شهرام شکوهی : سایت مرجع موسیقی نداریم
شهرام شکوهی که سال ۹۰ نخستین آلبوم خود بهنام «مدارا» و در سال ۹۲، آلبوم دوم خود بهنام «کولی عشق» را به بازار موسقی ایران ارائه کرده بود، سال ۹۴ آلبوم «تا نفس هست» را منتشر کرد و این روزها که اوج برگزاری کنسرتهای زمستانی پاپ است چندان خبری از او در مطبوعات و رسانهها نیست
روزنامه صبا: شهرام شکوهی؛ خواننده، آهنگساز و نوازنده گیتار است. وی از سال ۷۱ تا ۷۴ آواز ایرانی آموخته است. سبک خوانندگی شهرام شکوهی سنتی ایرانی بوده اما از آنجا که معتقد است بهاندازه کافی این صداها شنیده شده، موسیقی سنتی را با موسیقیای بر پایه گیتار اسپانیایی تلفیق کرده؛ چرا که استادش(حاتم عسکری) اعتقاد داشت غیر از موسیقی ایرانی تنها سبک موسیقی در دنیا که حالتی از تحریر دارد موسیقی اسپانیایی است و آنها با لالا تحریر ایجاد میکنند.
شهرام شکوهی که سال ۹۰ نخستین آلبوم خود بهنام «مدارا» و در سال ۹۲، آلبوم دوم خود بهنام «کولی عشق» را به بازار موسقی ایران ارائه کرده بود، سال ۹۴ آلبوم «تا نفس هست» را منتشر کرد و این روزها که اوج برگزاری کنسرتهای زمستانی پاپ است چندان خبری از او در مطبوعات و رسانهها نیست و ظاهرا خبری هم از برگزاری کنسرتهای پرمخاطبش نیست اما هیچکس بهاندازه شکوهی درباره معضلات مبتلابه فضای موسیقی پاپ نگاه موشکافانه ندارد. درباره مسائل مختلف موسیقی مردمپسند با او گفتوگو کردهایم.
سال گذشته مجموعهای اتفاقها در موسیقی رخ داد که کمی عجیب بود. یک خواننده خاص به شبکه ماهوارهای میرود و در آنجا صحبتهایی میکند ولی اتفاقی برایش رخ نمیدهد اما بهعنوان مثال با پخش شدن یک قطعه موسیقی شما ممنوعالفعالیت میشوید! همان زمان بسیاری به این مسئله واکنش نشان دادند و بسیاری دیگر واکنشی نشان ندادند. آن زمان شما چه واکنشی نشان دادید؟
ببینید ما با اصل ممنوعالفعالیت شدن مشکل داریم. فرق نمیکند این اتفاق قرار است برای چه فردی رخ دهد. چرا؟ خود من به این قائلم که هنرمند باید کالای خود را عرضه کند. میخواهم مثالی بزنم و این حکایتی که میگویم، یک بحث کلی است و نباید برداشت بدی از آن کرد. اگر شما در جنگ باشید و اسلحهتان خالی باشد و اسلحه دشمنتان که پر است، روی زمین افتاده باشد، شما قائدتا باید آن اسلحه را بردارید و از آن استفاده کنید؛ منظور من این است که اگر شما از اسلحه دشمن بر علیه او استفاده کنید، در عمل کار مجازی انجام دادهاید. حالا اینکه نسبت به کار شما در داخل چه تصمیمی گرفته میشود و اینکه تبعیضی برای افراد قائل شوند یا نه، مسئله دیگری است. من هم مثل ۹۹ درصد آدمهای دیگر قائل به این هستم که تبعیض کار درستی نیست وگرنه اصولا با اصل ممنوعالکار شدن مخالفم. حالا این فردی که ممنوعالکار شده است، هرکس که میخواهد باشد. هیچ فرقی نمیکند. اصل ممنوعالکار شدن بهنظر من کار درستی نیست ولی یک موقعیتی است که با من و دوستان من صحبت میشود که شما عامدا و عاملا نباید فلان کار را انجام دهید، مثلا نباید قطعهای بسازید و آن را به شبکههای معاند بدهید.
