وقتی سردار سلیمانی، همه را شوکه کرد
حاج قاسم روی صندلی نشست و من هم مقابل او به دیوار تکیه دادم و ایستادم. از من پرسید اسم شما چیست؟ گفتم سید باقر حسینی هستم. در همین حین بدون حرف دیگری از روی صندلی آمد پایین و مقابل من روی زمین نشست.
خبرگزاری فارس: حاج قاسم روی صندلی نشست و من هم مقابل او به دیوار تکیه دادم و ایستادم. از من پرسید اسم شما چیست؟ گفتم سید باقر حسینی هستم. در همین حین بدون حرف دیگری از روی صندلی آمد پایین و مقابل من روی زمین نشست.
رزمندگان لشکر فاطمیون که متشکل از برادران افغانستانی هستند بسیار مورد توجه و عنایت حاج قاسم قرار داشتند. «سید باقر حسینی» پدر شهید سید محمد صادق از شهدای همین لشکر است که در بهمن ماه سال ۹۵ در سوریه شهید شد.
سید محمد باقر می گوید: پسرم ساکن قم بود و به تازگی صاحب یک پسر شده بود. از راه سیمان کاری و بنایی خرج خانواده اش را می گذراند. با آغاز جنگ سوریه و اخباری که از جنایت داعشی ها به او می رسد تصمیم می گیرد برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) به آنجا برود.
بدون اینکه به کسی اطلاع دهد نام نویسی می کند و همراه گروه فاطمیون می رود. یک روز تماس گرفت و گفت: پدر من از فرودگاه دمشق تماس می گیرم. آمدم سوریه. من که از اوضاع خبر داشتم پرسیدم چرا رفتی؟ گفت الان نمی توانم خیلی حرف بزنم، تلفن قطع میشه. هفته دیگه دوباره تماس می گیرم زنگ می زنم. گفتم لااقل می گفتی خداحافظی می کردیم. آنجا خطرناک است تو زن و بچه داری، اینجا روزی ۱۱۰-۱۲۰ هزار تومان کار می کردی الان که رفتی خرج زندگی چه می شود؟
گفت بابا هفته دیگه که زنگ زدم جواب همه سوالاتت را می دهم. یک هفته بعد زنگ زد گفت: در روضه ها شنیدی اسرای کربلا را که داخل شهر شام کردند با تازیانه و شلاق می زدند، مثل حضرت زینب(س). حالا اگر ما الان از این مردم و حرم بی بی دفاع نکنیم دشمن با خمپاره و گلوله آنها را می زند. حرف هایش را که زد آخرش گفت: حالا اگر تو راضی نباشی بر می گردم. گفتم: نه پسرم بمان، اگر قبل رفتنت هم این حرف ها را می گفتی خودم می گفتم برو.
صادق دو روز مانده بود ماموریتش تمام شود به شهادت رسید. آخر هر هفته تماس می گرفت. مدتی بی خبر بودیم. تا اینکه یکی ازدوستانش گفت سید صادق تیر خورده. گفتم هر اتفاقی افتاده به من بگو. گفت تو را به خدا از من نپرس از مسئولین بپرس. یکی دیگر از رفقایش گفت پسرت بیسیم چی بود، وسط عملیات کمین خوردند و او شهید شد.
برادر کوچکش هم با تشویق سید صادق به سوریه رفت و الان جانباز است.
بهمن ماه سال ۹۷ به مناسبت سالگرد شهادت شهادت پسرم از طرف لشکر فاطمیون ما را برای زیارت حرم حضرت زینب(س) به سوریه بردند. در هتلی که مستقر بودیم حدود ۲۵۰ خانواده دیگر فاطمیون هم حضور داشتند.
یک روز داخل اتاق مان نشسته بودیم که در زدند. من و خانمم نشسته بودیم و عروسم بیرون بود. با صدای در، نوه ام که فرزند شهید بود دوید و در را باز کرد. در کمال تعجب دیدیم مردیست که تاکنون پیش از آن بارها او را یا در تلویزیون دیده بودیم یا عکسش را مشاهده کرده بودیم. حالا او در چند قدمی ما آن هم در محل استراحتمان بود. بسیار شوکه شدیم.
