مجید صالحی در آستانه سکته قلبی!
مجید صالحی بازیگری که در اقدامی قابل توجه این روزها با نمایشی به نام «شایعات» به عرصه صحنه بازگشته است در تازه ترین گفتگویش با «تماشا» هم از حضورش در این تئاتر صحبت کرده و هم از غیبت عطاران و مدیری در تلویزیون.
شبکه ایران: مجید صالحی بازیگری که در اقدامی قابل توجه این روزها با نمایشی به نام «شایعات» به عرصه صحنه بازگشته است در تازه ترین گفتگویش با «تماشا» هم از حضورش در این تئاتر صحبت کرده و هم از غیبت عطاران و مدیری در تلویزیون.
*بعد از ۴سال دوباره به صحنه برگشتید ، قبل از اجرا استرس روبهرویی با مخاطب را نداشتید؟
چرا داشتم سکته میکردم ، تپش قلب داشتم بهطوریکه یادم نمیآید هیچوقت اینقدر استرس را یکجا تجربه کرده باشم. با فرزین صابونی صحبت کردم و احمد (ساعتچیان) و جواد(عزتی) کمی آرام شدم. آنها به من گفتند استرس طبیعی است و از آنجایی که تو چندسال است که از صحنه دوری استرست بیشتر از بقیه است. خب قطعاً برای جواد روی صحنه رفتن در این زمان راحتتر است چون قبل از اجرای شایعات ، نمایش «پسران آفتاب» را داشته و به همین خاطر آرامتر بود ، همینطور احمدساعتچیان و برخی از بازیگران دیگر کار.
*چطور با رحمان سیفیآزاد آشنا شدید؟
ایشان و گروهشان را از قدیم میشناختم ، همان زمان که با آقایان رایانی مخصوص و دکتر سلیمانی کار می کردند.اتفاقاً ۱۲سال پیش یک همکاری با هم در نمایش «شبنشینی در جهنم» داشتیم. یادم میآید که آن نمایش پایاننامه من برای لیسانس بازیگری بود. خیلی لذتبخش بود در کنار ایشان و کارکردن با گروهشان و برای همین دوباره اتفاق افتاد.
*تئاتر یک بیرحمی دارد و آن هم این است که بازیگرانش باید هم وقت زیادی بگذارند و هم انرژی زیاد اما دستمزد خوبی برای این کار نمیگیرند و حتی ممکن است کارهای دیگر را هم از دست بدهند. این بیرحمی برای شما آزاردهنده نبود؟
اتفاقاً در شروع تمرینات بودیم که دوتا کار به من پیشنهاد شد. یکی که در یک لوکیشن ثابت بود و من برای ۹ روز کار در آنجا ۱۲برابر دستمزد ۳ماه تمرین و اجرای این نمایش را میتوانستم بگیرم! اما نپذیرفتم به این خاطر که دلم نمی خواست بچه های گروه به خاطر دیرآمدن یا کار دیگر من دچار استرس بشوند و به کارشان خدشه وارد شود. آن دستمزد اصلا به من نمی چسبید اگر یک نفر در گروه از من ناراحت شود. اصلاً پشیمان نیستم از اینکه این کار را کردم. اما از صمیم قلب آرزو می کنم که دستمزد بچههای تئاتری زیاد شود آنها زحمت زیادی میکشند اما اصلاً پول خوبی نمی گیرند. برخی از دوستان تئاتری من به خاطر پول اجاره خانه مجبورند همزمان ۳تا تئاتر کار کنند و این اصلاًمنصفانه نیست.
*در طول این سالها بیشتر درگیر کارگردانی شدهاید. کدامیک برایتان بیشتر اولویت دارد بازیگری یا کارگردانی؟
هیچ کدام برای من اولویت ندارد. دلم نمیخواهد صرفاً به خاطر پول کار کنم اصطلاحاً دوست دارم با کارم حال کنم! اما جدا از همه اینها برای من زندگی خیلی مهم است. من دوست دارم زندگی خوبی داشته باشم و از آن لذت ببرم. اصل زندگی مهم است اینکه بتوانی برای دیگران مهم باشی ، دوست دارم از موقعیتم یواشکی برای شادکردن دل همنوعانم استفاده کنم و از آدمهای جامعهام غافل نشوم. دوست دارم به جای میزان دستمزدم به بچهای فکر کنم که الان یک روپوش ندارد که به مدرسه برود ، این من را بیشتر از این ناراحت میکند که آن نقش به کدام بازیگر رسید و چرا به من نرسید. دوست دارم بیشتر به مادر دوستم فکر کنم که داروهای نایاب می خواهد و پول خریدش را ندارد. این از کارگردانی یک سریال الف ویژه مهمتر است!
*شنیدن این حرف از شما خیلی جالب است آن هم در شرایطی که خیلی از دوستان شما فقط به نقش و پول و رابطه فکر می کنند.
خداشاهده که اینطور نیست!آنها هم دلشان به درد میآید و انسانهای بیرحمی نیستند. اما نمیگویند که کسی خبردار نشود. من میدانم که رضاعطاران به خیلی جاها کمک میکند ، من خبر دارم که جواد عزتی و همسرش سال گذشته سال تحویل در کهریزک بودند ، من میدانم که امیرجعفری به چندتا از بیماران کمک میکند. اما آنها اینقدر باوجدان هستند که تو بوق و کرنا نمیکنند. وظیفهمونه!من هربار که کار خیری کردم با آسمان معامله کردم و ۵برابرش را هم گرفتم.
*پس احتمالاً شما از مخالفان آن همکارانتان بودید که برای کمک به زلزلهزدهها کلی عکس یادگاری گرفتند؟
یک موقع خدای ناکرده از حرف من این استنباط نشود که من دارم کار شرافتمندانه الگوهایی چون پرویزپرستویی ، رضاکیانیان یا کمالتبریزی و... را زیرسوال میبرم ، نه ، اگر از عملکرد خیر و خوب آنها عکسی هست به خاطر زحمات همکاران شماست که دلشان میخواست اقدام خیر الگوهای مردم را رسانهای کنند تا مردم بدانند هنرمندانشان در کنارشان هستند.
*اقبال نمایش «شایعات» نزد مردم نشان میدهد که شما از آن دست بازیگرانی هستید که خیلی محبوبید و مردم هم دوستتان دارند ، گاهی محبوبیت آزارتان نمیدهد؟
برای من بیستسال گذشت. یادم است سال ۷۲ با سام درخشانی کلاس میرفتم و وارد کار شدم تا الان. من نفهمیدم که چطور شد مردم من را شناختند ، چون این اتفاق یکشبه برای من نیفتاد. خیلی ذره ذره بالا آمدم از جنگ آفتاب و سیب خنده و .... من گاهی اوقات یادم میرود که بازیگرم ، مثلا می بینم یک کسی به من زل زده و با لبخند نگاهم میکند اینقدر نگاه میکند که از خودم میپرسم:«این چرا زل زده به من ، اینجوری نگام میکنه؟!» بعد یادم می افتد که بازیگرم! البته یک وقتهایی خیلی حال می دهد ، مثلاً همین دیروز در صف بانک بودم که مردم گفتند بفرمایید ، بفرمایید شما کارتان را انجام دهید!(می خندد)
*مغرور که نمیشوید؟!
تمام تلاشم را میکنم که نشوم. خداراشکر که یک ذره ظرفیت خدا به من داده. از این محبوبیت هم سوءاستفاده نمیکنم.
*یعنی نشده که از کسی پول بگیرید و او را جلوی دوربین ببرید یا معرفیاش کنید؟
نه واقعا. یادم میآید که سر کار «ترش و شیرین» من مشاوررضاعطاران بودم. خیلی پیش می آمد که کسی دلش میخواست بازیگر شود و پیشنهادی می داد اما ما واقعا می خندیدیم و هیچوقت این کار را نکردیم. اگر عطاران عطارانه برای اینکه لطف خدا پشتشه و ازین کارها نکرده.
*شما که اینقدر با رضاعطاران صمیمی هستید چرا از او نمیخواهید به تلویزیون برگردد؟
خب ببینید همه جا باید آدمهای بکر باشند ، او حتماً نباید که در تلویزیون باشد ، دارد در سینما کارش را میکند ، یا مهران مدیری دارد در شبکه نمایش کارش را می کند. تلویزیون هم باید به مهرههای جدید اعتماد کند. مثلاً همین محسن تنابنده دیدید چقدر جواب داد؟ باید تنابندهها را پرورش داد.
*اما خب همه که مدیری و عطاران نمیشوند.
به خاطر اینکه آنها دکترای جذب مخاطب دارند ، رنسانسی با آنها در تلویزیون اتفاق افتاد.
*سریال «سه در چهار» شما هم خیلی مخاطب داشت ، چرا دیگر از آن سریالها نمی سازید؟
آن سریال ۹۳درصد رضایت مخاطب داشت و برای من هم خیلی جالب بود. حقیقتش را بخواهم بگویم این است که الان ۳سال است با علی مسعودی معروف به علی مشهدی مشغول نگارش یک فیلمنامه هستیم که درگیرشیم و می خواهیم برای شبکه یک بسازیم.
*برای چه زمانی قرار است پخش شود؟
مناسب ماه مبارک رمضان است. الان نگارش قسمت چهارم هم تمام شد. داریم به بازیگران فکر می کنیم.
*خودتان هم بازی می کنید؟
نه فقط کارگردانی می کنم.
*شما در زمان کارگردانی هم همان مجیدصالحی بشاش و طناز هستید یا جدی کار می کنید؟
اوایل خیلی عصبی و جدی بودم. یادم است یکی از دوستان میگفت من با کارگردانان زیادی مثل حاتمی کیا و... کار کردم اما از تو خیلی می ترسم. الان خیلی بهتر شدم ، منطقیام و سعی می کنم همهچیز را با آرامش حل کنم.
*بعد از ۴سال دوباره به صحنه برگشتید ، قبل از اجرا استرس روبهرویی با مخاطب را نداشتید؟
چرا داشتم سکته میکردم ، تپش قلب داشتم بهطوریکه یادم نمیآید هیچوقت اینقدر استرس را یکجا تجربه کرده باشم. با فرزین صابونی صحبت کردم و احمد (ساعتچیان) و جواد(عزتی) کمی آرام شدم. آنها به من گفتند استرس طبیعی است و از آنجایی که تو چندسال است که از صحنه دوری استرست بیشتر از بقیه است. خب قطعاً برای جواد روی صحنه رفتن در این زمان راحتتر است چون قبل از اجرای شایعات ، نمایش «پسران آفتاب» را داشته و به همین خاطر آرامتر بود ، همینطور احمدساعتچیان و برخی از بازیگران دیگر کار.
*چطور با رحمان سیفیآزاد آشنا شدید؟
ایشان و گروهشان را از قدیم میشناختم ، همان زمان که با آقایان رایانی مخصوص و دکتر سلیمانی کار می کردند.اتفاقاً ۱۲سال پیش یک همکاری با هم در نمایش «شبنشینی در جهنم» داشتیم. یادم میآید که آن نمایش پایاننامه من برای لیسانس بازیگری بود. خیلی لذتبخش بود در کنار ایشان و کارکردن با گروهشان و برای همین دوباره اتفاق افتاد.
*تئاتر یک بیرحمی دارد و آن هم این است که بازیگرانش باید هم وقت زیادی بگذارند و هم انرژی زیاد اما دستمزد خوبی برای این کار نمیگیرند و حتی ممکن است کارهای دیگر را هم از دست بدهند. این بیرحمی برای شما آزاردهنده نبود؟
اتفاقاً در شروع تمرینات بودیم که دوتا کار به من پیشنهاد شد. یکی که در یک لوکیشن ثابت بود و من برای ۹ روز کار در آنجا ۱۲برابر دستمزد ۳ماه تمرین و اجرای این نمایش را میتوانستم بگیرم! اما نپذیرفتم به این خاطر که دلم نمی خواست بچه های گروه به خاطر دیرآمدن یا کار دیگر من دچار استرس بشوند و به کارشان خدشه وارد شود. آن دستمزد اصلا به من نمی چسبید اگر یک نفر در گروه از من ناراحت شود. اصلاً پشیمان نیستم از اینکه این کار را کردم. اما از صمیم قلب آرزو می کنم که دستمزد بچههای تئاتری زیاد شود آنها زحمت زیادی میکشند اما اصلاً پول خوبی نمی گیرند. برخی از دوستان تئاتری من به خاطر پول اجاره خانه مجبورند همزمان ۳تا تئاتر کار کنند و این اصلاًمنصفانه نیست.
*در طول این سالها بیشتر درگیر کارگردانی شدهاید. کدامیک برایتان بیشتر اولویت دارد بازیگری یا کارگردانی؟
هیچ کدام برای من اولویت ندارد. دلم نمیخواهد صرفاً به خاطر پول کار کنم اصطلاحاً دوست دارم با کارم حال کنم! اما جدا از همه اینها برای من زندگی خیلی مهم است. من دوست دارم زندگی خوبی داشته باشم و از آن لذت ببرم. اصل زندگی مهم است اینکه بتوانی برای دیگران مهم باشی ، دوست دارم از موقعیتم یواشکی برای شادکردن دل همنوعانم استفاده کنم و از آدمهای جامعهام غافل نشوم. دوست دارم به جای میزان دستمزدم به بچهای فکر کنم که الان یک روپوش ندارد که به مدرسه برود ، این من را بیشتر از این ناراحت میکند که آن نقش به کدام بازیگر رسید و چرا به من نرسید. دوست دارم بیشتر به مادر دوستم فکر کنم که داروهای نایاب می خواهد و پول خریدش را ندارد. این از کارگردانی یک سریال الف ویژه مهمتر است!
*شنیدن این حرف از شما خیلی جالب است آن هم در شرایطی که خیلی از دوستان شما فقط به نقش و پول و رابطه فکر می کنند.
خداشاهده که اینطور نیست!آنها هم دلشان به درد میآید و انسانهای بیرحمی نیستند. اما نمیگویند که کسی خبردار نشود. من میدانم که رضاعطاران به خیلی جاها کمک میکند ، من خبر دارم که جواد عزتی و همسرش سال گذشته سال تحویل در کهریزک بودند ، من میدانم که امیرجعفری به چندتا از بیماران کمک میکند. اما آنها اینقدر باوجدان هستند که تو بوق و کرنا نمیکنند. وظیفهمونه!من هربار که کار خیری کردم با آسمان معامله کردم و ۵برابرش را هم گرفتم.
*پس احتمالاً شما از مخالفان آن همکارانتان بودید که برای کمک به زلزلهزدهها کلی عکس یادگاری گرفتند؟
یک موقع خدای ناکرده از حرف من این استنباط نشود که من دارم کار شرافتمندانه الگوهایی چون پرویزپرستویی ، رضاکیانیان یا کمالتبریزی و... را زیرسوال میبرم ، نه ، اگر از عملکرد خیر و خوب آنها عکسی هست به خاطر زحمات همکاران شماست که دلشان میخواست اقدام خیر الگوهای مردم را رسانهای کنند تا مردم بدانند هنرمندانشان در کنارشان هستند.
*اقبال نمایش «شایعات» نزد مردم نشان میدهد که شما از آن دست بازیگرانی هستید که خیلی محبوبید و مردم هم دوستتان دارند ، گاهی محبوبیت آزارتان نمیدهد؟
برای من بیستسال گذشت. یادم است سال ۷۲ با سام درخشانی کلاس میرفتم و وارد کار شدم تا الان. من نفهمیدم که چطور شد مردم من را شناختند ، چون این اتفاق یکشبه برای من نیفتاد. خیلی ذره ذره بالا آمدم از جنگ آفتاب و سیب خنده و .... من گاهی اوقات یادم میرود که بازیگرم ، مثلا می بینم یک کسی به من زل زده و با لبخند نگاهم میکند اینقدر نگاه میکند که از خودم میپرسم:«این چرا زل زده به من ، اینجوری نگام میکنه؟!» بعد یادم می افتد که بازیگرم! البته یک وقتهایی خیلی حال می دهد ، مثلاً همین دیروز در صف بانک بودم که مردم گفتند بفرمایید ، بفرمایید شما کارتان را انجام دهید!(می خندد)
*مغرور که نمیشوید؟!
تمام تلاشم را میکنم که نشوم. خداراشکر که یک ذره ظرفیت خدا به من داده. از این محبوبیت هم سوءاستفاده نمیکنم.
*یعنی نشده که از کسی پول بگیرید و او را جلوی دوربین ببرید یا معرفیاش کنید؟
نه واقعا. یادم میآید که سر کار «ترش و شیرین» من مشاوررضاعطاران بودم. خیلی پیش می آمد که کسی دلش میخواست بازیگر شود و پیشنهادی می داد اما ما واقعا می خندیدیم و هیچوقت این کار را نکردیم. اگر عطاران عطارانه برای اینکه لطف خدا پشتشه و ازین کارها نکرده.
*شما که اینقدر با رضاعطاران صمیمی هستید چرا از او نمیخواهید به تلویزیون برگردد؟
خب ببینید همه جا باید آدمهای بکر باشند ، او حتماً نباید که در تلویزیون باشد ، دارد در سینما کارش را میکند ، یا مهران مدیری دارد در شبکه نمایش کارش را می کند. تلویزیون هم باید به مهرههای جدید اعتماد کند. مثلاً همین محسن تنابنده دیدید چقدر جواب داد؟ باید تنابندهها را پرورش داد.
*اما خب همه که مدیری و عطاران نمیشوند.
به خاطر اینکه آنها دکترای جذب مخاطب دارند ، رنسانسی با آنها در تلویزیون اتفاق افتاد.
*سریال «سه در چهار» شما هم خیلی مخاطب داشت ، چرا دیگر از آن سریالها نمی سازید؟
آن سریال ۹۳درصد رضایت مخاطب داشت و برای من هم خیلی جالب بود. حقیقتش را بخواهم بگویم این است که الان ۳سال است با علی مسعودی معروف به علی مشهدی مشغول نگارش یک فیلمنامه هستیم که درگیرشیم و می خواهیم برای شبکه یک بسازیم.
*برای چه زمانی قرار است پخش شود؟
مناسب ماه مبارک رمضان است. الان نگارش قسمت چهارم هم تمام شد. داریم به بازیگران فکر می کنیم.
*خودتان هم بازی می کنید؟
نه فقط کارگردانی می کنم.
*شما در زمان کارگردانی هم همان مجیدصالحی بشاش و طناز هستید یا جدی کار می کنید؟
اوایل خیلی عصبی و جدی بودم. یادم است یکی از دوستان میگفت من با کارگردانان زیادی مثل حاتمی کیا و... کار کردم اما از تو خیلی می ترسم. الان خیلی بهتر شدم ، منطقیام و سعی می کنم همهچیز را با آرامش حل کنم.
تبلیغات متنی
-
هشدار رسانه معروف به آمریکا درباره خطرات جنگ با ایران
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
شوک امشب؛ سلام به پراید یک میلیارد تومانی!
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
علت انفجار در بندرعباس اعلام شد
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
چرا سفرمارکت بهترین قیمت بلیط هواپیما را به شما ارائه می کند؟
-
ویتکاف: دیدارم با فرستاده پوتین سازنده بود
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
در خانه و هنگام حمله هوایی، این نکات را رعایت کنید
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
یک ادعا: گزینه جنگ از دستور کار آمریکا خارج شد
-
پاسخ یک مقام ارشد عرب درباره اهداف آمریکا در ایران
-
واکنش رسمی تلآویو به انفجار امروز در بندرعباس
-
خداحافظی تلخ یک ملیپوش از تیم ملی
-
شوک شبانه به صرافیهای ارز دیجیتال در ایران
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
اقای صالحی عزیز هنرمند محبوب ومردمی کشورم برایت ارزوی موفقیت وسلامتی میکنیم وبرای مردم عزیز کشورمون صلح وصفا وصمیمیت وکمی ارامش
پاسخ ها
از فیلمهایی که با تحقیر کردن تو سری زدن یک فرد باعث خندیدن بشن بدددددددم میاد
خبرنگاری وخبرنویسی واقعا یعنی تیتری بزنی برای جذب مخاطب که هیچ ربطی به خود خبر نداره؟؟؟ فکر می کنم دیگه باید خوندن خبرای این سایت رو کنار گذاشت چون تیترها اصلا قابل اعتماد نیستند.
لازم نیست واسه بازدید از صفحه چنین تیترهایی بزنین مینوشتین مصاحبه با صالحی کافی بود...
آخه يني چي ؟! خودم ك از ناراحتي داشتم سكته ميزدم اشك تو چشام پرشده بود ك فهميدم ك سرب سر آدما ميذارين تا بازديد سايتتون بيشترشه
اگه آقاي صالحي بفهمه واقعا ناراحت ميشه