سارقان صرافی تحت تاثیر «فرار از زندان»
عباس یکی از سارقان صرافی خیابان فردوسی درباره انگیزه خود از سرقت میگوید: «من کشاورز و دامدار هستم و از این راه زندگی خودم را میچرخانم ولی درآمد این کار برای شروع زندگی و تهیه مخارج ازدواج کافی نبود و این موضوع باعث شد که من به فکر سرقت مسلحانه بیفتم.»
ایلنا نوشت: عباس یکی از سارقان صرافی خیابان فردوسی درباره انگیزه خود از سرقت میگوید: «من کشاورز و دامدار هستم و از این راه زندگی خودم را میچرخانم ولی درآمد این کار برای شروع زندگی و تهیه مخارج ازدواج کافی نبود و این موضوع باعث شد که من به فکر سرقت مسلحانه بیفتم.»
پس از اعلام سرقت از صرافی خیابان فردوسی در ۲۸ بهمن ماه بلافاصله تیمی ویژه رسیدگی به سرقت مسلحانه از صرافی خیابان فردوسی را در دستور کار قرار داد و در عرض کمتر از ۴۸ ساعت ماموران پلیس آگاهی موفق به شناسایی و دستگیری سارقان (دو جوان ۲۲ ساله که برای نخستین بار دست به سرقت زدند) شدند. این سارقان حدود ۶۵ میلیون از این صرافی به سرقت برده بودند.
آنها در حالی که با دستبند و پابند به سختی قدم بر میداشتند به داخل ساختمان آگاهی تهران آمدند. فرزاد که در روز حادثه سلاح در دست داشت، حالا به آهستگی حرف میزد و اگر کسی او را در این وضیت میدید گمان نمیکرد که این فرد میتواند به روی شهروندی اسلحه بکشد و همچنین عباس که تنها برای تامین مخارج عروسی خود دست به این سرقت مسلحانه زده است.
در ادامه گفتوگو با این سارقان را میخوانید:
به چه جرمی دستگیر شدید؟
فرزاد: سرقت مسلحانه از صرافی در خیابان فردوسی
نحوه سرقت را برای ما توضیح دهید؟
از پراید که پیاده شدیم سریع خودمان را به داخل مغازه صرافی رساندیم و متوجه شدیم که سه نفر در داخل مغازه حضور دارند وقتی مقاومت آنها را دیدم ترسیدم و به سوی آنها شلیک کردیم.
اسلحه را از کجا تهیه کردید؟
عباس: اسلحه را از شخصی به صورت امانی خریدم و قرار شد بعد از اینکه سرقت به اتمام رسید، ۴ میلیون بابت خرید اسلحه به فروشنده اسلحه بپردازم.
حالا اسلحه کجاست؟
اسلحه را پس از اینکه سرقت تمام شد در مسیر بازگشت به داخل رودخانهای انداختم.
نقشه سرقت چگونه به ذهنت رسید؟
سه، چهار روز قبل هنگامی که در خانه نشسته و مشغول دیدن "فیلم فرار از زندان" بودیم به این فکر افتادیم که ما دو نفر هم میتوانیم با سرقت مسلحانه به پول دست یابیم و پس از آن بود که نقشه سرقت را کشیدیم و پس از آن به تهران آمدیم و بعد از شناسایی صرافی که دو روز به طول انجامید، عملیات سرقت را انجام دادیم.
متاهل یا مجرد هستید؟
عباس: دو ماه است که با همسرم عقد کردیم و قرار بود بعد از اینکه سرقت به اتمام رسید و پول خوبی به دستمان آمد مراسم ازدواج را برگزار کنم.
فرزاد: من چند وقتی است که ازدواج کردم و حالا همسرم باردار است. من میخواستم برای آنها زندگی خوبی بسازم، ولی حالا زندگی هر سه ما خراب شد. تنها دلیل زنده بودنم همسر و فرزندم هستند. امیدوارم یک روزی از این وضعیت رهایی یابم و بتوانم با کار کردن زیاد برای آنها زندگی خوبی بسازم.
شغلتان در کوهدشت چیست؟
عباس: من کشاورز و دامدار هستم و از این راه زندگی خودم را میچرخانم ولی درآمد این کار برای شروع زندگی و تهیه مخارج ازدواج کافی نبود و این موضوع باعث شد که من به فکر سرقت مسلحانه بیفتم.
فرزاد: در کوهدشت کاری برای من وجود ندارد. بیکارم و کاری برای کسب و درآمد پیدا نکردم. در این وضعیت بود که همراه عباس در حال تماشای سریال فرار از زندان بودیم و این فکر اشتباه به ذهن ما رسید که میتوانیم با سرقت مسیر زندگیمان را عوض کنیم.
خودرویی که با آن به صرافی دستبرد زدید را از کجا به دست آوردید؟
فرزاد: پرایدی که با آن به صرافی دستبرد زدیم را یک روز قبل در دهکده المپیک به سرقت بردیم.
مراحل سرقت پراید را برای ما توضیح دهید؟
به عنوان مسافر سوار خودرو شدیم و با استفاده از اسپری فلفل توانستیم راننده را از داخل ماشین پیاده کنیم و پس از آن سوار بر ماشین از محل سرقت خودرو دور شدیم.
آیا پس از سرقت با همان پراید به کوهدشت بازگشتید؟
عباس: خیر، پراید را در تهران رها کردیم و سوار بر اتوبوس به سمت کوهدشت حرکت کردیم.
از این سرقت چقدر عایدتان شد؟
عباس: ۶۵ میلیون که مقداری از این پول به صورت ریال بود و مقداری هم ارز خارجی.
پس از اینکه به کوهدشت رسیدید، خود را مخفی کردید؟
فرزاد: پس از اینکه به کوهدشت رسیدیم هر کس به سمت خانه خودش رفت و قرار شد بعد از چند روز که آبها از آسیاب افتاد قرار بگذاریم تا پولها را بین خودمان تقسیم کنیم که قبل از این موضوع توسط پلیس دستگیر شدیم.
در قسمتی از فیلم میبینیم که هنگامی اسلحه در دستت بود یک تیر شلیک کردی که از نزدیکی شانه عباس گذشت، اگر این تیر به عباس اصابت میکرد چه کار میکردی؟
فرزاد: نمیدانم. واقعیتش این است که در آن لحظه به هیچ چیز نمیتوانستم فکر کنم، حالا که اینجا هستم میگویم که در آن لحظه اگر تیر به عباس اصابت میکرد قادر به تصمیمگیری نبودم زیرا به خاطر جو محیط همه افکارم به هم ریخته بود.
چرا هنگام سرقت، لباستان را عوض نکردید و با لباس محلی به داخل صرافی رفتید؟
عباس: نمیدانم تا به حال به این موضوع فکر نکردم که باید لباس خود را عوض میکردم.
پس از اعلام سرقت از صرافی خیابان فردوسی در ۲۸ بهمن ماه بلافاصله تیمی ویژه رسیدگی به سرقت مسلحانه از صرافی خیابان فردوسی را در دستور کار قرار داد و در عرض کمتر از ۴۸ ساعت ماموران پلیس آگاهی موفق به شناسایی و دستگیری سارقان (دو جوان ۲۲ ساله که برای نخستین بار دست به سرقت زدند) شدند. این سارقان حدود ۶۵ میلیون از این صرافی به سرقت برده بودند.
آنها در حالی که با دستبند و پابند به سختی قدم بر میداشتند به داخل ساختمان آگاهی تهران آمدند. فرزاد که در روز حادثه سلاح در دست داشت، حالا به آهستگی حرف میزد و اگر کسی او را در این وضیت میدید گمان نمیکرد که این فرد میتواند به روی شهروندی اسلحه بکشد و همچنین عباس که تنها برای تامین مخارج عروسی خود دست به این سرقت مسلحانه زده است.
در ادامه گفتوگو با این سارقان را میخوانید:
به چه جرمی دستگیر شدید؟
فرزاد: سرقت مسلحانه از صرافی در خیابان فردوسی
نحوه سرقت را برای ما توضیح دهید؟
از پراید که پیاده شدیم سریع خودمان را به داخل مغازه صرافی رساندیم و متوجه شدیم که سه نفر در داخل مغازه حضور دارند وقتی مقاومت آنها را دیدم ترسیدم و به سوی آنها شلیک کردیم.
اسلحه را از کجا تهیه کردید؟
عباس: اسلحه را از شخصی به صورت امانی خریدم و قرار شد بعد از اینکه سرقت به اتمام رسید، ۴ میلیون بابت خرید اسلحه به فروشنده اسلحه بپردازم.
حالا اسلحه کجاست؟
اسلحه را پس از اینکه سرقت تمام شد در مسیر بازگشت به داخل رودخانهای انداختم.
نقشه سرقت چگونه به ذهنت رسید؟
سه، چهار روز قبل هنگامی که در خانه نشسته و مشغول دیدن "فیلم فرار از زندان" بودیم به این فکر افتادیم که ما دو نفر هم میتوانیم با سرقت مسلحانه به پول دست یابیم و پس از آن بود که نقشه سرقت را کشیدیم و پس از آن به تهران آمدیم و بعد از شناسایی صرافی که دو روز به طول انجامید، عملیات سرقت را انجام دادیم.
متاهل یا مجرد هستید؟
عباس: دو ماه است که با همسرم عقد کردیم و قرار بود بعد از اینکه سرقت به اتمام رسید و پول خوبی به دستمان آمد مراسم ازدواج را برگزار کنم.
فرزاد: من چند وقتی است که ازدواج کردم و حالا همسرم باردار است. من میخواستم برای آنها زندگی خوبی بسازم، ولی حالا زندگی هر سه ما خراب شد. تنها دلیل زنده بودنم همسر و فرزندم هستند. امیدوارم یک روزی از این وضعیت رهایی یابم و بتوانم با کار کردن زیاد برای آنها زندگی خوبی بسازم.
شغلتان در کوهدشت چیست؟
عباس: من کشاورز و دامدار هستم و از این راه زندگی خودم را میچرخانم ولی درآمد این کار برای شروع زندگی و تهیه مخارج ازدواج کافی نبود و این موضوع باعث شد که من به فکر سرقت مسلحانه بیفتم.
فرزاد: در کوهدشت کاری برای من وجود ندارد. بیکارم و کاری برای کسب و درآمد پیدا نکردم. در این وضعیت بود که همراه عباس در حال تماشای سریال فرار از زندان بودیم و این فکر اشتباه به ذهن ما رسید که میتوانیم با سرقت مسیر زندگیمان را عوض کنیم.
خودرویی که با آن به صرافی دستبرد زدید را از کجا به دست آوردید؟
فرزاد: پرایدی که با آن به صرافی دستبرد زدیم را یک روز قبل در دهکده المپیک به سرقت بردیم.
مراحل سرقت پراید را برای ما توضیح دهید؟
به عنوان مسافر سوار خودرو شدیم و با استفاده از اسپری فلفل توانستیم راننده را از داخل ماشین پیاده کنیم و پس از آن سوار بر ماشین از محل سرقت خودرو دور شدیم.
آیا پس از سرقت با همان پراید به کوهدشت بازگشتید؟
عباس: خیر، پراید را در تهران رها کردیم و سوار بر اتوبوس به سمت کوهدشت حرکت کردیم.
از این سرقت چقدر عایدتان شد؟
عباس: ۶۵ میلیون که مقداری از این پول به صورت ریال بود و مقداری هم ارز خارجی.
پس از اینکه به کوهدشت رسیدید، خود را مخفی کردید؟
فرزاد: پس از اینکه به کوهدشت رسیدیم هر کس به سمت خانه خودش رفت و قرار شد بعد از چند روز که آبها از آسیاب افتاد قرار بگذاریم تا پولها را بین خودمان تقسیم کنیم که قبل از این موضوع توسط پلیس دستگیر شدیم.
در قسمتی از فیلم میبینیم که هنگامی اسلحه در دستت بود یک تیر شلیک کردی که از نزدیکی شانه عباس گذشت، اگر این تیر به عباس اصابت میکرد چه کار میکردی؟
فرزاد: نمیدانم. واقعیتش این است که در آن لحظه به هیچ چیز نمیتوانستم فکر کنم، حالا که اینجا هستم میگویم که در آن لحظه اگر تیر به عباس اصابت میکرد قادر به تصمیمگیری نبودم زیرا به خاطر جو محیط همه افکارم به هم ریخته بود.
چرا هنگام سرقت، لباستان را عوض نکردید و با لباس محلی به داخل صرافی رفتید؟
عباس: نمیدانم تا به حال به این موضوع فکر نکردم که باید لباس خود را عوض میکردم.
تبلیغات متنی
-
ماجرای مهمترین جزیره ایران که فقط انبار نفت نیست
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
حقوق ١٠ میلیونی برای دانشجویان دانشگاه تهران
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
روایت تازه از حضور مخفیانه رئیسجمهور در تجمعات
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
لباس چه رنگی بپوشید، پشهها شما را نیش میزنند؟
-
چرا مدل اینترنت چین در ایران قابل پیادهسازی نیست؟
-
هواداران الجزایر و ترکیه پرچم ایران را بالا میبرند!
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
امیرحسین آکادمی گوگوش درگذشت
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
زخمهای بدن انسان، به زودی به تاریخ میپیوندند
-
بانک شخصی خودتان باشید؛ راهنمای ساده و قدمبهقدم ورود به دنیای دیفای (DeFi)
-
تخفیف ۹۵درصدی طرح ترافیک به این خودروها
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
فارس: حمله به کشتی آمریکایی در سواحل قطر
-
جزئیات قتل مریم؛ یک چوپان جسد سوخته را پیدا کرد
-
اقدام جدید برای کاهش مستمری بازنشستگان!
-
این چه کار زشتی است که با علی دایی میکنید؟
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
سلام واقعا این فیلم تاثیر زیادی داره یکی از دوست های منم بد از دیدن این فیلم خودشو بد بخت کرد
اقایان اختلاسگر دولتی هم ایا فیلم میبینند که ان کارها را انجام میدهند . اگر انجام خلاف در اثر دیدن فیلم باشد پس باید خارجیها همه خلافکار باشند پس چرا بر عکس است ....
جالب اینجاست چراسرقت کردی؟بخاطر نداری فقر بخاطر ک بیکاربوده.اونیم ک کارداشته درآمدش کم بوده.جواب گو نبوده
بنظرم این فیلم نباید پخش بشه
خب اینا باید مجازات بشن تا دیگه همچین چیزیی نبینیم.واقعا تاسف اوره خدا همه جوونارو ب راه راست هدایت کنه