چگونه با اتوبوس در داخل ایران سفر کنیم؟
«جایی در شرق شیراز، به دهکده کوچکی رسیدیم که آن را در نقشه ندیده بودیم. با این حال ساکنان دهکده، این مهمانان ناخوانده غربی را که از اتوبوس پیاده می شدند، به گرمی استقبال می کردند.
خبرگزاری ایسنا: «جایی در شرق شیراز، به دهکده کوچکی رسیدیم که آن را در نقشه ندیده بودیم. با این حال ساکنان دهکده، این مهمانان ناخوانده غربی را که از اتوبوس پیاده می شدند، به گرمی استقبال می کردند.
مترجم فارسی زبان ما پس از مدتی برگشت و اعلام کرد تعدادی از مردان روستا داخل صحن مسجد با ما خواهند نشست. ما هم پس از در آوردن کفش هایمان روبهروی آن ها نشستیم و از چگونگی زندگی روزمره آنان و ارتزاق از این زمین های خشک پرسیدیم».
این جملهها، ورودی مطلب منتشره در روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۱۵ است به قلم گزارشگر آن درباره سفر به ایران و جاذبههایش.
سارا هال Sara Hall، گزارشگر این روزنامه استرالیایی، در ادامه گزارش سفر خود آورده است: «آن چه که متوجه شدیم این بود که بیشتر آن ها برای کار به شهرهای اطراف می روند. سپس از ۵ نفر از زنان خواسته شد که با زنان روستایی هم صحبت شوند. بچه ها نیز بعد از کنار گذاشتن خجالت به جمع زنان و مردان پیوستند.
بازار گرفتن عکس هم داغ شد. همه آن ها در مقابل دوربین سعی داشتند که طبیعی جلوه کنند و از ما می خواستند که در قاب آن ها قرار بگیریم. سپس فی البداهه از یکی از پزشکان خانم همراه تیم خواستند تعدادی دارو برای درد کمر و پاهای خانم ها تجویز کند.
او هم مقداری داروی گیاهی را معرفی کرد، هر چند که احتمال می داد این داروها در این منطقه قابل دسترسی نباشند؛ و بالاخره وقتی ما محل را ترک کردیم، تمامی روستا برای ما دست تکان می دادند».
او افزوده است: «من با تعدادی از دوستانم به صورت گروهی در داخل ایران با اتوبوس سفر می کنیم تا نکاتی را از امید و زندگی واقعی مردم این کشور بهدست آوریم.

ما سفر را از شیراز شروع کردیم و اولین غافل گیری، موقع صبحانه روز اول پیش آمد. تعدادی از مسافران هتل، یا بر روی دماغ هایشان باند داشتند و یا در پس سرشان. ما در مورد مشغولیات و فعالیت ایرانیان روی دماغ هایشان و هم چنین کاشت مو شنیده بودیم و امروز آن را به چشم خودمان دیدیم.
در بازار، دلارهای ما به کپه ای از تومان و ریال ایرانی تبدیل شد. راهمان را به داخل کوچه های شلوغ و مسیرهای مختلف ادامه دادیم؛ جاهایی که مدام تذکر رعایت حجاب داده می شد.
همان گونه که انتظار داشتیم، بسیاری از زنان چادر مشکی به سر داشتند، طوری که فقط صورت و دست های آنان قابل رویت بود.
اما شما به راحتی می توانستید مُد را در نوع نقش و نگارهای روسری های زیر آن ها و هم چنین کلاه های لبه داری که روی آن می گذاشتند (از جمله کلاه های دولس Dolce و گابانا Gabbana)، مشاهده کنید.
آن شب، شیراز مدرن را در رستوران پنچ طبقه هفت خوان مشاهده کردیم. جایی که هنر معماری معاصر را با معماری و مهندسی جدید در آمیخته است. روز بعد به پرسپولیس (تخت جمشید) رفتیم؛ جایی که از دیدن بقایای بنای ۲۴۵۰ ساله پادهاشان هخامنشی شگفتزده شدیم.
قرن هاست که آتش زدن این کاخ (در ۳۳۰ سال پیش از مسیح توسط اسکندر) بهنوعی فراموش شده است اما در سال ۱۹۷۱ یک بار دیگر شهرت پیدا کرد.
زمانی که شاه ایران، جشن شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را در آن برگزار کرد. غذاها از ماکسیم Maxim پاریس آورده شد. پادشاهان و روسای کشورهای زیادی در این مراسم شرکت داشتند.
