ابهامات پرونده قتل معاون وزیر صنعت
آیا با قاتلینی حرفه ای روبروییم که در شلوغ ترین ساعات روز و پرترددترین خیابان دست به جنایت می زنند یا آماتورهایی که ظرف ۳۶ ساعت و با ضد و نقیض گویی به دام می افتند؟
روزنامه هفت صبح: آیا با قاتلینی حرفه ای روبروییم که در شلوغ ترین ساعات روز و پرترددترین خیابان دست به جنایت می زنند یا آماتورهایی که ظرف ۳۶ ساعت و با ضد و نقیض گویی به دام می افتند؟
در حالی که در کنگاور، زادگاه مهندس رحمت آبادی، معاون مقتول وزارت صنعت، مراسم عزاداری او همچنان ادامه دارد و مردم این شهر و خانواده مرحومرحمت آبادی همچنان در شوک درگذشت او هستند، خبر بازداشت یک زن و شوهر از اقوام معاون وزیر که به قتل او اعتراف کرده اند بر پیچیدگی های ماجرا افزوده است.
این زوج گفته اند به خاطر اختلافات مالی، معاون وزیر را کشته اند و به این ترتیب فرضیه پلیس درباره شخصی بودن و خانوادگی بودن قتل را تایید کرده اند اما هنوز مشخص نیست که چگونه طبق اعترافات قاتلین، این زوج در سر قرار با مهندس رحمت آبادی به شکل نامرسوم سوار اتومبیل او شده اند.
مرد قاتل اعتراف کرده که با همسرش به بهانه رفع اختلافات مالی با مهندس قرار گذاشتند و سپس او هم همراه همسرش به سر قرار در خیابان گلبرگ می رود و در آنجا در اقدامی عجیب زن در صندلی جلو و خودش در صندلی عقب سوار می شوند و در حین صحبت با مهندس رحمت آبادی، مرد قاتل با اسلحه ای که به همین منظور از غرب کشور خریداری کرده، دو گلوله از صندلی پشت به سمت مرحوم شلیک می کند؛ آن هم در ساعت ۱۹ در میدان سبلان تهران یعنی یکی از پرترددترین مناطق تهران و در آن ساعت شب که ترافیک در بالاترین اندازه خود است.
قاتلین گفته اند با استفاده از سروصدای طبل عزاداران کسی صدای شلیک گلوله آنها را نشنیده و قاتلین پس از بالا کشیدن شیشه پنجره اتومبیل جسد را در همان داخل ماشین که ابتدای خیابان گلبرگ پارک شده بود رها کرده و از محل گریخته اند.
تا اینجا اگر این داستان کاملا حقیقت داشته باشد، با دو قاتل حرفه ای باید سروکار داشته باشیم که ابایی از انجام قتل در خیابانی شولغا و در میان صدها و هزاران عابر و اتومبیل در حال تردد ندارند. حتی در ابتدا تصور می شد که معاون پارلمانی وزیر از سوی گروهک های تروریستی به قتل رسیده است اما در تحقیقات بعدی این فرضیه رد شد چرا که پیدا شدن دو پوکه در داخل ماشین، سالم بودن شیشه های ماشین، بالا بودن تمامی شیشه ها و همچنین پارک و خاموش بودن ماشین در کنار خیابان نشان می دادکه عامل جنایت در حالی که داخل ماشین نشسته و با مقتول در حال گفتگو بوده، به وی شلیک کرده است.
این فرضیه وقتی قوت یافت که کاغذی که محل قرار در آن نوشته شده بود نیز داخل ماشین پیدا شد. آدرس با دستخط معاون وزیر نوشته شده و همان محلی بود که جسد او در آنجا پیدا شده بود؛ بنابراین شکی باقی نماند که وی برای قرار ملاقات با فردی به آن محل آمده و سپس توسط وی به قتل رسیده است.
از طرفی با کنترل تماس های مرحوم رحمت آبادی، پلیس به سرعت و به سادگی به قاتلین که از بستگاه مقتول هستند مظنون شده و با ضد و نقیض گویی های این زوج و به خصوص اظهارنظر دختر آنها که زمان خروج آنها از خانه را دقیقا مطابق با زمان قتل مهندس رحمت آبادی نشان می داد، آنها به دام پلیس افتادند و پس از انکارهای اولیه، عاقبت به قتل اعتراف کردند.
حالا کسی نمی داند با جنایتکارانی آماتور روبروییم که در خشم و کینه به جنایتی نفرت انگیز دست زدند یا با قاتلینی مجرب و ماهر که در ساعت هفت شب در شلوغ ترین میدان های شهر هم ابایی از کشتن یک مقام عالیرتبه ندارند! به نظر می رسد این پرونده پرابهام همچنان داستان های جدیدی را برای عرضه کردن داشته باشد.
زوج جنایتکار که به اتهام قتل معاون سابق وزیر صنعت دستگیر شده اند، در نخستین اعترافات خود با قبول اتهاماتشان انگیزه خود از قتل معاون وزیر را اختلاف مالی اعلام کردند. بازجویی از متهمان دستگیر شده تا روشن شدن زوایای پنهان ماجرای قتل همچنان ادامه دارد.
جسد صفدر رحمت آبادی ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه یکشنبه شب گذشته در خودرویش در خیابان گلبرگ کشف شد. عامل جنایت با شلیک دو گلوله به سر معاون وزیر صنعت او را به قتل رسانده بود. بررسی صحنه جنایت نشان می داد قاتل در داخل خودرو نشسته و به سوی قربانی شلیک کرده بود. در ادامه تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده و با ردیابی شماره تماس های مقتول و بازجویی از خانواده با گذشته ۴۸ ساعت از زمان قتل به یکی از بستگان پدری مقتول ظنین شده و او را همراه همسرش در شرق تهران دستگیر کردند.
متهمان در بازجویی های اولیه منکر هرگونه جنایتی شدنداما در ادامه تحقیقات فنی و پلیسی، مردم جوان در ادامه لب به اعتراف گشود و به کارآگاهان گفت: «رحمت آبادی از بستگان پدری ام بود. من وهمسرم ۱۰ سال قبل پس از ازدواج به تهران آمده و در شرق تهران ساکن شدیم. از چندی قبل با مقتول اختلافات مالی داشتم که این اختلافات به مروز زمان پیچیده تر شده بود و چاره ای جز انتقام نداشتم.
روز حادثه با تهیه اسلحه از همسرم خواستم که با مرحوم رحمت آبادی قرار بگذارد تا برای همیشه موضوع اختلاف مالی را حل و فصل کنیم. حدودس اعت هشت شب به محل قرار در خیابان گلبرگ رسیدیم. همسرم روی صندلی جلوی خودرو نشست و من پشت سر مقتول نشستم. پس از کمی صحبت اسلحه را به سمت سر مقتول نشانه گرفته و دو گلوله شلیک کردم.»
وی ادامه داد: «به خاطر سروصدا در خیابان کسی متوجه شلیک نشد. سریع از ماشین پیاده شده و به خانه بازگشتیم که قبل از فرار ماموران ما را دستگیر کردند.»
زن جوان نیز با تایید اعترافات همسرش گفت: «شوهرم از من خواست با مرحوم رحمت آبادی تماس گرفته و از او بخواهم برای حل مشکلی که دارم از او کمک بخواهم؛ برای همین با هم قرار گذاشتیم تا با حضور همسرم موضوع را برای آقای رحمت آبادی تعریف کنم. مقتول نیز برای حل مشکل ما و بدون اطلاع از نقشه شوهرم در محل قرار حاضر شد. همسرم به خاطر اختلافاتی که با مقتول داشت مرا وارد این جنایت کرد و در حالی که من و مقتول در حال صحبت بودیم بدون مقدمه با اسلحه به سمت سر او شلیک کرد و پا به فرار گذاشتیم.»
با توجه به اعترافات زوج جنایتکار به زودی با بازسازی صحنه قتل پرونده تکمیل و به دادسرا فرستاده می شود.
در حالی که در کنگاور، زادگاه مهندس رحمت آبادی، معاون مقتول وزارت صنعت، مراسم عزاداری او همچنان ادامه دارد و مردم این شهر و خانواده مرحومرحمت آبادی همچنان در شوک درگذشت او هستند، خبر بازداشت یک زن و شوهر از اقوام معاون وزیر که به قتل او اعتراف کرده اند بر پیچیدگی های ماجرا افزوده است.
این زوج گفته اند به خاطر اختلافات مالی، معاون وزیر را کشته اند و به این ترتیب فرضیه پلیس درباره شخصی بودن و خانوادگی بودن قتل را تایید کرده اند اما هنوز مشخص نیست که چگونه طبق اعترافات قاتلین، این زوج در سر قرار با مهندس رحمت آبادی به شکل نامرسوم سوار اتومبیل او شده اند.
مرد قاتل اعتراف کرده که با همسرش به بهانه رفع اختلافات مالی با مهندس قرار گذاشتند و سپس او هم همراه همسرش به سر قرار در خیابان گلبرگ می رود و در آنجا در اقدامی عجیب زن در صندلی جلو و خودش در صندلی عقب سوار می شوند و در حین صحبت با مهندس رحمت آبادی، مرد قاتل با اسلحه ای که به همین منظور از غرب کشور خریداری کرده، دو گلوله از صندلی پشت به سمت مرحوم شلیک می کند؛ آن هم در ساعت ۱۹ در میدان سبلان تهران یعنی یکی از پرترددترین مناطق تهران و در آن ساعت شب که ترافیک در بالاترین اندازه خود است.
قاتلین گفته اند با استفاده از سروصدای طبل عزاداران کسی صدای شلیک گلوله آنها را نشنیده و قاتلین پس از بالا کشیدن شیشه پنجره اتومبیل جسد را در همان داخل ماشین که ابتدای خیابان گلبرگ پارک شده بود رها کرده و از محل گریخته اند.
تا اینجا اگر این داستان کاملا حقیقت داشته باشد، با دو قاتل حرفه ای باید سروکار داشته باشیم که ابایی از انجام قتل در خیابانی شولغا و در میان صدها و هزاران عابر و اتومبیل در حال تردد ندارند. حتی در ابتدا تصور می شد که معاون پارلمانی وزیر از سوی گروهک های تروریستی به قتل رسیده است اما در تحقیقات بعدی این فرضیه رد شد چرا که پیدا شدن دو پوکه در داخل ماشین، سالم بودن شیشه های ماشین، بالا بودن تمامی شیشه ها و همچنین پارک و خاموش بودن ماشین در کنار خیابان نشان می دادکه عامل جنایت در حالی که داخل ماشین نشسته و با مقتول در حال گفتگو بوده، به وی شلیک کرده است.
این فرضیه وقتی قوت یافت که کاغذی که محل قرار در آن نوشته شده بود نیز داخل ماشین پیدا شد. آدرس با دستخط معاون وزیر نوشته شده و همان محلی بود که جسد او در آنجا پیدا شده بود؛ بنابراین شکی باقی نماند که وی برای قرار ملاقات با فردی به آن محل آمده و سپس توسط وی به قتل رسیده است.
از طرفی با کنترل تماس های مرحوم رحمت آبادی، پلیس به سرعت و به سادگی به قاتلین که از بستگاه مقتول هستند مظنون شده و با ضد و نقیض گویی های این زوج و به خصوص اظهارنظر دختر آنها که زمان خروج آنها از خانه را دقیقا مطابق با زمان قتل مهندس رحمت آبادی نشان می داد، آنها به دام پلیس افتادند و پس از انکارهای اولیه، عاقبت به قتل اعتراف کردند.
حالا کسی نمی داند با جنایتکارانی آماتور روبروییم که در خشم و کینه به جنایتی نفرت انگیز دست زدند یا با قاتلینی مجرب و ماهر که در ساعت هفت شب در شلوغ ترین میدان های شهر هم ابایی از کشتن یک مقام عالیرتبه ندارند! به نظر می رسد این پرونده پرابهام همچنان داستان های جدیدی را برای عرضه کردن داشته باشد.
زوج جنایتکار که به اتهام قتل معاون سابق وزیر صنعت دستگیر شده اند، در نخستین اعترافات خود با قبول اتهاماتشان انگیزه خود از قتل معاون وزیر را اختلاف مالی اعلام کردند. بازجویی از متهمان دستگیر شده تا روشن شدن زوایای پنهان ماجرای قتل همچنان ادامه دارد.
جسد صفدر رحمت آبادی ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه یکشنبه شب گذشته در خودرویش در خیابان گلبرگ کشف شد. عامل جنایت با شلیک دو گلوله به سر معاون وزیر صنعت او را به قتل رسانده بود. بررسی صحنه جنایت نشان می داد قاتل در داخل خودرو نشسته و به سوی قربانی شلیک کرده بود. در ادامه تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده و با ردیابی شماره تماس های مقتول و بازجویی از خانواده با گذشته ۴۸ ساعت از زمان قتل به یکی از بستگان پدری مقتول ظنین شده و او را همراه همسرش در شرق تهران دستگیر کردند.
متهمان در بازجویی های اولیه منکر هرگونه جنایتی شدنداما در ادامه تحقیقات فنی و پلیسی، مردم جوان در ادامه لب به اعتراف گشود و به کارآگاهان گفت: «رحمت آبادی از بستگان پدری ام بود. من وهمسرم ۱۰ سال قبل پس از ازدواج به تهران آمده و در شرق تهران ساکن شدیم. از چندی قبل با مقتول اختلافات مالی داشتم که این اختلافات به مروز زمان پیچیده تر شده بود و چاره ای جز انتقام نداشتم.
روز حادثه با تهیه اسلحه از همسرم خواستم که با مرحوم رحمت آبادی قرار بگذارد تا برای همیشه موضوع اختلاف مالی را حل و فصل کنیم. حدودس اعت هشت شب به محل قرار در خیابان گلبرگ رسیدیم. همسرم روی صندلی جلوی خودرو نشست و من پشت سر مقتول نشستم. پس از کمی صحبت اسلحه را به سمت سر مقتول نشانه گرفته و دو گلوله شلیک کردم.»
وی ادامه داد: «به خاطر سروصدا در خیابان کسی متوجه شلیک نشد. سریع از ماشین پیاده شده و به خانه بازگشتیم که قبل از فرار ماموران ما را دستگیر کردند.»
زن جوان نیز با تایید اعترافات همسرش گفت: «شوهرم از من خواست با مرحوم رحمت آبادی تماس گرفته و از او بخواهم برای حل مشکلی که دارم از او کمک بخواهم؛ برای همین با هم قرار گذاشتیم تا با حضور همسرم موضوع را برای آقای رحمت آبادی تعریف کنم. مقتول نیز برای حل مشکل ما و بدون اطلاع از نقشه شوهرم در محل قرار حاضر شد. همسرم به خاطر اختلافاتی که با مقتول داشت مرا وارد این جنایت کرد و در حالی که من و مقتول در حال صحبت بودیم بدون مقدمه با اسلحه به سمت سر او شلیک کرد و پا به فرار گذاشتیم.»
با توجه به اعترافات زوج جنایتکار به زودی با بازسازی صحنه قتل پرونده تکمیل و به دادسرا فرستاده می شود.
تبلیغات متنی
-
جو زیبای استادیوم نوکمپ پیش از شروع الکلاسیکو
-
استوری پریسیمای سریال ستایش برای روز جهانی مادر
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
فرهاد مجیدی با تنفس مصنوعی مورایس برگشت!
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
تیپ متفاوت بازیگر سریال کلینیک رویا کنار دریا
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
ماکرون از یک ماموریت امنیتی با ایران حرف زد
-
چشمک توپچیها به قهرمانی با ضربه چکشی
-
اولین واکنش به خبر تاسیس پایگاه اسرائیل در عراق
-
صداوسیما: عدم ابلاغ قانون حجاب باعث جنگ شد!
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
جریمه طرح ترافیک مشخص شد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
پایان کار مهاجم موردعلاقه پرسپولیس در تیم عربستانی
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
صداوسیما: عدم ابلاغ قانون حجاب باعث جنگ شد!
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
گزارش سیانان از دستور رهبر انقلاب درباره مذاکره
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
به نظرم کمی غیر منطقی می آید چون در قسمت های قبلی سریال گفته شده زن و شوهر هر دو چادر سر کردند و زن صندلی جلو و مرد که روی خود را پوشانده بعنوان دوست زن صندلی عقب نشسته و اقدام به شلیک کرده اینجا گفته شده مرد به زنش می گوید با مرحوم قرار بذار تا مشکلات مالی را حل کنیم و معمولاً اینجور موارد قرار را در منزل یا رستوران یا یک محل عمومی می گذارند نه داخل ماشین از طرفی نشستن همسر اقوام پدری مقتول در صندلی جلو نشان از صمیمیت دارد نه اختلاف! و اینکه چطور مرحوم راضی شده به تنهایی با همسر فامیلی که اختلاف شدید مالی دارد ملاقات کند(بفرض اینکه خانم نگفته باشد همسرم هم می آید) شک برانگیز است بهرحال این داستان زوایای ناگفته ای دارد اینکه چرا مرحوم هنگام خروج از منزل به خانواده اش گفته به عیادت بیماری در بیمارستان میرود و صراحتاً نگفته به دیدن همسر فامیلم میروم هم منطقی نیست! اختلاف مالی چقدر بوده که فردی با بخطر انداختن جان خود و همسرش اقدام به قتل آدم مشهوری میکند؟ گفته نشده است و اینکه بابت چی بوده است؟! بهرحال خدا همه را بیامرزد بخصوص کسانی که دستشان از دنیا کوتاه شده است.
اینکه مرحوم دست نوشته ای از آدرس داشته شک برانگیزه. با توجه به اینکه محل قتل نزدیک منزل مرحوم بوده نیازی به نوشتن آدرس احساس نمیشه. از طرفی قاتلی که ادعا میکنه از مدت ها پیش نقشه قتل داشته منطقی به نظر نمیرسه که برای فرار فوری در همون شب اقداماتی رو انجام نداده باشه. ملت خدارو شکر با سواد هستند و این تضادهارو متوجه میشن. چرا رسانه ملی از پرداختن به این موضوع خودداری میکرد و چرا در لحظه قتل سریعا به شخصی بودن این موضوع تاکید شد؟!!!