داستانک؛ راننده تاکسی!
مجله یکشنبه: مسافر تاکسی آهسته روی شونه راننده زد چون می خواست ازش یه سوال بپرسه ... راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد. نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس. از جدول کنار خیابون رفت بالا. نزدیک بود که چپ کنه... اما کنار یک مغازه توی پیاده رو متوقف شد... برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد.
سکوت سنگینی حکمفرما بود تا اینکه راننده رو به مسافر کرد و گفت: «هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!» مسافر عذرخواهی کرد و گفت: «من نمی دونستم که یه ضربه کوچولو این همه تو رو می ترسونه.»
راننده جواب داد: «واقعا تقصیر تو نیست. امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده تاکسی دارم کار می کنم، آخه من ۲۵ سال راننده ماشین جنازه کش بودم!»
تبلیغات متنی
-
ماجرای مهمترین جزیره ایران که فقط انبار نفت نیست
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
حقوق ١٠ میلیونی برای دانشجویان دانشگاه تهران
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
روایت تازه از حضور مخفیانه رئیسجمهور در تجمعات
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
لباس چه رنگی بپوشید، پشهها شما را نیش میزنند؟
-
چرا مدل اینترنت چین در ایران قابل پیادهسازی نیست؟
-
هواداران الجزایر و ترکیه پرچم ایران را بالا میبرند!
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
امیرحسین آکادمی گوگوش درگذشت
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
زخمهای بدن انسان، به زودی به تاریخ میپیوندند
-
بانک شخصی خودتان باشید؛ راهنمای ساده و قدمبهقدم ورود به دنیای دیفای (DeFi)
-
تخفیف ۹۵درصدی طرح ترافیک به این خودروها
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
فارس: حمله به کشتی آمریکایی در سواحل قطر
-
جزئیات قتل مریم؛ یک چوپان جسد سوخته را پیدا کرد
-
اقدام جدید برای کاهش مستمری بازنشستگان!
-
این چه کار زشتی است که با علی دایی میکنید؟
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
teflaki cheghadr tarside bude....
تصور کن !!!!
آخی، بیچاره رانندهه چقدر ترسیده. فکر کرده جنازس داره بهش دست میزنه.
من کلاً با شغلهایی که با مرده ها سرو کار دارن نمیتونم جور بیام، حتی بعضی وقتا خیلی میترسم. کی میدونه چجوری میتونم به این ترسم غلبه کنم؟
پاسخ ها
ترس از چی؟
ترس از مرده یا ترس از مردن یا ترس از کسانیکه با مرده ها سر و کار دارن
هلن جان از نظر روانشناسی نسبت به هر چی فوبیا یا ترس داشته باشی بایددرموقعیت ترس قرار بگیری وبه مرور زمان اونو لمس کنی وببینی که هیچ خطری تورو تهدید نمیکنه کمی هم دیدگاهتو تغییر بدی اونوقت میبینی که مرگ هم جزیی از زندگیه و یکی از مراحل اون که همه میگذرونن وکاملا طبیعیه.به نظر من متاسفانه بسیاری از انسانها هستن که خطرناکندوترس دارن نه کسی که دستش از همه جا کوتاهه...!
چی میگی ماها جان؟ من از مرگ میترسم. میشه بگی چجوری تو موقعیت مرگ قرار بگیرم؟
سر یه مشکل خیلی بچگانه که با خونوادم پیدا کرده بودم اونم سر هیچ و پوچ، فکر میکردم خونوادم دوسم ندارن، کلی قرص خوردم فکر کردم مردنم حتمیه. ولی از شانس من اون قرصا فقط مسکن بودن و فقط به یه خواب خیلی عمیق رفتم. بعدها چقدر به این کار احمقانه ام خندیدم.
وااای هلن جان عذر میخوام من فکر کردم از مرده ها میترسی خدانکنه در موقعیت مرگ قرار بگیری منم ترس از مردن دارم برا همینم همیشه از خدا میخوام تو بیهوشی از دنیا برم فکر میکنم جون کندن خیلی سخته.ولی در کل خداوند فرموده لا یکلف الله نفسا الا وسعها...پس به رحمت خدا امیدوار باشیم
هلن جان، باید خودتو تو اون موقعیت قرار بدی و دلو به دریا بزنی. وگرنه ترس همیشه باهاته...
نه خواهش میکنم ماها جان. میدونم منظوری نداشتی گلم. من حرفمو واضح بیان نکرده بودم.
شیدا جون، تو هم که دچار سوء تفاهم شدی. من میگم از مردن میترسم، اونوقت میگی خودتو تو موقعیتش قرار بده؟!؟
دوست داری بمیرم؟
خیلی بامزه بود....
يا خدا! اين دفعه به خير گذشت خدا خودش دفعات ديگه رو به خير بگذرونه!
وایییییییییییییییییییییی فوق العاده بود خیلی خیلی ممنون
خندیدم کلی ...
جالب بود.
پاسخ ها
ای بابا
اینم من نیستم.
راستشو بگو اسمت واقعا رهاست یا عمدا از اسم من استفاده می کنی؟؟؟
معمولا" داستانک شما یک پیامی هم داشت
اینکه فقط یک طنز معمولی بود .
پاسخ ها
اینهم پیام داشت.ما آدما به نسبت نوع کارمون عادتهایی پیدا میکنیم که اساسا" وعمیقا" جزئی از شخصیتمون میشه وبیرون اومدن از اون قالب بسیار سخته.این راننده تاکسی به سکوت درون آمبولانس و ارتباط برقرار نکردن عادت کرده بود چون مسافرش همیشه یک انسان مرده بوده. میبینید که تاکید میکنه دیگه چنین کاری رو تکرار نکن .چون نمیتونه از غالب سکوت همیشگی و برقرار نکردن ارتباط خارج بشه.
من نمی دونم چرا همه ی این داستان کوتاه هایی که شما توشتید رو قبلا خوندم...؟؟؟
تا حد مرگ خندیدم !
يا حسين