حاج قاسم سلیمانی با دو نفر دیگر وارد شد. با نوه ام که یک بچه حدود ۵ ساله بود طوری دست داد و احترام کرد که گویی با یک مرد بالغ هم کلام شده. سریع جلو رفتم و با همان حس هیجانی که در درونم ایجاد شده بود او را دیدم. سردار یا الله گفت و همان جلوی در ایستاد. گفتم بیایید داخل. حاج قاسم گفت: اختیار با شماست اگر اجازه دهید. خندیدم گفتم تا اینجا به اختیار خودتان آمدید از اینجا به بعد به اختیار من بیایید. تعارفش کردم به سمت تنها صندلی اتاق که بنشیند.
حاج قاسم روی صندلی نشست و من هم مقابل او به دیوار تکیه دادم و ایستادم. از من پرسید اسم شما چیست؟ گفتم سید باقر حسینی هستم. در همین حین بدون حرف دیگری از روی صندلی آمد پایین و مقابل من روی زمین نشست.
حال و احوالمان را پرسید و از اوضاع خانواده پسرم جویا شد. گفت نام پسرت چه بود؟ گفتم سید محمد صادق. نام پدرم را هم پرسید. گفتم حاج آقا نام پدرم هم ابوطالب است.
بعد بلند شد که برود، پیشانی مرا بوسید. ناگهان دیدم اشک چشمان سردار را پر کرده. با خودم گفتم خدایا! من حرف بی تربیتی زدم یا چیزی گفتم که او ناراحت شد؟
در فکر خودم دنبال علت می گشتم که سردار گفت: شما پدر شهید هستی دعا کن من هم ردیف پسران شما باشم. بلافاصله پس از جمله سردار گفتم: الهی آمین.
سردار خندید و گفت: هنوز دعایی نکردی که الهی آمینش را گفتی. گفتم خودم تا تهش را خواندم. می دانستم وقتی می گوید می خواهم هم ردیف پسرتان باشم یعنی شهادت می خواهد. از او خواهش کردم و شماره خانه مان را دادم. گفتم سردار تو را به آبروی حضرت معصومه هر وقت به اصفهان آمدید به خانه ما هم بیایید. ایشان هم شماره ما را در دفتری یادداشت کرد اما هیچ گاه قسمت نشد قدم در خانه ما بگذارد.
۵-۶ دقیقه حاج قاسم پیش ما بود و رفت. پشتش رفتم که دیدم سردار از پله ها پایین رفت و حتی سوار آسانسور نشد.
تبلیغات متنی
-
غذاهایی که باعث میگرن و مشکلات سلامت روان میشوند
-
وضعیت افزایش وام ازدواج مشخص شد
-
هشدار نسبت به مصرف آب در روزهای پایانی سال
-
فال روزانه شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
دادگاه عالی آمریکا تعرفه های ترامپ را لغو کرد
-
گرمای کم سابقه در سردترین استان کشور
-
بخشی از صحبتهای دبیر درباره وقایع دی ماه پرحاشیه شد
-
فیلم خانم بازیگر سریال ستایش در یک شرایط ترسناک
-
سفیر ایران از لبنان خداحافظی کرد
-
اعلام وضعیت غیبت دانشجویان تا پایان سال
-
قاب جدید آیفون برای تقویت ارتباط ماهوارهای
-
حمله مشکوک و شبانه اسرائیل به شرق لبنان
-
ادعای الجزیره: ایران تاسیسات هستهای خود را دفن کرد
-
درخواست اشد مجازات برای عاملان قتل پدر و پسر
-
کودتای نرم در صداوسیما برای گرفتن جای جبلی!
-
بخشی از صحبتهای دبیر درباره وقایع دی ماه پرحاشیه شد
-
حمله مشکوک و شبانه اسرائیل به شرق لبنان
-
ادعای الجزیره: ایران تاسیسات هستهای خود را دفن کرد
-
کودتای نرم در صداوسیما برای گرفتن جای جبلی!
-
ترامپ: بابت شرایط مردم ایران ناراحتم!
-
باشگاه استقلال، ساپینتو را اخراج کرد!
-
اولین عکس منتشر شده از قاتل ملیکا ۲۲ ساله
-
گرد و خاک بازیکن پرسپولیس بعد از اتهام کمکاری!
-
اولین تصاویر از آموزش موتورسواری زنان در جنوب تهران
-
درخواست آلمان از شهروندانش برای ترک فوری ایران!
-
المیرا شریفی مقدم و چهره جنجالی تلویزیون جایزه اشتباهی گرفتند!
-
یارانه زوجهای کارمند احتمالا حذف میشود!
-
پرسپولیس دوباره با اوسمار باخت
-
تبلیغ علنی سایت همسریابی در خیابانهای مشهد!
-
رونمایی از ۴ گزینه اصلی استقلال برای جانشینی ساپینتو
-
مقصد نهایی ناو هواپیمابر جرالد فورد مشخص شد
-
بنرهای نصب شده در سراسر شهر تهران جلب توجه کرد
-
اجرای بندریِ هادی چوپان در صداوسیما خبرساز شد
-
روزنامه قالیباف: این چهار بازیکن محبوب باید خداحافظی کنند!
-
استایل محلی «افسانه بایگان» در کنار یک شاعر سرشناس
-
«سوجان، سهراب و غلام» در پشتصحنه سریال سوجان
-
دو پیشنهاد تاییدنشده ایران به آمریکا در مذاکرات
-
سلاح استراتژیک ایران علیه ناوهای هواپیمابر آمریکا
-
«نجمه گلتپهای» ۲ سال بعد از سریال سوجان و در جشن تولدش
-
۱۰۰ هواپیمای تانکر آمریکا آماده عملیات شدند
-
حمایت علی صبوری و نیوشا ضیغمی از کسبه بازارچه جنت
-
عکسهای تازه منتشر شده از ترانه علیدوستی شَر شد
-
اظهارات تازه ترامپ در رابطه با جنگ با ایران
-
اطلاعیه نیروی انتظامی درباره روزهخواری در رمضان
-
سریال ماه رمضانیِ عراق علیه ایران، جنجال به پا کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
هنوز کجای کارین بزارین ویروس کرونا همه رو شگفتزده میکنه.
پاسخ ها
سلام بر سردار حرم
شهید سپهبد قاسم سلیمانی
رستم دستانمان رفت،اریو برزنمان رفت ،کاوه اهنگرمان رفت،دلمان رفت جگرمان سوخت و سوخت و سوخت.خدا لعنت کند امرش را ،خدا لعنت کند عاملش را ،خدا لعنت کند باعثش را....... که گل و ریحانمان را پرپر کرد.
روح شهدای اسلام در الاء علیین
ان شاالله دست مارا هم بگیرند و برایمان دعا کنند
روحشان شاد ، ترا به جان مادرمان زهرای مرضیه شفاعتتان برای ما هم باشد .
جانم فدای سرداردلها.تازنده ایم داغدارتیم سردار.بهشت برین جایگاهت.سرسفره امام حسین وقمربنی هاشم باشی ان شاءالله.
داستان سرایی دروغ شروع شد.
پاسخ ها
چرت نگو. شما برو حقیقتهای واقعی اینستاگرام رو بخون. خیلی برات زوده تا درکی از مفهوم شهادت و مفهوم سردار سلیمانی و حرم داشته باشی!
روح سردار سلیمانی شاد حقیقتا سردار دلها بود یار مردم ایران بود آرامش کشور ایران بود
عشق فقط سردار دلها. واقعاً از صمیم قلبم دوستش داشتم و دارم هر وقت به یادش می افتم چشمام پر از اشک میشود. انشاءالله خداوند با شهدای کربلا مشهورش گرداند.
روحت شاد سردار دلم
خوش به حالش کاش ماهم مثل سردارعاقبت به خیرمیشدیم
خدایاحب این دنیای زودگذررا ازدلمان بیرون کن
پاسخ ها
خداوندا به روحش آرامش عطا بفرما.الهی آمین
اللهم صل علی محمد وال محمد نثار ارواح طیبه اباعبدالله امام شهدا وشهدا واموات جمیع مسلمانان
خدا رو به آبروی این شهدای عزیز قسم میدم که ما هم عاقبت خیر بشيم