این امر باعث خشم ایرانیان و سرعت گرفتن انقلاب شد و پس از تمام شدن پارتی (جشن مذکور) دوباره این محل فراموش شد».
این گردشگر استرالیایی در ادامه سفرنامه خود نوشته است: «ما در شبی که در کاروانسرای ۴۰۰ ساله زین الدین در مسیر کرمان حضور یافتیم، با بخش دیگری از تاریخ ایران آشنا شدیم.
بخشی از کاروانسرا بازسازی شده بود و در آن اتاق خواب با با پرده ها و فرش تزیین شده بود و رختخواب نیز در آن وجود داشت. در اینجا فرصت خوبی برای دیدن ستاره ها بود اما پیاده روی در کویر را به جای مطالعه در ستاره ها ترجیح دادیم.
مهم ترین بخش سفر ما صحبت های فارس زبان ما (راهنما) با مردم است که حاصل آن داستان هایی است که در هیچ یک از کتب توریستی یافت نمی شود. وقتی به اصفهان رسیدیم، خستگی راه طولانی، آن هم با اتوبوس خود نمایی می کرد اما این شهر یعنی سومین شهر بزرگ ایران و زیبایی هایش تمامی خستگی راه را از تن به در کرد.

از شانس ما آب زاینده رود که معمولاً بر سر اختلاف موجود گاه به یزد سرازیر می شود، جاری بود. مردم در کنار آب و زیر تاق های پل های این رودخانه دور هم نشسته بودند یا پیاده روی می کردند. 5 پل از 11 پل موجود بیش از صد سال قدمت دارند و در شب به صورت هنرمندانه ای نورپردازی شده اند که رقص نور در آب کاملاً قابل رویت است.
مانند دیگر توریست ها به میدانی که در قلب شهر و متعلق به قرن هفدهم بود رفتیم. این میدان به عنوان مرکز میراث بین المللی فرهنگی، بعد از میدان تیان من چین، بزرگترین میدان است و فقط از نظر سایز می توان این مقایسه را انجام داد؛ وگرنه عظمت آن با هیچ بخش دیگر میدان چین قابل مقایسه نیست. این میدان تحت تاثیر مسجد جامع است که در طول 900 سال تخریب و یا تجدید بنا گردیده است.
در حالی که ما در در ورودی مسجد در حال کشتی گرفتن (کلنجار رفتن) با چادرهایمان بودیم که بر اثر وزش شدید باد در حال افتادن بودند، نمازگزاران زیادی برای نماز می آمدند.
در قبرستانی در اصفهان، سنگ قبرهای کشته شدگان جنگ ایران و عراق خودنمایی می کند. تعداد زیادی از ایرانیان در این جنگ کشته شدند.
عکس ها و تاریخ های ثبت شده روی سنگ قبرها، حکایت از آن دارند که بسیاری از کشته شدگان جوان بوده اند. یکی از مردانی که به طور معمول برای زیارت قبر فرزند 18 ساله اش به آن جا می آید، گفت: وقتی که پسرم برای مرخصی به خانه آمد، از او خواستم که من به جایش بروم اما او نپذیرفت و بعد از چندی هم شهید شد».

سارا هال در پایان متن خود نوشته است: «سفر ما با رسیدن به تهران خاتمه یافت؛ جایی که سفارت سابق آمریکا در ایران قرار دارد. یکی دیگر از مکان های توریستی، کاخ شاه در نیاوران است که در دامنه البرز و در سال 1960 ساخته شده است.
این محل یکی از دیدنی ترین محل هایی بود که دیدیم. (نویسنده به شرح کامل داخل عمارت پرداخته است). ما همچنین از پل طبیعت که دو سال از ساخت آن می گذرد و دو پارک را به هم متصل می سازد، دیدن کردیم. (در این بخش نیز به شرح وضعیت پل و اطراف آن پرداخته است)
اما بزرگترین سورپرایز ما وقتی بود که از یک روزنامه کشوری که بعد از انقلاب ملی شده بود، بازدید کردیم.
رئیس این روزنامه که امام (معمم) و همراه امام خمینی در سال 1987 در پاریس بود، فردی خوشمشرب و مهمان نواز بود و بعد از یک مصاحبه طولانی با ما به اصرار وی نهار را در همان جا ماندیم. وی بسیار متواضعانه، اطراف میز مهمانان حاضر شد و به آن ها غذا تعارف می کرد.
دانشجویان نیز برخورد دوستانه ای داشتند. (احتمالا روزنامه اطلاعات به مدیرمسؤولی سیدمحمود دعایی)
وقتی که ما در یک روز آفتابی در پارک تهران در حال قدم زدن بودیم، آن ها در مورد شانس و این که خود، چقدر در تعیین یا تغییر آن نقش داریم، صحبت می کردند. آن ها هم عاشق اینترنت بودند و دلخور از فیلتر بودن برخی سایت ها.
