آقای داریوش دو دقیقه نصیحت نکن، شاید خوش گذشت
منتقدان داریوش میگویند، او عافیتطلب و اشتباهی است، در موضعگیریهای اجتماعی پرت عمل میکند و دائما علاقهمند به نصیحت است.
برترینها: قطعه جدید داریوش اقبالی در وصف اتفاقات دی ماه واکنش گستردهای در فضای مجازی داشته است. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی معتقدند که زبان نقد این قطعه به سمت مردم عادی است، در حالی که به گمان این دسته از کاربران مسبب مشکلات موجود مردم عادی نیستند. منتقدان داریوش میگویند، او عافیتطلب و اشتباهی است، در موضعگیریهای اجتماعی پرت عمل میکند و دائما علاقهمند به نصیحت است. شاعر کار فرزاد فتاحی است که در شبکه بدنام ایراناینترنشنال فعالیت دارد، درباره اصول ترانه هم نقدهای زیادی شده، ترانهای که بیهوده سنگین و سخت است و در دهان نمیچرخد، مضمونش هم که به گمان منتقدان آدرس غلط است. در ادامه چند یادداشت راجع به کار جدید داریوش اقبالی را گردهم آوردیم، شاید که دوست داشته باشید.
رسول اسدزاده(روزنامهنگار) این یادداشت انتقادی را درباره ترانه تازه داریوش اقبالی منتشر کرد: اگر بخواهم فقط یک اتفاق خوب را که در طول چند ماه اخیر در درون من افتاده نام ببرم، تمام شدنِ تعارفات با آدمهاست. چه افراد خودی و نزدیک چه افراد مشهور و سلبریتی ها... اعتراف میکنم که حالا بدون ترس از قضاوت هواداران سینه چاک آقای اقبالی میتوانم بگویم اصلا از این شخص خوشم نمیآید. البته جایگاه هنری او در موسیقی ایران در چند دهه گذشته تقریبا تضمین شده و خدشه ناپذیر است ولی به اعتقاد من به جز ترانه " کهن دیارا " که شعر شاهکار نادر نادرپور است و ترانه " فریاد زیر آب " هیچ اثری از این شخص برای من قابل تحمل نیست. اقبالی نماینده نسل حق به جانبی از هنرمندان پیش از انقلاب است که انگار خیال میکند وظیفه نصیحت کردن مخاطب را دارد. گویی ایشان همواره در کمین یک تراژدی جدید در کشور است تا به سیاق چند دهه گذشته با سوز و گدازی تکراری زیر آن را پاراف کند. ترانههای گزارش گونه او از وقایع سیاسی کشور در سه دهه اخیر به باور من بیارزشترین کارهای او در طول عمر هنریاش هستند و برخلاف ترانههای قدیمی که به یمنِ اشعار درجه یک و موسیقیهای هنرمندان بنام، هنوز هم دارای وزن هنریِ قابل توجهی هستند، آثار موخّر او بیهویت، گذرا و بیارزشند...
ترانه جدید ایشان که با وام گرفتن از اتفاقات دی ماه ۱۴۰۴ تولید شده، یک اثر تیپیکال از چیزی است که در بالا توضیح دادم. پاراف حق به جانب و گزارشِ اتفاقات کشور و نصیحتِ مخاطب به همراه ابیاتی نامفهوم، شعاری، رمزنگاری شده و حوصله سر بر که برای مخاطب امروزی کسلکنندهتر از آنی است که حتی بشود یکبار به صورت کامل آن را گوش داد. در انتها لازم میدانم برای هواداران ایشان خاطر نشان کنم که این متن هیچ ارتباطی به گرایش سیاسی ایشان و گذشته ایشان ندارد هرچند آنها هم قابل نقد هستند.
مهدی تدینی هم با انتشار یادداشتی تحت عنوان "توهم روشنفکری" نوشت: آخرین ورژن "مردم مقصرند" را شاهدید؛ از زبان داریوش، یکی از نمایندگان روشنفکری پُرافاده در موسیقی. مشکل از "ما"ست. کلاً هیچ شناخت درستی از دنیا نداریم و اگر این وضع ماست، نتیجهٔ این وضعیت ملامتبار خود ماست. و اصرار هم داریم اشتباه کنیم. حضرت روشنفکر در ترانهشون که شکوائیهای علیه "ما"ست، فرمودند: امروز ما حاصلِ یک اشتباه نیست، این فاجعه حاصل تکرارکردن است.
پس دست از تکرار اشتباهاتتان بردارید و بروید خودتان را درست کنید. شما ته چاه خودتان گیر افتادید. یکی از بارزترین نمونههای ملامت روشنفکری ایرانی را آقای داریوش تر و تمیز و شفاف تحویل مردمی دادند که برای بهبود زندگی هزینه زیادی دادهاند!
شهرام از هواداران داریوش نوشت: به عنوان کسی که تنها خوانندهی ازلی و ابدیش داریوشه، انتظار داشتم بعد از مدتها یک آهنگ درخور در بیاد (چندتا دکلمه تولید کرد ولی نه چیزی که مود انتظار بود) بعد از ۷ماه که آهنگ بیرون اومد جفنگ مفتی بود که از اول تا آخر، تیزی چاقوی هر مصرعش رو به «ما» مردم بود. ناامید کننده بود یاور همیشه مومن. پلشت بود جوری که نخواستم حتی تا آخر گوش بدم. چقدر این دنیا بده. ای تف به این دنیا که هر روز از یهچیزی آدمو دلسرد میکنه.
و یادداشت کاربری به نام احسان: به نظرم ترانه یک نقطهضعف هم دارد: بکار بردن بیش از حد از کلمه «ما». این «ما» گاهی مردم، حکومت، ساختار قدرت، نخبگان و حتی بازیگران خارجی را در یک سطح قرار میدهد، در حالی که سهم و مسئولیت اینها یکسان نیست. نمیشود تصمیمات سیاسی را صرفاً به خلقوخوی مردم و «توهم توطئه» تقلیل داد.
از طرف دیگر، نقد توهم توطئه هم نباید به سادهلوحی سیاسی تبدیل شود. توطئه، عملیات اطلاعاتی، لابی، دخالت خارجی و منافع پنهان واقعا در سیاست وجود دارند. مسئله این نیست که «دشمن وجود ندارد»؛ مسئله این است که دشمن را به توضیح آمادهی هر اتفاق تبدیل نکنیم. به نظرم حرف قابل دفاع ترانه همینجاست: نه اینکه جهان کاری به ما ندارد، نه اینکه حکومت و قدرتهای خارجی بیتقصیرند؛ بلکه تا وقتی برای هر چیزی دنبال یک مقصر آماده بیرون از خودمان بگردیم، سهم خودمان در تکرار بعضی الگوها را نخواهیم دید. مرز مهمی هم این وسط هست: نقد جامعه با سرزنش جامعه یکی نیست. شاید محل اصلی اختلاف درباره این ترانه هم دقیقاً همین باشد.
نظر کاربران
حالا اگر یک نظر مثبتی هم می گذاشتی بد نبود ، میگفتیم آدم منصفی هستید !
توی امریکا زندگی میکنه برلش مهم نیست مردم در جهنم اند فرقی با پسر عروس ابتکار نداره
در کوله بار سرباز آزادی نیست زهر مار
الان راضیه جنگ خوابیده مردم زیر تورم هزاران درصدی له شدن
در شرایط اتفاقات تلخ اجتماعی مردم در فشارند نباید زر زیاد زد
شبیه طارمی رامین گفتن دعوای خانوادگی داخلیه نباید دخالت کرد حرف زده بود کوله بار سرباز آزادی نمیاره
صدا وسیما بدنام بی مخاطب دروغگو درست تره
کلا این آقا خیلی دوست داره تیپ روشنفکری بگیره ولی بهش نمیاد...
بیشتر از 2 تا ترانه قابل تحمل داره اما این آخری افتضاح و مزخرفه.
داستان "ملانصرالدين با فرزندش سوار الاغ بود" رو احتمالا شنیدید که هرکاری می کرد مردم دنبالش حرف می زدند!
دقیقا از نظر شما کی چه کاری بکنه شما راضی میشی؟
سالهاست دارید اعتراض می کنید که به آزادی بیان برسید، بعد حرفی که دو درصد با حرف شما انحراف داره رو تحمل نمی کنید!