داستان عشق رومئو و ژولیت افغانستان
"آنها بیسواد هستند. آنها به مدرسه نرفتهاند و یکی دو سال بیشتر با هم اختلاف سن ندارند. جالبترین چیز برای من، نقش مهمی بود که شعر در زندگی آنها بازی میکرد. آنها نمیتوانستند بخوانند، اما از آهنگهای پاپ شعرها را یاد میگرفتند."
وبسایت فرادید: "آنها بیسواد هستند. آنها به مدرسه نرفتهاند و یکی دو سال بیشتر با هم اختلاف سن ندارند. جالبترین چیز برای من، نقش مهمی بود که شعر در زندگی آنها بازی میکرد. آنها نمیتوانستند بخوانند، اما از آهنگهای پاپ شعرها را یاد میگرفتند."

ذکیه و علی میدانستند که عشق میانشان، عشق ممنوع است. ذکیه سنی و از قوم تاجیک بود و علی، شیعه و از قوم هزاره.
به گزارش سیانان، رود نوردلند، روزنامهنگاری که رومئو و ژولیت افغانستان را پیدا کرده است، میگوید که در این کشور، چنین عشقی معمولاً به قتلهای ناموسی ختم میشود.
او در مقدمۀ کتاب جدیدش به اسم "عشاق" مینویسد: "وقتی مجموعه گزارشهای راجع به این دو نفر را مینوشتم، همیشه انتظار داشتم که گزارش بعدی و نهایی مربوط به این باشد که چطور خانوادۀ دختر نیمۀ شب او را از پناهگاهش بیرون کشیده و کشتهاند. آن وقت لحظهای عصبانی میشدیم و به صفحۀ بعد میرفتیم. این جور داستهانها معمولاً پایانی اینچنینی دارند، اما اشتباه میکردم و داستان آن دو تازه شروع شده بود."
آنها بدون هیچ چیز به غیر از عشق به همدیگر، فرار کردند و نجات پیدا کردند.
نوردلند به کریستین امانپور، مجری سیانان، میگوید: "آنها بیسواد هستند. آنها به مدرسه نرفتهاند و یکی دو سال بیشتر با هم اختلاف سن ندارند. جالبترین چیز برای من، نقش مهمی بود که شعر در زندگی آنها بازی میکرد. آنها نمیتوانستند بخوانند، اما از آهنگهای پاپ شعرها را یاد میگرفتند."
نوردلند در کتابش به زنگ گوشی علی اشاره میکند که یک آهنگ عاشقانۀ پشتو است و میگوید: "بیا اینجا گل کوچک من، بیا/ بگذار سینهام را برایت بشکافم/ و قلب برهنهام را نشانت دهد".

نوردلند میگوید: "علی با شعرهایی که برای ذکیه میخواند، آهنگهای عاشقانهای که برایش زمزمه میکرد و داستانهای عاشقانۀ ایرانی که برایش میگفت، او را مجذوب خود کرد. این بخش بزرگی از زندگی احساس آنهاست. دیدن این موضوع برایم فوقالعاده خوشایند بود، اینکه ادبیات در میان این مردم بیسواد در آن نقطۀ بسیار دورافتادۀ افغانستان چه جایگاه مهمی دارد."
ذکیه در ابتدا در پذیرش پیشنهاد علی مردد بود. او به تابو بودن و خطری که در این ازدواج وجود داشت، آگاه بود.
او با چنین کاری، یعنی گریختن به همراه یک مرد هزارۀ شیعه، "آبرو"ی خانواده را زیر پا میگذاشت.
ذکیه به نوردلند گفته است: "صد درصد، مرا میکشتند."
نوردلند میگوید: "حتی قانونی در افغانستان هست که اگر شما یک مرد باشید و زنی از خانوادۀتان را به خاطر آسیب زدن به آبرویتان بکشید، حداکثر مجازاتتان دو سال حبس خواهد بود."
او میافزاید: "در افغانستان مواردی بوده است که خانواده شش یا هشت سال صبر کردهاند تا دختر را بکشند. حتی گاهی تظاهر به آشتی میکنند و وقتی که همه تقریباً موضوع را فراموش میکنند، برمیگردند و آن فرد را میکشند. این اتفاق بارها و بارها تکرار شده است."
آنها به محض اینکه والدینشان به ارتباطشان بو ببردند از خانه فرار کردند. پدر ذکیه عصبانی بود.
نوردلند در کتابش از پدر ذکیه اینطور نقل قول میکند: "به خدا قسم میخورم که اگر همه چیزم را خرج کنم، دخترم را به خانه برمیگردانم. او مثل عضو بدن من است، چطور میتوانم اجازه دهم که با آن پسر برود؟"
محبتهای علی دل ذکیه را برد و باعث شد که خطر مرگ قطعی را به جان بخرد.
ذکیه میگوید: "خیلی سخت بود. همه در خانواده بر ضد من بودند."
در سال ۲۰۱۱، بررسی بنیاد تامپسون رویترز افغانستان را به عنوان خطرناکترین کشور جهان برای زنان معرفی کرد.
بنا بر گزارش عفو بینالملل، در افغانستان، "هر نوع کار غیر اخلاقی، چه خیانت و چه تجاوز، بیآبرو کردن خانواده تلقی میشود و میتواند منجر به "خشونتهای ناموسی شود."

