استعداد پنهان قلعهنویی که علیخانی هم کشفش نکرد!
روزنامه فرهیختگان در گزارشی انتقادی، حضور تلویزیونی امیر قلعهنویی را ناموفق توصیف کرد و نوشت سرمربی تیم ملی بهجای پاسخهای قانعکننده به ابهامات جام جهانی، با حمله به منتقدان و ارائه آنچه این روزنامه «استدلالهای خندهدار» خوانده، نتوانست افکار عمومی را با خود همراه کند.
روزنامه فرهیختگان با تیتر «جوکر تایم» که اشارهای به برنامه طنز احسان علیخانی دارد، به اظهارات امیر قلعهنویی تاخت.سرمربی تیم ملی در حالی بدون هیچ تردیدی خود را با سرمربی تیم نایبقهرمان جهان مقایسه کرده که استدلالهایش درباره عملکرد تیم ملی «خندهدار» بوده و به جای پاسخگویی به انتقادها، بیشتر به توجیه و حمله به منتقدان پرداخته است.

فرهیختگان نوشت: امیر قلعهنویی پس از گذشت مدتی از حذف تیم ملی در مرحله گروهی جام جهانی و ناکامی در رسیدن به جمع 32 تیم برتر این تورنمنت بالاخره تصمیم گرفت در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند و انتظار میرفت پاسخگوی سوالات بیشماری باشد که بابت عملکرد تیم و محقق نشدن وعده دو دور صعود در جام جهانی مطرح بود. با این حال سرمربی تیم ملی نشان داد که همچنان برای او در روی همان پاشنه میچرخد و باز هم حربه «بهترین دفاع حمله است» را برای منتقدانش بکار گرفت. او اگر چه همچنان بدنبال دستاوردسازی برای تیمی بود که با وجود مشکلات و دردسرهای زیاد راهی آمریکا شد اما انتظار میرفت نتایج بهترین کسب کند و رویای نخستین صعود به دور بعد را محقق سازد.
انتظاری که در نهایت برآورده نشد و حتی در دورهای که تیمهای سوم گروهها هم شانس رسیدن به مرحله بعد را داشتند تیم او پس از سه بازی به خانه برگشت. قلعهنویی اما از همان ابتدای گفتوگو و پس از اینکه از مردم عذرخواهی کرد، در ادامه همان روال سابق را در پیش گرفت و با انواع و اقسام توهینها و حملات به منتقدان تلاش داشت ثابت کند که کمترین اشتباه را در طول این تورنمنت داشته و بیشتر تصمیماتش درست بوده است.
سرمربی تیم ملی در شروع به منتقدانش تاخت و معتقد بود آنها با بخل و حسادت بدنبال عقدهگشایی هستند. او با جمله تکراری «بجای تخریب، نقد سازنده داشته باشید» بدنبال این بود نشان دهد انتقاداتی که از عملکرد او و دستیارانش میشود با اهداف دیگری انجام میپذیرد اما خودش بدترین توهینها را به آنها داشت و با واژههای سخیف «بیوطن» و «ایرانفروش» بدنبال این بود یک سپر دفاعی برای خود بسازد و با استفاده از فضای کنونی جامعه، با انگزدن به منتقدان آنها را ساکت کند.
دستاوردهای جدید
قلعهنویی در بررسی سه دیدار تیم ملی حتی تلاش کرد نیوزیلند را نیز تیمی قوی و قدرتمند نشان دهد و حتی استناد کرد که این تیم 16 سال پیش در جام جهانی نتایج خوبی گرفته پس حالا هم تیم خوبی است! چنین استدلالهایی در طول مصاحبه او بارها تکرار شد و مجری برنامه فوتبال برتر هم کمتر تلاش کرد تا با سرمربی تیم ملی وارد چالش شود و عجیب اینکه در اکثر موارد با او همراهی میکرد.
در بخشی دیگر، قلعهنویی به یک گفتوگوی دو نفره بین خودش و سعید عزتاللهی اشاره کرد و گفت که این بازیکن که سومین جام جهانیاش را تجربه میکرد بدلیل مطالبی که در فضای مجازی مطرح شده بود تمرکز لازم را نداشت و ذهنش بهم ریخته بود. حالا سوال اینجاست که در چنین مواردی نقش سرمربی تیم ملی چیست و او چرا نتوانسته با سالها تجربه حضور در فوتبال، این وضعیت را مدیریت کند تا بازیکنش در شرایط ذهنی بهتری برای حضور در تورنمنت آماده شود. جالب اینکه قلعهنویی در طول حدود 3 ساعت بارها به این مساله اشاره کرد و تلاش داشت نشان دهد فضاسازیها علیه بازیکنان تیم ملی روی روح و روان آنها تاثیر گذاشته است اما نگفت که چرا نتوانسته چارهای برای این مشکل پیدا کند.
حق همیشه با من است!
سرمربی تیم ملی در پاسخ به سوالی درباره دلیل دعوت از دنیس اکرت و روزبه چشمی که بدلیل مصدومیت و ناآمادگی حتی یک دقیقه هم در این تورنمنت بکار گرفته نشدند استدلالهای چندان محکمی نداشت و در نهایت هم اصرار داشت که بردن این دو بازیکن به جام جهانی تصمیمی درست بوده است.
توجیه بعدی قلعهنویی درباره دعوت دقیقه نودی شهریار مغانلو بود که ناگهان در بازی نخست فیکس شد و این پرسش پیش آمد که اگر او در افکار کادر فنی جایی داشت چرا زودتر در اردوها حضور نداشت تا هماهنگی بیشتری با بازیکنان پیدا کند. ادعای قلعهنویی این بود که پس از اینکه سردار آزمون در لیست قرار نگرفت مغانلو دعوت شد. البته این هم استدلال محکمی نبود چرا که مغانلو میتوانست زودتر در اردوها حاضر باشد و در صورتیکه آزمون به لیست اضافه میشد نام شهریار خط میخورد.

پاداش حق ما بود!
ماجرای پاداش صعود به جام جهانی یکی از مهمترین حواشی تیم ملی در هفتههای اخیر بود. امیر قلعهنویی در این گفتوگو با قیافهای حق به جانب گفت این پولی بوده که خودمان درآوردیم و پاداش حقمان بود. در اینکه تیم ملی برای صعود به جام جهانی زحمات زیادی کشید شکی نیست اما صعود به جام جهانی 48 تیمی در حالیکه آسیا 8.5 سهمیه دارد اصلا کار سختی نیست و نمیتوان آن را به عنوان دستاورد به مخاطب قالب کرد. جالب اینکه سرمربی تیم ملی در مقایسهای عجیب میگوید چطور ایتالیا صعود نکرد اما ما به جام جهانی رفتیم و این پاسخ غیر منطقی نشان میدهد که سرمربی تیم ایران هنوز نمیداند فاصله فوتبال آسیا با اروپا چقدر است.
قلعهنویی که چندین برابر قرارداد سالیانهاش پاداش گرفته، آنرا حق خودش دانسته و میگوید در زمان کارلوس کیروش هم مرد پرتغالی 10 درصد پولی که فیفا بابت صعود ایران به جام جهانی داده را به عنوان پاداش دریافت کرده است. اگر چه این گزاره درست است اما اول اینکه این موضوع در قرارداد کیروش ذکر شده بود و دوم اینکه سرمربی تیم ایران چرا به دوران دراگان اسکوچیچ و پاداش دو میلیارد تومانی او استناد نمیکند و سرمربی اسبق را مثال میزند؟ شاید چون در این بخش نفع او در ندیدن پاداش مربی کروات باشد تا دریافتی به مراتب بیشتری داشته باشد.
در نهایت قلعهنویی به ماجرای حضورش در دوبی اشاره کرد و گفت که پس از شروع جنگ نتوانسته پروازی برای بازگشت به ایران پیدا کند و مجبور شده تا بعد از عید نوروز در امارات بماند اما در همان ایام ایرانیان زیادی از مسیرهای مختلف از این کشور خارج شده و از طریق کشورهای همسایه به ایران برگشتند و مشخص نیست سرمربی تیم ملی که دسترسیهای مختلفی دارد چگونه مدتها نتوانسته بلیتی برای بازگشت به کشورش پیدا کند.
امیر در برزخ
سرمربی تیم ملی حق دارد از کارنامه و عملکرد خودش در این مدت دفاع کند و قطعا بخشی از این کارنامه قابل قبول و بخشی دیگر قابل انتقاد است اما او به هیچ عنوان حق ندارد به منتقدانش با بدترین الفاظ حمله کرده و بارها به آنها بیوطن و ایرانفروش بگوید و شاید فراموش کرده که همین چند سال پیش در یک مصاحبه بعد بازی از ظلم علیه خودش سخن گفته بود و حالا دیگران را متهم به وطنفروشی میکند. جالب اینکه مجری برنامه هم کوچکترین تلاشی برای ممانعت از حملات سرمربی تیم ملی انجام نمیدهد و بعضا با او همراه هم میشود.
قلعهنویی دوشنبه شب نتوانست مخاطبانش را قانع کند و حتی با استفاده مداوم از لفظ «مردم عزیز» هم موفق نشد استدلالهاش خندهدارش را به مردم قالب کند. در چنین فضایی و با توجه به پایان قراردادش با فدراسیون خداحافظی با او و انتخاب یک سرمربی جدید میتواند بهترین گزینه برای فوتبال ملی ما باشد.
نظر کاربران
جالبه که ایشون تو مدت جنگ ایران تشریف نداشته و به بقیه میگه تو غار بودید . البته چون تشریف نداشتن نمیدونن کیا تو غار بودند . بعد جالب تر این که فرمودند چون عضو پیشکسوت بودن و شناس همه فدراسیون ها ،عوض آماده سازی تیم و به قول خودشون افزایش روحیه ،دوره افتادن که بقیه تیم ها چه قدر پاداش گرفتن .چه جوری گرفتن . اونجا هم دنبال راه های رسیدن به پاداش بوده !