درباره کتاب تازه اش
با حمیدرضا صدر و پسری روی سکوها
حمیدرضا صدر در کارنامه اش سه کتاب روزی روزگاری فوتبال که حسابی هم پرفروش بود و یونایتد نفرین شده و نیمکت داغ را در کارنامه دارد
سایت گل:
روزهای نمایشگاه کتاب و در این میان که همه به نمایشگاه کتاب می روند و کتاب می خرند یا نمی خرند و از فضای کافی شاپی نمایشگاه استفاده می کنند یا نمی کنند، ورزشی ها و به خصوص فوتبالی ها توانستند به وجود دو نفر حسابی افتخار کنند. اولی حمیدرضا صدر بود که امسال کتاب « پسری روی سکوها» را نوشته و دومی هم عادل فردوسی پور، که کتاب « فرهنگ جامع فوتبال» را هم ترجمه کرده است و خودش عقیده دارد که این کتاب باید هر سال به روز شود. همانطور که می دانید فردوسی پور هم کتاب فوتبال علیه دشمن سایمون کوپر را خیلی خوب ترجمه کرد که پرفروش شد و تا همین الان چندین بار تجدید چاپ شده است.
اما کتاب پسری روی سکوها خیلی زود به کتاب فروشی های تهران راه پیدا کرده و انتشارات زاوش کار چاپ این کتاب را انجام داده است، روایت صدر از وقایع چهار دهه فوتبال ایران یعنی دهه های ۴۰، ۵۰، ۶۰ و ۷۰ است و آنقدر ریتم جذابی دارد که اگر آن را دست بگیرید، می توانید خیلی راحت و در وعده اول ۱۰۰ صفحه آن را بخوانید. حمیدرضا صدر که دانش آموخته رشته معماری و شهرسازی است، دکترای سینما هم دارد و همین الان یکی از اساتید دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. با او درباره کتابش گفت و گو کرده ایم.
چه شد که کتاب پسری روی سکوها را نوشتید؟
خب این کتاب به نوعی مرور اتفاقات تاریخی است و فقط هم فوتبال نیست. من چهاردهه و در واقع می شود گفت ۵ دهه فوتبال ایران را به یاد دارم.
یعنی به درد تاریخ دانان و علاقه مندان به تاریخ هم می خورد؟
بله، مخاطب این کتاب تنها فوتبالی ها نیستند و افرادی که به تاریخ هم علاقه دارند می توانند آن را مطالعه کنند.
کتاب همانطورکه گفتید خیلی روایی است و نثر روانی دارد، من که شروع کردم ۱۰۰ صفحه از ۵۰۰ صفحه را در عرض ۹۰ دقیقه خواندم...
همانطور که در کتاب هم گفته ام، فوتبالی ها من جمله خود شما، توانایی فراوانی در تدوین ذهنی دارند، در اصطلاح می شود گفت که جامپ کاتهای ذهنی حیرت انگیزی دارند. شما مثلا یک بازی را ۱۰ سال پیش دیده اید و جزئیات بازی که ۹۰ دقیقه طول کشیده را می توانید در دو- سه دقیقه به یاد بیاورید. همه نود دقیقه و حواشی اش را می گویم. همه چیز مرور می شود، گلها، درگیری ها و خلاصه اینکه می توانید آن را تعریف کنید.حتی اتفاقات روی سکوها و همه و همه و همه خیلی زود مقابل چشمتان مثل یک فیلم ظاهر می شود. ممکن است درباره نامهای بازیکنان بزرگ و کوچک، چیزهایی را به یاد بیاورید که وقتی یک روز به بازیکن بازنشسته آن روزها هم بگویید، خودش هم به یاد نیاورد.
این تدوین ذهنی یا جامپ کاتهای ذهنی می تواند با یکی دو جمله هم باشد...
کاملا، فوتبالی ها با یکی دو جمله می توانند یک بازی بزرگ را به یاد بیاورند و کلی درباره بحث کنند.
پس فوتبالی ها در تونل زمان قرار دارند و خودشان نمی دانند...
کاملا همین است. در کتاب هم گفته ام که فوتبالی می توانند خیلی راحت از امجدیه دهه ۵۰ بروند به ورزشگاه آزادی دهه ۷۰ و برگردند به بازیهای ملی و باشگاهی و شهرهای مختلفی که تیم محبوبشان یا یک تیم رفته، مثلا از تهران بروید انزلی و از انزلی بروید اصفهان و از اصفهان بروید ورزشگاه ملبورن و بازی ایران و استرالیا سال ۷۶ و از ملبورن بروید جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه...این یک نوع مالیخولیای گیج کننده لذت بخش است.