آن ها مایل نبودند که دوره سربازی را بگذرانند و هر کدام برای خود دلیلی می آورد. یکی می گفت که نانآور خانواده اش است، دیگری فرزند طلاق بود و چون پدر نبود، باید از خانواده اش نگهداری می کرد. سومی می گفت که خیلی چاق است و چهارمی می گفت به علت تعرق کف دست نمی تواند تفنگ دست بگیرد.
سفر ما، دست آخر به کنسرت ختم شد! یکی از آنان یک آهنگ رپ خواند و مترجم ما خلاصه آن را برای ما معنی کرد. وقتی ما خداحافظی می کردیم، آن ها خوشحال بودند، ما هم همینطور. در این حالت می شود گفت شانس هم با آنها بود، هم با ما».
مترجم فارسی زبان ما پس از مدتی برگشت و اعلام کرد تعدادی از مردان روستا داخل صحن مسجد با ما خواهند نشست. ما هم پس از در آوردن کفش هایمان روبهروی آن ها نشستیم و از چگونگی زندگی روزمره آنان و ارتزاق از این زمین های خشک پرسیدیم».
این جملهها، ورودی مطلب منتشره در روزنامه سیدنی مورنینگ هرالد در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۱۵ است به قلم گزارشگر آن درباره سفر به ایران و جاذبههایش.
سارا هال Sara Hall، گزارشگر این روزنامه استرالیایی، در ادامه گزارش سفر خود آورده است: «آن چه که متوجه شدیم این بود که بیشتر آن ها برای کار به شهرهای اطراف می روند. سپس از ۵ نفر از زنان خواسته شد که با زنان روستایی هم صحبت شوند. بچه ها نیز بعد از کنار گذاشتن خجالت به جمع زنان و مردان پیوستند.
بازار گرفتن عکس هم داغ شد. همه آن ها در مقابل دوربین سعی داشتند که طبیعی جلوه کنند و از ما می خواستند که در قاب آن ها قرار بگیریم. سپس فی البداهه از یکی از پزشکان خانم همراه تیم خواستند تعدادی دارو برای درد کمر و پاهای خانم ها تجویز کند.
او هم مقداری داروی گیاهی را معرفی کرد، هر چند که احتمال می داد این داروها در این منطقه قابل دسترسی نباشند؛ و بالاخره وقتی ما محل را ترک کردیم، تمامی روستا برای ما دست تکان می دادند».
او افزوده است: «من با تعدادی از دوستانم به صورت گروهی در داخل ایران با اتوبوس سفر می کنیم تا نکاتی را از امید و زندگی واقعی مردم این کشور بهدست آوریم.

در بازار، دلارهای ما به کپه ای از تومان و ریال ایرانی تبدیل شد. راهمان را به داخل کوچه های شلوغ و مسیرهای مختلف ادامه دادیم؛ جاهایی که مدام تذکر رعایت حجاب داده می شد.
همان گونه که انتظار داشتیم، بسیاری از زنان چادر مشکی به سر داشتند، طوری که فقط صورت و دست های آنان قابل رویت بود.
اما شما به راحتی می توانستید مُد را در نوع نقش و نگارهای روسری های زیر آن ها و هم چنین کلاه های لبه داری که روی آن می گذاشتند (از جمله کلاه های دولس Dolce و گابانا Gabbana)، مشاهده کنید.
آن شب، شیراز مدرن را در رستوران پنچ طبقه هفت خوان مشاهده کردیم. جایی که هنر معماری معاصر را با معماری و مهندسی جدید در آمیخته است. روز بعد به پرسپولیس (تخت جمشید) رفتیم؛ جایی که از دیدن بقایای بنای ۲۴۵۰ ساله پادهاشان هخامنشی شگفتزده شدیم.
قرن هاست که آتش زدن این کاخ (در ۳۳۰ سال پیش از مسیح توسط اسکندر) بهنوعی فراموش شده است اما در سال ۱۹۷۱ یک بار دیگر شهرت پیدا کرد.
زمانی که شاه ایران، جشن شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله را در آن برگزار کرد. غذاها از ماکسیم Maxim پاریس آورده شد. پادشاهان و روسای کشورهای زیادی در این مراسم شرکت داشتند.
این امر باعث خشم ایرانیان و سرعت گرفتن انقلاب شد و پس از تمام شدن پارتی (جشن مذکور) دوباره این محل فراموش شد».