سال گذشته مجموعهای اتفاقها در موسیقی رخ داد که کمی عجیب بود. یک خواننده خاص به شبکه ماهوارهای میرود و در آنجا صحبتهایی میکند ولی اتفاقی برایش رخ نمیدهد اما بهعنوان مثال با پخش شدن یک قطعه موسیقی شما ممنوعالفعالیت میشوید! همان زمان بسیاری به این مسئله واکنش نشان دادند و بسیاری دیگر واکنشی نشان ندادند. آن زمان شما چه واکنشی نشان دادید؟
ببینید ما با اصل ممنوعالفعالیت شدن مشکل داریم. فرق نمیکند این اتفاق قرار است برای چه فردی رخ دهد. چرا؟ خود من به این قائلم که هنرمند باید کالای خود را عرضه کند. میخواهم مثالی بزنم و این حکایتی که میگویم، یک بحث کلی است و نباید برداشت بدی از آن کرد. اگر شما در جنگ باشید و اسلحهتان خالی باشد و اسلحه دشمنتان که پر است، روی زمین افتاده باشد، شما قائدتا باید آن اسلحه را بردارید و از آن استفاده کنید؛ منظور من این است که اگر شما از اسلحه دشمن بر علیه او استفاده کنید، در عمل کار مجازی انجام دادهاید. حالا اینکه نسبت به کار شما در داخل چه تصمیمی گرفته میشود و اینکه تبعیضی برای افراد قائل شوند یا نه، مسئله دیگری است. من هم مثل ۹۹ درصد آدمهای دیگر قائل به این هستم که تبعیض کار درستی نیست وگرنه اصولا با اصل ممنوعالکار شدن مخالفم. حالا این فردی که ممنوعالکار شده است، هرکس که میخواهد باشد. هیچ فرقی نمیکند. اصل ممنوعالکار شدن بهنظر من کار درستی نیست ولی یک موقعیتی است که با من و دوستان من صحبت میشود که شما عامدا و عاملا نباید فلان کار را انجام دهید، مثلا نباید قطعهای بسازید و آن را به شبکههای معاند بدهید.
این را به ما گفتهاند و ما از آن اطلاع داریم؛ وقتی من عامدا این کار را انجام میدهم، یعنی خودم را در موقعیتی قرار میدهم که دچار ممنوعیت شوم. مانند این است که شما در شرایطی که میدانید قتل به قصاص منجر میشود، بروید و مرتکب قتل شوید، باید مجازات آن را نیز تحمل کنید؛ این، داستانش فرق میکند اما یک موقع است که شما اثری را با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تولید کردهاید، اثر روی فلان سایت رسمی موسیقی داخل کشور است؛ از این طریق کار بهصورت صوتی یا تصویری روی سایتهایی قرار گرفته است یا از شبکهها پخش میشود؛ چون ایران جزو توافقنامه قانون کپیرایت نیست، هیچ کشوری در دنیا ملزم نیست که از حقوق مولفان ایرانی دفاع کند. شما به هر دادگاهی در هر کشوری بروید و شکایت کنید، چون خود ایران قانون را به رسمیت نمیشناسد، شما و حق معنویتان را بهرسمیت نمیشناسد. وقتی دستتان به هیچجایی بند نیست، چه کار باید بکنید؟ تکلیف هنرمندان داخلی چیست؟ طرفدار استفاده میکند و هیچ راهی برای جلوگیری از این استفاده وجود ندارد و در داخل کشور هم شما را محاکمه میکنند که چرا از فلان سایت اثر شما پخش میشود.
اگر من اثرم را به فلان سایت داده باشم و پولی دریافت کرده باشم یا حق پخش به آن داده باشم، آن موقع میشود همان حرفی که زدم؛ عاملا و عامدا این کار را کردهام اما وقتی این کار را نکردهام، چرا باید ممنوعالکار شوم؟ این قائده برای تمام بچهها بود اما خوشبختانه با حسننیت مسئولان حل شد. این مسئلهای بود که باید برای حذف کردن آن بهصورت ریشهای اقدام کرد. وقتی میگویند که چرا فلان سایت موسیقی را پخش کرده است، باید پرسید که چرا فلان سایت باید بشود مرجع؟ چرا این سایت نباید در ایران باشد؟ چرا نباید این سایت، یک سایت رسمی داخلی باشد؟ چرا این سایت باید برای خودش بهنوعی تصمیمگیرنده باشد؟ برای موسیقی ایران که چه کارهایی را روی سایت قرار دهد و چه آثاری را قرار ندهد یا تعداد بازدیدها از فلان کار در مورد موفق بودن اثر بهعنوان مرجعی شناخته شود؟ بحث بچهها این است که تمام کلیپهایی که ما تولید میکنیم، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دارند؛ تمام تصاویر بازبینی میشوند، شعر و موسیقی آنها نیز قبلا مجوز گرفتهاند؛ درواقع ما برای تولید یک قطعه تصویری، مرحله به مرحله مجوز میگیریم. برای مسئله پخش این آثار چرا نباید در
ایران یک شبکه مجاز باشد که بتوانیم این آثار را در آن پخش کنیم؟
با تاسیس چنین شبکهای موافقت شده است تا جاهایی مثل آپارات یا بییپتونز بهوجود آیند؟
آپارات یک شبکه اینترنتی است و ما منظورمان بیشتر شبکه تلویزیونی است. نمیدانم قرار است چه اتفاقی رخ دهد. من بهدلیل نوع تعبیری که از این کار میشود، هنوز جرات نکردهام آن را پیگیری کنم.