نمی شود توضیح داد که چرا صحنه های فوتبالی به یکباره وسط کار، مراسم عزاداری، عروسی، توی تاکسی، ماشین و اتوبوس و هواپیما به شما حمله می کند. آدم دنبال صحنه ها را می گیرد و نمی داند به کجا می رسد. نمی شود توصیف کرد. نه واقعیت است و نه غیرواقعیت.من هم همه این صحنه ها را در ۴ دهه نوشته ام.صحنه هایی که به من هجوم آورده اند، می آورند و خواهند آورد.
یک جمله در مقدمه کتاب نوشته اید، اینکه جهان هر کس را خودش با ذهن جاری اش می آفریند. با استدلال همین جمله کتاب را نوشته اید. نگاه مجازی است اما واقعیت دارد. این که توانسته اید با همه جزئیات را شامل گل زدن ها، شیرجه زدن ها و درگیری ها و خلاصه همه چیز را مرور کنید ماجرا را جذاب تر کرده است.
فوتبالی ها با لحظه ها و صحنه هایی که دوست دارند زندگی می کنند و فراموش می کنند. از لحظه های شیرین تا لحظه های دراماتیک. شاید هم آن لحظه ها دراماتیک و شیرین هم نباشند، اما می آیند و می روند.کاری هم از دست شما برنمی آید. من همه این لحظه ها را نوشته ام در ۴ دهه فوتبال ایران.
شما حتی از لحظه های امضا گرفتن از بازیکنان آن روزها و یا حتی جزئیات دیدار با بازیکنان هم نوشته اید. از لحظه های عکاسی با دوربین های ابتدایی و بعد هم فیلمبرداری با دوربین های ۸ میلیمتری. از صحافی کردن دنیای ورزش و کیهان ورزش که من می دانم همه آنها را هنوز دارید. اینها هم به کمک شما برای نوشتن آمدند؟
بله که آمدند. من همه اینها را با خودم دارم. همه را با خودم به کول کشیدم. در هر نقل و انتقال از یک خانه به خانه دیگری.از یک انباری به انباری دیگر. من واقعا می توانم بگویم جان کنده ام که این خاطرات را ثبت و ضبط کنم. می توانم بگویم که آنها می خواهند من را رها کنند اما من نمی توانم رهایشان کنم. به اینها چسبیده ام.
خیلی ها می خواهند گذشته شان را فراموش کنند حالا چه خوب و چه بد، اما مثل اینکه فوتبالی ها نمی توانند...
فوتبالی ها مقاومت می کنند، گذشته گرا هستند و به گذشته نگاه می کنند همانقدر که به آینده نگاه می کنند، به بازیهای بعدی، به سالهای بعدتر. فوتبالی ها وقتی ورزشگاه می روند حتی اگر هم تیمشان بازنده شود نمی گویند که وقتشان را تلف کرده اند. شاید می توانستند کارهای بهتر و مفیدتری کنند اما هرگز نمی گویند بیخود و بی جهت به ورزشگاه رفته اند. یک نوع شیفتگی خاص است.
همین شیفتگی است که ملت پس از بازیهای مهم مقابل استرالیا چه قبل و چه بعد از انقلاب که منجر به رفتن به جام جهانی شد یا بازی مقابل آمریکا در جام جهانی فرانسه و یا صعود تیم ملی به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان به خیابانها می ریزند و جشن می گیرند. صحنه هایی که شما در کتاب خیلی خوب روایت کرده اید.
فوتبال یعنی دنیای کوچک شده جامعه. در کتاب هم نوشته ام. این اتفاقات با بی برنامگی و خودانگیختگی و بی تکلفی افتاده است و چه بهتر که برنامه ریزی وجود نداشته و چه غیر منتظره تر که خودجوش بوده و چه دلپذیرتر که تکلیف و تکلفی در کار نبوده است.سطرهایی که نوشته ام تلاشی برای ثبت اتفاقات بزرگ و کوچک بوده است که من در آنها و اطراف آنها بوده ام.نگاه کرده ام و پرسه زده ام و تاثیرگذار بوده اند.
چرا به اتفاقات دهه ۸۰ فوتبال ایران هیچ اشاره ای نکرده اید؟
هنوز به اندازه کافی از دهه ۸۰ فاصله نگرفته ایم. هنوز هم با خیلی ها تعارف دارم. یادآوری بی دغدغه خاطره ها و تاریخ هر عصر و دوره معمولا پس از دور شدن از آن دوره امکان پذیر می شود.
