ماهایا پطروسیان، این روزها با نقش کوتاهی در «اسب حیوان نجیبی است» دیده می شود... او می گوید کوتاهی و بلندی نقش برایش اهمیت ندارد
سلیقه شخصی ام طنز نیست
نقش آفرینی او در سکانسی از اسب حیوان نجیبی است بار دیگر تماشاگران را با هنر این هنرپیشه محبوب آشنا کرد. آن هم در فیلمی که مجموعه کم نظیری از بازیگران حضور دارند.
برترین ها: از حضور ماهایا پطروسیان در سطح اول سینمای ایران بیش از 20 سال می گذرد. وقتی با نقش آفرینی در پرده آخر چشم ها را خیره کرد.
او در نیمه اول دهه 70 در اوج جوانی از محبوب ترین ستاره های سینمای ایران بود. تا به امروز نیز حضور او در هر فیلمی یعنی اعتبار در بازیگری آن فیلم. او که در کارنامه اش چندین فیلم پرفروش و محبوب را دارد این سال ها کم کارتر از پیش شده است اما حتی حضورهای کوتاه و متناوبش نیز نشانی از هنر او به عنوان یک بازیگر دارد.
نقش آفرینی او در سکانسی از اسب حیوان نجیبی است بار دیگر تماشاگران را با هنر این هنرپیشه محبوب آشنا کرد. آن هم در فیلمی که مجموعه کم نظیری از بازیگران حضور دارند. در نقش زنی جاه طلب، مغرور، تنها و زخم خورده. گفت و گوی ما با این چهره خاص سینمای ایران را بخوانید.
*همزمان با اکران «اسب حیوان نجیبی است»، فیلم «هفت پرده» را در شبکه نمایش خانگی دارید که اتفاقا، نقش کوتاه و ماندگاری را هم بازی کرده اید. نقش های کوتاه در کارنامه شما چه جایگاهی دارد؟
برای من نقش بلند، کوتاه یا خیلی کوتاه فرقی نمی کند. اگر احساس کنم که نقش، تاثیرگذرای لازم را دارد و برای من نقش جدیدی است، قبول می کنم و خیلی راحت هم آن را می پذیرم. چون تجربه یک کاراکتر جدید را به من می دهد و دست به خلق زده ام، بدون اینکه زمان طولانی را صرف کنم.
*چطور شد که بازی در «اسب حیوان نجیبی است» را پذیرفتید؟
به هر حال یک کارگردان مثل عبدالرضا کاهانی پشت کار بود که من کارهایش را دیده بودم و سیاق فیلمسازی اش را دوست داشتم. باتوجه به آ شنایی که سر همین کار پیش آمد، بسیار برایش احترام قائل شدم و احساس کردم کارگردانی است که به کارش مسلط است و کارش را دوست دارد و انسان شریفی است و خیلی روابطش در کار دوستانه و صمیمانه و درست است.
*نقش چطور بود؟
وقتی کار پیشنهاد شد، پذیرفتم. با اینکه نقش از همین که می بینید، حتی کوتاه تر بود و در فیلمنامه در حد چند خط بود.
*آن چند خط چه بود؟
درواقع در چند خط، یک صحنه را به من توضیح دادند که یک صاحبخانه است که یکسری مشاجرات با مستاجرش دارد و اتفاقات اصلی قصه به این نقطه هم کشیده می شود و ما از منزل مستاجر این زن، عبور می کنیم. درواقع یک شناخت و حضوری در فیلم هست که ما می خواهیم فراموش نشود و می خواهیم این حضور به یاد تماشاگر بماند. کاراکترهای دیگر این فیلم هم که حضور کوتاهی دارند، درست است که قصه حول محور آنها نمی گذرد، ولی ما تک تکشان را انتخاب شده می بینیم و می خواهیم به یاد هم داشته باشیم.
*در کلیت فیلم، هرکدام از آدم ها، به فرم فیلم و شکل گرفتن آنها کمک می کنند، به رغم اینکه حضور پررنگی در ذهن هم ممکن است نداشته با شند.
ممکن است این حضور یک لحظه باشد ولی در عین حال به یادماندنی است و احساس آشنایی با آنها داریم. حتی با شنیدن یک جمله احساس می کنیم بیشتر از چند جمله آنها را شنیده ایم. احساس می کنم بیشتر از چند جمله آنها را شنیده ایم. احساس می کنم در مورد کاراکتر خودم، خوشبختانه این اتفاق افتاده است. تماشاگر با دیدن همین سکانس، فقط همان دیالوگ ها را نشنیده، بلکه تا حدی شخصیت، جایگاه اجتماعی، مشکلات و نوع عملکرد این آدم ها را حدس می زند و می شناسد. یعنی گذر یک نابازیگر و غیرحفه ای جلوی دوربین نیست، بلکه بخشی از قصه و حرکت شخصیت ها در جامعه است.
*استقبال تماشاگر را از فیلم چطور ارزیابی می کنید؟
باتوجه به نوع اکرانی که فیلم داشت و هیچ کس فکر نمی کرد باتوجه به اینکه در شب می گذرد؛ و یک جاهایی لختی و سکون دارد - که خواسته کارگردان بود - مورد استقبال قرار گیرد و فیلم موفقی شود. در حالی که فیلم می توانستن خیلی کمیک تر و خنده دارتر ساخته شود ولی وقتی تماشاگر از سالن بیرون می آید، خندیده باشد ولی فیلم برایش تمام شود.
درحالی که شما وقتی از وقایع فیلم می خندید ولی فکر هم می کنید یا بعد از تمام شدنش حملش هم می کنید. من فکر می کنم با تمام اینها، باتوجه به اینکه فیلم در زمان خوبی هم اکران نشد، تبلیغات شهری اش کم بود، استقبال خوبی از فیلم شده و باتوجه به سبک و سیاقش فیلم موفقی است. به همین دلیل از حضور در فیلم، کار کردن با کاهانی و نتیجه کار راضی هستم.
*سعی کردید با روند کلی داستان هم ارتباط برقرار کنید، مثلا در زمان فیلمبرداری حضور بیشتری داشته باشید؟
من از آقای کاهانی خواستم که کل فیلمنامه را نخوانم، چون باتوجه به اینکه من با آدم هایی که قرار است در این فیلم همسفر باشند، همراه نیستم و شخصیتی را بازی می کنم که بیشتر یک همسایه است، دلم نمی خواست وارد کل ماجرا شوم و کل فیلمنامه را با اینکه داشتم ولی نخواندم.
فکر کردم بهتر است فارغ از اینکه روند داستان و عملکرد شخصیت های دیگر چیست، باشم. چون شخیصتی که بازی کرده ام، شخصیت ایستایی است و به انتهای داستان و نتایج نمی رسد و نمی داند که رضا عطاران لباس پلیس پوشیده است.
*پس شما مثل تماشاچی بوده اید؟
نه، من داستان را می دانستم ولی ریز جزئیات را نمی خواستم بدانم که بعدا چه خواهد شد که تاثیر روند قصه روی سکانس خودم و شخصیتی که در ذهن خود، پروردم نباشد ولی برای آشنایی با شیوه کار آقای کاهانی، چندبار قبل از شروع بازی خودم، سر صحنه رفتم.
*شما ترجیح می دهید به یکباره وارد جریان حسی یک نقش شوید یا پیش زمینه داشته باشید؟
ترکیبی از این دو. قطعا کارم یک بخش تحقیقی باتوجه به اینکه نقش چه با شد، دارد یا ما به ازای بیرون دارد یا خیر. اگر تحقیق لازم داشته باشد، تحقیق می کنم. اگر آموختن چیزی لازم دارد، می آموزم ولی دریچه تخیل خودم و آفرینش شخصی ام را به آن اضافه می کنم و با توجه به آنچه می پردازم در ذهنم آن را تغییر می دهم.
*در «اسب حیوان نجیبی است» چه طور کار کرده اید؟
در «اسب حیوان نجیبی است» هم باتوجه به دورخوانی هایی که کردیم و ۴-۳ جلسه با اقای حمیدیان بداهه پردازی کردیم. این شخصیت رنگ و بو پیدا کرد و ما با تخیلات خودمان آنها را شکل دادیم. ما شغل، نوع دیالوگ ها و بیانشان را تصور کردیم و آقای کاهانی روی تمرینات فی البداهه ما نظارت داشتند و مسیر را جهت دهی می کردند، اینکه لحن بگیریم، تغییر مسیر دهیم، یا چیزهایی را اضافه یا کم کنیم تا به یک جمع بندی رسیدیم. شکل پخته ای پیدا کرد که برای کار تصویب نهایی شد. البته روزی که فیلمبرداری کردیم هم تمرین نهایی داشتیم که شالم یک ربع کار را تمرین می کردیم و ایشان از بین اینها انتخاب شده ها و مونتاژ شده ها را انتتخاب کردند.
*آن چیزی را که در ذهن شما از شخصیت بود، تعریف می کنید؟
تعریفی که من داشتم از آن چیزی که می بینید، تعریف گسترده تری است. ولی ترجیح می دهم که عنوان نکنم تا آن چه در ذهن مخاطب است، دست نخورده بماند. چون هرکس از دریچه تجربیات و زندگی خودش این نقش را تکمیل و تعریف می کند. ولی به عنوان یک بازیگر برای این نقش یک کارنامه و بیوگرافی داشتم.
*تصور عام از بازیگری که شما ارائه می دهید، این است که یک بازیگر کمدی هستید. این طنز و کمدی در «اسب حیوان نجیبی است» را چطور دیدید و آیا تمایل به کمدی در شما وجود دارد یا از ذهن من تماشاچی می آید؟
من اصراری ندارم که بازیگر کمید باشم. اگر کارنامه من را ببینید، متوجه می شوید که مثلا از ۲۵ فیلمی که بازی کرده ام فقط ۱۰ فیلم کمدی است و فیلم های درام هم دارم. بعضی فیلم ها هم هست که رگه های کمدی داشته و اصلا کمدی نبوده است. «اسب حیوان نجیبی است» بستر رئال دارد ولی رگه هایی از طنز در کاراکترش وجود داشته است.
بعضی از فیلم هایی هم که کمدی بوده مثل عروس خوش قدم یا ازدواج در وقت اضافه تعدادشان به چهار یا پنج فیلم نمی رسد. در فیلم «اسب حیوان نجیبی است؟» اکت های کمیک وجود ندارد. اصلا طنز و کمدی که در آن است از تناقض موقعیت ها نشات گرفته شده است، نقش اصلی که عطاران آن را بازی می کند، در کمترین حرکت و تعاریفی که بازیگری کمدی را می سا زد، ندارد. ولی خط و بستری که روی آن حرکت می کند، باعث به وجود آمدن شرایط کمدی می شود، به خاطر اینکه تضاد و تناقض با شرایط عادی ارد.
*شما چیزی به موقعیت ها اضافه نکردید؟
من سعی می کردم آن شرایط را در عالم واقع تجسم کنم؛ چنین آدمی وقتی در این شرایط قرار بگیرد، ممکن است چه حرکت هایی داشته باشد که شرایط خنده دار شود. چون فکر کنید چنین فردی آمده درمورد عطرش حرف بزند، بعد ناگهان وارد جریان دیگری می شود.
ترسی که در وجود این زن ایجاد می شود، به خاطر اینکه آدم تنهایی هم هست، باعث عکس العمل هایی می شود که شاید خنده دار باشد. شرایطی که ممکن است برای ما هم پیش بیاید. شاید یک دعوا یا تصادف از بیرون پر از لحظات کمیک باشد، درحالی که برای آن افرادی که دچارش هستند، ناراحت کننده باشد.
*شما شخصا روحیه طنزپردازانه ای دارید؟
خیر. ممکن است لحظات شوخ و شاد داشته باشم ولی بعضی وقت ها خیلی هم جدی و غمگین هستم. سلیقه شخصی ام طنز نیست، مثلا یکی، دو سال پیش فیلمی ساختم که خیلی تلخ بود یا فیلمنامه هایی که می نویسم، تلخ از آب درمی آید.
منبع: هفت صبح
او در نیمه اول دهه 70 در اوج جوانی از محبوب ترین ستاره های سینمای ایران بود. تا به امروز نیز حضور او در هر فیلمی یعنی اعتبار در بازیگری آن فیلم. او که در کارنامه اش چندین فیلم پرفروش و محبوب را دارد این سال ها کم کارتر از پیش شده است اما حتی حضورهای کوتاه و متناوبش نیز نشانی از هنر او به عنوان یک بازیگر دارد.
نقش آفرینی او در سکانسی از اسب حیوان نجیبی است بار دیگر تماشاگران را با هنر این هنرپیشه محبوب آشنا کرد. آن هم در فیلمی که مجموعه کم نظیری از بازیگران حضور دارند. در نقش زنی جاه طلب، مغرور، تنها و زخم خورده. گفت و گوی ما با این چهره خاص سینمای ایران را بخوانید.
*همزمان با اکران «اسب حیوان نجیبی است»، فیلم «هفت پرده» را در شبکه نمایش خانگی دارید که اتفاقا، نقش کوتاه و ماندگاری را هم بازی کرده اید. نقش های کوتاه در کارنامه شما چه جایگاهی دارد؟
برای من نقش بلند، کوتاه یا خیلی کوتاه فرقی نمی کند. اگر احساس کنم که نقش، تاثیرگذرای لازم را دارد و برای من نقش جدیدی است، قبول می کنم و خیلی راحت هم آن را می پذیرم. چون تجربه یک کاراکتر جدید را به من می دهد و دست به خلق زده ام، بدون اینکه زمان طولانی را صرف کنم.
*چطور شد که بازی در «اسب حیوان نجیبی است» را پذیرفتید؟
به هر حال یک کارگردان مثل عبدالرضا کاهانی پشت کار بود که من کارهایش را دیده بودم و سیاق فیلمسازی اش را دوست داشتم. باتوجه به آ شنایی که سر همین کار پیش آمد، بسیار برایش احترام قائل شدم و احساس کردم کارگردانی است که به کارش مسلط است و کارش را دوست دارد و انسان شریفی است و خیلی روابطش در کار دوستانه و صمیمانه و درست است.
*نقش چطور بود؟
وقتی کار پیشنهاد شد، پذیرفتم. با اینکه نقش از همین که می بینید، حتی کوتاه تر بود و در فیلمنامه در حد چند خط بود.
*آن چند خط چه بود؟
درواقع در چند خط، یک صحنه را به من توضیح دادند که یک صاحبخانه است که یکسری مشاجرات با مستاجرش دارد و اتفاقات اصلی قصه به این نقطه هم کشیده می شود و ما از منزل مستاجر این زن، عبور می کنیم. درواقع یک شناخت و حضوری در فیلم هست که ما می خواهیم فراموش نشود و می خواهیم این حضور به یاد تماشاگر بماند. کاراکترهای دیگر این فیلم هم که حضور کوتاهی دارند، درست است که قصه حول محور آنها نمی گذرد، ولی ما تک تکشان را انتخاب شده می بینیم و می خواهیم به یاد هم داشته باشیم.
*در کلیت فیلم، هرکدام از آدم ها، به فرم فیلم و شکل گرفتن آنها کمک می کنند، به رغم اینکه حضور پررنگی در ذهن هم ممکن است نداشته با شند.
ممکن است این حضور یک لحظه باشد ولی در عین حال به یادماندنی است و احساس آشنایی با آنها داریم. حتی با شنیدن یک جمله احساس می کنیم بیشتر از چند جمله آنها را شنیده ایم. احساس می کنم بیشتر از چند جمله آنها را شنیده ایم. احساس می کنم در مورد کاراکتر خودم، خوشبختانه این اتفاق افتاده است. تماشاگر با دیدن همین سکانس، فقط همان دیالوگ ها را نشنیده، بلکه تا حدی شخصیت، جایگاه اجتماعی، مشکلات و نوع عملکرد این آدم ها را حدس می زند و می شناسد. یعنی گذر یک نابازیگر و غیرحفه ای جلوی دوربین نیست، بلکه بخشی از قصه و حرکت شخصیت ها در جامعه است.
*استقبال تماشاگر را از فیلم چطور ارزیابی می کنید؟
باتوجه به نوع اکرانی که فیلم داشت و هیچ کس فکر نمی کرد باتوجه به اینکه در شب می گذرد؛ و یک جاهایی لختی و سکون دارد - که خواسته کارگردان بود - مورد استقبال قرار گیرد و فیلم موفقی شود. در حالی که فیلم می توانستن خیلی کمیک تر و خنده دارتر ساخته شود ولی وقتی تماشاگر از سالن بیرون می آید، خندیده باشد ولی فیلم برایش تمام شود.
درحالی که شما وقتی از وقایع فیلم می خندید ولی فکر هم می کنید یا بعد از تمام شدنش حملش هم می کنید. من فکر می کنم با تمام اینها، باتوجه به اینکه فیلم در زمان خوبی هم اکران نشد، تبلیغات شهری اش کم بود، استقبال خوبی از فیلم شده و باتوجه به سبک و سیاقش فیلم موفقی است. به همین دلیل از حضور در فیلم، کار کردن با کاهانی و نتیجه کار راضی هستم.
*سعی کردید با روند کلی داستان هم ارتباط برقرار کنید، مثلا در زمان فیلمبرداری حضور بیشتری داشته باشید؟
من از آقای کاهانی خواستم که کل فیلمنامه را نخوانم، چون باتوجه به اینکه من با آدم هایی که قرار است در این فیلم همسفر باشند، همراه نیستم و شخصیتی را بازی می کنم که بیشتر یک همسایه است، دلم نمی خواست وارد کل ماجرا شوم و کل فیلمنامه را با اینکه داشتم ولی نخواندم.
فکر کردم بهتر است فارغ از اینکه روند داستان و عملکرد شخصیت های دیگر چیست، باشم. چون شخیصتی که بازی کرده ام، شخصیت ایستایی است و به انتهای داستان و نتایج نمی رسد و نمی داند که رضا عطاران لباس پلیس پوشیده است.
*پس شما مثل تماشاچی بوده اید؟
نه، من داستان را می دانستم ولی ریز جزئیات را نمی خواستم بدانم که بعدا چه خواهد شد که تاثیر روند قصه روی سکانس خودم و شخصیتی که در ذهن خود، پروردم نباشد ولی برای آشنایی با شیوه کار آقای کاهانی، چندبار قبل از شروع بازی خودم، سر صحنه رفتم.
*شما ترجیح می دهید به یکباره وارد جریان حسی یک نقش شوید یا پیش زمینه داشته باشید؟
ترکیبی از این دو. قطعا کارم یک بخش تحقیقی باتوجه به اینکه نقش چه با شد، دارد یا ما به ازای بیرون دارد یا خیر. اگر تحقیق لازم داشته باشد، تحقیق می کنم. اگر آموختن چیزی لازم دارد، می آموزم ولی دریچه تخیل خودم و آفرینش شخصی ام را به آن اضافه می کنم و با توجه به آنچه می پردازم در ذهنم آن را تغییر می دهم.
*در «اسب حیوان نجیبی است» چه طور کار کرده اید؟
در «اسب حیوان نجیبی است» هم باتوجه به دورخوانی هایی که کردیم و ۴-۳ جلسه با اقای حمیدیان بداهه پردازی کردیم. این شخصیت رنگ و بو پیدا کرد و ما با تخیلات خودمان آنها را شکل دادیم. ما شغل، نوع دیالوگ ها و بیانشان را تصور کردیم و آقای کاهانی روی تمرینات فی البداهه ما نظارت داشتند و مسیر را جهت دهی می کردند، اینکه لحن بگیریم، تغییر مسیر دهیم، یا چیزهایی را اضافه یا کم کنیم تا به یک جمع بندی رسیدیم. شکل پخته ای پیدا کرد که برای کار تصویب نهایی شد. البته روزی که فیلمبرداری کردیم هم تمرین نهایی داشتیم که شالم یک ربع کار را تمرین می کردیم و ایشان از بین اینها انتخاب شده ها و مونتاژ شده ها را انتتخاب کردند.
*آن چیزی را که در ذهن شما از شخصیت بود، تعریف می کنید؟
تعریفی که من داشتم از آن چیزی که می بینید، تعریف گسترده تری است. ولی ترجیح می دهم که عنوان نکنم تا آن چه در ذهن مخاطب است، دست نخورده بماند. چون هرکس از دریچه تجربیات و زندگی خودش این نقش را تکمیل و تعریف می کند. ولی به عنوان یک بازیگر برای این نقش یک کارنامه و بیوگرافی داشتم.
*تصور عام از بازیگری که شما ارائه می دهید، این است که یک بازیگر کمدی هستید. این طنز و کمدی در «اسب حیوان نجیبی است» را چطور دیدید و آیا تمایل به کمدی در شما وجود دارد یا از ذهن من تماشاچی می آید؟
من اصراری ندارم که بازیگر کمید باشم. اگر کارنامه من را ببینید، متوجه می شوید که مثلا از ۲۵ فیلمی که بازی کرده ام فقط ۱۰ فیلم کمدی است و فیلم های درام هم دارم. بعضی فیلم ها هم هست که رگه های کمدی داشته و اصلا کمدی نبوده است. «اسب حیوان نجیبی است» بستر رئال دارد ولی رگه هایی از طنز در کاراکترش وجود داشته است.
بعضی از فیلم هایی هم که کمدی بوده مثل عروس خوش قدم یا ازدواج در وقت اضافه تعدادشان به چهار یا پنج فیلم نمی رسد. در فیلم «اسب حیوان نجیبی است؟» اکت های کمیک وجود ندارد. اصلا طنز و کمدی که در آن است از تناقض موقعیت ها نشات گرفته شده است، نقش اصلی که عطاران آن را بازی می کند، در کمترین حرکت و تعاریفی که بازیگری کمدی را می سا زد، ندارد. ولی خط و بستری که روی آن حرکت می کند، باعث به وجود آمدن شرایط کمدی می شود، به خاطر اینکه تضاد و تناقض با شرایط عادی ارد.
*شما چیزی به موقعیت ها اضافه نکردید؟
من سعی می کردم آن شرایط را در عالم واقع تجسم کنم؛ چنین آدمی وقتی در این شرایط قرار بگیرد، ممکن است چه حرکت هایی داشته باشد که شرایط خنده دار شود. چون فکر کنید چنین فردی آمده درمورد عطرش حرف بزند، بعد ناگهان وارد جریان دیگری می شود.
ترسی که در وجود این زن ایجاد می شود، به خاطر اینکه آدم تنهایی هم هست، باعث عکس العمل هایی می شود که شاید خنده دار باشد. شرایطی که ممکن است برای ما هم پیش بیاید. شاید یک دعوا یا تصادف از بیرون پر از لحظات کمیک باشد، درحالی که برای آن افرادی که دچارش هستند، ناراحت کننده باشد.
*شما شخصا روحیه طنزپردازانه ای دارید؟
خیر. ممکن است لحظات شوخ و شاد داشته باشم ولی بعضی وقت ها خیلی هم جدی و غمگین هستم. سلیقه شخصی ام طنز نیست، مثلا یکی، دو سال پیش فیلمی ساختم که خیلی تلخ بود یا فیلمنامه هایی که می نویسم، تلخ از آب درمی آید.
منبع: هفت صبح
تبلیغات متنی
-
ادعای ترامپ درباره اشتیاق ایران برای رسیدن به توافق
-
طرز تهیه شراب حلال با کشمش و مویز در تلویزیون!
-
رونمایی از تریلر یک سریال تاریخی با بازی پارسا پیروزفر
-
لیلاز: هنوز شرایط جنگی در وضعیت اقتصادی ما لحاظ نشد
-
تکلیف ایران در جام جهانی روشن شد
-
بارش باران بسیار شدید در این استانها؛ مردم مراقب باشند
-
قالیباف به وزیر جنگ آمریکا درس جغرافیا داد
-
واشنگتن: ما توافق بد با ایران نمیخواهیم
-
پزشکیان: ادامه محاصره دریایی غیرقابل تحمل است
-
سروش رفیعی - پرسپولیس؛ تمام شد!
-
ادعای تازه وزیر جنگ اسرائیل در مورد ایران و حزبالله
-
خبرگزاری فارس از آشتی مردم با تلویزیون خبر داد
-
پس از مرتس اینبار استارمر علیه ایران حرف زد
-
بحث درباره سریال بدنام کاملا سیاسی شد
-
کنایه تند ولایتی به رابطه ترامپ و چارلز سوم!
-
ادعای ترامپ درباره اشتیاق ایران برای رسیدن به توافق
-
طرز تهیه شراب حلال با کشمش و مویز در تلویزیون!
-
تکلیف ایران در جام جهانی روشن شد
-
پزشکیان: ادامه محاصره دریایی غیرقابل تحمل است
-
ادعای تازه وزیر جنگ اسرائیل در مورد ایران و حزبالله
-
پس از مرتس اینبار استارمر علیه ایران حرف زد
-
ارسال ۶۵۰۰ تن سلاح و تجهیزات از آمریکا برای اسرائیل
-
پایان مهلت قانونی ترامپ برای جنگ با ایران
-
پزشکیان از احتمال حمله دوباره آمریکا خبر داد
-
متکی: خاک بحرین را در توبره خواهیم کرد
-
قلعهنویی تاریخ سفر به آمریکا را اعلام کرد
-
اسطوره ابدی کشتی ایران درگذشت
-
ساسان آزادوار اعدام شد
-
سلاح هایپرسونیک؛ تلاش نظامی جدید آمریکا علیه ایران
-
واکنش مجید موسوی به ادعای آکسیوس درباره جنگ
-
ترامپ ایران را با یک عکس جدید از خودش تهدید کرد
-
گزارش تازه از وضعیت جسمانی رهبر انقلاب
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
نرخ طلا و دلار امروز صعودی شد
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
افشاگری رشیدیکوچی درباره مسائل پشت پرده اینترنت پرو
-
طرح ارتش آمریکا برای موج تازه حملات علیه ایران
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
واکنش مجید موسوی به ادعای آکسیوس درباره جنگ
-
چند سناریو درباره لحظه خاموشی جنگ ایران و آمریکا
-
فقط تا یک ماه دیگر ذخیره بطری روغن موجود است!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل





ارسال نظر