رونمایی از «یل»؛ نیازمند اعصاب قوی و پوست شیر!
به نظر میرسد «یل» بیش از آنکه بخواهد مسیر مستقلی برای خود بسازد، روی خاطره و موفقیت «پوست شیر» حساب کرده است؛ تا جایی که حتی در تبلیغاتش هم ارجاع به سریال قبلی و بازسازی حالوهوای آن به چشم میخورد.
برترینها: وقتی «پوست شیر» چهار سال پیش به نمایش خانگی آمد، کمتر کسی تصور میکرد قصه ربوده شدن یک دختر و پدری که برای پیدا کردن فرزندش به دل تاریکی میزند، تا این اندازه به یکی از نقاط عطف سریالسازی در شبکه نمایش خانگی تبدیل شود. حالا اما با گذشت چند سال، به نظر میرسد بعضی از ایدههای داستانی این سریال همچنان در حال بازتولیدند؛ از ناپدید شدن و ربوده شدن کودکان و نوجوانان تا قتلهایی که سرنخهایشان در گذشته پنهان شده و گرههایشان یکی پس از دیگری باز میشود. انگار «پوست شیر» فقط یک سریال موفق نبود، بلکه به الگویی برای ساخت آثار مشابه هم تبدیل شد.

در چنین فضایی، سازندگان این مجموعه پس از چهار سال با سریال تازهای به نام «یل» به نمایش خانگی برگشتهاند؛ سریالی که پخش آن از جمعه آغاز شده و از همان ابتدا نشانههایی از شباهت به اثر قبلی در آن دیده میشود. به نظر میرسد «یل» بیش از آنکه بخواهد مسیر مستقلی برای خود بسازد، روی خاطره و موفقیت «پوست شیر» حساب کرده است؛ تا جایی که حتی در تبلیغاتش هم ارجاع به سریال قبلی و بازسازی حالوهوای آن به چشم میخورد. این شباهتها یک پرسش را پیش میکشد: آیا سازندگان «پوست شیر» میتوانند موفقیت گذشته را در قالبی تازه تکرار کنند یا «یل» بیش از حد زیر سایه همان سریال باقی میماند؟

یادآوری جدی «پوست شیر» در «یل»
مصطفی قاسمیان در روزنامه خراسان مینویسد: «یل» سریال تازه برادران محمودی که باز هم توسط جمشید محمودی و رضا بهاروند نوشته شده، داستان خود را با ربوده شدن یک دختربچه و انگیزههایی نامشخص پیش میبرد که آن را از همان ابتدا در کنار مجموعههایی قرار میدهد که از ربایش کودک و رازهای پنهان برای پیشبرد روایت استفاده میکنند. البته این سریال هنوز به قسمتهای بیشتری نیاز دارد تا بتوان درباره ساختار کامل داستان، ارتباط اتفاقها و انگیزه شخصیتها با الگوی «پوست شیر» قضاوت کرد، ولی یک نکته از همین حالا قابل تأیید است: نحوه معرفی و تبلیغات «یل»، سریال پیشین سازندگان را به یاد میآورد. به این ترتیب، حتی پیش از آن که داستان سریال فرصت کافی برای شنیده شدن پیدا کند، مقایسه آن با «پوست شیر» آغاز شد و این کار از سوی سازندگان کلید خورد؛ چراکه در مرحله تبلیغات پیش از پخش هم سعی کردند شبیه به «پوست شیر» باشد و آن صحنه آشنای «محب» با پیکر فرزندش در مزرعه را بازسازی کنند. به نظر میرسد چون برادران محمودی سازندگان همان سریال اصلیاند، خود را حتی در تکرار هویت تبلیغاتی محصول نیز محق میدانند، بدون آن که ارتباط مشخص این اثر را با مجموعه موفق «پوست شیر» روشن کنند.
تماشای «یل» نیازمند اعصاب قوی و پوست شیر است
سینما ۱۲۰ مینویسد: اولین چیزی که «یل» به مخاطب القا میکند؛ نگرانی و استرس است. این مسئله در همان سکانس ابتدایی که سهراب (میلاد کیمرام) با دختربچهها مشغول شادی و خنده است؛ رخ مینماید. مخاطب، کلی فیلم و سریال با این فرمول دیده و میداند خنده و شادی مقدمه فلاکت و بدبختی است. التهاب در انتهای قسمت اول به اوج میرسد و رسما به روان مخاطب شلیک میشود. شما این مدل کارها را دوست دارید؟ ما نه؛ چون معتقدیم تلخترین حرفها و هشدارها را هم میتوان بدون سوءاستفاده از احساسات مردم آنهم با محور قراردادن بچهها منتقل کرد.
داستان «یل» در دهه پنجاه و در روستایی به اسم پشته روایت میشود و قرار است قتلهای زنجیرهای دختران محور قصه باشد. از این رو قسمت ابتدایی آن لحظاتی زیاد از شادی و آوازهای نوستالژیک دارد و حتی پردیس احمدیه در نقش غزل، قری ریز میآید. فضاسازی این بخش از سریال خوب است؛ ولی امتیازی ویژهتر از آثار مشابه ندارد.

جنس روابط شخصیتها مثل رفاقت سهراب و محسن (حسین یاری) بر مبنای کلیشهها و البته بهدرستی استوار شده. همین که میتوان رابطه آدمها را باور کرد؛ یعنی سریال در این بخش موفق است. بازیها نیز نمره قبولی میگیرند که جداگانه تحلیل خواهند شد. «یل» با صبر فراوان داستان و موقعیت آدمها را شرح داد و بیم آن میرود که مثل «پوست شیر» به دام مطول گویی و نیز آزار مخاطب بیفتد. فعلا که اینگونه بوده است و در مجموع سریال از حد متوسط فراتر نرفته. برای تماشای آن اعصابتان را قوی کنید و یا کلا قید دیدنش را بزنید.
ارسال نظر