سوال آخر، کتاب چرا تصویر ندارد، جای تصاویر خالی به نظر می رسد، این کار عمدی بوده و چون کتاب روایی بوده خواسته اید همه با خواندن تصاویر را در ذهنشان مرور کنند؟ یا اینکه دلیل دیگری داشته؟ برای ما نسل سومی ها که دهه های ۴۰ و ۵۰ و حتی اوایل دهه ۶۰ را ندیده ایم، تصاویر می توانست کمک حال باشد...
مشکلات چاپ تصاویر با کیفیت خوب داشتیم و تعداد صفحات را بالاتر می برد و با توجه به مشکلات کاغذ کل قیمت کتاب را هم بالاتر می برد. همین الان ۱۹۰۰۰ تومان قیمت کمی نیست و شاید خیلی ها و مخصوصا جوان ها نتوانند آن را بخرند. من حتی عکسهای زیادی از عکاسان ورزشی هر دوره گرفته بودم وقرار بود چاپ شود که امکانش فراهم نشد.
حمیدرضا صدر در کارنامه اش سه کتاب روزی روزگاری فوتبال که حسابی هم پرفروش بود و یونایتد نفرین شده و نیمکت داغ را در کارنامه دارد
روزهای نمایشگاه کتاب و در این میان که همه به نمایشگاه کتاب می روند و کتاب می خرند یا نمی خرند و از فضای کافی شاپی نمایشگاه استفاده می کنند یا نمی کنند، ورزشی ها و به خصوص فوتبالی ها توانستند به وجود دو نفر حسابی افتخار کنند. اولی حمیدرضا صدر بود که امسال کتاب « پسری روی سکوها» را نوشته و دومی هم عادل فردوسی پور، که کتاب « فرهنگ جامع فوتبال» را هم ترجمه کرده است و خودش عقیده دارد که این کتاب باید هر سال به روز شود. همانطور که می دانید فردوسی پور هم کتاب فوتبال علیه دشمن سایمون کوپر را خیلی خوب ترجمه کرد که پرفروش شد و تا همین الان چندین بار تجدید چاپ شده است.
اما کتاب پسری روی سکوها خیلی زود به کتاب فروشی های تهران راه پیدا کرده و انتشارات زاوش کار چاپ این کتاب را انجام داده است، روایت صدر از وقایع چهار دهه فوتبال ایران یعنی دهه های ۴۰، ۵۰، ۶۰ و ۷۰ است و آنقدر ریتم جذابی دارد که اگر آن را دست بگیرید، می توانید خیلی راحت و در وعده اول ۱۰۰ صفحه آن را بخوانید. حمیدرضا صدر که دانش آموخته رشته معماری و شهرسازی است، دکترای سینما هم دارد و همین الان یکی از اساتید دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. با او درباره کتابش گفت و گو کرده ایم.
چه شد که کتاب پسری روی سکوها را نوشتید؟
خب این کتاب به نوعی مرور اتفاقات تاریخی است و فقط هم فوتبال نیست. من چهاردهه و در واقع می شود گفت ۵ دهه فوتبال ایران را به یاد دارم.
یعنی به درد تاریخ دانان و علاقه مندان به تاریخ هم می خورد؟
بله، مخاطب این کتاب تنها فوتبالی ها نیستند و افرادی که به تاریخ هم علاقه دارند می توانند آن را مطالعه کنند.
کتاب همانطورکه گفتید خیلی روایی است و نثر روانی دارد، من که شروع کردم ۱۰۰ صفحه از ۵۰۰ صفحه را در عرض ۹۰ دقیقه خواندم...
همانطور که در کتاب هم گفته ام، فوتبالی ها من جمله خود شما، توانایی فراوانی در تدوین ذهنی دارند، در اصطلاح می شود گفت که جامپ کاتهای ذهنی حیرت انگیزی دارند. شما مثلا یک بازی را ۱۰ سال پیش دیده اید و جزئیات بازی که ۹۰ دقیقه طول کشیده را می توانید در دو- سه دقیقه به یاد بیاورید. همه نود دقیقه و حواشی اش را می گویم. همه چیز مرور می شود، گلها، درگیری ها و خلاصه اینکه می توانید آن را تعریف کنید.حتی اتفاقات روی سکوها و همه و همه و همه خیلی زود مقابل چشمتان مثل یک فیلم ظاهر می شود. ممکن است درباره نامهای بازیکنان بزرگ و کوچک، چیزهایی را به یاد بیاورید که وقتی یک روز به بازیکن بازنشسته آن روزها هم بگویید، خودش هم به یاد نیاورد.
