سنتهایی که با آینده دختران جوان بازی میکنند
ازدواج دختران ۹ ساله با مردان ۷۸ ساله!
یونیس مثل تمام جوانان دیگر کنیایی در حیات مدرسه مشغول گپ زدن با بچههای دیگر مدرسه است. هیچ نشانهای از آسیب روانی که متحمل شده را نمیتوان در چهره او دید.
وبسایت فرادید:«ژوزفین کولهآ» به سان منجی برای دختران قوم سامبوروی کنیا است.
یونیس مثل تمام جوانان دیگر کنیایی در حیات مدرسه مشغول گپ زدن با بچههای دیگر مدرسه است. هیچ نشانهای از آسیب روانی که متحمل شده را نمیتوان در چهره او دید.
به گزارش سی ان ان، ۱۳ سال از آن ماجرا میگذرد. زمانی که او تنها ۹ سال داشت و به اجبار پدر و مادرش مجبور به ازدواج با مردی شد که جای پدربزرگش بود. البته این مسئله چیز عجیب و غریبی نبود، چرا که سنتهای محلی قوم سامبورو چنین حکم میکند.
سامبوروها (Samburu) در واقع گلهداران بسیار قدیمی کنیا هستند که گفته میشود رابطهای دورادور با قوم ماسای [یکی از مشهورترین اقوام آفریقایی که در مرز میان کنیا و تانزانیا و در دشتهای دامنه کوه کلیمانجارو زندگی میکنند] دارند. اگر از بیرون به این دو قوم نگاه کنیم، شباهتهای فراوانی بین آنها، چه از نظر فرهنگ و چه از نظر زبان، خواهیم دید.
تعدادی از جوانان سامبورویی، مثل یونیس، خوشبختانه توانستهاند خود را از شر سنتهای دست و پا گیر نظیر ازدواج کودکان و ختنه زنان خلاص کنند. آنها اما با این کار ریسک بزرگی را به جان خریدهاند؛ بیم آنکه آنها توسط خانواده و جوامعشان طرد شوند، همیشه همراهشان است.
یونیس میگوید: «وقتی ۹ سالم بود، پدرم بدون صحبت با من مرا به ازدواج با مردی ۷۸ ساله وادار کرد... به تبعیت از پدر به خانهاش رفتم و یک هفته هم با او زندگی کردم. آن مرد به من گفت در آینده زنی خانه دار خواهم شد، اما من گناهی نداشتم، چون دوست داشتم به مدرسه بروم... ولی آن مرد ۷۸ ساله با خودخواهی فراوان میخواست که من زن سوم او باشم. بهش گفتم که زن تو نخواهم شد؛ او هم با چوب دستیاش به جانم افتاد.»
خاطرات آن ازدواج هنوز هم یونیس را آزار میدهد. این مسئله را به سادگی میتوان از حرفهایش فهمید.
یونیس میگوید: «کمی بعد از طریق اطرافیان با زنی آشنا شدم که میگفتند به کودکان کمک میکند. آن روز با پای پیاده از باراگوی راه افتادم و به مارالال رسیدم. من حتی کفش هم نداشتم... کولهآ مرا به پرورشگاه کودکان فرستاد... بگذارید ساده بگویم: او مرا به معنای واقعی کلمه نجات داد.»
در مدرسهی شبانهروزی که یونیس درس میخواند، هشت دختر دیگر با شرایطی مشابه او وجود دارند. که همه آنها توسط «بنیاد دختران سامبورو» به مدیریت ژوزفین کولهآ نجات داده شدهاند.
یونیس و دوستانش و تمام 200 دختر دیگر که با شرایطی مشابه در خاک کنیا زندگی میکنند، خانم کولهآ را با نام «مامان کولهآ» میشناسند. خانوادههای این دخترها به خاطر سرکشی آنها از دستوراتشان دیگر حاضر نیستند سرپرستی آنها را قبول کنند. اینجا است که مامان کولهآ وارد پیکار میشود و در نقش منجی به کمک آن دختران میشتابد.