پدر ذکیه به همراه سه فرزند دیگرش
عاشقانی که همۀ دنیا علیهشان بود
داستان عاشقانۀ علی و ذکیه، مثل رومئو و ژولیت، صحنۀ بالکن هم دارد.
ذکیه میگوید: "اگر کسی عاشق کسی باشد، باید جرات انجام کاری را که باید انجام شود را داشته باشد."
وقتی که ذکیه روی پشت بام خانۀشان میرفته، علی برایش آهنگی افغانی را میخوانده است؛ این شعر:
"دو چشم سیاهت، چشمان یک افغان هستند/ اما رحم در قلبت نداری/ بیرون از دیوارهایت شبها را روز کردم/ این چه خوابی است که از آن بیدار نمیشود."
ذکیه میگوید: "این شعر من را تکان داد و جراتم را زیاد کرد. آن روزها سرد بود و با این وجود او برای دیدنم میآمد. حتی با این که به او گفته بودم نیاید که سردش نشود، باز هم میآمد و شعرش را میخواند."

نوردلند با نوشتن داستان ذکیه و علی، رومئو و ژولیت افغانستان را مشهور کرد.
او میگوید: " آنها به قهرمان همنسلانشان تبدیل شدهاند، چرا که مشخصاً فقط این دو نفر نیستند که عاشق هم هستند. افغانها عاشق میشوند و بعد عشق را کنار میگذارند تا با کسانی که دیگران برایشان تعیین کردهاند، ازدواج کنند."
"چیزی که ماجرای ذکیه را خطرناک میکند، خانوادۀ او هستند. اگر آنها بخواهند او را بکشند، خیالشان راحت است که کسی آنها را تحت پیگرد قرار نخواهد داد. و حتی اگر تحت پیگرد قرار بگیرند، مجازات جدیای منتظرشان نیست."
وضعیت بد زنان
نوردلند که مدتها در افغانستان خبرنگاری کرده است، با قتلهای ناموسی بیگانه نیست.
او به امانپور گفت: "مسئلۀ حقوق زنان بارها و بارها مطرح شده، چرا که انتظارات نسبت به آن بالاست. پیشرفتهای زیادی صورت گرفته، درست است. اما این پیشرفت نسبی و در مجموع وضعیت همچنان بسیار بد است."
او ادامه داد: "شوکهکننده است که به خاطر مسئلهای کوچک مثل اینکه دلتان میخواهد عاشق فردی خاص شوید، شما را بکشند، و دیدگاه غالب هم این است که عشق اشتباه است و مردم باید با کسی ازدواج کنند که پدرشان میخواهد و راضی هم باشند."

ذکیه، علی و دختر نوزادشان
وقتی که کریستین امانپور ماه گذشته در نشست داووس از اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، در این رابطه پرسید و او پاسخ داد: "دولت پای حقوق اساسی و به خصوص حقوق زنان ایستاده است. این یکی از بنیادیترین چالشهایی است که جامعۀ افغانستان با آن مواجه است. نابودی نقش تاریخی زنان، نتیجۀ 40 سال خشونت است."
نوردلند معتقد است که اشرف غنی در این زمینه بهتر عمل کرده و حداقل همچون حامد کرزای همسرش را از عموم مخفی نمیکند.
او میگوید: "اگر از منظر نمادین به این موضوع نگاه کنید، این مسئله بسیار مهم است. او همسرش را وارد عرصۀ عمومی کرده است و به او مسئولیت داده است. اما از سوی دیگر، غنی در مذاکراتی که با طالبان در جریان است، زنان را راه نداده است، و زنان از این موضوع بسیار ناراحتتند."
آیندۀ مبهم
ذکیه و علی به لطف شجاعت خودشان، جان سالم به در بردهاند و از خانوادههایشان پنهان شدهاند. نوردلند اما معتقد است که در افغانستان، آینده همواره مبهم است.

او میگوید: "آنها دختر کوچکی دارند که تازه یک سالش تمام شده است. آنها حاضر نشدهاند که با شنا کردن عرض دریای اژه برای رسیدن به اروپا جان او را به خطر بیاندازند و تازه در آنجا پناهنده شوند. آن هم در حالیکه، آنها از پنج دلیلی که میتوان برایش درخواست پناهندگی داد، چهارتایشان را دارند."
او میافزاید: "قانون به آنها اجازه نمیدهد که از کشور خودشان درخواست پناهندگی کنند. آنها مجبورند که ابتدا جانشان را به خطر بیاندازند و به جایی بروند که امکان این کار وجود داشته باشد. آنها عکس آلان کوردی، پسر کوچکی که در سواحل ترکیه غرق شد را دیدهاند. یک دوست عکس او را روی موبایلش به آنها نشان داد و آنها اصلاً حاضر نیستند که ریسک آمدن چنین بلایی بر سر دخترشان را بپذیریند."

ذکیه و علی میدانستند که عشق میانشان، عشق ممنوع است. ذکیه سنی و از قوم تاجیک بود و علی، شیعه و از قوم هزاره.
به گزارش سیانان، رود نوردلند، روزنامهنگاری که رومئو و ژولیت افغانستان را پیدا کرده است، میگوید که در این کشور، چنین عشقی معمولاً به قتلهای ناموسی ختم میشود.
او در مقدمۀ کتاب جدیدش به اسم "عشاق" مینویسد: "وقتی مجموعه گزارشهای راجع به این دو نفر را مینوشتم، همیشه انتظار داشتم که گزارش بعدی و نهایی مربوط به این باشد که چطور خانوادۀ دختر نیمۀ شب او را از پناهگاهش بیرون کشیده و کشتهاند. آن وقت لحظهای عصبانی میشدیم و به صفحۀ بعد میرفتیم. این جور داستهانها معمولاً پایانی اینچنینی دارند، اما اشتباه میکردم و داستان آن دو تازه شروع شده بود."
آنها بدون هیچ چیز به غیر از عشق به همدیگر، فرار کردند و نجات پیدا کردند.
نوردلند به کریستین امانپور، مجری سیانان، میگوید: "آنها بیسواد هستند. آنها به مدرسه نرفتهاند و یکی دو سال بیشتر با هم اختلاف سن ندارند. جالبترین چیز برای من، نقش مهمی بود که شعر در زندگی آنها بازی میکرد. آنها نمیتوانستند بخوانند، اما از آهنگهای پاپ شعرها را یاد میگرفتند."
نوردلند در کتابش به زنگ گوشی علی اشاره میکند که یک آهنگ عاشقانۀ پشتو است و میگوید: "بیا اینجا گل کوچک من، بیا/ بگذار سینهام را برایت بشکافم/ و قلب برهنهام را نشانت دهد".

نوردلند میگوید: "علی با شعرهایی که برای ذکیه میخواند، آهنگهای عاشقانهای که برایش زمزمه میکرد و داستانهای عاشقانۀ ایرانی که برایش میگفت، او را مجذوب خود کرد. این بخش بزرگی از زندگی احساس آنهاست. دیدن این موضوع برایم فوقالعاده خوشایند بود، اینکه ادبیات در میان این مردم بیسواد در آن نقطۀ بسیار دورافتادۀ افغانستان چه جایگاه مهمی دارد."
ذکیه در ابتدا در پذیرش پیشنهاد علی مردد بود. او به تابو بودن و خطری که در این ازدواج وجود داشت، آگاه بود.
او با چنین کاری، یعنی گریختن به همراه یک مرد هزارۀ شیعه، "آبرو"ی خانواده را زیر پا میگذاشت.
ذکیه به نوردلند گفته است: "صد درصد، مرا میکشتند."
نوردلند میگوید: "حتی قانونی در افغانستان هست که اگر شما یک مرد باشید و زنی از خانوادۀتان را به خاطر آسیب زدن به آبرویتان بکشید، حداکثر مجازاتتان دو سال حبس خواهد بود."
او میافزاید: "در افغانستان مواردی بوده است که خانواده شش یا هشت سال صبر کردهاند تا دختر را بکشند. حتی گاهی تظاهر به آشتی میکنند و وقتی که همه تقریباً موضوع را فراموش میکنند، برمیگردند و آن فرد را میکشند. این اتفاق بارها و بارها تکرار شده است."
آنها به محض اینکه والدینشان به ارتباطشان بو ببردند از خانه فرار کردند. پدر ذکیه عصبانی بود.
نوردلند در کتابش از پدر ذکیه اینطور نقل قول میکند: "به خدا قسم میخورم که اگر همه چیزم را خرج کنم، دخترم را به خانه برمیگردانم. او مثل عضو بدن من است، چطور میتوانم اجازه دهم که با آن پسر برود؟"
محبتهای علی دل ذکیه را برد و باعث شد که خطر مرگ قطعی را به جان بخرد.
ذکیه میگوید: "خیلی سخت بود. همه در خانواده بر ضد من بودند."
در سال ۲۰۱۱، بررسی بنیاد تامپسون رویترز افغانستان را به عنوان خطرناکترین کشور جهان برای زنان معرفی کرد.
بنا بر گزارش عفو بینالملل، در افغانستان، "هر نوع کار غیر اخلاقی، چه خیانت و چه تجاوز، بیآبرو کردن خانواده تلقی میشود و میتواند منجر به "خشونتهای ناموسی شود."

پدر ذکیه به همراه سه فرزند دیگرش
داستان عاشقانۀ علی و ذکیه، مثل رومئو و ژولیت، صحنۀ بالکن هم دارد.
ذکیه میگوید: "اگر کسی عاشق کسی باشد، باید جرات انجام کاری را که باید انجام شود را داشته باشد."
وقتی که ذکیه روی پشت بام خانۀشان میرفته، علی برایش آهنگی افغانی را میخوانده است؛ این شعر:
"دو چشم سیاهت، چشمان یک افغان هستند/ اما رحم در قلبت نداری/ بیرون از دیوارهایت شبها را روز کردم/ این چه خوابی است که از آن بیدار نمیشود."
ذکیه میگوید: "این شعر من را تکان داد و جراتم را زیاد کرد. آن روزها سرد بود و با این وجود او برای دیدنم میآمد. حتی با این که به او گفته بودم نیاید که سردش نشود، باز هم میآمد و شعرش را میخواند."

نوردلند با نوشتن داستان ذکیه و علی، رومئو و ژولیت افغانستان را مشهور کرد.
او میگوید: " آنها به قهرمان همنسلانشان تبدیل شدهاند، چرا که مشخصاً فقط این دو نفر نیستند که عاشق هم هستند. افغانها عاشق میشوند و بعد عشق را کنار میگذارند تا با کسانی که دیگران برایشان تعیین کردهاند، ازدواج کنند."
"چیزی که ماجرای ذکیه را خطرناک میکند، خانوادۀ او هستند. اگر آنها بخواهند او را بکشند، خیالشان راحت است که کسی آنها را تحت پیگرد قرار نخواهد داد. و حتی اگر تحت پیگرد قرار بگیرند، مجازات جدیای منتظرشان نیست."
وضعیت بد زنان
نوردلند که مدتها در افغانستان خبرنگاری کرده است، با قتلهای ناموسی بیگانه نیست.
او به امانپور گفت: "مسئلۀ حقوق زنان بارها و بارها مطرح شده، چرا که انتظارات نسبت به آن بالاست. پیشرفتهای زیادی صورت گرفته، درست است. اما این پیشرفت نسبی و در مجموع وضعیت همچنان بسیار بد است."
او ادامه داد: "شوکهکننده است که به خاطر مسئلهای کوچک مثل اینکه دلتان میخواهد عاشق فردی خاص شوید، شما را بکشند، و دیدگاه غالب هم این است که عشق اشتباه است و مردم باید با کسی ازدواج کنند که پدرشان میخواهد و راضی هم باشند."

ذکیه، علی و دختر نوزادشان
نوردلند معتقد است که اشرف غنی در این زمینه بهتر عمل کرده و حداقل همچون حامد کرزای همسرش را از عموم مخفی نمیکند.
او میگوید: "اگر از منظر نمادین به این موضوع نگاه کنید، این مسئله بسیار مهم است. او همسرش را وارد عرصۀ عمومی کرده است و به او مسئولیت داده است. اما از سوی دیگر، غنی در مذاکراتی که با طالبان در جریان است، زنان را راه نداده است، و زنان از این موضوع بسیار ناراحتتند."
آیندۀ مبهم
ذکیه و علی به لطف شجاعت خودشان، جان سالم به در بردهاند و از خانوادههایشان پنهان شدهاند. نوردلند اما معتقد است که در افغانستان، آینده همواره مبهم است.

او میگوید: "آنها دختر کوچکی دارند که تازه یک سالش تمام شده است. آنها حاضر نشدهاند که با شنا کردن عرض دریای اژه برای رسیدن به اروپا جان او را به خطر بیاندازند و تازه در آنجا پناهنده شوند. آن هم در حالیکه، آنها از پنج دلیلی که میتوان برایش درخواست پناهندگی داد، چهارتایشان را دارند."
او میافزاید: "قانون به آنها اجازه نمیدهد که از کشور خودشان درخواست پناهندگی کنند. آنها مجبورند که ابتدا جانشان را به خطر بیاندازند و به جایی بروند که امکان این کار وجود داشته باشد. آنها عکس آلان کوردی، پسر کوچکی که در سواحل ترکیه غرق شد را دیدهاند. یک دوست عکس او را روی موبایلش به آنها نشان داد و آنها اصلاً حاضر نیستند که ریسک آمدن چنین بلایی بر سر دخترشان را بپذیریند."
تبلیغات متنی
-
شنیده شدن صدای چند انفجار در بندرعباس
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
ثروتمندان چند برابر فقرا گوشت مصرف میکنند؟
-
پشتپرده نزدیکی بیسابقه امارات به اسرائیل
-
عضو کمیسیون امنیت ملی، مسئولین را تهدید کرد
-
سازمان بازرسی به بازار اجاره مسکن وارد شد
-
آخرین وضعیت مذاکرات با آمریکا از زبان بقایی
-
ادعای CNN درباره قوانین جدید ایران برای عبور کشتیها از تنگه هرمز
-
واکنش تند ترامپ به قیمت بلیتهای جام جهانی
-
کاربران از محدودیتها در «بله» به تنگ آمدند!
-
تحریمهای جدید آمریکا علیه نهادهای مرتبط با ایران
-
پاسخ یک رسانه به «کیهان»؛ چون از شما میترسند!
-
۴ عامل تکان شدید قیمت خودرو مشخص شد
-
ستاره استقلال برای ماندن چراغ سبز نشان داد
-
جریمه طرح ترافیک در سال جدید چقدر است؟
-
شنیده شدن صدای چند انفجار در بندرعباس
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
ادعای CNN درباره قوانین جدید ایران برای عبور کشتیها از تنگه هرمز
-
کاربران از محدودیتها در «بله» به تنگ آمدند!
-
بارش باران، برف و بازگشت سرما به تهران
-
رویترز: واشنگتن و تهران در آستانه توافق محدود و موقت
-
چند نشانه که میگوید این جنگ طولانی خواهد شد
-
حمله فرهیختگان به سردار آزمون به بهانه انفجارهای امارات
-
انتقاد شدید از صحبتهای زیباکلام در مدرسه میناب
-
تحلیل رسانه نیروهای مسلح از احتمال رقیقسازی اورانیوم
-
پویان مختاری یا وقتی تو میگویی وطن، من خاک بر سر میکنم!
-
ترامپ خواستار پاسخ سریع ایران به پیشنهاد صلح است
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
تاوان سفر به آمریکا و کانادا در زمان جنگ برای دو چهره مشهور
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
لحظه پیدا شدن پیکر نوه ۱۴ ماهه رهبر انقلاب
-
پخش تصاویری از جورجیا ملونی جنجالی شد
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
روایت یکی از کسبه مجتمع ارغوان از آتشسوزی دیشب
-
پشت پرده تغییر ناگهانی در «پروژه آزادی» طی دو روز!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
مرسی جالب بود
خیلی قشنگ بود.من براشون دعا میکنم
خوش بحالشون من که جرات نداشتم با عشقم فرار کنم.و تا اخر عمر لعنت میکنم به این فرهنگ کثیف