طنز؛ دردهای وحشتناکتری هم وجود دارد
نمیدانم چه بر سر پدرم آمد، اما میدانم که زمانی میدانستم. به یک نوع فراموشی نادر و پیچیده دچار شدهام که باعث میشود ندانم چه بر سر پدرم آمد. این را پزشک پیری به من گفت که سالها در مورد فراموشیهای نادر و پیچیده مطالعه کرده بود.
پدرام سلیمانی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
نمیدانم چه بر سر پدرم آمد، اما میدانم که زمانی میدانستم. به یک نوع فراموشی نادر و پیچیده دچار شدهام که باعث میشود ندانم چه بر سر پدرم آمد. این را پزشک پیری به من گفت که سالها در مورد فراموشیهای نادر و پیچیده مطالعه کرده بود. خودش هم به این درد دچار بود و میگفت وحشتناکترین دردش همین است و هیچ دردی در زندگی به وحشتناکی آن نیست. و دلش میخواست حرفهای بیشتری بزند اما توهینهای من او را وادار به سکوت کرد. زشتترین و هوشمندانهترین توهینها را نثارش کردم. آنقدر ادامه دادم که اشکش درآمد. دستش را روی قلبش گذاشت و شدت گریهاش بیشتر شد. من همچنان ادامه میدادم. سعی میکردم در توهین کردن خلاق باشم. هنوز فکر میکنم دردی که توهینهای خلاقانه ایجاد میکند از دیگر توهینها بیشتر و عمیقتر است. مستقیم به صورتش نگاه میکردم و به فحاشی ادامه میدادم. زیر لب خواهش میکرد که بس کنم. التماس میکرد و من ادامه میدادم. به جایی رسید که نفسش به سختی بالا میآمد.
نمیدانم چه بر سر پدرم آمد، اما میدانم که زمانی میدانستم. به یک نوع فراموشی نادر و پیچیده دچار شدهام که باعث میشود ندانم چه بر سر پدرم آمد. این را پزشک پیری به من گفت که سالها در مورد فراموشیهای نادر و پیچیده مطالعه کرده بود. خودش هم به این درد دچار بود و میگفت وحشتناکترین دردش همین است و هیچ دردی در زندگی به وحشتناکی آن نیست. و دلش میخواست حرفهای بیشتری بزند اما توهینهای من او را وادار به سکوت کرد. زشتترین و هوشمندانهترین توهینها را نثارش کردم. آنقدر ادامه دادم که اشکش درآمد. دستش را روی قلبش گذاشت و شدت گریهاش بیشتر شد. من همچنان ادامه میدادم. سعی میکردم در توهین کردن خلاق باشم. هنوز فکر میکنم دردی که توهینهای خلاقانه ایجاد میکند از دیگر توهینها بیشتر و عمیقتر است. مستقیم به صورتش نگاه میکردم و به فحاشی ادامه میدادم. زیر لب خواهش میکرد که بس کنم. التماس میکرد و من ادامه میدادم. به جایی رسید که نفسش به سختی بالا میآمد.
از روی صندلی به زمین افتاد. فوري از جایم بلند شدم و به سمتش رفتم تا بتوانم همچنان به صورتش نگاه کنم و به توهین کردن ادامه بدهم. چند دقیقهای گذشت و پیرمرد دیگر گریه نکرد. حرفی نزد. تکانش دادم اما واکنشی نشان نداد. نمیدانستم زنده است یا مرده. بهخاطر همین با احتیاط، با الفاظ توهینآمیز صدایش کردم تا اگر زنده بود فکر نکند که فحاشیهایم به پایان رسیده است. تشنهام شده بود. چند لحظه مردد بودم که اول علايم حیاتیاش را بررسی کنم و بعد بطری آب را از کیفم در بیاورم و آب بخورم یا بالعکس. این دوراهیهای احمقانه همیشه ذهنم را مشغول میکردند و هنوز هم همینطور است. بالاخره تصمیم گرفتم که اول آب بخورم و بعد نبض و ضربان پیرمرد را بررسی کردم. مرده بود.
چشمانش کاملا باز و خیس بود. سعی کردم چشمانش را ببندم اما موفق نشدم. شاید اگر بهجای پا از دستانم استفاده میکردم موفق میشدم. یک دقیقه سکوت کردم و به جنازه پیرمرد نگاه کردم. بعد از گفتن جمله «دیدی دردهای وحشتناکتری هم تو زندگی هست؟» ترکش کردم.
چندین سال از مرگ پیرمرد میگذرد و من هنوز نمیدانم که چه بر سر پدرم آمده است. هرچند هنوز میدانم که زمانی میدانستم. هنوز گاهی از اینکه نمیدانم غمگین میشوم و مثل هر انسان دیگری گریه میکنم. اما همچنان امیدوارم که به یاد بیاورم. به هر حال هر انسانی دردی دارد اما مهم این است که بداند «دردهای وحشتناکتری هم وجود دارد».
چشمانش کاملا باز و خیس بود. سعی کردم چشمانش را ببندم اما موفق نشدم. شاید اگر بهجای پا از دستانم استفاده میکردم موفق میشدم. یک دقیقه سکوت کردم و به جنازه پیرمرد نگاه کردم. بعد از گفتن جمله «دیدی دردهای وحشتناکتری هم تو زندگی هست؟» ترکش کردم.
چندین سال از مرگ پیرمرد میگذرد و من هنوز نمیدانم که چه بر سر پدرم آمده است. هرچند هنوز میدانم که زمانی میدانستم. هنوز گاهی از اینکه نمیدانم غمگین میشوم و مثل هر انسان دیگری گریه میکنم. اما همچنان امیدوارم که به یاد بیاورم. به هر حال هر انسانی دردی دارد اما مهم این است که بداند «دردهای وحشتناکتری هم وجود دارد».
تبلیغات متنی
-
شمخانی با این حرکت برای آمریکا پیام جنگ فرستاد
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
بازیگر سریال «نونخ»: من شلیک خوردم!
-
ویستامدیا با پویانمایی و فیلم کوتاه به فجر ۴۴ آمد
-
واکنش رسمی به خبر پناهندگی یک مقام ایرانی
-
عکس توجهبرانگیز فارس از پایگاه آمریکا در امارات
-
روایت تازه رسانه آمریکایی از تنش در تنگه هرمز
-
پریناز ایزدیار صداوسیما را تحریم کرد
-
کشف ۷۰۰۰ بارنامه جعلی قاچاق سوخت در فارس
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
هادی چوپان از روی دوش مردم افتاد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
واکنش رسمی به خبر پناهندگی یک مقام ایرانی
-
عکس توجهبرانگیز فارس از پایگاه آمریکا در امارات
-
روایت تازه رسانه آمریکایی از تنش در تنگه هرمز
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
قهقهه مهران مدیری در تلویزیون رو اعصاب پرویز پرستویی رفت
-
تحرکات تازه و مشکوک آبراهام لینکلن در نزدیکی ایران
-
امروز در پرسپولیس، یک ستاره درخشان متولد شد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
این چی بود نوشتید؟! طنز بود مثلا؟!