خانم کولهآ خودش هم با همین سنتها بزرگ شده و حالا با داسی بُرنده به مبارزه با این سنتها رفته است. او میگوید از زمانی که به مدرسه شبانهروزی رفته و بعد از آن در رشته پرستاری درس خوانده، این سوالها را با خود مطرح کرده که واقعا در کشورش چه میگذرد؟
خانم کولهآ میگوید: «به نظرم آمد که ما تنها مردمی هستیم که ختنه زنان را انجام میدهند. جوامع دیگر داخل کنیا چنین کاری را انجام نمیدهند. من متوجه مسائل فرهنگی شدم که از اساس مشکل دارند. بنابراین تصمیم گرفتم که دختران سرزمینم را نجات دهم.»
او کارش را در سال 2011 و از همان حوالی خانهاش شروع کرد.
ژوزفین در ادامه میگوید: «اولین بار دو دختر از خویشاوندانم را نجات دادم. یکی از آنها ده سال داشت که در شرف ازدواج بود. زمانی که دختران جوان سامبورو در سن ازدواج قرار میگیرند، باید زیر بار ختنه هم بروند. من فهمیدم که قرار است ازواج کند، به همین خاطر به نجات او شتافتم. پس از اینکه نجاتش دادم، او را به مدرسه فرستادم.»
«دو روز بعد شخصی با من تماس گرفت و گفت که یک عروسی در روستا در آستانه برگزاری است. من گفتم که آن دختر پیش من است، پس چه کسی دارد عروسی میکند؟! آن شخص گفت: خواهر کوچکتر ۷ سالهی او... خانواده آنها مجبور بودند این کار را کنند، چون گاوها اینجا بودند و تمام دختران باید میرفتند.»
خانم کولهآ با شجاعت تمام آن دختر ۷ ساله را هم نجات داد، اما کمی بعد متوجه شد که عموهایش را دستگیر کردهاند. دلیلش نیز این بود که ازدواج در سن پایین و ختنه زنان در سال ۲۰۱۱ در کنیا غیرقانونی شده بود. بنابراین قانون پشت سر او بود و خانم کولهآ در واقع داشت به شکلی ناخودآگاه با پلیس همکاری میکرد. البته این را هم باید گفت که هماهنگی او با قوانین جدید بدین معنا نیست که هیچ خطری او را تهدید نمیکند.
والدین و خویشاوندانِ دخترانی که او نجات میدهد، کمی بعد به دلیل روشن شدن جرمشان [دست داشتن در ازدواج کودکان و ختنه] دستگیر میشوند. به همین دلیل، بسیاری از بزرگترهای قوم سامبورو از حتی از ریخت خانم کولهآ هم خوششان نمیآید، زیرا مسبب بسیاری از مشکلاتشان را خانم کولهآ میدانند!
ژوزفین کولهآ میگوید: «همه به من میگویند که تو در بین ما بزرگ شدهای و باید در جبهه ما باشی، نه اینکه در جبهه مقابل ما... میدانم که ریسک میکنم، اما این مسیر را ادامه خواهم داد.»
همین حالا هم دخترانی هستند که از خانم کولهآ کمک میخواهند. روستاهای موقتیِ سامبورو که برای ییلاق و قشلاق در فصول مختلف بنا میشوند، «مانیارا» نامیده میشوند. مادر چند تن از این دخترانِ ساکن مانیارا از کولهآ درخواست کمک کردهاند.
این مانیارا که یک ماه از ساخت آن میگذرد، در مکانی دورافتاده در انتهای جاده خاکیِ جدید قرار دارد.
این روستا نه برق دارد و نه آب لولهکشی. نزدیکترین مدرسه هم کیلومترها با آنها فاصله دارد، بنابراین هیچ کدام از بچههای این روستا نمیتوانند به مدرسه بروند. تنها پنج درصد جمعیت قوم سامبورو تواناییِ خواندن و نوشتن دارند.
خانم کولهآ با استفاده از یک برنامه رادیویی، صدای خود را به مردم میرساند. مادران ساکن آن روستای دورافتاده هم توسط همین برنامه رادیویی به خانم کولهآ آشنا شدهاند.
یکی از مادران میگوید: «دختر روستای ما قبلا نشان شدهاند. مردان محلی دختران کم سن روستا را اهدای یک گردنبند تسبیحی نشان میکنند. کوچکترین دختر دِه که نشان شده تنها هفت سال دارد... این خطر متوجه تمام دختران روستا است. دختری ۹ ساله در روستا زندگی میکند که بدون اطلاع خودش قرار است او را شوهر دهند. به خاطر همین است که به او میگویند به مدرسه برو تا زیر ازدواج اجباری نروی.»
یکی از اعضای طایفه دختران نوجوانِ روستا را پیش از ازدواج و برای تامین امیال جنسی مردان، خرید و فروش میکند. هر چه تعداد مهرههای گردنبند آن دختر بیشتر باشد، قیمت فروش آن نیز متعاقبا بیشتر خواهد بود. زمانی هم این دختران به سن ازدواج برسند، با شخصی از یک طایفه دیگر ازدواج خواهند کرد. اگر دختری در زمان برقراری روابط جنسی با خویشاوندان در پیش از ازدواج باردار شود، او به ناچار باید جنین را سقط کند؛ اگر هم دختری صاحب بچه شده باشد، احتمال پذیرش او در طایفه دیگر بسیار کم خواهد بود.
درست است که ازدواج در سن پایین و ختنه زنان در کنیا غیرقانونی اعلام شده، اما برچیدن سنتهای فرهنگی کاری بس دشوار است.
آنجلا یکی از دختران کنیایی است که از آیندهای ترسناک گریخته است. او میگوید: «داشتند دوستانم را ختنه میکردند که من خون را با چشمهای خودم دیدم. جیغ دوستانم را هنوز به یاد دارم. به همین خاطر، هر کاری که میتوانستم را برای فرار از عاقبتی مشابه انجام دادم.»
آنجلا با لجنی مظلومانه میگوید: «وقتی 9 سالم بود، پدرم خواست که مرا ختنه کنند. من هم به سمت جنگل فرار کردم.»
ژوزفین کولهآ به میراث سامبورو افتخار میکند. او لباس محلی قومش را به تن کرده و در یک مراسم سنتی مشغول آوازخوانی و اجرای رقص محلی است. به اعتقاد او، دخترانی مثل یونیس و آنجلا نقش حیاتی در جامعهشان را بر عهده داشته و او میخواهد که دختران سرزمینش به شکلی بهتر دیده شوند.
او میگوید: «کورسوی امیدی دیده میشود... من مطمئنم که اگر دختران بیشتری را راهی مدرسه کنیم، بعدها شاهد شرایطی متفاوت خواهیم بود.»
یونیس مثل تمام جوانان دیگر کنیایی در حیات مدرسه مشغول گپ زدن با بچههای دیگر مدرسه است. هیچ نشانهای از آسیب روانی که متحمل شده را نمیتوان در چهره او دید.
به گزارش سی ان ان، ۱۳ سال از آن ماجرا میگذرد. زمانی که او تنها ۹ سال داشت و به اجبار پدر و مادرش مجبور به ازدواج با مردی شد که جای پدربزرگش بود. البته این مسئله چیز عجیب و غریبی نبود، چرا که سنتهای محلی قوم سامبورو چنین حکم میکند.
سامبوروها (Samburu) در واقع گلهداران بسیار قدیمی کنیا هستند که گفته میشود رابطهای دورادور با قوم ماسای [یکی از مشهورترین اقوام آفریقایی که در مرز میان کنیا و تانزانیا و در دشتهای دامنه کوه کلیمانجارو زندگی میکنند] دارند. اگر از بیرون به این دو قوم نگاه کنیم، شباهتهای فراوانی بین آنها، چه از نظر فرهنگ و چه از نظر زبان، خواهیم دید.
تعدادی از جوانان سامبورویی، مثل یونیس، خوشبختانه توانستهاند خود را از شر سنتهای دست و پا گیر نظیر ازدواج کودکان و ختنه زنان خلاص کنند. آنها اما با این کار ریسک بزرگی را به جان خریدهاند؛ بیم آنکه آنها توسط خانواده و جوامعشان طرد شوند، همیشه همراهشان است.
یونیس میگوید: «وقتی ۹ سالم بود، پدرم بدون صحبت با من مرا به ازدواج با مردی ۷۸ ساله وادار کرد... به تبعیت از پدر به خانهاش رفتم و یک هفته هم با او زندگی کردم. آن مرد به من گفت در آینده زنی خانه دار خواهم شد، اما من گناهی نداشتم، چون دوست داشتم به مدرسه بروم... ولی آن مرد ۷۸ ساله با خودخواهی فراوان میخواست که من زن سوم او باشم. بهش گفتم که زن تو نخواهم شد؛ او هم با چوب دستیاش به جانم افتاد.»
خاطرات آن ازدواج هنوز هم یونیس را آزار میدهد. این مسئله را به سادگی میتوان از حرفهایش فهمید.
یونیس میگوید: «کمی بعد از طریق اطرافیان با زنی آشنا شدم که میگفتند به کودکان کمک میکند. آن روز با پای پیاده از باراگوی راه افتادم و به مارالال رسیدم. من حتی کفش هم نداشتم... کولهآ مرا به پرورشگاه کودکان فرستاد... بگذارید ساده بگویم: او مرا به معنای واقعی کلمه نجات داد.»
در مدرسهی شبانهروزی که یونیس درس میخواند، هشت دختر دیگر با شرایطی مشابه او وجود دارند. که همه آنها توسط «بنیاد دختران سامبورو» به مدیریت ژوزفین کولهآ نجات داده شدهاند.
یونیس و دوستانش و تمام 200 دختر دیگر که با شرایطی مشابه در خاک کنیا زندگی میکنند، خانم کولهآ را با نام «مامان کولهآ» میشناسند. خانوادههای این دخترها به خاطر سرکشی آنها از دستوراتشان دیگر حاضر نیستند سرپرستی آنها را قبول کنند. اینجا است که مامان کولهآ وارد پیکار میشود و در نقش منجی به کمک آن دختران میشتابد.
خانم کولهآ خودش هم با همین سنتها بزرگ شده و حالا با داسی بُرنده به مبارزه با این سنتها رفته است. او میگوید از زمانی که به مدرسه شبانهروزی رفته و بعد از آن در رشته پرستاری درس خوانده، این سوالها را با خود مطرح کرده که واقعا در کشورش چه میگذرد؟
خانم کولهآ میگوید: «به نظرم آمد که ما تنها مردمی هستیم که ختنه زنان را انجام میدهند. جوامع دیگر داخل کنیا چنین کاری را انجام نمیدهند. من متوجه مسائل فرهنگی شدم که از اساس مشکل دارند. بنابراین تصمیم گرفتم که دختران سرزمینم را نجات دهم.»
او کارش را در سال 2011 و از همان حوالی خانهاش شروع کرد.
ژوزفین در ادامه میگوید: «اولین بار دو دختر از خویشاوندانم را نجات دادم. یکی از آنها ده سال داشت که در شرف ازدواج بود. زمانی که دختران جوان سامبورو در سن ازدواج قرار میگیرند، باید زیر بار ختنه هم بروند. من فهمیدم که قرار است ازواج کند، به همین خاطر به نجات او شتافتم. پس از اینکه نجاتش دادم، او را به مدرسه فرستادم.»
«دو روز بعد شخصی با من تماس گرفت و گفت که یک عروسی در روستا در آستانه برگزاری است. من گفتم که آن دختر پیش من است، پس چه کسی دارد عروسی میکند؟! آن شخص گفت: خواهر کوچکتر ۷ سالهی او... خانواده آنها مجبور بودند این کار را کنند، چون گاوها اینجا بودند و تمام دختران باید میرفتند.»
خانم کولهآ با شجاعت تمام آن دختر ۷ ساله را هم نجات داد، اما کمی بعد متوجه شد که عموهایش را دستگیر کردهاند. دلیلش نیز این بود که ازدواج در سن پایین و ختنه زنان در سال ۲۰۱۱ در کنیا غیرقانونی شده بود. بنابراین قانون پشت سر او بود و خانم کولهآ در واقع داشت به شکلی ناخودآگاه با پلیس همکاری میکرد. البته این را هم باید گفت که هماهنگی او با قوانین جدید بدین معنا نیست که هیچ خطری او را تهدید نمیکند.
والدین و خویشاوندانِ دخترانی که او نجات میدهد، کمی بعد به دلیل روشن شدن جرمشان [دست داشتن در ازدواج کودکان و ختنه] دستگیر میشوند. به همین دلیل، بسیاری از بزرگترهای قوم سامبورو از حتی از ریخت خانم کولهآ هم خوششان نمیآید، زیرا مسبب بسیاری از مشکلاتشان را خانم کولهآ میدانند!
ژوزفین کولهآ میگوید: «همه به من میگویند که تو در بین ما بزرگ شدهای و باید در جبهه ما باشی، نه اینکه در جبهه مقابل ما... میدانم که ریسک میکنم، اما این مسیر را ادامه خواهم داد.»
همین حالا هم دخترانی هستند که از خانم کولهآ کمک میخواهند. روستاهای موقتیِ سامبورو که برای ییلاق و قشلاق در فصول مختلف بنا میشوند، «مانیارا» نامیده میشوند. مادر چند تن از این دخترانِ ساکن مانیارا از کولهآ درخواست کمک کردهاند.
این مانیارا که یک ماه از ساخت آن میگذرد، در مکانی دورافتاده در انتهای جاده خاکیِ جدید قرار دارد.
این روستا نه برق دارد و نه آب لولهکشی. نزدیکترین مدرسه هم کیلومترها با آنها فاصله دارد، بنابراین هیچ کدام از بچههای این روستا نمیتوانند به مدرسه بروند. تنها پنج درصد جمعیت قوم سامبورو تواناییِ خواندن و نوشتن دارند.
خانم کولهآ با استفاده از یک برنامه رادیویی، صدای خود را به مردم میرساند. مادران ساکن آن روستای دورافتاده هم توسط همین برنامه رادیویی به خانم کولهآ آشنا شدهاند.
یکی از مادران میگوید: «دختر روستای ما قبلا نشان شدهاند. مردان محلی دختران کم سن روستا را اهدای یک گردنبند تسبیحی نشان میکنند. کوچکترین دختر دِه که نشان شده تنها هفت سال دارد... این خطر متوجه تمام دختران روستا است. دختری ۹ ساله در روستا زندگی میکند که بدون اطلاع خودش قرار است او را شوهر دهند. به خاطر همین است که به او میگویند به مدرسه برو تا زیر ازدواج اجباری نروی.»
یکی از اعضای طایفه دختران نوجوانِ روستا را پیش از ازدواج و برای تامین امیال جنسی مردان، خرید و فروش میکند. هر چه تعداد مهرههای گردنبند آن دختر بیشتر باشد، قیمت فروش آن نیز متعاقبا بیشتر خواهد بود. زمانی هم این دختران به سن ازدواج برسند، با شخصی از یک طایفه دیگر ازدواج خواهند کرد. اگر دختری در زمان برقراری روابط جنسی با خویشاوندان در پیش از ازدواج باردار شود، او به ناچار باید جنین را سقط کند؛ اگر هم دختری صاحب بچه شده باشد، احتمال پذیرش او در طایفه دیگر بسیار کم خواهد بود.
درست است که ازدواج در سن پایین و ختنه زنان در کنیا غیرقانونی اعلام شده، اما برچیدن سنتهای فرهنگی کاری بس دشوار است.
آنجلا یکی از دختران کنیایی است که از آیندهای ترسناک گریخته است. او میگوید: «داشتند دوستانم را ختنه میکردند که من خون را با چشمهای خودم دیدم. جیغ دوستانم را هنوز به یاد دارم. به همین خاطر، هر کاری که میتوانستم را برای فرار از عاقبتی مشابه انجام دادم.»
آنجلا با لجنی مظلومانه میگوید: «وقتی 9 سالم بود، پدرم خواست که مرا ختنه کنند. من هم به سمت جنگل فرار کردم.»
ژوزفین کولهآ به میراث سامبورو افتخار میکند. او لباس محلی قومش را به تن کرده و در یک مراسم سنتی مشغول آوازخوانی و اجرای رقص محلی است. به اعتقاد او، دخترانی مثل یونیس و آنجلا نقش حیاتی در جامعهشان را بر عهده داشته و او میخواهد که دختران سرزمینش به شکلی بهتر دیده شوند.
او میگوید: «کورسوی امیدی دیده میشود... من مطمئنم که اگر دختران بیشتری را راهی مدرسه کنیم، بعدها شاهد شرایطی متفاوت خواهیم بود.»
تبلیغات متنی
-
زنبورها «ویروسها» را در غذا تشخیص میدهند
-
قهرمانی زودهنگام اینتر در سریآ
-
ترامپ عفو مجدد نتانیاهو را خواستار شد
-
فال روزانه دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
جنجال ستاره فرانسوی در آستانه الکلاسیکو
-
لحظه اصابت صاعقه به یک ساختمان در تبریز
-
فرود اضطراری هواپیمای حامل آقای نخستوزیر در ترکیه
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
شوک جدید تیم ملی به امیر قلعهنویی
-
ایران از عربستان قدردانی کرد
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
سفر ترامپ به چین طبق برنامه انجام میشود
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
ویتکاف: در حال انجام گفتوگو با ایران هستیم
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
مثل افتادن در قعر یک چاه عمیق؛ مردم بیاینترنت ایران
-
ادعای مسدودسازی داراییهای ایران توسط کشورهای عربی
-
پایان یک گروگانگیری عجیب در سراوان بعد از ۱۲ روز
-
خبرگزاری فارس: آمریکا شروط خود را تعدیل کرد
-
حمله حزبالله به خودروی حامل فرماندهان اسرائیل
-
چندین محموله سلاح وارد فرودگاه «بنگوریون» شد
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
-
پیشنهاد دولت برای افزایش دو برابری کالابرگ
-
چند نکته درباره سخنان امام جمعه رشت علیه زنان بیحجاب
-
ادعای ترامپ: پیشنهاد جدید ایران خوب نیست
-
سلام یونایتد به لیگ قهرمانان با شکست رقیب دیرینه
-
ادعای مقام آمریکایی مبنیبر تعطیلی تاسیسات نفتی ایران
-
واکنش یاسر آسانی به پیشنهاد جدید و خبر جدایی
-
ادعای الجزیره درباره محتوای طرح پیشنهادی ایران
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
خبر ناامیدکننده امیرحسین ثابتی درباره اینترنت!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
جنگ از تنگه هرمز به سوپرمارکتها و مراکز خرید رسید
-
داستان یک بیلبورد که آینده قالیباف را پیشبینی کرد
-
حرکات عجیب ترامپ در سخنرانی دیشب سوژه شد
-
مجری فاکسنیوز سلاح جدید انتحاری ایران را معرفی کرد
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
تورم در ایران حتی برای فلافل هم جانشین پیدا کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
دیکته ی املایی در مقاله ای چنین پر بار بعید است. "حیاط مدرسه " صحیح است نه "حیات مدرسه".
وحشي تر از فارس ها هم تو اين دنيا وجود دارد