طنز؛ تصاویر دستگیری به جرم پیشگیری!
محسن حدادی، تصویب کلیات طرحی در مجلس - که در یکی از مواد آن برای استفاده از عملهای وازکتومی و توبکتومی به منظور پیشگیری از بارداری، مجازات ۲ تا ۵ سال حبس پیشبینی شده است - را دستمایه مطلب طنز خود در خبرآنلاین قرار داده است.
ایسنا: محسن حدادی، تصویب کلیات طرحی در مجلس - که در یکی از مواد آن برای استفاده از عملهای وازکتومی و توبکتومی به منظور پیشگیری از بارداری، مجازات ۲ تا ۵ سال حبس پیشبینی شده است - را دستمایه مطلب طنز خود در خبرآنلاین قرار داده است.
این مطلب در پی میآید:
تصویر اول
(ماشین کلانتری جلوی خانهای در یک بنبست توقف کرده و فردی را با دستبند داخل ماشین میاندازند و میبرند. همزمان دو خانم از سر کوچه صحنه را دید میزنند)
صغری خانم جون: کبری خانوم جون دیدی؟
کبری خانوم جون: بلا به دور ... میگن شیشه مصرف میکرده!
صغری خانوم جون: نه خواهر! خبر نداری، جرمش سنگینه!
کبری خانوم جون: یعنی قتل کرده؟ خاک به سرم ... این ایران خانوم میگفت طرف مشکوکه ها ...
صغری خانوم جون: نه خواهر، قتل چیه؟ برو بالا ... پلیس دو ماهه دنبالشه!
کبری خانوم جون: وای فشارم افتاد ... بگو دل از حلقم بالا آوردی!
صغری خانوم جون: دو ماه پیش وازکتومی کرده!
کبری خانوم جون: واااای! خدا مرگم بده!
تصویر دوم
(یک زن و شوهر جوان، نزدیک غروب در یک کافیشاپ رویایی نشستهاند. دقایق زیادی است که به هم زل زدهاند و موسیقی تایتانیک نیز در پس زمینه شنیده میشود ...)
پسر: ملیحه، من فکرامو کردم و تصمیمم رو گرفتم ...
دختر: هییییییی ... (آرام گریه میکند و شانههایش میلرزد)
پسر: گریه کنی پا میشم میرم.
دختر: حامد ... هیییییییی (باز هم گریه امانش نمیدهد) باشه، فقط به خاطر تو.
پسر: من تصمیم خودم رو گرفتم. ما بچه نمیخوایم. من میرم انجامش میدم.
دختر: هیییییییی ...
پسر: (محکم روی میز میکوبد) گفتم گریه نکن! محکم باش!
دختر: (دماغش را بالا میکشد) باشه!
پسر: عمل رو انجام میدم و حبسش رو میکشم. فقط به خاطر عشقمون ... (پسر بغض میکند و نگاهش را به افق میدوزد)
دختر: مطمئن باش منتظرت میمونم. همه ۵ سال رو. هر هفته هم میام ملاقات ... مطمئن باش تنهات نمیذارم!
(صدای موسیقی به گوش میرسد و دختر و پسری که با چشمانی خیس به یکدیگر خیره شدهاند و عشق بالای سرشان جولان میدهد)
تصویر سوم
قاضی دادگاه: آقای اصغری، آیا به جرم خود اعتراف داری؟
وکیل مدافع: بله جناب قاضی!
قاضی: آیا با علم به غیرقانونی بودن، این عمل رو انجام داده؟
وکیل مدافع: نه جناب قاضی! موکل من اصلا روحشم خبر نداشته که این عمل جرم محسوب میشه. در ضمن در روز عمل هم حالت عادی نداشته. اینم مدارکش که موجوده.
دادستان: اعتراض دارم جناب قاضی!
قاضی: بفرمایید.
دادستان: این ترفند قدیمی شده! مگه تصادف کرده که در حالت عادی نبوده؟ خودش رفته توی اتاق عمل، اینم مدارکش.
قاضی: اعتراض وارده!
وکیل مدافع: آقای قاضی! غیر از این، موکل من تحت فشار صاحبخونه هم بوده، اسنادش هم موجوده! این فایل صوتی تهدید صاحبخونهس ... (یک صدای کلفت و خشن: دفعه بعد بیام برای کرایه خونه بفهمم بوی بچه میاد، اثاثتون توی خیابونه، خرفهم شد؟؟!!)
قاضی: با احتساب مدارک موجود و با اشاره به رای هیئت منصفه، مجرم با تخفیف روبهرو شده و به دو سال حبس محکوم میشود.
تصویر چهارم
(چراغ قرمز پلیس روی دیوار خانه مانور میدهد. صدای هلیکوپتر ناجا به گوش میرسد. صدای بلندگو هم همه را از خواب بیدار کرده. پدر توی حیاط، روی زانو نشسته و دارد با پسر ۶ سالهاش حرف میزند ...)
پدر: ببین میلاد! من و مادرت به خاطر آسایش تو این کارو کردیم. اینو بفهم.
صدای بلندگو: خونه محاصره شده! مقاومت بیفایدهس! بهتره خودت تسلیم بشی!
پدر: میلاد! عزیزم ... هیچوقت مادرتو تنها نذار. هیچوقت اونو ملامت نکن! اون به خاطر تو این کارو کرد.
صدای بلندگو: این آخرین اخطاره! خودت با زبون خوش بیا بیرون! ما نمیخوایم خون از دماغ کسی ریخته بشه ...
پدر: پسرم دوستت دارم ... وقتی من نیستم تو مرد این خونهای! خیلی مراقب مادرت باش.
(مادر گوشه حیاط ایستاده و زار زار گریه میکند. پدر از پسر جدا میشود و به سراغ همسرش میرود.)
مرد: گریه نکن! من برم زندان بهتره تا اینکه تو رو ببرن! اصلا ناراحت نباش! زود برمیگردم. چشم به هم بزنی برگشتم. محکم باش!
زن: ولی این حق تو نیست ... من این کارو کردم!
مرد: حرفشو نزن ... دوستت دارم، خداحافظ ...
(پلیس در را میشکند و هفت سرباز هم همزمان از دیوار و پشت بام وارد حیاط میشوند و مرد را قپونی دستگیر کرده و میاندازند داخل ماشین!)
فرمانده عملیات خطاب به زن: بهتره با ما همکاری کنید. اگر شما هم در این عملیات با او همکاری کردین، بگین! این به نفع شماست ...
زن گریه میکند و دست پسرش را میگیرد و به داخل خانه میرود ...
(چراغ گردون قرمز کمکم از خانه فاصله میگیرد ...)
تصویر پنجم
- الو ۱۱۰؟ میخواستم گزارش بدم. اول آدرس رو بنویسید ... بعله مطمئنم. خودم شنیدم. مقصر مردهس! اینقدر به زن بدبخت فشار آورد تا اینکه پریروز رفته و ... بعله جناب سروان مطمئنم. مدارک عملش هم توی کشوی دوم میز توالتشونه. فقط تو رو خدا نفهمن که من لو دادمشون!
این مطلب در پی میآید:
تصویر اول
(ماشین کلانتری جلوی خانهای در یک بنبست توقف کرده و فردی را با دستبند داخل ماشین میاندازند و میبرند. همزمان دو خانم از سر کوچه صحنه را دید میزنند)
صغری خانم جون: کبری خانوم جون دیدی؟
کبری خانوم جون: بلا به دور ... میگن شیشه مصرف میکرده!
صغری خانوم جون: نه خواهر! خبر نداری، جرمش سنگینه!
کبری خانوم جون: یعنی قتل کرده؟ خاک به سرم ... این ایران خانوم میگفت طرف مشکوکه ها ...
صغری خانوم جون: نه خواهر، قتل چیه؟ برو بالا ... پلیس دو ماهه دنبالشه!
کبری خانوم جون: وای فشارم افتاد ... بگو دل از حلقم بالا آوردی!
صغری خانوم جون: دو ماه پیش وازکتومی کرده!
کبری خانوم جون: واااای! خدا مرگم بده!
تصویر دوم
(یک زن و شوهر جوان، نزدیک غروب در یک کافیشاپ رویایی نشستهاند. دقایق زیادی است که به هم زل زدهاند و موسیقی تایتانیک نیز در پس زمینه شنیده میشود ...)
پسر: ملیحه، من فکرامو کردم و تصمیمم رو گرفتم ...
دختر: هییییییی ... (آرام گریه میکند و شانههایش میلرزد)
پسر: گریه کنی پا میشم میرم.
دختر: حامد ... هیییییییی (باز هم گریه امانش نمیدهد) باشه، فقط به خاطر تو.
پسر: من تصمیم خودم رو گرفتم. ما بچه نمیخوایم. من میرم انجامش میدم.
دختر: هیییییییی ...
پسر: (محکم روی میز میکوبد) گفتم گریه نکن! محکم باش!
دختر: (دماغش را بالا میکشد) باشه!
پسر: عمل رو انجام میدم و حبسش رو میکشم. فقط به خاطر عشقمون ... (پسر بغض میکند و نگاهش را به افق میدوزد)
دختر: مطمئن باش منتظرت میمونم. همه ۵ سال رو. هر هفته هم میام ملاقات ... مطمئن باش تنهات نمیذارم!
(صدای موسیقی به گوش میرسد و دختر و پسری که با چشمانی خیس به یکدیگر خیره شدهاند و عشق بالای سرشان جولان میدهد)
تصویر سوم
قاضی دادگاه: آقای اصغری، آیا به جرم خود اعتراف داری؟
وکیل مدافع: بله جناب قاضی!
قاضی: آیا با علم به غیرقانونی بودن، این عمل رو انجام داده؟
وکیل مدافع: نه جناب قاضی! موکل من اصلا روحشم خبر نداشته که این عمل جرم محسوب میشه. در ضمن در روز عمل هم حالت عادی نداشته. اینم مدارکش که موجوده.
دادستان: اعتراض دارم جناب قاضی!
قاضی: بفرمایید.
دادستان: این ترفند قدیمی شده! مگه تصادف کرده که در حالت عادی نبوده؟ خودش رفته توی اتاق عمل، اینم مدارکش.
قاضی: اعتراض وارده!
وکیل مدافع: آقای قاضی! غیر از این، موکل من تحت فشار صاحبخونه هم بوده، اسنادش هم موجوده! این فایل صوتی تهدید صاحبخونهس ... (یک صدای کلفت و خشن: دفعه بعد بیام برای کرایه خونه بفهمم بوی بچه میاد، اثاثتون توی خیابونه، خرفهم شد؟؟!!)
قاضی: با احتساب مدارک موجود و با اشاره به رای هیئت منصفه، مجرم با تخفیف روبهرو شده و به دو سال حبس محکوم میشود.
تصویر چهارم
(چراغ قرمز پلیس روی دیوار خانه مانور میدهد. صدای هلیکوپتر ناجا به گوش میرسد. صدای بلندگو هم همه را از خواب بیدار کرده. پدر توی حیاط، روی زانو نشسته و دارد با پسر ۶ سالهاش حرف میزند ...)
پدر: ببین میلاد! من و مادرت به خاطر آسایش تو این کارو کردیم. اینو بفهم.
صدای بلندگو: خونه محاصره شده! مقاومت بیفایدهس! بهتره خودت تسلیم بشی!
پدر: میلاد! عزیزم ... هیچوقت مادرتو تنها نذار. هیچوقت اونو ملامت نکن! اون به خاطر تو این کارو کرد.
صدای بلندگو: این آخرین اخطاره! خودت با زبون خوش بیا بیرون! ما نمیخوایم خون از دماغ کسی ریخته بشه ...
پدر: پسرم دوستت دارم ... وقتی من نیستم تو مرد این خونهای! خیلی مراقب مادرت باش.
(مادر گوشه حیاط ایستاده و زار زار گریه میکند. پدر از پسر جدا میشود و به سراغ همسرش میرود.)
مرد: گریه نکن! من برم زندان بهتره تا اینکه تو رو ببرن! اصلا ناراحت نباش! زود برمیگردم. چشم به هم بزنی برگشتم. محکم باش!
زن: ولی این حق تو نیست ... من این کارو کردم!
مرد: حرفشو نزن ... دوستت دارم، خداحافظ ...
(پلیس در را میشکند و هفت سرباز هم همزمان از دیوار و پشت بام وارد حیاط میشوند و مرد را قپونی دستگیر کرده و میاندازند داخل ماشین!)
فرمانده عملیات خطاب به زن: بهتره با ما همکاری کنید. اگر شما هم در این عملیات با او همکاری کردین، بگین! این به نفع شماست ...
زن گریه میکند و دست پسرش را میگیرد و به داخل خانه میرود ...
(چراغ گردون قرمز کمکم از خانه فاصله میگیرد ...)
تصویر پنجم
- الو ۱۱۰؟ میخواستم گزارش بدم. اول آدرس رو بنویسید ... بعله مطمئنم. خودم شنیدم. مقصر مردهس! اینقدر به زن بدبخت فشار آورد تا اینکه پریروز رفته و ... بعله جناب سروان مطمئنم. مدارک عملش هم توی کشوی دوم میز توالتشونه. فقط تو رو خدا نفهمن که من لو دادمشون!
تبلیغات متنی
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ناو آمریکاییِ لینکلن از مرزهای ایران دور شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
ناوهای هواپیمابر آمریکا چگونه میتوانند بدون رادار و GPS حرکت کنند؟
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
شریعتمداری: موسوی فراماسونر و کروبی کاسه لیسان غرب هستند
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
این باورهای رایج درباره کبد چرب را کنار بگذارید
-
«بهروز وثوقی و عباس شباویز» در پشتصحنه قیصر
-
۷ توصیه کلیدی برای داشتن خواب شبانه بهتر
-
لندکروزر چینی قیمت خورد
-
ایران برای ۷ کشور عربی خلیج فارس خطونشان کشید!
-
واکنش رسمی عربستان به خبر حمایت از حمله به ایران
-
چرا بعضیها به بادمجان آلرژی دارند؟
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
واکنش رسمی عربستان به خبر حمایت از حمله به ایران
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
فرود هواپیمای مرموز روسی در تهران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
تازه میفهمم توی کشورم،کیا دارن برامون تصمیم میگیرن.یه مشت عاقل نما
الان بخنديم يا گريه كنيم؟!!!
واقعا تاسف اوره.زوره زوره زورهههههههه
من نمیدونم چند درصد از نمایندگان مجلس تا حالا تجربه بارداری یا زایمان داشتند که به این راحتی واسه خانمها تصمیم میگیرند که باید باردار بشوند.
یا شاید هم از وضعیت اقتصادی جامعه بیخبرند که این قانون مسخره را تصویب کردن....
واقعا که....