داریوش مهرجویی: هر کس با من کار کرد ستاره شد
مهرجویی طی چند دهه گذشته فیلمهای بسیار خوبی ساخته که در ذهن بخش عمدهای از جامعه ماندهاند.
روزنامه جام جم: مهرجویی طی چند دهه گذشته فیلمهای بسیار خوبی ساخته که در ذهن بخش عمدهای از جامعه ماندهاند.
مهرجویی طی چند دهه گذشته فیلمهای بسیار خوبی ساخته که در ذهن بخش عمدهای از جامعه ماندهاند. حال هر قدر هم با برخی فیلمهای مهرجویی ارتباط خوبی برقرار نکرده باشیم، او همان کارگردان بزرگی است که سهم زیادی در اقتباسهای سینمایی موفق، ساخت فیلمهای سینمایی به یاد ماندنی و ترجمه کتابهای مختلف داشته است.
او مردی است که با فیلم، کتاب و فلسفه گره خورده و زندگی کرده است.
مهرجویی این روزها نمایش «غرب واقعی» را در سالن البرز سینما کورش روی صحنه دارد، نمایشی که در آن امین حیایی، محمد خلجزاده، جمال مرتضوی، جمیله فردین و فریده سپاهمنصور بازی میکنند و همسرش وحیده محمدیفر به عنوان طراح صحنه و لباس همراهیاش میکند.
با او درباره دلایل روی صحنه بردن این نمایش، نگاهش به منتقدان، کتاب و سینما گفتوگویی انجام دادیم.
این روزها نمایش غرب واقعی به کارگردانی شما روی صحنه رفته است. متن این نمایشنامه را هم خودتان ترجمه کردهاید. چه شد که این کار را برای ترجمه و اجرا انتخاب کردید؟
سالها پیش در جشنوارهای که در شهر توکیو برگزار میشد با سم شپرد آشنا شدم. آشناییای که برای آن از کارگردان آلمانی فیلم سینمایی طبل حلبی فولکر شلوندورف ممنون هستم. بعد از آشنایی با شپرد و فهمیدن این که نویسنده است، دوست داشتم کارهایش را بخوانم.
دخترم مریم مجموعه کارهای این نویسنده را برایم فرستاد. بعد از مطالعه این آثار تصمیم گرفتم دو کار را که به نظرم بهترین بودند ترجمه کنم. حاصل این تصمیم من هم شد ترجمه دو نمایشنامه «غرب واقعی» و «کودک مدفون».
نشر هرمس ترجمهام را از این کتاب منتشر کرد و بعد هم تصمیم گرفتم غرب واقعی را روی صحنه ببرم.
گفتید غرب واقعی به نظرتان یکی از بهترین کارهای شپرد است. چرا این نمایشنامه از نگاهتان بهترین اثر بود؟
این اثر نگاه درست و دقیقی نسبت به جامعه آمریکا دارد و این نگاه را در قالب مشکلات و معضلات میان اعضای یک خانواده بخوبی نشان میدهد. البته من در اجرای صحنهای نمایش تنها به آنچه در متن میگذرد اکتفا نکردهام و با توجه به آشنایی که با جامعه آمریکا دارم چیزهایی را به نمایش افزودهام.
مثلا چه چیزهایی؟
در گذشته سنت استفاده از پیش پردهها در نمایشها وجود داشت، در غرب واقعی من هم از این سنت استفادهکردهام.
پیش پردهها در همین صحنه نمایش و با همین طراحی صحنه اجرا میشوند؟
پیش پردههای این نمایش روی پرده سینما به مخاطب نشان داده میشود. در واقع این اثر ترکیبی از سینما و تئاتر است و روی پرده سینما بعد دیگری از اتفاقاتی که در تئاتر رخ میدهد به مخاطب نشان داده میشود.
نقش اول نمایش که یک نویسنده است، قصد دارد سناریویی درباره غرب واقعی بنویسد، که در بخشهایی تخیلات او روی پرده سینما نمایش داده میشود.
پس مهرجویی سینماگر در شرایطی به تئاتر آمده که سینما را هم با خود آورده و به تئاتر گره زده است. این موضوع میتواند اتفاق خوبی باشد و فضایی برای تعامل میان دو هنر ایجاد کند، اما واقعیت این است که شما با توجه به جایگاهتان درسینماچه نیازی داشتید وارد فضای تئاتر هم بشوید؟
واقعیت این است که در سینما فضای خوبی نداریم، خیلی به آدم گیر میدهند و در کل فضا برای ساخت فیلم خیلی دشوار شده است، در حالی که در تئاتر فضا بازتر است و همچنین امکان خلاقیت بیشتری را در اختیار هنرمند قرار میدهد.
