چرا ایرانی ها کتاب نمیخوانند؟
فتحالله بینیاز میگوید خیلیها هستند که برای «کاریکاتوری» از پیتزا و کاپوچینو و تیشرتهای بنجل پول نسبتا زیادی میپردازند، اما کتاب درسی خود یا نزدیکانشان را که میخرند، انگار سرب مذاب در رگهایشان جاری میشود.
خبرگزاری ایسنا: فتحالله بینیاز میگوید خیلیها هستند که برای «کاریکاتوری» از پیتزا و کاپوچینو و تیشرتهای بنجل پول نسبتا زیادی میپردازند، اما کتاب درسی خود یا نزدیکانشان را که میخرند، انگار سرب مذاب در رگهایشان جاری میشود.
این نویسنده و منتقد ادبی درباره اینکه چرا امکان امرار معاش از راه ادبیات در ایران وجود ندارد، گفت: اگر پرسش سلبی نبود، مجبور نمیشدم ابتدا کار، حرفه و امرار معاش را تعریف کنم. به هر حال کار عبارت از فعالیتی است که انسان در آن شرکت میجوید تا چیزی را به چیزی دیگر تبدیل کند، به این ترتیب ارزشی را خلق کند و حاصل را برای استفاده جامعه مهیا سازد. حرفه عبارت است از توانایی انسان در انجام کاری که معمولا جامعه به آن نیاز دارد. برای نمونه شیرینیپزی، خیاطی، نانوایی، کفاشی، خلبانی و پرستاری حرفهاند. اما کارهایی هم هست که جامعه به آن ها نیاز دارد، اما حرفه نیستند بلکه فقط شغل تلقی میشوند مانند فروشندگی، رانندگی (که زمانی حرفه بود)، سرایداری و غیره. تعریف امرار معاش هم چنین است: گذرانیدن زندگانی از طریق کسب و کار.
او ادامه داد: حال باید پرسید چرا چندین و چند هزار نویسنده و شاعر، نمایشنامهنویس، مترجم و منتقد در ایران آمدند و رفتند، اما جز زندهنام ذبیحالله منصوری، تا جایی که من اطلاع دارم، احدی از طریق ادبیات گذران نکرده و نمیکند و همه اهل این پنج عرصه به یاری کار و حرفه ادبی امرار معاش نکردهاند و با شغل و حرفه دیگرشان مثلا مهندسی، حسابداری، پزشکی، کارمندی یا روزنامهنگاری امرار معاش کردهاند و بعضا هم همسرانشان شاغل هستند یا ارثی به خود آنها رسیده است. البته هستند افرادی که از برکت حاشیه ادبیات نه تنها زندگی مرفهی دارند، بلکه به ثروت زیادی رسیدهاند، اما در متن اصلی ادبیات خبری از این مقولهها نیست. آیا میتوان گفت این پنج زمینه، حرفه و کار نیستند؟ بدون شک جواب منفی است. پس چرا نمیتوان از آنها کسب درآمد کرد؟ با عرض پوزش باید بگویم چون «مردم به کار این پنج گروه نیاز ندارند، بر خلاف کار آشپزهای رستوران و آبمیوهفروش».
بینیاز همچنین اظهار کرد: البته هستند عامهپسندنویسهایی که کتابهای پوپولیستی و ولگاریستیشان که سرشار از کلیشههای عشقی کلافهکننده و رمالی و خرافه و خوابهای آنچنانی است به چاپ چهلم و پنجاهم میرسد، اما با کسب اجازه از خواننده، باید بگویم ادبیات جدی معاصر ایران اینگونه داستانها را «ادبیات داستانی ایران» تلقی نمیکند، بلکه آنها را پاورقیهایی میداند که عمر کوتاهی دارند و مانند صدها هزار اثری که اتحادیه نویسندگان حقوقبگیر شووری سابق و اقمارش چاپ کرده بودند و دهها کتابی که در دهه ۳۰ و ۴۰ ایران چاپ شدند، به مرگی زودرس مبتلا خواهند شد. صحبت ما سر ادبیات جدی و ارتقادهنده است نه داستانی که خوانندگان خود را از نظر ذهنی عقب میراند و او را میانهمایه و حتا نازلتر میسازد.
او اضافه کرد: حال باید پرسید چرا مردم کتاب نمیخوانند تا آن را بخرند و به این ترتیب شمارگان چاپ را افزایش دهند و نویسنده یا مترجم از قبل فروش کتابی خود درآمد کافی حاصل کند. جواب در یک چیز خلاصه میشود: مردم کتاب نمیخوانند. فرهنگ کتابخوانی حتا در میان اهل کتاب و قلم که حدود ۵۰ هزار نفر میشوند، مفهوم ندارد و بسیاری از اهالی ادبیات، حتا کتابهای دوستان نزدیکشان را هم نمیخوانند.
بینیاز افزود: جامعه بیشتر به فرهنگ شفاهی گرایش دارد، ضمن اینکه طی این ۳۵ سال کوششی برای کتابخوان کردن مردم صورت نگرفته است، حتا برعکس، با «انکار کتاب و نویسنده و شاعر در رسانهها خصوصا رادیو و تلویزیون»، مردم از چیزی به اسم رمان و داستان کوتاه و تألیف و ترجمه اطلاع ندارند، اما سریالهای سرگرمکننده کرهیی و کلمبیایی و ایرانی را خوب میشناسند و دنبال میکنند، چون دیدن سادهتر است، ضمن اینکه این سریالها و فیلمها بیننده را به تفکر وانمیدارند. من عمدا از پول خرید کتاب حرف نمیزنم، چون خیلیها هستند که برای «کاریکاتوری» از پیتزا و کاپوچینو و تیشرتهای بنجل پول نسبتا زیادی میپردازند، اما کتاب درسی خود یا نزدیکانشان را که میخرند، انگار سرب مذاب در رگهایشان جاری میشود. به همین افراد کتاب مجانی بدهید، به آنها دست نمیزنند؛ چونان کودک سهماههای که چندین میلیارد پول کنارش بگذارید. این کودک ثروتمند نیست، چون با پول «بیگانه» است. آن فرد هم «کتاب» را میبیند، اما «نگاه» نمیکند، زیرا با آن «بیگانه» است.
این نویسنده در ادامه گفت: شما وقتی فهرست کتابهای پرفروش هفته را چاپ میکنید، بروید سراغ ناشر و کتابفروشیها. میبینید منظورشان از پرفروش پنج یا شش جلد است نه مانند ترکیه که جمعیتی برابر ایران دارد و هر هفته در آن حد کتاب غیردرسی و غیرمرجع فروش میرود که من پی بردن به آن را از طریق اینترنت به عهده خواننده میگذارم. به همین دلیل بر این باورم که تا زمانی که مردم کتابخوان نشوند، «نوشتن» از سوی جامعه کار تلقی نمیشود و معنای نویسندگی «حرفه» نخواهد بود.
او افزود: در این مورد باید نکتهای را یادآوری کنم: مدام سرانه مطالعه را مطرح میکنند که امروزه فقط در بعضی مطالعات و تحقیقات خاص به کار میرود. برای نمونه ۷۶ درصد از جوانان روزانه کمتر از ۳۰ دقیقه مطالعه میکنند که بیشتر از ۷۰ درصد این وقت هم صرف کتابهای روانشناسی بازاری یکدقیقهیی میشود. جوانان ژاپن به طور متوسط ۹۰ دقیقه در روز مطالعه میکنند. دانشگاه آکسفورد هم در همین زمینه تحقیقاتی کرده است. در این تحقیقات بیشترین مطالعه همراستا با فعالیتهای حرفهیی افراد حدود ۳۵ دقیقه است و متعلق به کشور ژاپن. کشورهای ترکیه و برزیل در رتبههای بعدی قرار دارند. بیشترین سرانه مطالعه آزاد به کشورهای فنلاند، استونی و آلمان اختصاص دارد. اما بیشتر کارشناسان فرهنگی جهان روی تعداد عنوانهای کتابها، کیفیت این کتابها و تیراژ آنها تأکید میورزند.
بینیاز سپس تأکید کرد: این بحث که قبلا هم من دربارهاش سخن گفتهام، در ایران فاجعهآمیز است. به این علت که طبق اولین سرشماری عمومی، جمعیت سراسر کشور در سال ۱۳۳۵ حدود ۱۸۹۵۴۰۰۰ نفر و در سال ۱۳۴۵ حدود ۲۵۷۸۸۰۰۰ نفر بوده است. با روش میانیابی میتوان گفت جمعیت ایران در سالهای ۱۳۴۰ و ۱۳۴۱ حدود ۲۲۳۷۱۰۰۰ بوده است. حال نگاهی بیندازیم به آن دسته از کتابهایی که طی آن سالها چاپ شد و شماریشان برای من باقی مانده است.
بیگانه - آلبر کامو- چاپ دوم - سال ۱۳۳۵ -۱۰ هزار نسخه
خاطرات خانه اموات - داستایفسکی- چاپ دوم- سال ۱۳۴۱- ۱۰ هزار نسخه
دومین شانس - ویرژیل گورگیو - چاپ اول - سال ۱۳۴۵-۵۰۰۰ نسخه
اتاق شماره شش - چخوف - چاپ دوم - ۱۳۴۲- ۱۰ هزار نسخه
دو سرنوشت - ویلی کالینز - چاپ اول - ۱۳۴۵- ۵۰۰۰ نسخه
حال میتوان جمعیت ۸۰ میلیونی کنونی را با تیراژ ظاهری ۱۱۰۰ جلد مقایسه کرد و فهمید که چرا نویسندگان و دیگر همکاران آنها در عرصه ادبیات نمیتوانند از طریق نوشتن امرار معاش کنند. من به این دلیل از واژه «ظاهری» استفاده کردهام که تیراژ واقعی کتاب بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ جلد است و ناشر و مؤلف (یا مترجم) به خاطر فقدان متقاضی، به این توافق میرسند.
این نویسنده و منتقد ادبی درباره اینکه چرا امکان امرار معاش از راه ادبیات در ایران وجود ندارد، گفت: اگر پرسش سلبی نبود، مجبور نمیشدم ابتدا کار، حرفه و امرار معاش را تعریف کنم. به هر حال کار عبارت از فعالیتی است که انسان در آن شرکت میجوید تا چیزی را به چیزی دیگر تبدیل کند، به این ترتیب ارزشی را خلق کند و حاصل را برای استفاده جامعه مهیا سازد. حرفه عبارت است از توانایی انسان در انجام کاری که معمولا جامعه به آن نیاز دارد. برای نمونه شیرینیپزی، خیاطی، نانوایی، کفاشی، خلبانی و پرستاری حرفهاند. اما کارهایی هم هست که جامعه به آن ها نیاز دارد، اما حرفه نیستند بلکه فقط شغل تلقی میشوند مانند فروشندگی، رانندگی (که زمانی حرفه بود)، سرایداری و غیره. تعریف امرار معاش هم چنین است: گذرانیدن زندگانی از طریق کسب و کار.
او ادامه داد: حال باید پرسید چرا چندین و چند هزار نویسنده و شاعر، نمایشنامهنویس، مترجم و منتقد در ایران آمدند و رفتند، اما جز زندهنام ذبیحالله منصوری، تا جایی که من اطلاع دارم، احدی از طریق ادبیات گذران نکرده و نمیکند و همه اهل این پنج عرصه به یاری کار و حرفه ادبی امرار معاش نکردهاند و با شغل و حرفه دیگرشان مثلا مهندسی، حسابداری، پزشکی، کارمندی یا روزنامهنگاری امرار معاش کردهاند و بعضا هم همسرانشان شاغل هستند یا ارثی به خود آنها رسیده است. البته هستند افرادی که از برکت حاشیه ادبیات نه تنها زندگی مرفهی دارند، بلکه به ثروت زیادی رسیدهاند، اما در متن اصلی ادبیات خبری از این مقولهها نیست. آیا میتوان گفت این پنج زمینه، حرفه و کار نیستند؟ بدون شک جواب منفی است. پس چرا نمیتوان از آنها کسب درآمد کرد؟ با عرض پوزش باید بگویم چون «مردم به کار این پنج گروه نیاز ندارند، بر خلاف کار آشپزهای رستوران و آبمیوهفروش».
بینیاز همچنین اظهار کرد: البته هستند عامهپسندنویسهایی که کتابهای پوپولیستی و ولگاریستیشان که سرشار از کلیشههای عشقی کلافهکننده و رمالی و خرافه و خوابهای آنچنانی است به چاپ چهلم و پنجاهم میرسد، اما با کسب اجازه از خواننده، باید بگویم ادبیات جدی معاصر ایران اینگونه داستانها را «ادبیات داستانی ایران» تلقی نمیکند، بلکه آنها را پاورقیهایی میداند که عمر کوتاهی دارند و مانند صدها هزار اثری که اتحادیه نویسندگان حقوقبگیر شووری سابق و اقمارش چاپ کرده بودند و دهها کتابی که در دهه ۳۰ و ۴۰ ایران چاپ شدند، به مرگی زودرس مبتلا خواهند شد. صحبت ما سر ادبیات جدی و ارتقادهنده است نه داستانی که خوانندگان خود را از نظر ذهنی عقب میراند و او را میانهمایه و حتا نازلتر میسازد.
او اضافه کرد: حال باید پرسید چرا مردم کتاب نمیخوانند تا آن را بخرند و به این ترتیب شمارگان چاپ را افزایش دهند و نویسنده یا مترجم از قبل فروش کتابی خود درآمد کافی حاصل کند. جواب در یک چیز خلاصه میشود: مردم کتاب نمیخوانند. فرهنگ کتابخوانی حتا در میان اهل کتاب و قلم که حدود ۵۰ هزار نفر میشوند، مفهوم ندارد و بسیاری از اهالی ادبیات، حتا کتابهای دوستان نزدیکشان را هم نمیخوانند.
بینیاز افزود: جامعه بیشتر به فرهنگ شفاهی گرایش دارد، ضمن اینکه طی این ۳۵ سال کوششی برای کتابخوان کردن مردم صورت نگرفته است، حتا برعکس، با «انکار کتاب و نویسنده و شاعر در رسانهها خصوصا رادیو و تلویزیون»، مردم از چیزی به اسم رمان و داستان کوتاه و تألیف و ترجمه اطلاع ندارند، اما سریالهای سرگرمکننده کرهیی و کلمبیایی و ایرانی را خوب میشناسند و دنبال میکنند، چون دیدن سادهتر است، ضمن اینکه این سریالها و فیلمها بیننده را به تفکر وانمیدارند. من عمدا از پول خرید کتاب حرف نمیزنم، چون خیلیها هستند که برای «کاریکاتوری» از پیتزا و کاپوچینو و تیشرتهای بنجل پول نسبتا زیادی میپردازند، اما کتاب درسی خود یا نزدیکانشان را که میخرند، انگار سرب مذاب در رگهایشان جاری میشود. به همین افراد کتاب مجانی بدهید، به آنها دست نمیزنند؛ چونان کودک سهماههای که چندین میلیارد پول کنارش بگذارید. این کودک ثروتمند نیست، چون با پول «بیگانه» است. آن فرد هم «کتاب» را میبیند، اما «نگاه» نمیکند، زیرا با آن «بیگانه» است.
این نویسنده در ادامه گفت: شما وقتی فهرست کتابهای پرفروش هفته را چاپ میکنید، بروید سراغ ناشر و کتابفروشیها. میبینید منظورشان از پرفروش پنج یا شش جلد است نه مانند ترکیه که جمعیتی برابر ایران دارد و هر هفته در آن حد کتاب غیردرسی و غیرمرجع فروش میرود که من پی بردن به آن را از طریق اینترنت به عهده خواننده میگذارم. به همین دلیل بر این باورم که تا زمانی که مردم کتابخوان نشوند، «نوشتن» از سوی جامعه کار تلقی نمیشود و معنای نویسندگی «حرفه» نخواهد بود.
او افزود: در این مورد باید نکتهای را یادآوری کنم: مدام سرانه مطالعه را مطرح میکنند که امروزه فقط در بعضی مطالعات و تحقیقات خاص به کار میرود. برای نمونه ۷۶ درصد از جوانان روزانه کمتر از ۳۰ دقیقه مطالعه میکنند که بیشتر از ۷۰ درصد این وقت هم صرف کتابهای روانشناسی بازاری یکدقیقهیی میشود. جوانان ژاپن به طور متوسط ۹۰ دقیقه در روز مطالعه میکنند. دانشگاه آکسفورد هم در همین زمینه تحقیقاتی کرده است. در این تحقیقات بیشترین مطالعه همراستا با فعالیتهای حرفهیی افراد حدود ۳۵ دقیقه است و متعلق به کشور ژاپن. کشورهای ترکیه و برزیل در رتبههای بعدی قرار دارند. بیشترین سرانه مطالعه آزاد به کشورهای فنلاند، استونی و آلمان اختصاص دارد. اما بیشتر کارشناسان فرهنگی جهان روی تعداد عنوانهای کتابها، کیفیت این کتابها و تیراژ آنها تأکید میورزند.
بینیاز سپس تأکید کرد: این بحث که قبلا هم من دربارهاش سخن گفتهام، در ایران فاجعهآمیز است. به این علت که طبق اولین سرشماری عمومی، جمعیت سراسر کشور در سال ۱۳۳۵ حدود ۱۸۹۵۴۰۰۰ نفر و در سال ۱۳۴۵ حدود ۲۵۷۸۸۰۰۰ نفر بوده است. با روش میانیابی میتوان گفت جمعیت ایران در سالهای ۱۳۴۰ و ۱۳۴۱ حدود ۲۲۳۷۱۰۰۰ بوده است. حال نگاهی بیندازیم به آن دسته از کتابهایی که طی آن سالها چاپ شد و شماریشان برای من باقی مانده است.
بیگانه - آلبر کامو- چاپ دوم - سال ۱۳۳۵ -۱۰ هزار نسخه
خاطرات خانه اموات - داستایفسکی- چاپ دوم- سال ۱۳۴۱- ۱۰ هزار نسخه
دومین شانس - ویرژیل گورگیو - چاپ اول - سال ۱۳۴۵-۵۰۰۰ نسخه
اتاق شماره شش - چخوف - چاپ دوم - ۱۳۴۲- ۱۰ هزار نسخه
دو سرنوشت - ویلی کالینز - چاپ اول - ۱۳۴۵- ۵۰۰۰ نسخه
حال میتوان جمعیت ۸۰ میلیونی کنونی را با تیراژ ظاهری ۱۱۰۰ جلد مقایسه کرد و فهمید که چرا نویسندگان و دیگر همکاران آنها در عرصه ادبیات نمیتوانند از طریق نوشتن امرار معاش کنند. من به این دلیل از واژه «ظاهری» استفاده کردهام که تیراژ واقعی کتاب بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ جلد است و ناشر و مؤلف (یا مترجم) به خاطر فقدان متقاضی، به این توافق میرسند.
تبلیغات متنی
-
خلبانان آمریکایی بهدلیل عملیات در خاورمیانه مدال گرفتند
-
موضع چین درباره گفتوگوهای هستهای ایران و آمریکا
-
تصویر عجیبی که ترامپ از اوباما و زنش منتشر کرد
-
قوه قضاییه: بازداشتی مجروح در زندان پذیرش نمیشود
-
پیشبینی فیاض زاهد از نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا
-
زیبا بروفه: او حتی به سلام کردن دیگران به من هم حساس بود
-
طارمی نامزد بهترین بازیکن ماه سوپرلیگ فوتبال یونان شد
-
وبسایتی که انسانها را اجاره میدهد!
-
آخرین تصاویر منتشر شده از تیم مذاکره کننده ایران
-
ترامپ تصویر بروسلی را منتشر کرد!
-
اسماعیل کوثری: از مذاکرات هیچ نتیجهای حاصل نخواهد شد
-
دیوید بکام در ایرانیترین وضعیت ممکن شکار شد
-
سوء قصد به جان فرمانده نیروی هوایی روسیه
-
ویدیویی از تغییرات اتوبوسهای مرسدس بنز از سال ۱۸۹۵ تاکنون
-
خبرنگار صداوسیما: هیئت آمریکایی هنوز نیامده است
-
وبسایتی که انسانها را اجاره میدهد!
-
کینه قدیمی عبدالرضا کاهانی از مهران احمدی فاش شد
-
پرواز مشکوک فرمانده سنتکام به محل مذاکرات با ایران
-
خبری عجیب که همزمان با مذاکرات امروز منتشر شد
-
اولین پیشبینی از نتیجه احتمالی مذاکرات امروز مسقط
-
ماجرای سفر سردار رادان با کت و شلوار به مسکو
-
واکنش به زیر گرفتن مردم با خودروی ضدشورش در اردبیل
-
آمریکا به شهروندانش؛ همین حالا ایران را ترک کنید!
-
نطق جنجالی علی مطهری درباره حجاب و مشروبات الکلی
-
تصمیم خبرساز تهران درباره ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنیشده
-
درخواست آمریکا از اسرائیل درباره ایران
-
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد
-
هتتریک کریم بنزما در اولین بازی خود برای الهلال
-
اسامی تیم همراه عراقچی در مسقط اعلام شد
-
اظهارات سخنگوی کاخ سفید درباره مذاکرات فردا
-
جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید لغو شد
-
پیغام صحرا اسداللهی به مردم درباره جشنواره فجر
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
صداوسیما گزارش شهر موشکی سپاه را پخش نکرد
-
شهر موشکی جدید سپاه با موشک خرمشهر-۴ رونمایی شد
-
درباره برند آقای ساعدینیا که محل بحث و جدل شده است
-
امیر جدیدی: عزادارم، در جشنواره فجر شرکت نمیکنم
-
مشاور فرمانده سپاه: آمریکا از شروطش عقبنشینی کرد
-
واکنش شهرداری تهران به سوختن بازارچه جنتآباد
-
ارتفاع برف در این منطقه به ۶ متر رسید
-
قیمت طلا و دلار ناگهان بالا رفت
-
بیانیه مهم ترامپ پیش از آغاز مذاکره با ایران
-
هفت سریال که در تاریخ نمایش خانگی ایران ماندگار شد
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
نطق خبرساز معاون ترامپ قبل از مذاکرات مسقط
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
چون تا ميايم كتاب بخونيم خوابمن ميگيره
چراشو خودتان بهتر می دانید چون از صبح همه دنبال هزینه زندگی اند تا اخرشب ودران موقع هیچکس حوصله کتاب خواندن ندارد
پاسخ ها
طوری حرف میزنی انگار کار مفید ایرانی ها هم خیلی بالاست .
این نیست دلیلش . دلیلش اینه که واقعا ما به دانستن اهمیتی می دهیم .
می خوای از سرانه ی بازی رایانه ای هم تو ایران یادی کنیم .
خود من سرم درفضاى مجازيست و اونجا مطالعه ميكنم عين همين حالا.