طنز؛ ایام یا روزها؟
دهخدا ایستاد نزدیک تختهسیاه و گفت: «درس امروز درباره پوشش بدن جانورهاست، مثلا بدن مرغ با پر پوشیده شده» بعد رو کرد به احمدینژاد و پرسید: «حالا شما بگو پوششت چیه؟» احمدینژاد خندید و پاسخ داد: «کاپیشن» کواکبیان....
دهخدا ایستاد نزدیک تختهسیاه و گفت: «درس امروز درباره پوشش بدن جانورهاست، مثلا بدن مرغ با پر پوشیده شده» بعد رو کرد به احمدینژاد و پرسید: «حالا شما بگو پوششت چیه؟» احمدینژاد خندید و پاسخ داد: «کاپیشن» کواکبیان فریاد زد: «پوشش احمدینژاد خزه!» دهخدا نگاهی به کاپشن احمدینژاد انداخت و پرسید: «شما توی این گرما چرا کاپشن پوشیدی؟» احمدینژاد خندید و پرسید: «من از شما میپرسم، چرا در این ایام باید کاپیشن پوشید؟» دهخدا اخم کرد و گفت: «بهتره به جای ایام بگی روزها» میرسلیم با دلخوری گفت: «میشه اینقدر به پوشش احمدینژاد توجه نکنید؟» رضایی یکهو برخاست و درحالیکه به نقطهای ناپیدا خیره شده بود، گفت: «شرمندهام که دل هوادارانم را شکستم».
نظر کاربران
بهش بگید آب رو بریزه همونجا
و بگید اون .... رو لولو برد