این ویدئو را یک آشنا به دست امیر قلعهنویی برساند
کانال تلگرامی «تکبهتک» با انتشار یادداشتی انتقادی، اظهارات اخیر امیر قلعهنویی درباره پاداش و دریافتی خود را در تضاد با شرایط اقتصادی جامعه توصیف کرد و با اشاره به موضوعاتی مانند افزایش فقر، کاهش قدرت خرید، بیکاری و آسیبهای اجتماعی، از شکاف میان هزینههای فوتبال و مشکلات معیشتی مردم انتقاد کرد.
کانال تلگرامی «تکبهتک» با انتشار یادداشتی انتقادی، اظهارات اخیر امیر قلعهنویی درباره پاداش و دریافتی خود را در تضاد با شرایط اقتصادی جامعه توصیف کرد و با اشاره به موضوعاتی مانند افزایش فقر، کاهش قدرت خرید، بیکاری و آسیبهای اجتماعی، از شکاف میان هزینههای فوتبال و مشکلات معیشتی مردم انتقاد کرد.
تک به تک نوشت: مملکت عجیبی است؛ درست همان جایی که یکی مثل امیر قلعهنویی روی آنتن زنده تلویزیون در کمال خونسردی از پاداش «یک میلیون دلاری» به عنوان حق مسلم خودش حرف میزند، گزارشهای تکاندهنده از فقر روزافزون و کمرشکن مردم حکایت دارد؛ از صدها هزار بیکاری که فوج فوج به جمع رانندگان تاکسی اینترنتی ملحق میشوند، از کاهش پنجاه درصدی سرانه گوشت در فاصله پارسال تا امسال، از افت خوفناک مصرف کره و شیر و پنیر و مرغ و تخممرغ، از فراموشی طعم گیلاس و از وام عصبکشی دندان و پیراهن و شلوار اقساطی.
خرید قسطی ایرانیان به غیرمنتظرهترین مرحله ممکن رسید!

هیچکس آنقدر احمق نیست که فکر کند بازیکن و مربی فوتبال باید به اندازه عامه مردم پول بگیرد، اما کجای دنیا در کشوری که مردمش به نان شب محتاجاند و گروه گروه برای کارگری راهی عراق و ارمنستان و ترکیه میشوند، یک مربی ورشکسته فوتبال به خودش اجازه میدهد لبهایش را غنچه کند و بگوید: «فعلا فقط هفتاد میلیارد به من دادند»؟ در همان عربستان که آقای گروهبان هزینههای کادرفنیاش را به رخ ملت میکشد، چه کسی مجبور است صبحانه و ناهار قسطی بخورد و از وسط ماه انتظار دوزار کالابرگ ماه بعد را بکشد؟
ویدیو را تماشا کنید و ببینید وسط ریختوپاشهای تبلیغاتی در همین مملکت، چگونه طرحی که قرار است جلوی بریده شدن سر کودکان معصوم« رومینا اشرفی، دختر نوجوان ۱۴ ساله ایرانی اهل تالش که پدرش او را به قتل رساند» را بگیرد معطل بودجه مانده، ببینید چطور طفلکیترین بچههای این سرزمین به اتهام تخممرغ دزدی از سر گرسنگی پروندهدار میشوند و در کانون و زندان هزار بلا سر آنها میآید، ببینید دنیا چه جهنمی باید شده باشد که دو کلمه «دانشآموز» و «خودکشی» کنار هم بنشینند. اصلا مگر ممکن است چنین کابوسی؟ این، حکایت استعدادهای خاموشی است که تکتکشان میتوانستند یک فوتبالیست یا کشتیگیر بزرگ، یک ریاضیدان نابغه یا یک پزشک نجاتبخش باشند، اما در یکی از غنیترین کشورهای جهان، به جوانمرگی رویاها مبتلا شدند. آموزش کار با اسلحه؟ چه باید گفت وقتی سینه مالامال درد است...؟!
ارسال نظر