۱۶۲۰۶۱۶
۱۷۸۲
۱۷۸۲
پ

ایران با سرعت نور در حال تبدیل شدن به پاکستان است!

نتیجه، شهرهایی است که به‌جای حرکت به سمت کیفیت زندگی بهتر، با وصله‌وپینه‌هایی ناهمگون و راهکارهایی قدیمی اداره می‌شوند؛ وضعیتی که می‌توان آن را نوعی «پاکستانیزه‌شدن» فضای شهری و حتی کیفیت زندگی دانست.

برترین‌ها: گاهی برای دیدن فاصله میان زندگی شهری و سلیقه مدیرانش، لازم نیست سراغ پروژه‌های بزرگ و پرهزینه برویم؛ کافی است کمی در خیابان قدم بزنیم. مثلا از خیابان کریمخان وارد ایرانشهر شوید؛ جایی که موسیقی زنده، دورهمی‌های خیابانی و رفت‌وآمد آدم‌ها، فضایی متناسب با حال‌وهوای فرهنگی این محدوده ساخته است. اما کافی است مسیرتان را کمی پایین‌تر ادامه دهید تا با بازارچه‌ای روبه‌رو شوید که انگار از جهان دیگری به این خیابان و حوالی پارک هنرمندان پرتاب شده است. بازارچه‌ای که شاید برای عده‌ای منبع درآمد باشد، اما هم‌زمان چهره خیابان را تغییر داده و میان هویت فرهنگی فضا و آنچه در آن مستقر شده، فاصله انداخته است.

778392d5ZTp3ZWJwfGY6MjQxNjYzNi5wbmd8ZnVpOjIzODcxNzl8bDpmYXx2OjE

این فقط یک نمونه از تصمیم‌هایی است که در گوشه‌وکنار شهرها می‌بینیم؛ اقداماتی که قرار است به ساماندهی فضا یا رونق کسب‌وکار کمک کنند، اما اغلب نه نشانی از خلاقیت دارند و نه نسبتی با زیبایی‌شناسی زندگی شهری. انگار در طراحی این مداخلات، نه سلیقه شهروندان جدی گرفته می‌شود و نه شأن فضایی که قرار است در اختیار آن‌ها باشد. نتیجه، شهرهایی است که به‌جای حرکت به سمت کیفیت زندگی بهتر، با وصله‌وپینه‌هایی ناهمگون و راهکارهایی قدیمی اداره می‌شوند؛ وضعیتی که می‌توان آن را نوعی «پاکستانیزه‌شدن» فضای شهری و حتی کیفیت زندگی دانست. پرسش اصلی اینجاست: چرا باید همچنان به الگوهایی دل بست که نه تازگی دارند، نه جذابیتی برای شهروند امروز ایجاد می‌کنند و نه تصویری دلپذیر از شهر می‌سازند؟ آیا در نگاه مدیران شهری، زیبایی‌شناسی و تجربه روزمره مردم جایی دارد؟ برای لمس بهتر این شکاف، چند نمونه مشابه را مرور می‌کنیم.

کاپیتان درباره ویدیوهای تبلیغ غذاخوردن با دست: دیگه زدن تو کار پاکستانیزیشن کردن ملت ایران. بنده  اعلام برائت میکنم از هر فرهنگ واپس‌گرایی که توی سال ۲۰۲۶ بخواد غذا خوردن با دست رو تبلیغ کنه.

1

علی نوشت: شاید بعضیا بهش بخندن، ولی این همت ایرانیه؛ تو مشهد یکی برای خودش ماشین برقی ساخته، سوارش میشه و کارش رو هم باهاش راه میندازه.

تئو در پاسخ به علی: ایرانی کارش به جایی رسیده که به جای نوآوری درست و حسابی تو محیط آزمایشگاهی باید چرخ رو دوباره اختراع کنه، یکی مثل این هم بیاد بهش بگه همت ایرانی. همت ایرانی شاهنامه‌ی فردوسی بود، شوشتر و پارسه بود. همت ایرانی زهکشی جلگه‌های عراق بود. همت ایرانی دیوار سرخ گرگان بود. همت ایرانی گنبد سلطانیه بود. ایران قشنگ ما رو به چه وضعی انداختن. یکی نوشته بود پاکستانیزه شدن ایران و به نظرم توصیف مناسبیه. چه همتی؟‌ مگه آدم جونش رو از سر راه آورده که بیاد تو همون خیابونی که این وسیله که هیچی ازش مشخص نیست هم توش اجازه‌ی رانندگی داره؟

محمد هم درباره این ویدیو از ساخت یک بالابر نوشت: این مدل صنعتی شدن که یه نفر تو یه انباری داره واسه خودش با ابزار های محدود یه چیزی میسازه خودش ۷۰ درصد پاکستانیزه شدنه. نه اقتصادیه نه صنعتیه، به عنوان کسی که یه مقدار از ایمنی دستگاه‌ها سرش میشه بسیار هم خطرناکه.

سینا درباره ویدیوی کافه سیار در میدان شهرداری رشت: یه لحظه فکر کردم پاکستانه. همه چیز رو دارن پاکستانیزه میکنن.

میثم درباره توییت پیمان مولوی که تصویر یک مینی‌بوس را با عنوان "پاکستانیزه شدن به روایت تصویر" منتشر کرده بود نوشت: اینجور تصاویر شاید در نگاه اول فان به نظر برسه اما نشان عقب ماندگی و دور ماندن از تکنولوژی است. اینکه خود این مینی بوس هنوز در خیابانها در حال تردد و حمل مسافر است حقیقتا مایه سرافکندگیست. ما داریم به سمت کوبا شدن میریم پاکستان وضعیتش متفاوته.

GyTaluNXYAIvWXH

و ح جیمی: وضعیت ایران خیلی وخیم شده، نبود تفریح و سرگرمی باعث شده آخر هفته‌ها معابر اصلی بالاشهر تحت عنوان «دور دور» برای مردم غرق در جمعیت بشه و ترافیک درست کنه، ایران در حال تبدیل شدن به هندوستان و پاکستان هست!

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج