۲۰ سوال وزیر سابق از محمود احمدی نژاد
وزیر سابق علوم با اشاره به برخی از چالشهای خود در دولت دهم به جزییاتی از اولین دیدار خود پس از خانه نشینی با احمدی نژاد پرداخت.
خبرگزاری تسنیم: وزیر سابق علوم با اشاره به برخی از چالشهای خود در دولت دهم به جزییاتی از اولین دیدار خود پس از خانه نشینی با احمدی نژاد پرداخت.
اهم اظهارات دانشجو در ادامه می آید:
*(درباره خانه نشینی ۱۱ روزه احمدی نژاد)حالا اسمش را نمیدانم، ایشان میگویند خانهنشینی نبوده کارها را انجام میدادند، اما بعید میدانم هیچ کدام از وزرا این کار را تأیید کرده باشند، بالاخره من هم معترض بودم و هستم، به ایشان هم صراحتاً گفته بودم این چه کاری است میکنی؟ بعد از اینکه رفتند و نیامدند و در جلسه دولت حاضر نشدند پرسیدم از اطرافیان که ایشان کجاست و بالاخره رفتم مقابل درب خانه ایشان. دوستم بود، دوستم است، دوستش دارم، وقتی میگویم دوستش دارم، واقعاً قلبا دوستش دارم.
*همین الان هم معتقدم از بعد کارهای اجرایی و زحماتی که آقای احمدینژاد کشیده هیچ رئیسجمهوری نمیتواند با او رقابت کند. اگر ۲۷ سال قبل از ایشان را از نظر کاری و اجرایی یک طرف قرار بدهید و ۸ سال آقای احمدینژاد را هم طرف دیگر، کفه ترازو در ۸ سال ایشان یعنی دولتهای نهم و دهم سنگینتر خواهد بود. بعید میدانم در ۲۷ سال آینده هم کسی به اندازه ایشان بتواند کار کند.
*از طرف دیگر واقعیت این است که آقای احمدینژاد گفتمان و شعارهای انقلاب را سر دست گرفت و احیا کرد. دورهای به نام دوم خرداد یا اصلاحات را که یادمان نرفته، برخی میگفتند گفتمان امام برای موزهها است، نه اینکه در پستو و پنهان این را بگویند بلکه علنا این را اعلام میکردند و در روزنامههایشان مقاله مینوشتند و تیتر میزدند.
*در این دوره علنا میگفتند گفتمان امام و انقلاب باید به موزه بپیوندد. علنا میگفتند انقلاب تمام شده است! مگر انقلاب چیزی است که تمام شود. انقلاب یک امر مستمر است، مثل یک ماشین است که در سربالایی حرکت میکند موتورش را خاموش کنی نمیایستد بلکه به عقب برمیگردد، موتورش چیست؟ موتورش همین گفتمان امام و انقلاب و آرمانهاست. اگر اجازه داده شود این موتور را عوض کنند یا خدای نکرده از حرکت بیاندازند انقلاب ماهیت خود را از دست میدهد. همین کاری که عدهای الان هم طمع کردهاند، میخواهند شعارها و آرمانهای انقلاب یعنی موتور محرکه انقلاب را تحریف کنند، میگویند دیگر وقت "مرگ بر" نیست، وقت برائت نیست، باید با همه دوست بود برخیها در دوره اصلاحات هم همین شعارها را میخواستند جایگزین شعارهای انقلاب کنند.
*آوردن احساس من در آن زمان روی کاغذ خیلی سخت است، من احمدینژاد را دوستش دارم به عنوان یک آدمی که برای مملکت زحمات زیادی کشید. فردی که دولت را در بین لایههای مردم برد و از حالت تشریفاتی خارجش کرد، اینکه رئیسجمهور بنشیند در بنز ۱۵ تا بنز پشت سرش و ۱۰ تا بنز جلویش و راه بیفتد از این جلسه به آن جلسه، رئیسجمهور در کاخ فلان جا بنشیند قبل او اینجوری بود، آقای احمدینژاد آمد در خانهای زندگی کرد که خانهاشرا همه دیدهاند، تمام اسباب و اثاثیه آقای احمدینژاد را پشت یک وانت بار میتوانی بگذاری، همین الان هم همین کار را میتوان کرد. نمیدانم رفتید آنجایی که در پاستور او و خانوادهاش زندگی میکرد. متأسفانه برخی رسانهها فقط آن قسمت خالی لیوان را میبینند، بعضیها ندانسته ولی برخی با برنامه این کار را کردند. در دو سال آخر سیاهنماییهایی که صورت میگرفت با برنامه صورت میگرفت، این را داشتم میگفتم من رفتم خدمت آقای احمدینژاد با او روبوسی کردم و گریهام گرفت. فکر میکنم روز دوم بود، روز اول گذشته بود، البته ایشان گفته بود کسی نیاید، به من گفت تو بیا. یکبار از من سوال کردند بزرگترین چالش من با آقای احمدینژاد چه بود، گفتم دوستیمان، گفتند بهترین خاطرهتان گفتم دوستیمان. ایشان هم بالاخره محبتی به من داشت و شاید هنوز هم دارد.
*رفتم درب منزل، بسیار متأثر بودم، بعد من از ایشان سوال کردم، اولین سؤالی که کردم این بود؛ گفتم فرض محال که محال نیست، در حالی که هر دو بغض کرده بودیم البته دفعه اول نبود این حالت پیش میآمد، وقتی پدر ایشان فوت کرده بود و من مسجد رفتم حدود یکی دو دقیقه من روی شانه ایشان و ایشان روی شانه من جلوی همه گریه میکردیم، این محبت و دوستی دوجانبه بود و هنوز هم هست. گفتم فرض محال که محال نیست، فرض کن من رئیسجمهور بودم تو هم که رفیق بیست و چند ساله من هستی، اگر من اینکار را کرده بودم تو چه نصیحتی به من میکردی برو همان کار را انجام بده. که بعدش آن صحبت را کرد که مگر من چه کار کردهام وکاری نکردهام. بماند؛ برای من هیچ وقت حل نشد هنوز هم حل نشده است.یک بار به ایشان گفتم انشاءالله این دورهها تمام میشود تو میآیی در اتاقت در دانشگاه علم و صنعت ایران، من هم در اتاق خودم، اتاقهایی که هر چند کوچک اما بسیار باصفاست، آن وقت خارج از این همه بده بستانها و معاملات سیاسی که صورت میگیرد من ۲۰ سوال دارم که میآیم و این سوالها را میپرسم و تو هم انشاءا... صمیمانه به من جوابها را میدهی. دوستانه با یکدیگر مینشینیم، شاید من دارم اشتباه میکنم، حداقل در درون راحت میشوم.
*اصلاً، با توجه به چیزی که در دانشگاه آزاد اتفاق افتاد یا نیفتاد نیست. جناب آقای هاشمی یک موقع، در آن هشت سال دفاع مقدس و سالهای بعد میآمدند خطبه نماز جمعه را میخواندند، ما هم مثل همة حزبالهیها و بسیجیها انتظار میکشیدیم برای اینکه ایشان تشریف بیاورند و خطبههای نماز جمعه را با آن شور و هیجان انقلابی و منطبق بر آرمانهای انقلاب بخوانند. گفتمان ایشان و انقلابی بودن فرمایشاتشان را دوست داشتیم، حالا اگر گفتمان و افکار عوض شود، نوع نگاه ما هم عوض میشود.
*من هیچ وقت بیاحترامی به آقای هاشمی را درست نمیدانم، هیچ زمانی. اما نوع نگاه سیاسی ایشان در حال حاضر با نگاه من متفاوت است ولی در هر صورت بیاحترامی به ایشان را جایز نمیدانم. البته گذشته افراد، چه خوب و چه بد، مطلق نیست، تاریخ اسلام هم این را نشان داده است. حضرت امام هم فرمودند من اگر به اقتضاء حال افراد از کسی تعریفی میکنم، تعریف من از افراد به وضع فعلی افراد است. (البته این عین کلام امام نیست اما مضمون فرمایش ایشان همین بود). افراد چه خواص و چه عوام، خصوصاً خواص به خاطر اثرگذاری که در جامعه دارند، با محک ولایتمداری در عمل سنجیده میشوند وگرنه خیلیها لاف ولایتمداری زدند و در عمل کم آوردهاند. هم در تاریخ اسلام این را دیدهایم و هم در تاریخ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران.
*مرور زمان و اعمال افراد خودش صحت و سقم این مساله را نشان داد. آقای هاشمی کاندیدا شد، احراز صلاحیت هم نشد من هم که خبر نداشتم احراز صلاحیت میشود یا نمیشود، من هم کاندیدا نشدم. همان موقع هم مصاحبه و تکذیب کردم. هیچوقت چنین حرفی را نزده بودم چون اصلاً انگیزهای برای این کار نداشتم. همان موقع هم گفتم کذب محض است برخی رسانهها هم این موضوع یعنی اعلام کذب بودن این خبر را اعلام کردند.
اهم اظهارات دانشجو در ادامه می آید:
*(درباره خانه نشینی ۱۱ روزه احمدی نژاد)حالا اسمش را نمیدانم، ایشان میگویند خانهنشینی نبوده کارها را انجام میدادند، اما بعید میدانم هیچ کدام از وزرا این کار را تأیید کرده باشند، بالاخره من هم معترض بودم و هستم، به ایشان هم صراحتاً گفته بودم این چه کاری است میکنی؟ بعد از اینکه رفتند و نیامدند و در جلسه دولت حاضر نشدند پرسیدم از اطرافیان که ایشان کجاست و بالاخره رفتم مقابل درب خانه ایشان. دوستم بود، دوستم است، دوستش دارم، وقتی میگویم دوستش دارم، واقعاً قلبا دوستش دارم.
*همین الان هم معتقدم از بعد کارهای اجرایی و زحماتی که آقای احمدینژاد کشیده هیچ رئیسجمهوری نمیتواند با او رقابت کند. اگر ۲۷ سال قبل از ایشان را از نظر کاری و اجرایی یک طرف قرار بدهید و ۸ سال آقای احمدینژاد را هم طرف دیگر، کفه ترازو در ۸ سال ایشان یعنی دولتهای نهم و دهم سنگینتر خواهد بود. بعید میدانم در ۲۷ سال آینده هم کسی به اندازه ایشان بتواند کار کند.
*از طرف دیگر واقعیت این است که آقای احمدینژاد گفتمان و شعارهای انقلاب را سر دست گرفت و احیا کرد. دورهای به نام دوم خرداد یا اصلاحات را که یادمان نرفته، برخی میگفتند گفتمان امام برای موزهها است، نه اینکه در پستو و پنهان این را بگویند بلکه علنا این را اعلام میکردند و در روزنامههایشان مقاله مینوشتند و تیتر میزدند.
*در این دوره علنا میگفتند گفتمان امام و انقلاب باید به موزه بپیوندد. علنا میگفتند انقلاب تمام شده است! مگر انقلاب چیزی است که تمام شود. انقلاب یک امر مستمر است، مثل یک ماشین است که در سربالایی حرکت میکند موتورش را خاموش کنی نمیایستد بلکه به عقب برمیگردد، موتورش چیست؟ موتورش همین گفتمان امام و انقلاب و آرمانهاست. اگر اجازه داده شود این موتور را عوض کنند یا خدای نکرده از حرکت بیاندازند انقلاب ماهیت خود را از دست میدهد. همین کاری که عدهای الان هم طمع کردهاند، میخواهند شعارها و آرمانهای انقلاب یعنی موتور محرکه انقلاب را تحریف کنند، میگویند دیگر وقت "مرگ بر" نیست، وقت برائت نیست، باید با همه دوست بود برخیها در دوره اصلاحات هم همین شعارها را میخواستند جایگزین شعارهای انقلاب کنند.
*آوردن احساس من در آن زمان روی کاغذ خیلی سخت است، من احمدینژاد را دوستش دارم به عنوان یک آدمی که برای مملکت زحمات زیادی کشید. فردی که دولت را در بین لایههای مردم برد و از حالت تشریفاتی خارجش کرد، اینکه رئیسجمهور بنشیند در بنز ۱۵ تا بنز پشت سرش و ۱۰ تا بنز جلویش و راه بیفتد از این جلسه به آن جلسه، رئیسجمهور در کاخ فلان جا بنشیند قبل او اینجوری بود، آقای احمدینژاد آمد در خانهای زندگی کرد که خانهاشرا همه دیدهاند، تمام اسباب و اثاثیه آقای احمدینژاد را پشت یک وانت بار میتوانی بگذاری، همین الان هم همین کار را میتوان کرد. نمیدانم رفتید آنجایی که در پاستور او و خانوادهاش زندگی میکرد. متأسفانه برخی رسانهها فقط آن قسمت خالی لیوان را میبینند، بعضیها ندانسته ولی برخی با برنامه این کار را کردند. در دو سال آخر سیاهنماییهایی که صورت میگرفت با برنامه صورت میگرفت، این را داشتم میگفتم من رفتم خدمت آقای احمدینژاد با او روبوسی کردم و گریهام گرفت. فکر میکنم روز دوم بود، روز اول گذشته بود، البته ایشان گفته بود کسی نیاید، به من گفت تو بیا. یکبار از من سوال کردند بزرگترین چالش من با آقای احمدینژاد چه بود، گفتم دوستیمان، گفتند بهترین خاطرهتان گفتم دوستیمان. ایشان هم بالاخره محبتی به من داشت و شاید هنوز هم دارد.
*رفتم درب منزل، بسیار متأثر بودم، بعد من از ایشان سوال کردم، اولین سؤالی که کردم این بود؛ گفتم فرض محال که محال نیست، در حالی که هر دو بغض کرده بودیم البته دفعه اول نبود این حالت پیش میآمد، وقتی پدر ایشان فوت کرده بود و من مسجد رفتم حدود یکی دو دقیقه من روی شانه ایشان و ایشان روی شانه من جلوی همه گریه میکردیم، این محبت و دوستی دوجانبه بود و هنوز هم هست. گفتم فرض محال که محال نیست، فرض کن من رئیسجمهور بودم تو هم که رفیق بیست و چند ساله من هستی، اگر من اینکار را کرده بودم تو چه نصیحتی به من میکردی برو همان کار را انجام بده. که بعدش آن صحبت را کرد که مگر من چه کار کردهام وکاری نکردهام. بماند؛ برای من هیچ وقت حل نشد هنوز هم حل نشده است.یک بار به ایشان گفتم انشاءالله این دورهها تمام میشود تو میآیی در اتاقت در دانشگاه علم و صنعت ایران، من هم در اتاق خودم، اتاقهایی که هر چند کوچک اما بسیار باصفاست، آن وقت خارج از این همه بده بستانها و معاملات سیاسی که صورت میگیرد من ۲۰ سوال دارم که میآیم و این سوالها را میپرسم و تو هم انشاءا... صمیمانه به من جوابها را میدهی. دوستانه با یکدیگر مینشینیم، شاید من دارم اشتباه میکنم، حداقل در درون راحت میشوم.
*اصلاً، با توجه به چیزی که در دانشگاه آزاد اتفاق افتاد یا نیفتاد نیست. جناب آقای هاشمی یک موقع، در آن هشت سال دفاع مقدس و سالهای بعد میآمدند خطبه نماز جمعه را میخواندند، ما هم مثل همة حزبالهیها و بسیجیها انتظار میکشیدیم برای اینکه ایشان تشریف بیاورند و خطبههای نماز جمعه را با آن شور و هیجان انقلابی و منطبق بر آرمانهای انقلاب بخوانند. گفتمان ایشان و انقلابی بودن فرمایشاتشان را دوست داشتیم، حالا اگر گفتمان و افکار عوض شود، نوع نگاه ما هم عوض میشود.
*من هیچ وقت بیاحترامی به آقای هاشمی را درست نمیدانم، هیچ زمانی. اما نوع نگاه سیاسی ایشان در حال حاضر با نگاه من متفاوت است ولی در هر صورت بیاحترامی به ایشان را جایز نمیدانم. البته گذشته افراد، چه خوب و چه بد، مطلق نیست، تاریخ اسلام هم این را نشان داده است. حضرت امام هم فرمودند من اگر به اقتضاء حال افراد از کسی تعریفی میکنم، تعریف من از افراد به وضع فعلی افراد است. (البته این عین کلام امام نیست اما مضمون فرمایش ایشان همین بود). افراد چه خواص و چه عوام، خصوصاً خواص به خاطر اثرگذاری که در جامعه دارند، با محک ولایتمداری در عمل سنجیده میشوند وگرنه خیلیها لاف ولایتمداری زدند و در عمل کم آوردهاند. هم در تاریخ اسلام این را دیدهایم و هم در تاریخ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران.
*مرور زمان و اعمال افراد خودش صحت و سقم این مساله را نشان داد. آقای هاشمی کاندیدا شد، احراز صلاحیت هم نشد من هم که خبر نداشتم احراز صلاحیت میشود یا نمیشود، من هم کاندیدا نشدم. همان موقع هم مصاحبه و تکذیب کردم. هیچوقت چنین حرفی را نزده بودم چون اصلاً انگیزهای برای این کار نداشتم. همان موقع هم گفتم کذب محض است برخی رسانهها هم این موضوع یعنی اعلام کذب بودن این خبر را اعلام کردند.
تبلیغات متنی
-
بابک زنجانی کارزار به راه انداخت
-
سرلشکر موسوی: کوچکترین خطا، دست ما را برای اقدام باز خواهد کرد
-
اتحادیه اروپا: به دنبال باز ماندن کانالهای گفتوگو با ایران هستیم
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
بمب نقلوانتقالاتی سپاهان ترکید
-
انتقال مسی به عربستان قطعی شد!
-
جیب خالی پدربزرگها و عیدی جنجالی دولت!
-
هدف آمریکا از محاصره ایران به چین و روسیه ربط دارد!
-
معماری خیالانگیز یک ویلای نقلی در ماکو
-
هشدار جدی یک جامعهشناس درباره انتخابات شوراها
-
«فارس» دستور هستهای پزشکیان را از کانال خود حذف کرد
-
آهنگسازی که از یک قاتل اعتراف گرفت!
-
۵ ترفند فوری برای مقابله با اضطراب در لحظه
-
هزینه لیپوماتیک (عمل پیکرتراشی) در سال ۱۴۰۴ چقدر است؟
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
موشکهای عراقی برای مقابله با آمریکا آماده شدند
-
«فارس» دستور هستهای پزشکیان را از کانال خود حذف کرد
-
پهپاد ایرانی به نزدیکترین فاصله با ناو لینکلن رسید
-
چرا حمله به ایران برای ترامپ دشوار است؟
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
عراقچی: ۱۸ تا ۲۰ دی ربطی به اعتراضات نداشت
-
گبرلو، حساب پناهی را از فرخنژاد و کرمی جدا کرد
-
کاهش هزار تومانی نرخ دلار در بازار امروز
-
ایران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
بابک زنجانی کارزار مبارزه با فساد راه انداخت!
-
محدودیتهای ترافیکی آخر هفته اعلام شد
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
آره راست میگه خیلی ساده زیست بود مخصوصا وقتی با فک و فامیل با بودجه دولت رفت توی هتل لوکس آمریکا به اسم ماموریت اداری ساکن شد
یا اون موقعی که از حساب بیت المال به حساب دانشگاه غیر قانونیش ریخت آخر ساده زیستی بود
منم گریه ام گرفت وقتی اسن همه ساده زیستیو دیدم
هق هق هق
پس بیست تا سوال کو؟
باز خدا پدر احمدی نژاد رو بیامرزه که 16 میلیارد برداشت و پس داد ، شما میشه بگین دانشگاه آزاد با کدام پول شروع بع کار کرد؟!