۱۵۷۴۲۱۴
۷ نظر
۳۳۸۷
۷ نظر
۳۳۸۷
پ

سریالی که قرار بود عاشقانه باشد، خواب‌آور شد

با پخش قسمت پایانی سریال «بامداد خمار» در جمعه گذشته، یکی از پرحاشیه‌ترین اقتباس‌های شبکه نمایش خانگی به نقطه پایان رسید

برترین‌ها: با پخش قسمت پایانی سریال «بامداد خمار» در جمعه گذشته، یکی از پرحاشیه‌ترین اقتباس‌های شبکه نمایش خانگی به نقطه پایان رسید؛ سریالی که از همان ابتدا میان دوستداران رمان محبوب فتانه حاج‌سیدجوادی و منتقدان جدی‌اش شکافی عمیق ایجاد کرد. «بامداد خمار» بیش از آن‌که صرفاً یک عاشقانه تاریخی باشد، به میدان جدال نوستالژی، انتظار مخاطب عام و معیارهای امروز در روایت درام تبدیل شد.

202

داستان سریال، همان روایت آشنای عشق میان «محبوبه»، دختر خانواده‌ای مرفه، و «رحیم»، نجاری از طبقه فرودست است؛ عشقی ممنوع که زیر فشار اختلاف طبقاتی، سنت‌های خانوادگی و نگاه تقدیرگرایانه، به‌تدریج به فاجعه نزدیک می‌شود. این خط داستانی که سال‌ها پیش در قالب رمان، احساسات طیف وسیعی از خوانندگان را برانگیخته بود، حالا در قالب یک سریال سه‌فصلی (با فصل اول ۱۳ قسمتی) روی پلتفرم شیدا به تصویر کشیده شد.

مشکل اصلی «بامداد خمار» از همان جایی آغاز می‌شود که اقتباس تصمیم روشنی درباره نسبتش با منبع ادبی نمی‌گیرد. سریال بیش از حد به رمان وفادار می‌ماند؛ رمانی که خود سال‌هاست به‌عنوان نمونه‌ای از ادبیات عامه‌پسندِ کلیشه‌ای و ساده‌سازِ روابط انسانی نقد شده است. این وفاداری محافظه‌کارانه باعث می‌شود سریال به‌جای بازآفرینی یا ارائه خوانشی تازه، بسیاری از ضعف‌های رمان را بازتولید کند؛ از شخصیت‌پردازی‌های تک‌بعدی گرفته تا نگاه اخلاق‌گرایانه و تقدیرمحور به عشق.

در فیلمنامه فصل اول، با روایتی مواجه‌ایم که بیشتر شبیه طرحی نیمه‌کاره است تا یک ساختار دراماتیک منسجم. ریتم سریال نامتعادل است؛ برخی صحنه‌ها بی‌دلیل کش می‌آیند و برخی نقاط مهم بدون زمینه‌سازی عبور می‌کنند. نتیجه این می‌شود که نه تعلیق مؤثری شکل می‌گیرد و نه نقطه‌های عطف، حس «بازگشت‌ناپذیر» دارند. سریال اغلب ترجیح می‌دهد اطلاعات را بگوید تا نشان دهد؛ مونولوگ و دیالوگ جای کنش و کشف را می‌گیرند و همین، همدلی مخاطب را کاهش می‌دهد.

Vnsn-720X404

دیالوگ‌ها نیز به‌ندرت شخصیت می‌سازند. بسیاری از گفت‌وگوها صرفاً کارکرد اطلاعاتی دارند یا به شوخی‌های سطحی متکی‌اند؛ دیالوگ‌هایی که نه گذشته شخصیت را آشکار می‌کنند و نه تضاد درونی او را. حتی در صحنه‌ای که محبوبه برای اولین بار وارد کارگاه نجاری می‌شود، واکنش او و رحیم بیشتر یادآور لحن ساده و تاریخ‌مصرف‌گذشته رمان است تا تنش واقعی: محبوبه با احتیاط می‌گوید «ااااه…» و رحیم پاسخ می‌دهد، «اه به من دختر خانم؟» این نوع دیالوگ‌ها نه به عمق شخصیت‌ها می‌افزاید و نه کشش رابطه آن‌ها را تقویت می‌کند.

شخصیت‌پردازی یکی دیگر از نقاط ضعف جدی سریال است. محبوبه با آن‌همه ظرفیت دراماتیک، اغلب به طرح کلی «دختر اشراف‌زاده عاشق» تقلیل می‌یابد. تضادهای درونی، ترس‌ها و دودلی‌هایش بیشتر در حد واکنش‌های لحظه‌ای باقی می‌مانند و عمق روانی پیدا نمی‌کنند. رحیم نیز به‌جای آن‌که انسانی پیچیده با گذشته و زخم‌های اجتماعی باشد، به نمادی تزئینی از «مرد زحمتکش و شریف» بدل می‌شود.

این مشکل زمانی پررنگ‌تر می‌شود که ظاهر و پرداخت بصری رحیم را در نظر بگیریم. فیزیک، استایل و حتی نوع قاب‌بندی او به‌شدت معاصر است؛ تا جایی که باورپذیری شخصیت تاریخی را مخدوش می‌کند. دوربین بارها رحیم را به ابژه زیبایی‌شناختی تبدیل می‌کند: زوم روی عضلات، حرکت آهسته تراشه‌های چوب و نورپردازی‌هایی که بیشتر به تیزرهای تبلیغاتی شباهت دارند تا کارگاه نجاری. نتیجه این است که رنج طبقه فرودست در بدن و چهره او دیده نمی‌شود و تضاد طبقاتی، که باید موتور درام باشد، تضعیف می‌شود.

97038_474

در بخش کارگردانی نیز با کیفیتی دوگانه روبه‌رو هستیم. قاب‌ها، طراحی صحنه و فضاسازی تاریخی در بسیاری لحظات چشم‌نوازند، اما اغلب کارکردی تزئینی دارند. ریتم روایت ناپایدار است و شروع سریال—به‌ویژه سکانس دعوای مادر و دختر—چنان ضعیف و مصنوعی اجرا می‌شود که باورش سخت است کارگردانی آن را نرگس آبیار برعهده داشته باشد. هرچند در ادامه، نشانه‌هایی از بهبود دیده می‌شود، اما این پیشرفت هرگز به انسجام کامل نمی‌رسد.

در میان تمام ضعف‌ها، موسیقی تنها عنصری است که سعی می‌کند بار احساسی رابطه محبوبه و رحیم را حفظ کند، اما حتی این بخش هم چندان نوآورانه نیست. قطعه محسن چاوشی با لحن زخمی و دردآلودش فضای عاشقانه سریال را تقویت می‌کند، اما بسیاری از جلوه‌های صوتی و ملودی‌ها یادآور آثار پیشین مانند سریال «شهرزاد» هستند و چیز تازه‌ای به تجربه بیننده اضافه نمی‌کنند. موسیقی، هرچند به ایجاد حس عاطفی کمک می‌کند، در نهایت به جای آن‌که هویت ویژه‌ای برای «بامداد خمار» بسازد، بیشتر تکرار کلیشه‌های شناخته‌شده است و نتوانسته بخشی از خلا روایت و ضعف شخصیت‌پردازی را جبران کند.

 

وب گردی

خبرفوری: کچل ها بزودی منقرض میشوند

معرفی شامپو ضد ریزش مو در برنامه زنده صدا سیما!!

سفارش محصول

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • ناشناس

    کجا وفادار مونده ؟؟؟؟
    فاتحه کتاب رو خونده

    پاسخ ها

    • ناشناس

      سخت نگیر. خزترین ها عادت داره بدون دیدن فیلم و سریال، نقدش کنه.

  • ناشناس

    حیف وقت که بشینیم این خزعبلات رو ببینیم

  • ناشناس

    سریالش متوسطه. قطعا بهتر از سووشون ساخته دیگه ابیار هست ولی عمرا به گرد پای سریال هایی مثه شهرزاد و ... برسه
    ولی رو مخ ترین چیز این سریال این تبلیغاتش تو شبکه های اجتماعی بود که هی به صورت توییت مانند تبلیغات میذاشتن و تعریف میکردن . جوری که انگار از مخاطب عام این حرفا زده شده در حالی که کار رسانه ای عوامل سریاله

    پاسخ ها

    • ناشناس

      شما از نظر تک تک همون مخاطب های عام اگاهی؟شما فوقش نظر خودت درباره این سریال رو داشته باشی و اطرافیانت.این همه ادم تو خونشون دارن این سریال رو میبینن شما چطور از نظرات مخاطب عام اگاهی،من که کلا سریال های نمایش خانگی رو دنبال نمیکنم منظور من این کلی گویی هست که تازه باب شده یک نفر نظر خودش رو به بقیه تعمیم میده و از طرف چند میلیون نفر دیگه حرف میزنه

  • ناشناس

    سریال بدی نیست ولی خیلی کشش میدن و خسته کننده شده

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج