سریالی که قرار بود عاشقانه باشد، خوابآور شد
با پخش قسمت پایانی سریال «بامداد خمار» در جمعه گذشته، یکی از پرحاشیهترین اقتباسهای شبکه نمایش خانگی به نقطه پایان رسید
برترینها: با پخش قسمت پایانی سریال «بامداد خمار» در جمعه گذشته، یکی از پرحاشیهترین اقتباسهای شبکه نمایش خانگی به نقطه پایان رسید؛ سریالی که از همان ابتدا میان دوستداران رمان محبوب فتانه حاجسیدجوادی و منتقدان جدیاش شکافی عمیق ایجاد کرد. «بامداد خمار» بیش از آنکه صرفاً یک عاشقانه تاریخی باشد، به میدان جدال نوستالژی، انتظار مخاطب عام و معیارهای امروز در روایت درام تبدیل شد.

داستان سریال، همان روایت آشنای عشق میان «محبوبه»، دختر خانوادهای مرفه، و «رحیم»، نجاری از طبقه فرودست است؛ عشقی ممنوع که زیر فشار اختلاف طبقاتی، سنتهای خانوادگی و نگاه تقدیرگرایانه، بهتدریج به فاجعه نزدیک میشود. این خط داستانی که سالها پیش در قالب رمان، احساسات طیف وسیعی از خوانندگان را برانگیخته بود، حالا در قالب یک سریال سهفصلی (با فصل اول ۱۳ قسمتی) روی پلتفرم شیدا به تصویر کشیده شد.
مشکل اصلی «بامداد خمار» از همان جایی آغاز میشود که اقتباس تصمیم روشنی درباره نسبتش با منبع ادبی نمیگیرد. سریال بیش از حد به رمان وفادار میماند؛ رمانی که خود سالهاست بهعنوان نمونهای از ادبیات عامهپسندِ کلیشهای و سادهسازِ روابط انسانی نقد شده است. این وفاداری محافظهکارانه باعث میشود سریال بهجای بازآفرینی یا ارائه خوانشی تازه، بسیاری از ضعفهای رمان را بازتولید کند؛ از شخصیتپردازیهای تکبعدی گرفته تا نگاه اخلاقگرایانه و تقدیرمحور به عشق.
در فیلمنامه فصل اول، با روایتی مواجهایم که بیشتر شبیه طرحی نیمهکاره است تا یک ساختار دراماتیک منسجم. ریتم سریال نامتعادل است؛ برخی صحنهها بیدلیل کش میآیند و برخی نقاط مهم بدون زمینهسازی عبور میکنند. نتیجه این میشود که نه تعلیق مؤثری شکل میگیرد و نه نقطههای عطف، حس «بازگشتناپذیر» دارند. سریال اغلب ترجیح میدهد اطلاعات را بگوید تا نشان دهد؛ مونولوگ و دیالوگ جای کنش و کشف را میگیرند و همین، همدلی مخاطب را کاهش میدهد.

دیالوگها نیز بهندرت شخصیت میسازند. بسیاری از گفتوگوها صرفاً کارکرد اطلاعاتی دارند یا به شوخیهای سطحی متکیاند؛ دیالوگهایی که نه گذشته شخصیت را آشکار میکنند و نه تضاد درونی او را. حتی در صحنهای که محبوبه برای اولین بار وارد کارگاه نجاری میشود، واکنش او و رحیم بیشتر یادآور لحن ساده و تاریخمصرفگذشته رمان است تا تنش واقعی: محبوبه با احتیاط میگوید «ااااه…» و رحیم پاسخ میدهد، «اه به من دختر خانم؟» این نوع دیالوگها نه به عمق شخصیتها میافزاید و نه کشش رابطه آنها را تقویت میکند.
شخصیتپردازی یکی دیگر از نقاط ضعف جدی سریال است. محبوبه با آنهمه ظرفیت دراماتیک، اغلب به طرح کلی «دختر اشرافزاده عاشق» تقلیل مییابد. تضادهای درونی، ترسها و دودلیهایش بیشتر در حد واکنشهای لحظهای باقی میمانند و عمق روانی پیدا نمیکنند. رحیم نیز بهجای آنکه انسانی پیچیده با گذشته و زخمهای اجتماعی باشد، به نمادی تزئینی از «مرد زحمتکش و شریف» بدل میشود.
این مشکل زمانی پررنگتر میشود که ظاهر و پرداخت بصری رحیم را در نظر بگیریم. فیزیک، استایل و حتی نوع قاببندی او بهشدت معاصر است؛ تا جایی که باورپذیری شخصیت تاریخی را مخدوش میکند. دوربین بارها رحیم را به ابژه زیباییشناختی تبدیل میکند: زوم روی عضلات، حرکت آهسته تراشههای چوب و نورپردازیهایی که بیشتر به تیزرهای تبلیغاتی شباهت دارند تا کارگاه نجاری. نتیجه این است که رنج طبقه فرودست در بدن و چهره او دیده نمیشود و تضاد طبقاتی، که باید موتور درام باشد، تضعیف میشود.

در بخش کارگردانی نیز با کیفیتی دوگانه روبهرو هستیم. قابها، طراحی صحنه و فضاسازی تاریخی در بسیاری لحظات چشمنوازند، اما اغلب کارکردی تزئینی دارند. ریتم روایت ناپایدار است و شروع سریال—بهویژه سکانس دعوای مادر و دختر—چنان ضعیف و مصنوعی اجرا میشود که باورش سخت است کارگردانی آن را نرگس آبیار برعهده داشته باشد. هرچند در ادامه، نشانههایی از بهبود دیده میشود، اما این پیشرفت هرگز به انسجام کامل نمیرسد.
در میان تمام ضعفها، موسیقی تنها عنصری است که سعی میکند بار احساسی رابطه محبوبه و رحیم را حفظ کند، اما حتی این بخش هم چندان نوآورانه نیست. قطعه محسن چاوشی با لحن زخمی و دردآلودش فضای عاشقانه سریال را تقویت میکند، اما بسیاری از جلوههای صوتی و ملودیها یادآور آثار پیشین مانند سریال «شهرزاد» هستند و چیز تازهای به تجربه بیننده اضافه نمیکنند. موسیقی، هرچند به ایجاد حس عاطفی کمک میکند، در نهایت به جای آنکه هویت ویژهای برای «بامداد خمار» بسازد، بیشتر تکرار کلیشههای شناختهشده است و نتوانسته بخشی از خلا روایت و ضعف شخصیتپردازی را جبران کند.
تبلیغات متنی
-
ماجرای خبر حضور یگان ویژه در دانشگاهها
-
حضور گروسی در دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا
-
خشم باشگاه استقلال از سانسور جنجالی صداوسیما
-
قدرتنمایی یک دختر شگفتانگیز در برابر هادی چوپان
-
در آستانه نوروز بلیت قطار هم گران شد
-
عکسی از تولد ۷۶ سالگی بازیگر زن سریال پزشک دهکده
-
وریا غفوری: زندگیام روی هواست، دو کافه من را پلمب کردند!
-
جواب معنادار عراقچی به کنجکاوی ترامپ
-
برآورد عجیب از هزینه سفرهای استانی سعید جلیلی
-
ممنوعالورود شدن تعدادی از دانشجویان دانشگاه شریف
-
پیغام عمان درباره دور سوم مذاکرات ایران
-
انفجار خودرو درپارکینگ یک ساختمان مسکونی در پیشوا
-
تلویزیون امشب وریا غفوری را سانسور کرد
-
شجاع خلیلزاده در انزلی شهر را بههم ریخت
-
شهرداری تهران مسیر دوچرخهسواری را بازار دستفروشان کرد
-
ماجرای خبر حضور یگان ویژه در دانشگاهها
-
حضور گروسی در دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا
-
در آستانه نوروز بلیت قطار هم گران شد
-
وریا غفوری: زندگیام روی هواست، دو کافه من را پلمب کردند!
-
جواب معنادار عراقچی به کنجکاوی ترامپ
-
ممنوعالورود شدن تعدادی از دانشجویان دانشگاه شریف
-
تلویزیون امشب وریا غفوری را سانسور کرد
-
شهرداری تهران مسیر دوچرخهسواری را بازار دستفروشان کرد
-
۴ سناریو درباره فردای حمله آمریکا به ایران
-
استقلال با صدرنشینی تحویل بختیاریزاده شد
-
تبلیغ عجیب صداوسیما برای تماشای خالکوبی مهمان برنامهاش
-
خداداد و مازیار باز هم شَر درست کردند
-
روسیه درباره سوخو ۳۵ زیر قولش با ایران زد
-
عراقچی به افزایش حضور نظامی آمریکا پاسخ داد
-
زمان برگزاری مذاکرات ایران و آمریکا اعلام شد
-
تصمیم ایران درباره ذخایر اورانیوم اعلام شد
-
چهره دخترِ سعید آقاخانی در سریال طنز صداوسیما
-
پدافند برد بلند «صیاد ۳-G» به دریا رسید
-
یک کلاس درس در نارمک، ایرانی را به صدر دنیا برد
-
آقای محسن چاوشی، هستی؟ خیلی نگران حالت هستیم!
-
اسکوچیچ با پیشنهاد پرسپولیس به دبی رفت!
-
کارشناس افغانستانی قدرت دفاعی ایران را تایید کرد
-
تیزر سریال ایرانی مشهور در شبکه ترکیه جلبتوجه کرد
-
دولت از واریز یارانه جدید خبر داد
-
کارخانه تولی پرس تعطیل شد
-
۱۸ دی؛ پیکرهای پیچیده در پتو و یک عکس از آیدا
-
«فهیمه و بهروز» در پشت صحنه سریال پایتخت ۶
-
انتقاد «فرهیختگان» از صحبتهای اخیر مزدک میرزایی
-
اقدام هماهنگ معین، شادمهر و اِبی در ساعات اخیر
-
روسیه درباره سوخو ۳۵ زیر قولش با ایران زد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
کجا وفادار مونده ؟؟؟؟
فاتحه کتاب رو خونده
پاسخ ها
سخت نگیر. خزترین ها عادت داره بدون دیدن فیلم و سریال، نقدش کنه.
حیف وقت که بشینیم این خزعبلات رو ببینیم
سریالش متوسطه. قطعا بهتر از سووشون ساخته دیگه ابیار هست ولی عمرا به گرد پای سریال هایی مثه شهرزاد و ... برسه
ولی رو مخ ترین چیز این سریال این تبلیغاتش تو شبکه های اجتماعی بود که هی به صورت توییت مانند تبلیغات میذاشتن و تعریف میکردن . جوری که انگار از مخاطب عام این حرفا زده شده در حالی که کار رسانه ای عوامل سریاله
پاسخ ها
شما از نظر تک تک همون مخاطب های عام اگاهی؟شما فوقش نظر خودت درباره این سریال رو داشته باشی و اطرافیانت.این همه ادم تو خونشون دارن این سریال رو میبینن شما چطور از نظرات مخاطب عام اگاهی،من که کلا سریال های نمایش خانگی رو دنبال نمیکنم منظور من این کلی گویی هست که تازه باب شده یک نفر نظر خودش رو به بقیه تعمیم میده و از طرف چند میلیون نفر دیگه حرف میزنه
سریال بدی نیست ولی خیلی کشش میدن و خسته کننده شده
کلا کارهای نرگس ابیار و نمیشه دید بسکه کسل کننده هست نه سووشون رو تونستم ببینم نه بامداد خمار رو
نقد خیلی مغرضانه است. اتفاقا سریال خوبی و تنها سریال نمایش خانگی که من میبینم (مثله بقیه سریال ها همش بیمارستان و دادگاه نیست)
فضا سازی، لباس ها و موسیقی کار عالی هست
ولی روند کند و بار رمانتیک داستان هم میتونست بیشتر باشه