این تدوین ذهنی یا جامپ کاتهای ذهنی می تواند با یکی دو جمله هم باشد...
کاملا، فوتبالی ها با یکی دو جمله می توانند یک بازی بزرگ را به یاد بیاورند و کلی درباره بحث کنند.
پس فوتبالی ها در تونل زمان قرار دارند و خودشان نمی دانند...
کاملا همین است. در کتاب هم گفته ام که فوتبالی می توانند خیلی راحت از امجدیه دهه ۵۰ بروند به ورزشگاه آزادی دهه ۷۰ و برگردند به بازیهای ملی و باشگاهی و شهرهای مختلفی که تیم محبوبشان یا یک تیم رفته، مثلا از تهران بروید انزلی و از انزلی بروید اصفهان و از اصفهان بروید ورزشگاه ملبورن و بازی ایران و استرالیا سال ۷۶ و از ملبورن بروید جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه...این یک نوع مالیخولیای گیج کننده لذت بخش است.
نمی شود توضیح داد که چرا صحنه های فوتبالی به یکباره وسط کار، مراسم عزاداری، عروسی، توی تاکسی، ماشین و اتوبوس و هواپیما به شما حمله می کند. آدم دنبال صحنه ها را می گیرد و نمی داند به کجا می رسد. نمی شود توصیف کرد. نه واقعیت است و نه غیرواقعیت.من هم همه این صحنه ها را در ۴ دهه نوشته ام.صحنه هایی که به من هجوم آورده اند، می آورند و خواهند آورد.
یک جمله در مقدمه کتاب نوشته اید، اینکه جهان هر کس را خودش با ذهن جاری اش می آفریند. با استدلال همین جمله کتاب را نوشته اید. نگاه مجازی است اما واقعیت دارد. این که توانسته اید با همه جزئیات را شامل گل زدن ها، شیرجه زدن ها و درگیری ها و خلاصه همه چیز را مرور کنید ماجرا را جذاب تر کرده است.
فوتبالی ها با لحظه ها و صحنه هایی که دوست دارند زندگی می کنند و فراموش می کنند. از لحظه های شیرین تا لحظه های دراماتیک. شاید هم آن لحظه ها دراماتیک و شیرین هم نباشند، اما می آیند و می روند.کاری هم از دست شما برنمی آید. من همه این لحظه ها را نوشته ام در ۴ دهه فوتبال ایران.
شما حتی از لحظه های امضا گرفتن از بازیکنان آن روزها و یا حتی جزئیات دیدار با بازیکنان هم نوشته اید. از لحظه های عکاسی با دوربین های ابتدایی و بعد هم فیلمبرداری با دوربین های ۸ میلیمتری. از صحافی کردن دنیای ورزش و کیهان ورزش که من می دانم همه آنها را هنوز دارید. اینها هم به کمک شما برای نوشتن آمدند؟
بله که آمدند. من همه اینها را با خودم دارم. همه را با خودم به کول کشیدم. در هر نقل و انتقال از یک خانه به خانه دیگری.از یک انباری به انباری دیگر. من واقعا می توانم بگویم جان کنده ام که این خاطرات را ثبت و ضبط کنم. می توانم بگویم که آنها می خواهند من را رها کنند اما من نمی توانم رهایشان کنم. به اینها چسبیده ام.
خیلی ها می خواهند گذشته شان را فراموش کنند حالا چه خوب و چه بد، اما مثل اینکه فوتبالی ها نمی توانند...
فوتبالی ها مقاومت می کنند، گذشته گرا هستند و به گذشته نگاه می کنند همانقدر که به آینده نگاه می کنند، به بازیهای بعدی، به سالهای بعدتر. فوتبالی ها وقتی ورزشگاه می روند حتی اگر هم تیمشان بازنده شود نمی گویند که وقتشان را تلف کرده اند. شاید می توانستند کارهای بهتر و مفیدتری کنند اما هرگز نمی گویند بیخود و بی جهت به ورزشگاه رفته اند. یک نوع شیفتگی خاص است.
همین شیفتگی است که ملت پس از بازیهای مهم مقابل استرالیا چه قبل و چه بعد از انقلاب که منجر به رفتن به جام جهانی شد یا بازی مقابل آمریکا در جام جهانی فرانسه و یا صعود تیم ملی به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان به خیابانها می ریزند و جشن می گیرند. صحنه هایی که شما در کتاب خیلی خوب روایت کرده اید.
فوتبال یعنی دنیای کوچک شده جامعه. در کتاب هم نوشته ام. این اتفاقات با بی برنامگی و خودانگیختگی و بی تکلفی افتاده است و چه بهتر که برنامه ریزی وجود نداشته و چه غیر منتظره تر که خودجوش بوده و چه دلپذیرتر که تکلیف و تکلفی در کار نبوده است.سطرهایی که نوشته ام تلاشی برای ثبت اتفاقات بزرگ و کوچک بوده است که من در آنها و اطراف آنها بوده ام.نگاه کرده ام و پرسه زده ام و تاثیرگذار بوده اند.
چرا به اتفاقات دهه ۸۰ فوتبال ایران هیچ اشاره ای نکرده اید؟
هنوز به اندازه کافی از دهه ۸۰ فاصله نگرفته ایم. هنوز هم با خیلی ها تعارف دارم. یادآوری بی دغدغه خاطره ها و تاریخ هر عصر و دوره معمولا پس از دور شدن از آن دوره امکان پذیر می شود.
سوال آخر، کتاب چرا تصویر ندارد، جای تصاویر خالی به نظر می رسد، این کار عمدی بوده و چون کتاب روایی بوده خواسته اید همه با خواندن تصاویر را در ذهنشان مرور کنند؟ یا اینکه دلیل دیگری داشته؟ برای ما نسل سومی ها که دهه های ۴۰ و ۵۰ و حتی اوایل دهه ۶۰ را ندیده ایم، تصاویر می توانست کمک حال باشد...
مشکلات چاپ تصاویر با کیفیت خوب داشتیم و تعداد صفحات را بالاتر می برد و با توجه به مشکلات کاغذ کل قیمت کتاب را هم بالاتر می برد. همین الان ۱۹۰۰۰ تومان قیمت کمی نیست و شاید خیلی ها و مخصوصا جوان ها نتوانند آن را بخرند. من حتی عکسهای زیادی از عکاسان ورزشی هر دوره گرفته بودم وقرار بود چاپ شود که امکانش فراهم نشد.
تبلیغات متنی
-
شکست پرسپولیس در نبرد با صدرنشین جدول
-
توضیح مسکو درباره توقف حملات به اوکراین
-
عکس خیرهکننده از محاصره خودروها در برف!
-
تصاویری که احسان کرمی از ژیلا صادقی منتشر کرد
-
پولاد کیمیایی و نرگس محمدی بهم رسیدند
-
وضعیت این روزهای سروش صحت از زبان رفیقش
-
ستاره استقلال در چند سانتیمتری پرسپولیس!
-
تکرار نبرد رئال با مورینیو در پلیآف لیگ قهرمانان!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
امام جمعه اصفهان: خلیج فارس را گورستان دشمن میکنیم
-
اظهارات خبرساز همسر سابق رضا رویگری درباره او
-
هشدار جدی لاریجانی به اتحادیه اروپا درباره سپاه
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
-
فیدان در کنفرانس با عراقچی: امیدواریم آمریکا حمله نکند
-
تصاویری که احسان کرمی از ژیلا صادقی منتشر کرد
-
ستاره استقلال در چند سانتیمتری پرسپولیس!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
هشدار جدی لاریجانی به اتحادیه اروپا درباره سپاه
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
-
ترکیه از دلهره جنگ آمریکا علیه ایران خواب ندارد
-
رادان: سلبریتیهای ناسپاس عامل جنایت شدند
-
این تصویر از امامجمعه تبریز پربازدید شد
-
چرا برخی از علی بندری و هدی بیوتی عصبانی شدهاند؟
-
پست محسن تنابنده کاربران ایتا را شاکی کرد!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نخستین قابها از دیدار عراقچی و فیدان در استانبول
-
مسکو درباره تحرکات آمریکا: شاید حملهای صورت گیرد
-
سکوت حامد بهداد درباره وقایع اخیر شکست
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
هادی چوپان ناگهان به صداوسیما پیوست
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
توضیحات معاون وزیر دادگستری درباره بازداشتیهای زیر ۱۸ سال
-
تصاویری از جلسه امنیتی لاریجانی در تهران
-
اقدام توجهبرانگیز ارتش همزمان با اخبار جنگ احتمالی
-
شرطبندی سنگین برای احتمال حمله آمریکا به ایران!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر