خیانت خونین زن جوان به شوهرش
به علیرضا گفتم اینجا چه میکنی؟ مگر قول ندادی و قسم نخوردی که دیگر به منزلمان نیایی؟ در این حین ناگهان علیرضا ترسید و عقب عقب رفت؛ در آنجا منقلی بود؛ علیرضا پایش به منقل خورد و...
خبرگزاری تسنیم: حدود ساعت ۲۳ بیست و دوم آبان ماه سال جاری خبر سقوط مرگبار مرد جوانی از ساختمان چهار طبقهای در منطقه هنگام به مأموران کلانتری ۱۳۶ فرجام اعلام شد که با حضور مأموران در محل اعلام خبر و طی بررسیهای اولیه مشخص شد مرد سی و شش سالهای به نام علیرضا بر اثر سقوط از پشتبام ساختمان چهار طبقه به تراس یکی از واحدهای این ساختمان در طبقه دوم دچار جراحت شده و پس از انتقال به بیمارستان جان باخته است.
با اعلام مراتب این اتفاق به محسن مدیرروستا؛ بازپرس کشیک قتل پایتخت، وی دستور تحقیقات درباره این حادثه مرگبار را صادر کرد که مأموران در ابتدای تحقیقات سراغ مرد جوانی به نام داوود که در طبقه سوم ساختمان سکونت داشت، رفتند و وی را بازداشت کردند.
داوود پس از انتقال به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران در اظهاراتش به قاضی مدیرروستا؛ بازپرس پرونده گفت: دختر سیزده ساله و پسر هفت سالهای دارم و در طبقه سوم ساختمان وقوع حادثه زندگی میکنیم، متوفی را میشناختم، چندین بار او به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت.
وی در تشریح حادثه به بازپرس گفت: حدود ساعت ۱۰ شب حادثه به خانه رسیدم و قبل از اینکه وارد خانه شوم، دخترم از من خواست که آشغالها را به خارج از منزل ببرم، آشغالها را به بیرون بردم و پس از آن برای خرید نان به سوپرمارکت رفتم بعد از خرید نان به خانه برگشتم، لحظاتی از ورودم به داخل منزل نمیگذشت که یکی از همسایهها در خانه ما را زد و گفت برادر زنم داخل تراس منزل آنها افتاده است؛ من به او گفتم که برادر زنم شهرستان است اما همسایه گفت برادر همسرم کلید ساختمان را دارد و هر چند وقت یکبار به اینجا میآید.
وی ادامه داد: بعد از آن به تراس خانه همسایه رفتم و دیدم متوفی آنجا افتاده است، اما او برادر زنم نبود و همان علیرضا بود که چندین بار به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت، من آن شب به پشتبام نرفتم و متوفی را ندیدم، همسایهها علیرضا را چند شب قبل از حادثه در پشتبام منزلمان گرفته بودند و او گفته بود که برادر همسرم است، آن شب زمانی که همسایهها وی را مقابل منزلمان آوردند، همسرم از من خواست که به همسایهها به دروغ بگوییم که او برادر زنم است و من به خاطر آبرویم به همسایهها گفتم که او را رها کنند.
اظهارات متهم این پرونده در حالی مطرح شد که همسر متهم بازداشت شده در اظهاراتش به ماموران گفته بود: در منزل بودم که شوهرم پس از خرید به خانه آمد، شوهرم به پشتبام رفت و پس از چند لحظه صدای سقوطی شنیدم؛ زمانی که همسرم به خانه برگشت به او گفتم چه شده که او گفت اتفاقی نیفتاده است، بعد همسایه طبقه دوم آمد و به شوهرم گفت که برادرم به تراس واحد ما سقوط کرده است، علیرضا برادر من نبود و من به دروغ او را برادر خودم معرفی کرده بودم، با علیرضا ارتباط داشتم چون مدام مرا تهدید میکرد و همه جا دنبالم میآمد و مجبور بودم با او خوب باشم!
پس از اظهارات داوود، وی به دستور قاضی امور جنایی تهران بازداشت شد و برای ادامه تحقیقات در اختیار مأموران آگاهی قرار گرفت تا اینکه پیش از ظهر امروز برای انجام بازپرسی، مجدداً به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در اظهارات جدیدش به بازپرس پرونده گفت: آن شب بعد از خرید نان به منزل برگشتم، بعد به پاگرد بین طبقه سوم و چهارم رفتم تا لاستیک موتورم را از آنجا بردارم و لاستیک موتور را عوض کنم، در این حین دیدم در پشتبام باز است؛ به پشتبام رفتم و دیدم علیرضا پشت کولر منزلمان پنهان شده است.
داوود ادامه داد: به علیرضا گفتم اینجا چه میکنی؟ مگر قول ندادی و قسم نخوردی که دیگر به منزلمان نیایی؟ در این حین ناگهان علیرضا ترسید و عقبعقب رفت؛ در آنجا منقلی بود؛ علیرضا پایش به منقل خورد و نزدیک بود که از پشتبام سقوط کند، من قصد داشتم او را بگیرم حتی یقه لباس و دست او را گرفتم اما علیرضا به پایین سقوط کرد، من با او درگیر نشدم.
داوود ادامه اظهاراتش به بازپرس را اینگونه شرح داد: به منزمان رفتم و به همسرم گفتم علیرضا به پایین سقوط کرده، از همسرم پرسیدم علیرضا در پشتبام چه میکرد که گفت نمیدانم، همسرم پس از اینکه کلیدهای منزل عوض شده بود، دو کلید داشت، یکی از کلیدها دست خودش بود و من از او خواستم که کلید دوم را به من دهد اما گفت کلید دست خواهرش است و آن را به من نداد؛ بعداً متوجه شدم کلید دوم، دست علیرضا بود و به منزلمان رفتوآمد داشته است.
داوود پس از این اظهارات در اختیار مأموران اداره آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در رابطه با این پرونده ادامه دارد.
با اعلام مراتب این اتفاق به محسن مدیرروستا؛ بازپرس کشیک قتل پایتخت، وی دستور تحقیقات درباره این حادثه مرگبار را صادر کرد که مأموران در ابتدای تحقیقات سراغ مرد جوانی به نام داوود که در طبقه سوم ساختمان سکونت داشت، رفتند و وی را بازداشت کردند.
داوود پس از انتقال به شعبه ششم دادسرای امور جنایی تهران در اظهاراتش به قاضی مدیرروستا؛ بازپرس پرونده گفت: دختر سیزده ساله و پسر هفت سالهای دارم و در طبقه سوم ساختمان وقوع حادثه زندگی میکنیم، متوفی را میشناختم، چندین بار او به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت.
وی در تشریح حادثه به بازپرس گفت: حدود ساعت ۱۰ شب حادثه به خانه رسیدم و قبل از اینکه وارد خانه شوم، دخترم از من خواست که آشغالها را به خارج از منزل ببرم، آشغالها را به بیرون بردم و پس از آن برای خرید نان به سوپرمارکت رفتم بعد از خرید نان به خانه برگشتم، لحظاتی از ورودم به داخل منزل نمیگذشت که یکی از همسایهها در خانه ما را زد و گفت برادر زنم داخل تراس منزل آنها افتاده است؛ من به او گفتم که برادر زنم شهرستان است اما همسایه گفت برادر همسرم کلید ساختمان را دارد و هر چند وقت یکبار به اینجا میآید.
وی ادامه داد: بعد از آن به تراس خانه همسایه رفتم و دیدم متوفی آنجا افتاده است، اما او برادر زنم نبود و همان علیرضا بود که چندین بار به خانه من آمده بود و با همسرم رفت و آمد داشت، من آن شب به پشتبام نرفتم و متوفی را ندیدم، همسایهها علیرضا را چند شب قبل از حادثه در پشتبام منزلمان گرفته بودند و او گفته بود که برادر همسرم است، آن شب زمانی که همسایهها وی را مقابل منزلمان آوردند، همسرم از من خواست که به همسایهها به دروغ بگوییم که او برادر زنم است و من به خاطر آبرویم به همسایهها گفتم که او را رها کنند.
اظهارات متهم این پرونده در حالی مطرح شد که همسر متهم بازداشت شده در اظهاراتش به ماموران گفته بود: در منزل بودم که شوهرم پس از خرید به خانه آمد، شوهرم به پشتبام رفت و پس از چند لحظه صدای سقوطی شنیدم؛ زمانی که همسرم به خانه برگشت به او گفتم چه شده که او گفت اتفاقی نیفتاده است، بعد همسایه طبقه دوم آمد و به شوهرم گفت که برادرم به تراس واحد ما سقوط کرده است، علیرضا برادر من نبود و من به دروغ او را برادر خودم معرفی کرده بودم، با علیرضا ارتباط داشتم چون مدام مرا تهدید میکرد و همه جا دنبالم میآمد و مجبور بودم با او خوب باشم!
پس از اظهارات داوود، وی به دستور قاضی امور جنایی تهران بازداشت شد و برای ادامه تحقیقات در اختیار مأموران آگاهی قرار گرفت تا اینکه پیش از ظهر امروز برای انجام بازپرسی، مجدداً به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شد و در اظهارات جدیدش به بازپرس پرونده گفت: آن شب بعد از خرید نان به منزل برگشتم، بعد به پاگرد بین طبقه سوم و چهارم رفتم تا لاستیک موتورم را از آنجا بردارم و لاستیک موتور را عوض کنم، در این حین دیدم در پشتبام باز است؛ به پشتبام رفتم و دیدم علیرضا پشت کولر منزلمان پنهان شده است.
داوود ادامه داد: به علیرضا گفتم اینجا چه میکنی؟ مگر قول ندادی و قسم نخوردی که دیگر به منزلمان نیایی؟ در این حین ناگهان علیرضا ترسید و عقبعقب رفت؛ در آنجا منقلی بود؛ علیرضا پایش به منقل خورد و نزدیک بود که از پشتبام سقوط کند، من قصد داشتم او را بگیرم حتی یقه لباس و دست او را گرفتم اما علیرضا به پایین سقوط کرد، من با او درگیر نشدم.
داوود ادامه اظهاراتش به بازپرس را اینگونه شرح داد: به منزمان رفتم و به همسرم گفتم علیرضا به پایین سقوط کرده، از همسرم پرسیدم علیرضا در پشتبام چه میکرد که گفت نمیدانم، همسرم پس از اینکه کلیدهای منزل عوض شده بود، دو کلید داشت، یکی از کلیدها دست خودش بود و من از او خواستم که کلید دوم را به من دهد اما گفت کلید دست خواهرش است و آن را به من نداد؛ بعداً متوجه شدم کلید دوم، دست علیرضا بود و به منزلمان رفتوآمد داشته است.
داوود پس از این اظهارات در اختیار مأموران اداره آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در رابطه با این پرونده ادامه دارد.
تبلیغات متنی
-
خلاصه بازی بارسلونا - رئال مادرید
-
جزئیاتی از سفر مهم و حساس ترامپ به چین
-
بارسلونا الکلاسیکو و جام را با هم برد
-
ترامپ پاسخ ایران به پیشنویس توافق را رد کرد
-
عکس متفاوت و هنری شبنم قلیخانی در سواحل دبی
-
پاسخ ایتالیا به ترامپ درباره ورود به جنگ ایران
-
امباپه پس از دو گل بارسا استوری گذاشت!
-
ادعای والاستریت: پاسخ ایران مورد پسند آمریکا نیست
-
بارسلونا در ۱۸ دقیقه طوفانی رئال را آچمز کرد
-
جو زیبای استادیوم نوکمپ پیش از شروع الکلاسیکو
-
استوری پریسیمای سریال ستایش برای روز جهانی مادر
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
فرهاد مجیدی با تنفس مصنوعی مورایس برگشت!
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
تیپ متفاوت بازیگر سریال کلینیک رویا کنار دریا
-
بارسلونا الکلاسیکو و جام را با هم برد
-
ترامپ پاسخ ایران به پیشنویس توافق را رد کرد
-
ادعای والاستریت: پاسخ ایران مورد پسند آمریکا نیست
-
بارسلونا در ۱۸ دقیقه طوفانی رئال را آچمز کرد
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
صداوسیما: عدم ابلاغ قانون حجاب باعث جنگ شد!
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
گزارش سیانان از دستور رهبر انقلاب درباره مذاکره
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ای خدا از این زن خیانتکار کثیف نگذر، بیچاره شوهرش از ترس ریختن آبروش ذره ذره آب میشده و دم نمیزده
مرگ حقشششش بود
ما به کجا داریم میریم .ی جوون 26 سالم گاهی اوقات شب کارم وسعم میرسه زندگی تشکیل بدم ولی با این وضع ....تصمصیم گرفتم تا موقعی که زنده ام وقتم با پدر و مادر برادرم بگزرونم چون نه میخوام دلم بشکنه نه میتونم دل کسی رو بشکونم
ول کنید شوهر بدبخت رو اثبات این طور مواقع سخته اگر هم کشته که خوب کرده فقط خیلی راحت با موضوع کنار اومده عجیبه
خداراشکریک ...کمتربهترکه مرد
... بر سرت زن خیانتکار...
ان شاء الله جسدش هم گوربه گور بشه لعنت به این زن هزاران لعنت ای کاش زمین روازوجودناپاکش پاک میکرد داودبیچاره
اگه من جای.مرده بودم اول زن خودمو میکشتم.بعداون مرده.تااین حدکه بری کلیدخونت بدی دست یه مردغریبه ابن خودش میخاسته اصلااجباری هم درکارنبوده.
ادم بی ناموس حقش بوده اون زن وهم باید پرت کرد پایین درسته برن تا باهم محشور بشن
متاسفانه داشتن روابط غیراخلاقی وخیانت هرکدام اززن وشوهرعاقبت شومی مثل این خبررارقم خواهدزدالبته باید منتظربررسی اداره اگاهی بودتاانگیزه واقعی این موضوع روشن شود
عجب چه زندگی های کثیفی دارن اینا زنه با داشتن دختر 13 ساله در کمال وقاحت مردی رو میاره خونش یعنی حتی از دختر نوجوانش و پسر کوچکش شرم نداره مرده هم میگه آقا با زنم رفت و آمد داشت آخه بی عفتی و بی غیرتی تا چه حد از این پدر و مادر اون بچه ها چی باید یاد بگیرن
خدایا زنایی رو که خیانت میکنن وباعث بی ابرویی شوهر میشن و زندگی شوهراشون نابود میکنن ،به فلاکت برسون (آمین یا رب العالمین)
چه راحت میگه از قبل با همسرم رفت و آمد داشت!!!عجب!!چه بلایی داره سر ما ها میاد .چرا اینقدر روابط و کانون خانواده ها آشفته شده؟؟!!
حالاصاحبخانه به جرم قتل بایداعدام شود.چون اگه کسی واردخانه یکی شدوبه ناموست دست درازی کردحق نداری ازگل کمتربهش بگی.بلکه بایدیه چایی هم باهم بخورین
عجب روزگاری شده جدای از این قضیه این روزها حوادث ناشی از خیانت آنهم از نوع زنان شوهر دار بیداد می کند. کاش آسیب شناسی شود و این فاجعه پایان یابد.
این زن خائن رو باید اعدام کنند این دیگه علنی با وجود اینکه شوهر داشته به شوهرش خیانت کرده و تهدید علیرضا رو بهونه ادامه رابطه کثیفش کرده درحالی که اگر نمیخواست رابطشو با مقتول ادامه بده حتی اسلحه میگرفتن رو سرش چنین کاری نمیکرد و معلومه که خودش میخواسته همه میدونن یک زن رو اگر نخواد نمیشه مجبور به رابطه با کسی کرد خدا لعنت کنه این زنای خائن رو که به همین سادگی به شوهرشون خیانت میکنند حداقل تو شوهر داشتی و اون پسره مجرد بود یعنی او با این رابطش به کسی خیانت نکرده بود ولی تو که شوهر داشتی واسه چی اینکارو کردی؟ خدا بزنه از وسط دو نصفت کنه
به نظرم بد نیست قانون سنگسار رو دوباره برای چنین خائنینی اجرا کنند چونکه واقعا لایق چنین مرگ دردناکی هستند
دمش اگرم از بالا ب پایین انداخت این مرد رو حقش بود کثافت رو بره به جهنم هم اون و هم زن این بیچاره مرده
داوود جان حرف راستو بگو خی هر لحظه ی جور میگی اگرم اونو کشتی حقش بود
باید همچین زنی رو طلاق میدادی.اون مقتول هم خیلی بیناموس بوده که با پررویی وارد حریم مرددیگه ای میشده.ولی در کل ماجرا عجیبه !چطور این همه. قاتل طاقت اورده و شکایت نکرده !
سبک زندگیشون چقدر عجیب بوده. شوهره مدتها بوده میدونسته ولی بازم زندگیشون ادامه داشته.
عجب،،
به دنبالم می آمد ومن مجبوربودم با او خوب باشم،،،
عجب،،
کلید خونه رو هم به او داده،،،هه
.. تو سر همچین مرد بی عرضه ای که انقدر راحت میگه زنم با اون طرف رفت و آمد داشت!!!!اعدامش کنن بهتره
پاسخ ها
واقعا گل گفتین، اصلا نمیشه بی تفاوتیش رو توجیح کرد
عجب مرد خوش غیرتی؟واقعاً زمونه چرا اینجوری شده؟
زن و مرد نداره خیانت کثیف ترین کاری که میشه در حق کسی انجام داد مخصوصا همسر! به نظر من سزای خیانت کار فقط مرگه :(
عجب شوهر باغیرتی
کامل خبر داشته طرف با زنش رابطه داشته
آفرین به این غیرت
اون یارو هم حقش مرگ بوده بازن شوهر دار رابطه داشته
داوود زن داره. علیرضا طبقه بالا زندگی میکنه داود اقرار کرده که علیرضا چند بار خونشان آمده با زنش رابطه داره. و تا حالا هیچ کار نکرده فقط با علیرضا گفته دیگه با زنم رابطه نداشته باش. اونم مثل بچه آدم گفته چشم . آخه توی داود میتونی علیرضا با زنت رابطه داشته هیچکار نکردی؟ عجب رابطههای شیر تو شیری داشتند این سه نفر. آیا من درست فهمیدم؟
درود برتو قبلا کسی که از این کارا میکرد طبق قانون از جای بلندی اونو پرت میکردن سالها پیش در موردی مشابهه تو شهر ما این قانون اجرا شدحالا فرض براین بگیرید این قانون نسخ نشده وکاری که باید جمهوری اسلامی انجام میداد این آقا خودش انجام داده وقتی این آقا میامده تو خونه این دختر پسر چیکار میکردن دختره هم حرفه ای شده تا بابا از در میاد تو اونو دنبال نخود سیا میفرسته برو بذار بیرون تا دوست پسرمامان فرارکنه (وای برما در چه زمانی زندگی میکنیم )
پاسخ ها
گل گفتین، از همچین پدر ومادری چه انتظاری از دختر میشه داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول مردرو پرت کرد ...بعدشم زنشو پرت میکرد ..بعدشم خودش میپرید تا دنیا ازهرچی ادم بی غیرته پاک بشه..اینجوری خیلی خوب میشه اصلا ی چالش درست کنید چالش پرت کردن هرچی ادم کصیفه ...
واقعا .. بر سر اون مرد که به این راحتی میگه اون جوون به خونه ما رفت وآمد داشت و قول داده بود نیاد!!!
واقعا که بی غیرتی تا کجا...؟!؟
چقدر راحت داریم قضاوت میکنیم!
باز هم خیانت زن و بی غیرتی مرد ووجود مهریه که باید پرداخته شود چه بر زن یا زن نما ی شیطان و.....
خیلی راحت به من قول داده بود دیگر به خانه ما نیاید
با همسرم رفت وامد داشت
کلید داشت
خدایی مردم در اوج غیرت هستند
تودیگه ... ازماجراخبرداشتی کاری نمیکردی یاروبازنت رابطه داشته زنتم صددرصدراضی بوده توهم دست رودست گذاشتی تف ب غیرتت یع گلوله توسرش خالی میکردی
تف تفتف ب چنین مردای وزنای کثیفی عمرااگه فکرزن گرفتن کنم
دختراخیلی بی حیاشدن وجدانن ولشون کنی باشورت میان توخیابون من پسرم روم نمیشه باشلوارزخمی بیان بیرون امادختراباکمال پررویی شلوورزخمی پاهاشونم معلومه چ وزشه بابا اون غیرتت پدرمادرکجارفته
لعنت به هرچی زنه خیانتکاره
اگه هم کشته باشه خوب کاری کرده زنه هم باید میکشت
متاسفانه این جریانات باعث شده مردا نسبت به زنا بدبین بشن اخه این چه کاریه؟؟؟همچین زنایی مریضن مریض
یاحق
همه شدن قاضی و کارشناس دیگه نیازی به تشکیل پرونده و دادگاه نیست .هه
این مسئله به نظر جور در نمیاد باید چیز دیگه ای پشتش باشه
اگرازمدت هاپیش خبر داشته چرا زودتراقدام ننموده شایداز ادامه مفسده وحتی قتل ان مرد جلوگیری می شد بهرحال شوهر زن هم تااندازه ای دیر وارد عمل شده چه بساباشکایت مسیربهتری انتخاب می گردید.
من اگه قاضی این پرونده بودم اون مرد بیچاره رو آزاد ولی اون زن نجس به دفعات اعدام میکردم تا عبرتی بشه برای سایر زنها اما متاسفانه بعده چند وقت مرد بدبخت زندانی مبشه و زن آزاد که میره به بقیه کثافت کاریش ادامه میده - اون موقع دخترا جامعه میگن چرا شوهر گیر نمیاد؟! با این وضع و اوضاع خراب میشه ازدواج کرد من مجرد ترجیح میدم تنها زندگی کنم که اعصابم حداقل تو این زمینه ها راحت باشه. هر چی هم بلا از این فقر فرهنگی که روز ب روز داره بیشتر میشه بسرمون میاد زیره سر سریال هایی مثل جم، فارس وان و... که زنها و مردای مارو از تعصب و غیرت داره جدا میکنه.
کــــــــــــرم از درخته
خدا لعنت کنه آدم خرابرو
خسته شدیم دیگه
هر کجا نگاه میکنیم پای یک زن در میان هستش
یا حق