تمام خوانندهها در سراسر دنیا پیش از آنکه آلبوم خود را منتشر کنند، یک یا دو قطعه تصویری تولید میکنند؛ این آثار دیده میشوند و بازخورد میگیرند؛ ما در موسیقی چنین عرصهای نداریم. واقعا همین مقداری که موسیقی ما در عرصه اقتصادی درآمدزایی دارد نیز اتفاق عجیبی است که چطور بدون هیچ مارکتینگی به این شیوه، هنرمندان عرصه موسیقی فعالیت میکنند. چگونه میتوان این مشکل را حل کرد؟
یکی از بحثهای ما همین بود. شبکههای ایرانی که در خارج از کشور هستند که مثلا برنامه سیاسی ندارند و عناد مستقیمی نیز با جمهوری اسلامی ایران ندارند و تنها یک شبکه غیرمجاز هستند، اگر شما با خوراکی که از نظر نظام معقول است یعنی مثلا ویدئویی از خوانندهای که همهچیز و همه کارهای آن، اعم از ساخت موسیقی، شعر و تصاویرش، بر طبق استانداردهای داخل انجام شده است به این شبکه راه یافته، پنج دقیقه از کنداکتور آن شبکه را پر کنید، بهنظر من نهتنها کار بدی نکردهاید بلکه، از پر شدن آن زمان شبکه از برنامههایی که موردنظر ما نیست حتی جلوگیری کردهاید! و از سویی دیگر فرهنگ داخلیمان را هم صادر کردهایم. این مسئله چیزی است که مسئولان باید درباره آن تصمیم بگیرند اما بههرحال امیدوارم مسئولان حداقل در این مورد بهخصوص، تعمق بیشتری داشته باشند.
موسیقیهای پرطرفدار، معمولا از نظر کیفیت موسیقی نازل هستند. بهنظر شما اگر عامل پرطرفدار شدن، کیفیت نیست پس چه عاملی موسیقی را پرطرفدار میکند؟ خوانندههایی را سراغ دارم که هم موسیقیشان نازل است، هم صدایشان صدای درستی نیست و حتی گرافیک آلبومهایشان نیز خوب نیست ولی یکباره پرطرفدار میشوند.
من اعتقاد دارم چنین چیزی اصلا در موسیقی نیست. اینکه میگویید کیفیت ندارد و طرفدار دارد؛ من فکر نمیکنم اینگونه باشد؛ حتما چیزی دارد. اگر شما به هر موسیقیای که در هر دورهای موفق شده است، نگاهی بیندازید، درمییابید که حتما چیزی داشته است و از این مسئله مطمئن باشید. دورهای خوانندهای آمد که همه میگفتیم که این، یعنی چه؟ این دیگر چه مدل خواندنی است؟ و… بچه من پنج یا ششماه داشت، شاید باورتان نشود موسیقی این خواننده که شروع میشد، شروع میکرد به تکاندادن دستهایش! برای هیچ موسیقی دیگری اینکار را نمیکرد. بچه ششماهه طبیعتا از موسیقی هیچچیز خاصی نمیداند؛ نه علم دارد، نه میداند خواننده چه میگوید. آن چیزی است که من به آن، روح موسیقی میگویم. مطمئن باشید آن اثری که به قول شما ممکن است از نظر صدای خواننده، کیفیت ضبط، آهنگسازی و… کیفیت نازلی داشته، اما طرفدارانی دارد، مطمئن باشید روح موسیقی را در خود دارد و همین روح موسیقی باعث شده است آن اثر بهقول معروف بگیرد.
