مسن ترین معلم ایرانی، مرد ۱۱۴ ساله!
«زمانی که احمد شاه به تخت نشست، کودکی ۱۰ ساله بودم که در کوچه بازی می کردم. آن روز را خوب به خاطر دارم!» اینها را حسین کیهانی می گوید، مردی که متولد سال ۱۲۷۹ هجری شمسی است و زاده کرمانشاه. او ۳ پادشاه و دو سلسله سلطنتی (قاجار و پهلوی) را به خاطر می آورد.
همشهری سرنخ: «زمانی که احمد شاه به تخت نشست، کودکی 10 ساله بودم که در کوچه بازی می کردم. آن روز را خوب به خاطر دارم!» اینها را حسین کیهانی می گوید، مردی که متولد سال 1279 هجری شمسی است و زاده کرمانشاه. او 3 پادشاه و دو سلسله سلطنتی (قاجار و پهلوی) را به خاطر می آورد.
این گزارش در مورد معلمی است که تقریبا یک چهارم عمرش را صرف تعلیم و تربیت دانش آموزان کرده است و سواد مکتبخانه ای دارد.
104 سال پیش
حتما تا به حال در مورد مکتبخانه های قدیم چیزهای زیادی شنیده اید. می گویند سواد آموختن در گذشته با چوب و فلک گره خورده بود و همه شاگردان این تجربه تلخ را به جان می خریدند تا حساب و کتاب زندگی را بیاموزند. میهمان این صفحه مان یک شاگرد مکتبخانه است؛ شاگردی که 104 سال پیش الفبا را آموخت. «آن روزها نه از مدرسه های امروزی خبری بود و نه از سیستم متمرکز آموزشی. بچه های اندکی دل به درس خواندن می دادند. آن سال ها، حرف اول را در سوادآموزی، مکتبخانه ها می زدند.»
حسین کیهانی با گفتن این حرف ها در ادامه از دردسرهای درس خواندن به روش مکتبخانه ای می گوید: «تحصیل در دوره مکتبخانه ها با سختی و مشقت زیادی روبرو بود. تعداد مکتبخانه ها و استادان بسیار کم بود و اگر کسی می خواست باسواد شود باید هزاران دردسر را به جان می خرید که یکی از بزرگترین آنها، طی کردن مسافت های طولانی بود.»
به اینجا می گویند «مکتبخانه»
آقای کیهانی از اولین روزی می گوید که پا در مکتبخانه گذاشت، یعنی سال ۱۲۸۸. «آن وقت ها در کرمانشاه زندگی می کردیم. پدرم خیلی علاقه داشت که من باسواد شوم؛ به همین خاطر با تمام توصیفات وحشتناکی که در مورد مکتبخانه به گوش می رسید، دل به دریا زدم. روز اولی که به مکتبخانه رفتم، هیچ وقت از خاطرم پاک شدنی نیست. تصور کنید یک پسربچه ۸-۷ ساله روبروی استادی نشسته که پهلویش چند ترکه خودنمایی می کند. صدایم در گلو از ترس حبس شده بود.
استاد نگاهی به من کرد و با خشم و غضب پرسید: اسمت چیست؟ به سختی گفتم حسین. بعد نگاهی به من کرد و آن ترکه بلندتر را برداشت تا خوب ترکه به من برسد. ترکه را روی شانه هایم زد و گفت: حسین به اینجا می گویند مکتبخانه پس حواست را جمع کند تا مبادا به عاقبت آن دوتا گرفتار شوی. بعد با نوک ترکه به دو شاگرد بخت برگشته ای اشاره کرد که جفت پاهایشان در دام فلک استاد گرفتار شده بود. راستش آن روز آنقدر ترسیده بودم که اگر دست خودم بود دیگر پایم را در آن مکتبخانه نمی گذاشتم اما با اینحال ۸ سال در مکتبخانه شاگردی کردم.»
از تنبیه متنفر بودم
رسم آن موقع ها این بود که بعد از فراغت از مکتبخانه اگر شاگردی شیفته دانش بود باید خودش آستین بالا می زد و تا می توانست کتاب های مختلف را مطالعه می کرد چرا که دیگر جایی یا مرکزی وجود نداشت که بشود در مقاطع تحصیلی بالاتر تحصیل کرد.
«بعد از اینکه خواندن و نوشتن و حساب و کتاب آموختیم، کتاب درسی مان شد آثار نویسندگان بزرگی همچون فارابی، ابن سینا، فردوسی و ...» آقای کیهانی بعد از فراغت از مکتب، از آن شاگردانی بود که علاقه داشت علم و دانش خود را افزایش دهد، به همین خاطر کتب نویسندگان بزرگ را مطالعه کرد و بعد از ۷ سال مطالعه مستمر، استاد مکتبخانه شد. «۸ سال در مکتبخانه ای تدریس کردم که روزی خودم شاگرد آن بودم اما با این تفاوت که در مکتبخانه من خبری از تنبیه بدنی نبود. هیچ وقت شاگردانم را تنبیه نکردم. از این کار متنفر بودم.»
حقوق ۱۰ تومانی
سال ۱۳۰۵ بود که رضاخان به تخت نشست. آن روزها آقای کیهانی ۲۶ ساله بود و در کرمانشاه زندگی می کرد.«استاد مکتبخانه بودم و کمی هم کشاورزی می کردم. مردم به ملاباشی یا همان باسواد خودمان خیلی احترام می گذاشتند. در سال ۱۳۱۰ با تاسیس اداره فرهنگ که همان آموزش و پرورش امروزه است همه استادان مکتبخانه، معلم دولت شدند. اولین سال خدمتم را در شهر سنقر کلیایی کرمانشاه تدریس کردم. ۳ سال در آنجا فعالیت داشتم و بعد به کنگاور منتقل شدم و ۳ سال دیگر نیز در آنجا و در مقطع ابتدایی تدریس کردم. آن روزها زندگی به سختی می گذشت. ماهی چندرغاز حقوق می گرفتیم.»
در واقع اولین حقوقی که آقای کیهانی دریافت می کرد ۱۰ تومان بود.» در آن سال ها کسانی که سواد داشتند برای معلمی نمی رفتند چون می گفتند حقوقش کم است. روز استخدام شدنم را خوب به یاد دارم. آن روز رییس کارگزینی رو به من کرد و گفت که با ۱۰ تومان می توانی خرج زندگیت را بدهی؟ ۶ نفر بودیم. من و یک نفر دیگر قبول کردیم و بلافاصله استخدام شدیم. ۴ نفر دیگر انصراف دادند.»
محمدرضا که به تخت نشست ۴۱ سالم بود
سال ۱۳۲۰ کشورمان دستخوش حوادث زیادی شد. یکی از این اتفاقات برمی گردد به سقوط رضاخان و بر تخت نشستن محمدرضا پهلوی. «این اتفاق مصادف بود با جنگ جهانی دوم. در آن زمان اوضاع مملکت مان نابسامان بود. آن روزها ۴۱ سالم بود و مجرد. دیگر وقتش رسیده بود که ازدواج کنم. از طریق شغلم با معلم باسواد و کهنسالی آشنا شدم. آن موقع لیسانس داشت و چیزی نمانده بود تا بازنشسته شود. در پی رفت و آمد خانوادگی مان با خانواده این معلم کهنه کار، مادرم از دختر آنها خوشش آمد و برایم آستین بالا زد.»
بعد از ازدواج، آقای کیهانی برای همیشه زادگاهش کرمانشاه را ترک کرد. «پدر و مادر همسرم معلم بودند و در همدان زندگی می کردند. به خاطر همسرم و نزدیکی او با خانواده اش به همدان انتقالی گرفتم و سنوات خدمت خود را در اداره فرهنگ همدان ادامه دادم. در نهایت در سال ۱۳۴۰ با ۳۰ سال خدمت در آنجا بازنشسته شدم.» آقای کیهانی بعد از بازنشستگی چون فرزندانش ساکن تهران شده بودند به شهر کرج مهاجرت کرد.
خاطرات یک قرن پیش
اعدام شیخ فضل الله نوری، فرار محمدعلی شاه از ایران، قیام شیخ محمد خیابانی در آذربایجان و قیام میرزاکوچک خان در گیلان، کودتای رضاخان پهلوی و وقوع جنگ جهانی اول، قدیمی ترین و مهمترین اتفاق هایی است که آقای کیهانی به خاطر دارد.
«آن روزها اوضاع ایران روز به روز دگرگون می شد، حافظه ام یاری نمی دهد اما تنها چیزی که از آن سال ها به خاطر دارم رنج و سختی و بدبختی مردم بود و بس.» حافظه پیرترین معلم کشورمان یاری نمی دهد تا از شاگردانش برایمان بگوید و او در میان آن همه شاگرد تنها از دو نفر آنها یاد می کند. «در کلاسم احمدی و رازانی دوتا از شاگردان زرنگ که نه بهتر بگویم نابغه بودند. آنقدر هوش شان زیاد بود که هنوز آنها را به خاطر دارم.» به گفته آقا معلم این دو شاگرد نابغه در جریان جنگ تحمیلی، شهید شدند.
آقای کیهانی ۵ فرزند، ۹ نوه و ۲ نتیجه دارد. فرزند ارشدش ۶۳ ساله و فرزند آخرش ۵۰ ساله است. همسرش را نیز ۵ سال پیش در سن ۷۷ سالگی از دست داد. او این اتفاق را بدترین واقعه زندگی اش می داند.
پیش به سوی ۱۲۰سالگی
آقای کیهانی این روزها ۱۱۴ سال را پر کرده. او در مورد راز عمر طولانی اش اینگونه می گوید: «تمام این سال ها دکتر خودم بوده ام. مدت هاست شیرینی و شکلات و گوشت قرمز نمی خورم. بیشتر از لبنیات استفاده می کنم.»
مسن ترین فرهنگی ایران تا به حال دچار هیچگونه بیماری که در سالخوردگان شایع است، نشده! او نه فشار خون دارد نه چربی خون، نه دیابت و به گفته خودش قلبش مثل ساعت کار می کند. کیهانی در حالی که لبخند می زند، می گوید: «قرارداد ۱۲۰ ساله بسته ام. الان ۱۱۴ سالش پر شده مانده ۶ سال دیگر. خدا را شکر که تا به امروز با سلامتی عمر را سپری کرده ام و زندگی سالمی داشتم. نه اهل سیگار و ... هستم و نه در طول عمرم حتی به یک مورچه آزار رسانده ام.»
مسن ترین معلم ایران تنها یک آرزو دارد. «همیشه می گویم خدایا اگر قرار است بمیرم، شب بخوابم و صبح از خواب بیدار نشوم چرا که حوصله سکته و بیماری و ... را ندارم.»
تبلیغات متنی
-
عراقچی برنامه ایران را بعد از شکست مذاکرات مشخص کرد
-
ایران با برد پرگل برابر افغانستان صدرنشین شد
-
افشاگری از قتل وحشتناک دختر ایرانی در آلمان
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
برگه امتحانی دانشگاه زنجان خبرساز شد!
-
دیوارنگاره جدید میدان فلسطین سوژه العربیه شد!
-
مهاجم استقلال، ساپینتو را از نفس انداخت
-
یارانه این افراد شارژ شد
-
تیمملی فوتسال ایران صدرنشین شد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
آتشسوزی یک واحد مسکونی در بندرعباس
-
گرانترین شهر ترکیه برای خرید خانه مشخص شد
-
واکنش سردار وحیدی به حضور ناوهای آمریکا در منطقه
-
موضع ترامپ درباره اخراج مهاجران مشخص شد
-
هواشناسی استان تهران اطلاعیه صادر کرد
-
عراقچی برنامه ایران را بعد از شکست مذاکرات مشخص کرد
-
یک آتشسوزی در بندرعباس رخ داد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
دولت فهرست جانباختگان وقایع دیماه را منتشر کرد
-
نرخ تورم دی ماه اعلام شد
-
عربستان ۷ سامانه پدافندی تاد از آمریکا خریداری کرد
-
اظهارات عجیب مجری شبکه تبریز خبرساز شد
-
پیام ویژه معین درباره لغو کنسرت تورنتو
-
قیمت طلا و نرخ دلار کاهشی شد
-
مثال جالب رهبر انقلاب از ماجرای ایران و آمریکا
-
مورد عجیبی که در پیامرسان «بله» رویت شد!
-
عمان برای حادثه بندرعباس پیام داد
-
نماد ایرانخودرو در بورس تعلیق شد
-
تسنیم: «انفجار نیروگاه نکا» کذب است
-
اولین پیام دریادار تنگسیری بعد از شایعات اخیر
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل






نظر کاربران
خدا خیرش بده
اصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصصلا بهش نمیاد همچین سن و سالی داشته باشه!!!!!!!!ماشالا
وای خداییییییییییییییییییییییییییییی من
اون عکس اولیه چقدر آشناس!
ولی همچین میگین یک چهارم عمرشو صرف آموزگاری کرده انگار زیاده. ۲۸ سال میشه دیگه. حتی از قانون بازنشستگی هم ۲ سال کمتره!