عشق اینترنتی، تو زرد از آب در آمد
عشق اینترنتی من بود، در برابرش قدرت تصمیم گیری نداشتم. اما او به یکباره همه چیز را خراب کرد و من فهمیدم فریب خورده ام.
خبرگزاری میزان: عشق اینترنتی من بود، در برابرش قدرت تصمیم گیری نداشتم. اما او به یکباره همه چیز را خراب کرد و من فهمیدم فریب خورده ام.
در یکی از شبکههای اجتماعی با هم آشنا شدیم. روزهای اول فقط از سر شوخی و شیطنت با مهرداد ارتباط داشتم؛ اما هیچ وقت فکر نمیکردم اینقدر وابسته او شوم. مهرداد حرفهای عاشقانه میزد و با هم قول و قرار عاشقانه گذاشته بودیم.
مادرم از این ماجرا خبر داشت. او خودش شبانهروز درگیر گوشی تلفن همراهش بود، برای همین هم نمیتوانست چیزی بگوید. پدرم از دست کارهای ما مثل سیر و سرکه میجوشید و حرص میخورد. او هر روز داد و فریاد راه میانداخت، ولی مادرم توجهی نمیکرد و هر موقع جر و بحثشان بالا میگرفت، قهر میکرد و با هم به خانه پدر بزرگ میرفتیم. مادر بزرگم از او حمایت میکرد. بیچاره پدرم چارهای نداشت جز آن که از ترس آبرویش هم که شده، کوتاه بیاید.
حدود پنج ماه و نیم از آشنایی من و مهرداد گذشت. یک روز که با هم در پارک قرار ملاقات گذاشته بودیم، گفت مادرش مریض است و تا هزینه درمانش را جور نکند، نمیتواند به خواستگاریام بیاید. او حدود چهار میلیون تومان از من پول میخواست. مانده بودم چهکار کنم. نمیخواستم او را از دست بدهم و تمام تلاشم این بود که خیلی سریعتر رابطهمان رسمی شود. مهرداد تمام ذهنم را پر کرده بود و نمیدانستم چه کاری درست است. بدون اطلاع مادرم طلاهایم را فروختم. دو میلیون تومان جور شد. فکرم حسابی درگیر شده بود تا اینکه به خانه دوستم رفتم و طلاهای مادرش را برداشتم. مهرداد پولها و طلاها را گرفت و دیگر جوابم را نداد. هر روز با او تماس میگرفتم، اما تلفن همراهش خاموش بود. این موضوع خیلی آزارم میداد. علاوه بر شکست عشقی به یک دزد
تبدیل شده بودم.
سکوت کرده بودم و خودم را لعن و نفرین میکردم؛ اما با شکایت مادر دوستم موضوع خیلی زود لو رفت و دستم رو شد. ما طلاها را از مهرداد پس گرفتیم. خانواده دوستم آبروداری کردند و از شکایتشان گذشتند؛ اما من سرخورده و بدنام شدم. اعتیاد مجازی من و مادرم به شبکههای اجتماعی، زندگی ما را پوچ و بیروح کرده است.
هشـدار
مهارت تصمیمگیری
سیدمجید موسویراد، روانشناس در این باره میگوید: مهارت تصمیمگیری و انتخاب یکی از مهارتهای اساسی و مهم زندگی است که به معنای غلبه تعقل بر احساس تفسیر میشود. در این پرونده با کلماتی مانند شوخی، شیطنت، وابستگی، حرفهای عاشقانه و... که زنجیرهای از تصمیم و انتخاب بر مبنای احساس روبهرو هستیم که در نهایت نتیجهای غیرمنطقی در پی داشته است. به یقین نمیتوان از تصمیمات نادرست، به نتیجه درست رسید و این نکتهای است که باید همیشه مدنظر داشته باشیم.
وی افزود: در این ماجرا میبینیم پدر و مادر در خانواده دچار اشتباههایی بودند و سوال مهمی که هر پدر و مادری باید به آن توجه کند این که آیا آنها واقعا الگوی مناسبی برای فرزندان خود هستند. در بررسی این ماجرا باید به سوال مهم دیگری نیز پاسخ بدهیم و آن این که مادر خانواده چقدر به تصمیمهای عاقلانه فرزند خود کمک کرده و چه نقشی در به وجود آمدن چنین مشکلی داشته است.
مادرم از این ماجرا خبر داشت. او خودش شبانهروز درگیر گوشی تلفن همراهش بود، برای همین هم نمیتوانست چیزی بگوید. پدرم از دست کارهای ما مثل سیر و سرکه میجوشید و حرص میخورد. او هر روز داد و فریاد راه میانداخت، ولی مادرم توجهی نمیکرد و هر موقع جر و بحثشان بالا میگرفت، قهر میکرد و با هم به خانه پدر بزرگ میرفتیم. مادر بزرگم از او حمایت میکرد. بیچاره پدرم چارهای نداشت جز آن که از ترس آبرویش هم که شده، کوتاه بیاید.
حدود پنج ماه و نیم از آشنایی من و مهرداد گذشت. یک روز که با هم در پارک قرار ملاقات گذاشته بودیم، گفت مادرش مریض است و تا هزینه درمانش را جور نکند، نمیتواند به خواستگاریام بیاید. او حدود چهار میلیون تومان از من پول میخواست. مانده بودم چهکار کنم. نمیخواستم او را از دست بدهم و تمام تلاشم این بود که خیلی سریعتر رابطهمان رسمی شود. مهرداد تمام ذهنم را پر کرده بود و نمیدانستم چه کاری درست است. بدون اطلاع مادرم طلاهایم را فروختم. دو میلیون تومان جور شد. فکرم حسابی درگیر شده بود تا اینکه به خانه دوستم رفتم و طلاهای مادرش را برداشتم. مهرداد پولها و طلاها را گرفت و دیگر جوابم را نداد. هر روز با او تماس میگرفتم، اما تلفن همراهش خاموش بود. این موضوع خیلی آزارم میداد. علاوه بر شکست عشقی به یک دزد
تبدیل شده بودم.
سکوت کرده بودم و خودم را لعن و نفرین میکردم؛ اما با شکایت مادر دوستم موضوع خیلی زود لو رفت و دستم رو شد. ما طلاها را از مهرداد پس گرفتیم. خانواده دوستم آبروداری کردند و از شکایتشان گذشتند؛ اما من سرخورده و بدنام شدم. اعتیاد مجازی من و مادرم به شبکههای اجتماعی، زندگی ما را پوچ و بیروح کرده است.
هشـدار
مهارت تصمیمگیری
سیدمجید موسویراد، روانشناس در این باره میگوید: مهارت تصمیمگیری و انتخاب یکی از مهارتهای اساسی و مهم زندگی است که به معنای غلبه تعقل بر احساس تفسیر میشود. در این پرونده با کلماتی مانند شوخی، شیطنت، وابستگی، حرفهای عاشقانه و... که زنجیرهای از تصمیم و انتخاب بر مبنای احساس روبهرو هستیم که در نهایت نتیجهای غیرمنطقی در پی داشته است. به یقین نمیتوان از تصمیمات نادرست، به نتیجه درست رسید و این نکتهای است که باید همیشه مدنظر داشته باشیم.
وی افزود: در این ماجرا میبینیم پدر و مادر در خانواده دچار اشتباههایی بودند و سوال مهمی که هر پدر و مادری باید به آن توجه کند این که آیا آنها واقعا الگوی مناسبی برای فرزندان خود هستند. در بررسی این ماجرا باید به سوال مهم دیگری نیز پاسخ بدهیم و آن این که مادر خانواده چقدر به تصمیمهای عاقلانه فرزند خود کمک کرده و چه نقشی در به وجود آمدن چنین مشکلی داشته است.
تبلیغات متنی
-
وضعیت برگزاری کلاس تحصیلات تکمیلی در نیمسال دوم
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
علت تفاوت قیمت سکه و طلا چیست؟
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
درخواست یک چهره از احمدینژاد درباره ملاقات با اپستین!
-
جمله معنادار روی لباس چهره مشهور در جشنواره فجر
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
عمو فیتیلهای در اینستاگرام آرزوی مرگ کرد
-
حکم تاریخی کمیته اخلاق؛ ۱۹۰ سال محرومیت
-
قیمت دلار و طلا بعد از خبر مذاکرات پایین کشید
-
آقای گلزار این روزها یک دفعه نگرانتان شدیم!
-
کار استقلال با ستاره خارجیاش به شکایت میکشد
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
امتیازات استقلال و تراکتور صدای اوسمار را درآورد
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
درخواست یک چهره از احمدینژاد درباره ملاقات با اپستین!
-
جمله معنادار روی لباس چهره مشهور در جشنواره فجر
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
چرخش ۱۸۰ درجهای وزارت خارجه نسبت به خبر مذاکرات!
-
جزئیات جدید از گفتوگوی احتمالی ایران و آمریکا
-
سند دیدار جفری اپستین و احمدینژاد لو رفت!
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بیا بعد میگن خر کمه.
بیا بعد میگن خر کمه.
آخه چه اصراری دارین آبرو آدمو ببرین
واقعا که !
برووو بمیر
دیوانه ها
آخه آدم انقد احمق!!!
اخه مردی که خرج مادرشو نمیتونه در بیاره چطور فردا خرج تو وبچه هاتو میداد نفهم