خوانندههای پرطرفدار ما چگونه میتوانند سطح سلیقه موسیقی مردم را ارتقا دهند و گوش آنها را به موسیقی خوب عادت دهند؟ فکر میکنید ممکن است این مسئله اتفاق بیفتد؟
نمیدانم مثالی که میزنم درست است یا خیر؛ شما یک مغازه لباسفروشی را تصور کنید. میروید لباسی بخرید که قیمت آن ۱۰هزار تومان است، مسلما جنس ۱۰هزار تومانی، بهاندازه قیمتش برای شما کار میکند اما چون تنوع دارد و رنگهای مختلف دارد، آن را انتخاب میکنید. شما اگر بخواهید در صنعت پوشاک یا نساجی کار کنید، نمیتوانید با ارزانفروشی کار کنید بلکه باید با کیفیت کار کنید. ممکن است مدتی مردم از شما لباسهای ارزانقیمت بخرند اما بعد از اینکه میبیند با یکبار شستن، رنگ لباس میرود و زود هم پاره میشود، طرف با خود فکر میکند یکبار اینگونه خرید کردم و حالا پول سه لباس را جمع میکنم و میروم از مغازه دیگری که جنسهای بهتری هم دارد لباس تهیه میکنم و به مغازهای که لباس بهتری دارد میرود.
با تاسیس چنین شبکهای موافقت شده است تا جاهایی مثل آپارات یا بییپتونز بهوجود آیند؟
آپارات یک شبکه اینترنتی است و ما منظورمان بیشتر شبکه تلویزیونی است. نمیدانم قرار است چه اتفاقی رخ دهد. من بهدلیل نوع تعبیری که از این کار میشود، هنوز جرات نکردهام آن را پیگیری کنم.
تمام خوانندهها در سراسر دنیا پیش از آنکه آلبوم خود را منتشر کنند، یک یا دو قطعه تصویری تولید میکنند؛ این آثار دیده میشوند و بازخورد میگیرند؛ ما در موسیقی چنین عرصهای نداریم. واقعا همین مقداری که موسیقی ما در عرصه اقتصادی درآمدزایی دارد نیز اتفاق عجیبی است که چطور بدون هیچ مارکتینگی به این شیوه، هنرمندان عرصه موسیقی فعالیت میکنند. چگونه میتوان این مشکل را حل کرد؟
یکی از بحثهای ما همین بود. شبکههای ایرانی که در خارج از کشور هستند که مثلا برنامه سیاسی ندارند و عناد مستقیمی نیز با جمهوری اسلامی ایران ندارند و تنها یک شبکه غیرمجاز هستند، اگر شما با خوراکی که از نظر نظام معقول است یعنی مثلا ویدئویی از خوانندهای که همهچیز و همه کارهای آن، اعم از ساخت موسیقی، شعر و تصاویرش، بر طبق استانداردهای داخل انجام شده است به این شبکه راه یافته، پنج دقیقه از کنداکتور آن شبکه را پر کنید، بهنظر من نهتنها کار بدی نکردهاید بلکه، از پر شدن آن زمان شبکه از برنامههایی که موردنظر ما نیست حتی جلوگیری کردهاید! و از سویی دیگر فرهنگ داخلیمان را هم صادر کردهایم. این مسئله چیزی است که مسئولان باید درباره آن تصمیم بگیرند اما بههرحال امیدوارم مسئولان حداقل در این مورد بهخصوص، تعمق بیشتری داشته باشند.
موسیقیهای پرطرفدار، معمولا از نظر کیفیت موسیقی نازل هستند. بهنظر شما اگر عامل پرطرفدار شدن، کیفیت نیست پس چه عاملی موسیقی را پرطرفدار میکند؟ خوانندههایی را سراغ دارم که هم موسیقیشان نازل است، هم صدایشان صدای درستی نیست و حتی گرافیک آلبومهایشان نیز خوب نیست ولی یکباره پرطرفدار میشوند.
من اعتقاد دارم چنین چیزی اصلا در موسیقی نیست. اینکه میگویید کیفیت ندارد و طرفدار دارد؛ من فکر نمیکنم اینگونه باشد؛ حتما چیزی دارد. اگر شما به هر موسیقیای که در هر دورهای موفق شده است، نگاهی بیندازید، درمییابید که حتما چیزی داشته است و از این مسئله مطمئن باشید. دورهای خوانندهای آمد که همه میگفتیم که این، یعنی چه؟ این دیگر چه مدل خواندنی است؟ و… بچه من پنج یا ششماه داشت، شاید باورتان نشود موسیقی این خواننده که شروع میشد، شروع میکرد به تکاندادن دستهایش! برای هیچ موسیقی دیگری اینکار را نمیکرد. بچه ششماهه طبیعتا از موسیقی هیچچیز خاصی نمیداند؛ نه علم دارد، نه میداند خواننده چه میگوید. آن چیزی است که من به آن، روح موسیقی میگویم. مطمئن باشید آن اثری که به قول شما ممکن است از نظر صدای خواننده، کیفیت ضبط، آهنگسازی و… کیفیت نازلی داشته، اما طرفدارانی دارد، مطمئن باشید روح موسیقی را در خود دارد و همین روح موسیقی باعث شده است آن اثر بهقول معروف بگیرد.
خوانندههای پرطرفدار ما چگونه میتوانند سطح سلیقه موسیقی مردم را ارتقا دهند و گوش آنها را به موسیقی خوب عادت دهند؟ فکر میکنید ممکن است این مسئله اتفاق بیفتد؟
نمیدانم مثالی که میزنم درست است یا خیر؛ شما یک مغازه لباسفروشی را تصور کنید. میروید لباسی بخرید که قیمت آن ۱۰هزار تومان است، مسلما جنس ۱۰هزار تومانی، بهاندازه قیمتش برای شما کار میکند اما چون تنوع دارد و رنگهای مختلف دارد، آن را انتخاب میکنید. شما اگر بخواهید در صنعت پوشاک یا نساجی کار کنید، نمیتوانید با ارزانفروشی کار کنید بلکه باید با کیفیت کار کنید. ممکن است مدتی مردم از شما لباسهای ارزانقیمت بخرند اما بعد از اینکه میبیند با یکبار شستن، رنگ لباس میرود و زود هم پاره میشود، طرف با خود فکر میکند یکبار اینگونه خرید کردم و حالا پول سه لباس را جمع میکنم و میروم از مغازه دیگری که جنسهای بهتری هم دارد لباس تهیه میکنم و به مغازهای که لباس بهتری دارد میرود.
اینکه شما میگویید کمیت موسیقی در ایران بسیار زیاد است، هیچ شکی در آن نیست. اینکه شاید ۹۵ درصد آثاری که ارائه میشود حتی حداقلهای موسیقی استاندارد را نیز ندارد، در این هم شکی نیست. ممکن است شنیدن این قطعههای کمکیفیت در ماشین و با صداهای بومبوم ضبطصوت ماشین سطح سلیقه مردم را پایین آورده باشد اما گوش هیچگاه به انسان دروغ نمیگوید. یکی از دلایلی که خواننده شدن سخت است، این است که شما نمیتوانید مردم و گوششان را فریب دهید. ممکن است بتوانید با پول خرجکردن هنرپیشه شوید ولی قطعا با این روش خواننده نمیشوید. درنهایت آنچه که برای شما مخاطب جمع میکند، کیفیت موسیقی شما، شامل شعر، آهنگ، تنظیم، صدای خواننده و در مجموع نحوه خواندن است.
تبلیغات متنی
-
یک نماینده: زنان باید موتورسواری را فقط با مربی زن یاد بگیرند
-
واکنش علی ضیا به توهین زننده مجری صداوسیما
-
واکنش وزارت خارجه به احتمال گفتگوی پزشکیان و ترامپ
-
جرایم مالیاتی بخشیده میشود، اما فقط با یک شرط
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
شاخص بورس امروز تاریخی شد!
-
اسکوچیچ برای صدرنشینی ربات به زمین فرستاد!
-
نخستین تصویر از بهنوش طباطبایی در «گیس»
-
بیمه برای این موتورسواران اجباری شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
گرانترین بازیکن فوتبال ایران چه کسی است؟
-
عفو جرایم بیمه برای همه وسایل نقلیه؛ اجرای طرح بخشودگی تا پایان بهمن ۱۴۰۴
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
مجری مسئلهساز شبکه افق عذرخواهی کرد
-
تمرین اسرائیل با شبیهسازی سقوط موشکهای ایرانی
-
طلا باز هم به شدت سقوط کرد
-
رئیس قوه قضاییه: زمان پهلوی مردم تحقیر شدند
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
خطخطی صداوسیما روی اعصاب مردم اتفاق اصلی یکشنبه بود
-
اسرائیل برای توافق ایران و آمریکا سه شرط گذاشت!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اندونگ نه؛ بمب پرسپولیس یک استقلالی دیگر است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر