را برای توافق با ایران تحت فشار قرار داده
-
پرواز موتورسیکلت بر فراز چراغ راهنمایی و رانندگی
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
استوری جدید پردیس احمدیه با یک آیه از قرآن
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
فارس: حمله به کشتی آمریکایی در سواحل قطر
-
جزئیات قتل مریم؛ یک چوپان جسد سوخته را پیدا کرد
-
اقدام جدید برای کاهش مستمری بازنشستگان!
-
این چه کار زشتی است که با علی دایی میکنید؟
-
دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد
-
پیراهن آبی را برای ستاره پرسپولیس اتو کردند!
-
عصبانیت کیهان از سپاه؛ چرا به دشمن امتیاز دادید؟
-
بازگشت ویزاکارت و مسترکارت به سوریه بعدِ ۱۵سال
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بیخیال بابا ...تو ایران خودمون جوونها دارن دسته دسته میمیرن ...حالا به دلایل مختلف
اول اینکه میلاد نامردی کرده درحق اینا خب حقش بوده ی جورایی ولی نه اینجوری دوما اینکه خب پشیمون از کارش اون رفته دیگه حداقل دیگه زندگی اینا نگیرید
نکته جالب این مطلب اونجاست که میگه دولت ژاپن 21 مامور و پرسنل بیمارستانی خودشو بدلیل عدم رسیدگی به مرد خلافکار ایرانی بدلیل نداشتن تابعیت ژاپنی، پرسنلشو اخراج کرده.... یعنی اگر اینجا بود فکر میکنید با اون پرسنل چه میکردند احتمالا تشکر هم ازشون میشد... اینجا که ایرانی هستیو خلافکار نیستی فقط از سر درگادگی به بیمارستان پناه میبری هزار بلا تا حد مرگ سرت میارن تازه اگه شکایت کنی یه بیلبود دکتراش دستشون میگیرن و طلبکارانه بهت فحاشی هم میکنند!!!