این گردشگر استرالیایی در ادامه سفرنامه خود نوشته است: «ما در شبی که در کاروانسرای ۴۰۰ ساله زین الدین در مسیر کرمان حضور یافتیم، با بخش دیگری از تاریخ ایران آشنا شدیم.
بخشی از کاروانسرا بازسازی شده بود و در آن اتاق خواب با با پرده ها و فرش تزیین شده بود و رختخواب نیز در آن وجود داشت. در اینجا فرصت خوبی برای دیدن ستاره ها بود اما پیاده روی در کویر را به جای مطالعه در ستاره ها ترجیح دادیم.
مهم ترین بخش سفر ما صحبت های فارس زبان ما (راهنما) با مردم است که حاصل آن داستان هایی است که در هیچ یک از کتب توریستی یافت نمی شود. وقتی به اصفهان رسیدیم، خستگی راه طولانی، آن هم با اتوبوس خود نمایی می کرد اما این شهر یعنی سومین شهر بزرگ ایران و زیبایی هایش تمامی خستگی راه را از تن به در کرد.

زنده شدن زایندهرود
از شانس ما آب زاینده رود که معمولاً بر سر اختلاف موجود گاه به یزد سرازیر می شود، جاری بود. مردم در کنار آب و زیر تاق های پل های این رودخانه دور هم نشسته بودند یا پیاده روی می کردند. 5 پل از 11 پل موجود بیش از صد سال قدمت دارند و در شب به صورت هنرمندانه ای نورپردازی شده اند که رقص نور در آب کاملاً قابل رویت است.
مانند دیگر توریست ها به میدانی که در قلب شهر و متعلق به قرن هفدهم بود رفتیم. این میدان به عنوان مرکز میراث بین المللی فرهنگی، بعد از میدان تیان من چین، بزرگترین میدان است و فقط از نظر سایز می توان این مقایسه را انجام داد؛ وگرنه عظمت آن با هیچ بخش دیگر میدان چین قابل مقایسه نیست. این میدان تحت تاثیر مسجد جامع است که در طول 900 سال تخریب و یا تجدید بنا گردیده است.
در حالی که ما در در ورودی مسجد در حال کشتی گرفتن (کلنجار رفتن) با چادرهایمان بودیم که بر اثر وزش شدید باد در حال افتادن بودند، نمازگزاران زیادی برای نماز می آمدند.
در قبرستانی در اصفهان، سنگ قبرهای کشته شدگان جنگ ایران و عراق خودنمایی می کند. تعداد زیادی از ایرانیان در این جنگ کشته شدند.
عکس ها و تاریخ های ثبت شده روی سنگ قبرها، حکایت از آن دارند که بسیاری از کشته شدگان جوان بوده اند. یکی از مردانی که به طور معمول برای زیارت قبر فرزند 18 ساله اش به آن جا می آید، گفت: وقتی که پسرم برای مرخصی به خانه آمد، از او خواستم که من به جایش بروم اما او نپذیرفت و بعد از چندی هم شهید شد».

کاخ نیاوران
سارا هال در پایان متن خود نوشته است: «سفر ما با رسیدن به تهران خاتمه یافت؛ جایی که سفارت سابق آمریکا در ایران قرار دارد. یکی دیگر از مکان های توریستی، کاخ شاه در نیاوران است که در دامنه البرز و در سال 1960 ساخته شده است.
این محل یکی از دیدنی ترین محل هایی بود که دیدیم. (نویسنده به شرح کامل داخل عمارت پرداخته است). ما همچنین از پل طبیعت که دو سال از ساخت آن می گذرد و دو پارک را به هم متصل می سازد، دیدن کردیم. (در این بخش نیز به شرح وضعیت پل و اطراف آن پرداخته است)
اما بزرگترین سورپرایز ما وقتی بود که از یک روزنامه کشوری که بعد از انقلاب ملی شده بود، بازدید کردیم.
رئیس این روزنامه که امام (معمم) و همراه امام خمینی در سال 1987 در پاریس بود، فردی خوشمشرب و مهمان نواز بود و بعد از یک مصاحبه طولانی با ما به اصرار وی نهار را در همان جا ماندیم. وی بسیار متواضعانه، اطراف میز مهمانان حاضر شد و به آن ها غذا تعارف می کرد.
دانشجویان نیز برخورد دوستانه ای داشتند. (احتمالا روزنامه اطلاعات به مدیرمسؤولی سیدمحمود دعایی)
وقتی که ما در یک روز آفتابی در پارک تهران در حال قدم زدن بودیم، آن ها در مورد شانس و این که خود، چقدر در تعیین یا تغییر آن نقش داریم، صحبت می کردند. آن ها هم عاشق اینترنت بودند و دلخور از فیلتر بودن برخی سایت ها.
آن ها مایل نبودند که دوره سربازی را بگذرانند و هر کدام برای خود دلیلی می آورد. یکی می گفت که نانآور خانواده اش است، دیگری فرزند طلاق بود و چون پدر نبود، باید از خانواده اش نگهداری می کرد. سومی می گفت که خیلی چاق است و چهارمی می گفت به علت تعرق کف دست نمی تواند تفنگ دست بگیرد.
سفر ما، دست آخر به کنسرت ختم شد! یکی از آنان یک آهنگ رپ خواند و مترجم ما خلاصه آن را برای ما معنی کرد. وقتی ما خداحافظی می کردیم، آن ها خوشحال بودند، ما هم همینطور. در این حالت می شود گفت شانس هم با آنها بود، هم با ما».
تبلیغات متنی
-
سروکله یک چهره جنجالی در جشنواره فیلم فجر پیدا شد
-
راز استعفای وکیل پرونده پژمان جمشیدی
-
واکنش معنادار به غیبت مجید مجیدی در جشنواره فجر
-
نکته مهمی که عراقچی به تلویزیون عمان گفت
-
واکنش بازیگر «سوجان» به جنجالهای جشنواره فجر
-
اقدام خبرساز عراقچی علیه فرمانده سنتکام
-
ایران مهمترین پیشنهاد آمریکا در مذاکرات را رد کرد
-
عراقچی بعد از مذاکرات عمان به این کشور سفر کرد
-
یک حادثه در مسجد بابل، ۱۶ نفر را راهی بیمارستان کرد
-
علی کریمی در ایران دیده شد
-
جشنواره فجر حرکت جنجالی الناز شاکردوست را تلافی کرد!
-
اقدام خبرساز آمریکا چند ساعت بعد از مذاکره
-
خانم بازیگر مشهور هم از جشنواره فجر کنار کشید
-
ادعای تازه درباره قصد ترامپ از توافق با ایران
-
۴۸ ساعت متفاوت برای ۱۲ استان در پیش است
-
سروکله یک چهره جنجالی در جشنواره فیلم فجر پیدا شد
-
راز استعفای وکیل پرونده پژمان جمشیدی
-
اقدام خبرساز عراقچی علیه فرمانده سنتکام
-
ایران مهمترین پیشنهاد آمریکا در مذاکرات را رد کرد
-
یک حادثه در مسجد بابل، ۱۶ نفر را راهی بیمارستان کرد
-
جشنواره فجر حرکت جنجالی الناز شاکردوست را تلافی کرد!
-
اقدام خبرساز آمریکا چند ساعت بعد از مذاکره
-
ادعای تازه درباره قصد ترامپ از توافق با ایران
-
۴۸ ساعت متفاوت برای ۱۲ استان در پیش است
-
عمان درباره مذاکره امروز ایران و آمریکا بیانیه داد
-
ایران از احتمال توافق نهایی با آمریکا خبر داد!
-
عراقچی: خوب بود اما باید با تهران مشورت کنیم
-
همان همیشگی؛ نتیجه مذاکره امروز ادامه مذاکرات شد!
-
جمله معنادار معاون عراقچی بعد از اتمام مذاکرات
-
مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط تمام شد
-
شهر موشکی جدید سپاه با موشک خرمشهر-۴ رونمایی شد
-
صداوسیما گزارش شهر موشکی سپاه را پخش نکرد
-
درباره برند آقای ساعدینیا که محل بحث و جدل شده است
-
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد
-
امیر جدیدی: عزادارم، در جشنواره فجر شرکت نمیکنم
-
ارتفاع برف در این منطقه به ۶ متر رسید
-
بیانیه مهم ترامپ پیش از آغاز مذاکره با ایران
-
قیمت طلا و دلار ناگهان بالا رفت
-
زمان اعلام نتایجِ مذاکرات ایران و آمریکا مشخص شد
-
اولین پیشبینی از نتیجه احتمالی مذاکرات امروز مسقط
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
نطق خبرساز معاون ترامپ قبل از مذاکرات مسقط
-
وضعیت آسمان ایران بعد از تنش ساعات اخیر
-
یاوهگویی جدید ترامپ: رهبر ایران باید نگران باشد
-
ادعای اسرائیل درباره علت لغو مذاکرات روز جمعه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر