بهناز جعفری: ستاره نیستم اما انعطافپذیرم
«بهناز جعفری» در اوایل دهه ۷۰ با نمایش «سلطان مار» نوشته «بهرام بیضایی» و کارگردانی «گلاب آدینه» پا بر صحنه تئاتر گذاشت و همزمان با تحصیل در رشته ادبیات نمایشی و فارغشدن از آن تجربههای کاری خوبی با فیلمسازان خوبی داشته است.
روزنامه شرق: «بهناز جعفری» در اوایل دهه ۷۰ با نمایش «سلطان مار» نوشته «بهرام بیضایی» و کارگردانی «گلاب آدینه» پا بر صحنه تئاتر گذاشت و همزمان با تحصیل در رشته ادبیات نمایشی و فارغشدن از آن تجربههای کاری خوبی با فیلمسازان خوبی داشته است. نقشهای گوناگونی را بر صحنه تئاتر و سینما آفریده و دو بار در جشنواره بینالمللی فجر برای فیلمهای «خانهای روی آب» و «تلفن همراه رئیسجمهور» برنده سیمرغ شده و مورد تقدیر قرار گرفته است. مدتی است که بیماری «اماس» درام سختی را در برابر او قرار داده، اما او با پشتکار و انرژی خوبی که دارد، همچنان استوار روی صحنه ایستاده و از پس این نقش و دیالوگهای سخت آن به خوبی برآمده است. فیلم «سهرخ» آخرین ساخته «جعفر پناهی» با بازی خوب او در یکی از بهترین سئانسهای «هفتادویکمین فستیوال فیلم کن» به نمایش درآمد و مورد استقبال شدید تماشاچیان قرار گرفت. بعد از اختتامیه جشنواره فرصتی شد تا در کن با این بازیگر که به قول خودش «ستاره نیست، اما انعطافپذیر است» گفتوگویی داشته باشم.
شما سالهاست که در صحنه تئاتر، پرانرژی در حال فعالیت هستید و همچنین سابقه کاری خوبی در سینمای ایران با داشتن دو جایزه از جشنواره فجر دارید. کار با جعفر پناهی چه چیز جدیدی به تجربیات شما اضافه کرد؟
من با کارگردانان خوبی کار کردم که زبان سینمای آنها به واقعیت و نوعی سینمای مستند نزدیک بود، مثل کیانوش عیاری، سمیرا مخملباف و حتی «پیروز کلانتری» با مستند «تنها در تهران» که پرترهای از زندگی من بود و حالا «جعفر پناهی». تجربه من ماحصل نزدیکی خودم به واقعیت «بهناز جعفری» است و به همین دلیل با اسم خودم در این نقش ظاهر شدم و این همان چیزی بود که کارگردان از من توقع داشت و ذکر این نکته حائز اهمیت است که من بدون حواشی مربوط به کار آقای پناهی، تمامقد بهعنوان یک بازیگر در این کار حضور داشتم.
تقریبا ۱۸ سال بین اولین حضور شما در جشنواره کن تا به امروز میگذرد. فضاسازی واقعگرایانه فیلم «تختهسیاه» نیز به نوعی سینمای مستند داستانی نزدیک بود، آیا فکر نمیکنید این تجربه زمینهساز حضور دوباره شما در جشنواره کن باشد؟
من با کارگردانان درجهیکی کار کردهام که هیچگاه از دست یکدیگر کپی نکردند. درواقع وقتی سراغ من میآمدند دنبال یک ویژگی از من بودند. خیلی ستاره نیستم و درعینحال انعطافپذیرم، سعی میکنم در کمپوزیسیون محیط کاری که قرار دارم خودم را هرچه زودتر با عوامل فیلم تطبیق دهم و با زبان کارگردان هماهنگ شوم و درعینحال فالش و خودمحور نباشم. من در یکی از فیلمهایی که «شهاب رضویان» ساخت، نقش بهنازی را بازی کردم که دچار چالش با یکی از طرفدارانش شده بود و در آن فیلم هم از من بهعنوان یک استار دعوت نشد، بلکه بهعنوان بازیگری که سعی دارد دردهای یکی از طرفدارانش یا بهنوعی یک همنوع را درک کند، حاضر شدم.
برداشت شما از علت حضور این فیلم در جشنواره کن چیست و این موقعیت و موفقیت بهوجودآمده را چطور ارزیابی میکنید؟
خوشبختانه زبان سینمای آقای پناهی و انتخاب ایده، باعث شده تا کارگردان به زبانی جهانشمول دست پیدا کند و همین باعث همذاتپنداری خوبی با مخاطب غیرایرانی شده و در انتها تبدیل به نوعی کاتارسیست (پالایش روح) میشود. سینما تکامل هنرهای مختلف و پیچیده است. وقتی میبینم که از این نوع زبان سینما و این درد مشترک چنین استقبالی صورت میگیرد، خیلی خوشحال میشوم. حتی در مصاحبههای مختلفی که در طول جشنواره کن داشتیم متوجه شدم که خود اروپاییها سالیانسال نتوانستند در رسیدگی به حقوق زنان با توجه به قوانین مدونی که دارند موفق ظاهر شوند و به سادگی از سنتهای رایج خود رهایی یابند.نمونه بارز آن فیلم «شکسپیر عاشق» است که زنها تا یک سنی اجازه بازی در صحنه تئاتر را نداشتند؛ اتفاقی که امروز در نمایشهای آیینی و سنتی ما مثل تعزیه نیز وجود دارد که نقش زنها توسط پسربچهها خوانده و اجرا میشود و من امیدوارم تا جایی که امکان دارد سایه این تعصبات و سنتها کمرنگتر شود.
کمی راجع به زیرمتن فیلم صحبت کنیم؛ سه نسل از بازیگران سینمای ایران در این فیلم توسط کارگردان رصد شدهاند؛ نسلی که خانهنشین شده و گاه به زندگی در روستا خو گرفته و نسل فعلی بازیگران سینما که مانند بهناز جعفری با تردید به مسائل و معضلات جامعه خیره شدهاند، اما سؤال من راجع به نسل آینده سینمای ایران است که ناامید و افسرده است و در این فیلم برای حضور در سینما دست به یک «بازیدربازی» میزند تا با هر ترفندی که شده، حتی با فریب دیگران به جهان سینما نفوذ کند. نظر شما دراینباره چیست؟
به نظرم دست بهترفندزدن بخش بیرونی این اثر به شمار میآید! من این سه نسل گذشته، حال و آینده را در هر بشری میبینم! در ایران از این گذشته گریزی نیست! گذشتهای که با یک انقلاب و جنگ درگیر بوده و امروز ادامه بقای این نسل پرهیزکردن و دوربودن از صحنه است.
بازیگران زنی که در گذشته تلاش و مبارزه خود را به اندازه کافی با خانوادههایشان انجام داده اما ناگهان با یک انقلاب و کمی بعد با جنگی ناخواسته مواجه میشوند، طبعا شانسی برای ادامه این حرفه پیدا نمیکنند! نسل حال که من نماینده آن هستم، با اضطراب و تردید به همهچیز خیره شده است، اما به نظر من نسل آینده امیدوار است و در این فیلم با نشانههای صلحطلبانهای مثل بادکنک سفید روی آن تأکید شده است. من فکر میکنم عناصری چون «روشنایی، نور و امید» با این نسل همراه است؛ حتی چادر سفیدی که در انتهای فیلم از پیچوخم جادهای طولانی و از جلوی ماشین فیلمساز یا همان راوی اثر عبور میکند، ماجراهای زیادی را طی کرده و اکنون به نقطهای رسیده که امیدوار به آینده است.
این بازیگر را در ایفای نقش خیلی خلاق و توانا ندیدم، به نظرم رسید شاید فیلمساز با انتخاب آگاهانه او سعی در توضیح این نکته دارد که بازیگران نسل آینده سینمای ایران در ارائه نقشهای اجتماعی خویش ضعیفاند یا شاید بهتر بود بازیگر دیگری برای این نقش پیدا میشد.
اتفاقا او بازیگر نبود و چهره بکری داشت و همین عامل خوبی در انتقال اثر است.
پس موافقید که انتخاب او آگاهانه بود؟
کاملا آگاهانه بود و انتخاب درستی بود. اگر چهرهای آشنا داشت، موضوع فیلم که قرار است کسی بازیگر شود با هسته درام جور درنمیآمد و طبعا بازیگر این نقش باید یک تازهکار به نظر میرسید و چگونگی انتخاب او ماجرای دیگری دارد که از این بحث دور است.
«راینر فاسبیندر»، فیلمساز فقید آلمانی معتقد بود بایسته و شایسته است که فیلمها از فیلمبودن خارج شوند و مخاطب را به واقعیتهای اجتماعی نزدیک کنند. من فکر میکنم این فیلم در فیلمبودن «سهرخ» در انتها با واقعیتهای اجتماعی جامعه خوب چفت شده است. مخاطب از طریق داستان فیلم با جهان سینما و همزمان مقاومت جامعهای سنتی در برابر سینما آشنا میشود، آیا فکر نمیکنید که همین «فیلم در فیلمبودن» فرم و طراوت واقعگرایانهای به هر کدام از رخهای فیلم داده است؟
فیلم با یک شوک شروع میشود. سکانس افتتاحیه صحنه خودکشی و دارزدن یک دختر است؛ درواقع هجوم، تجاوز و حضور تکنولوژی حتی در یک روستا قادر است که زندگی آدمها را تغییر دهد و حتی شتکهای این فضای مجازی که خود از آن گریزانم، دامنگیر من نیز در این کار شده است. این فیلم در فیلمبودن بهنظرم اتفاق خیلی جذابی بهشمار میآید. خیال و وهمی که جعفر پناهی با تلخی به خورد مخاطب میدهد، مثل یک شکلات تلخ است که هم لذتبخش است و هم کام انسان را تلخ میکند.
«کشف جوهره نقش و ابلاغ آن به تماشاگر» ازسوی بازیگر شکل میگیرد، شما که در سالن نمایش حضور داشتید، عکسالعمل تماشاچیان نسبت به فیلم را چطور دریافتید، آیا جوهره درام از طریق بازیها انتقال پیدا کرد؟
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. جدا ازخودشیفتگیها و منیتها، صادقانه بگویم که شایستگی اتفاقات خوب را دارم. به جشنوارهای آمدهام که صاحب اثر در آن غایب است و همدلی خانواده سینما در این رویداد بزرگ سینمایی باعث خوشحالی من شد. باور کنید امیدوار بودم که آقای پناهی در دقیقه 90 همراه ما باشند، ولی غایببودن او با همدلی، دلسوزی و تشویق بیشتر مخاطبان همراه شد. حتی همین تأسفخوردنها و همدردی مردم برای من خیلی دلنشین بود. بهعنوان یک هنرمند معتقدم که امروز ما باید دچار زبانی جهانی شویم، ما نباید خود در یک دایره بسته نگه داریم و دور باطل بزنیم؛ مجبوریم که در حیطه کاری خود این دایره را بزرگتر کنیم و به دایرهای به اندازه جهان برسیم.
آیا سؤالی هست که توقع داشتید درباره این فیلم از شما پرسیده شود و من نپرسیده باشم؟
برای من خیلی خوب بود که شما فیلم را با دقت دیدید و سؤالات سنجیدهای مطرح کردید و خوشحالم از این چالشی که به وجود آمد. در آخر امیدوارم آقای پناهی بتوانند فیلمشان را در کشور خودشان نمایش دهند.
«بازی رخ ادامه دارد» عنوان مطلبی بود که چندی پیش راجعبه فیلم «سهرخ» در همین ستون هنری روزنامه «شرق» نوشتم؛ حرکت رخ در شطرنج مستقیم نیست و فیلمساز با این حرکات ضربدری و غیرقابلپیشبینی رخهایش توانسته به راهحل جدیدی برای ادامه فیلمسازی دست پیدا کند. او قادر است درهای بسته را باز کند.
در جامعه ما خیلیها به بازکردن این درها عادت دارند و به شیرینی و زیبایی از عهده این کارها بر میآیند، گاهی اوقات سانسور خود وسیلهای میشود تا راههای زیباتری برای هنرمندان پیدا شود و به همین دلیل خیلی خوشحالم که پناهی نیز توانست با این فیلم و گرفتن این جایزه بزرگ، یک قدم به جلو بردارد.
من معتقدم که خوشبختی برای کسانی به وجود میآید که قدر آن را میدانند و خوشحالم که شما بهعنوان بازیگری که سالها روی صحنه تئاتر و سینما حضور داشتید، توانستید بالاخره به حق خودتان برسید. امیدوارم که با حضور در این نقش و فیلمی که برنده بهترین فیلمنامه از جشنواره کن شد، فرصت خوبی برای آینده کاری شما مهیا شود تا به موفقیتهای بهتری دست پیدا کنید.
تبلیغات متنی
-
مهمترین گزینه سرمربیگری استقلال منتفی شد
-
پیغام معنادار پزشکیان به آمریکا درباره جنگ
-
ویدئویی از متروی تهران که کاملا شبیه این روزهاست
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
آملیلاریجانی: اقدام اروپا بدون پاسخ نمیماند
-
پیشنهاد احمد ایراندوست به مردم درباره روزهای اخیر
-
دلنوشته تلخ و احساسی ستاره تیم ملی در واکنش به وقایع اخیر
-
نوری المالکی نامزد نهایی نخستوزیری عراق شد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
یوسف تیموری پیغام تسلیت فرستاد
-
سقوط قیمت تتر بعد از خبر مذاکرات توسط لاریجانی
-
اقدام خاص بحرینیها در آستانه تحولات خاورمیانه
-
هشدار رسانه معروف به آمریکا درباره خطرات جنگ با ایران
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
یک ادعا: گزینه جنگ از دستور کار آمریکا خارج شد
-
پاسخ یک مقام ارشد عرب درباره اهداف آمریکا در ایران
-
واکنش رسمی تلآویو به انفجار امروز در بندرعباس
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
این جمله ستاره نیستم ولی خیلی انعطاف پذیرم از آن جمله های است که ممکنه هر صد سال یه نفر پیدا بشه بگه باید قابش گرفت ولی با ترجمه اش در ذیل آن.
ایششش بدم میاد ازاین زنه.