به همین دلایل تئاتر هم اندازه سینما میتواند مرا راضی کند و از حضور در آن لذت میبرم.
از لحاظ مسائل تکنیکی کار کردن در سینما برایتان دشوارتر بود یا تئاتر؟
مسلما تئاتر. در سینما متن را به بازیگر میدهی، میخواند و در صحنه اگر اشتباهی داشته یا دیالوگی را درست نگوید خیلی راحت کات میدهی و صحنه را تکرار میکنی، اما در تئاتر این خبرها نیست و هیچ لحظهای امکان بازگشت ندارد.
کارگردان تئاتر میتواند ایدههای اولیهاش را به بازیگر بگوید. بارها در صحنه تمرین و سعی کند همه چیز را خلق کند، اما وقتی بازیگر روی صحنه میرود ممکن است نتواند بخشی از اجرایش را همان طور که کارگردان گفته ارائه کند، ممکن است فی البداهه دیالوگ بگوید یا اصلا دیالوگی را درست بیان نکند.
روی صحنه رفتن تئاتر مثل اجرای ارکستر سمفونیک است، همه تمرینها برای این است که یک ساعت روی صحنه قطعاتی را اجرا کنند. درست بنوازند و خللی در کارشان نباشد، در تئاتر هم همین اتفاق رخ میدهد البته با یک تفاوت بزرگ!
وقتی تئاتر روی صحنه میرود من کارگردان نقش کنداکتور را دارم، بیرون صحنه نشستهام و حتی برخلاف کار ارکستر که رهبر بر آن تسلط دارد هیچ کنترلی بر اتفاقات صحنه ندارم و میشوم تماشاچی.
وقتی بازیگران روی صحنه بروند دیگر خودشان هر کاری دلشان بخواهد میتوانند انجام دهند و بداهه هم بگویند و من هیچ کاری نمیتوانم بکنم.
بازیگران تقریبا ناشناختهای هم این بار در کار شما حضور دارند.
بله، اما شک ندارم خیلی زود، ستاره میشوند. من دست روی هر کسی گذاشتم و هرکس با من کارکرده ستاره شده است.
چند سالی است فیلمهای شما با انتقادات زیادی همراه بوده است. حضورتان در تئاتر به معنی این نیست که از سینما دلسرد شده و قصد تجربه مدیوم دیگری را دارید؟
نه به هیچ وجه. شما از انتقاد حرف میزنید، اما میخواهم از شما بپرسم کدام نقد؟ این چیزهایی که تحت عنوان نقد منتشر میشود از سوی جوانهایی نوشته میشود که تجربه و سواد زیادی ندارند، نه سینما را میشناسند، نه هنر و نه فلسفه را.
معلومات زیادی ندارند و اصلا نمیدانیم از کجا آمدهاند و یک شبه شده اند منتقد! این چیزهایی که مینویسند اسمش نقد نیست، انشاست.
اگر بخواهید یک گام عقبتر بایستید و همه چیز را به عنوان یک فرد بیطرف نگاه کنید باز هم همین نظر را دارید؟ یعنی منتقدانی وجود داشتهاند که شما دوستشان داشته باشید یا این که کلا با منتقدان مشکل دارید؟
ایرج کریمی هم منتقد بود. او یکی از باسوادترین منتقدان سینمای ایران بود، درک عمیقی داشت و با توجه به سواد و معلوماتی که داشت همه چیز را عمیق نگاه میکرد، عمیق دربارهاش میاندیشید و بعد مینوشت. مرگ ایرج یکی از بزرگترین ضایعههای سینمای ایران خواهد بود.
پس منتقدانی وجود داشتهاند و دارند که من قبولشان داشته باشم و نظرشان درباره کارم برایم مهم باشد، اما منتقدان واقعی، نه جوانهای بیسوادی که هر چه به ذهنشان میرسد میگویند و مینویسند.
طبیعی است که بیسوادی جرات هم بیاورد!
دقیقا همین طور است، بیسوادی این روزها جرات زیادی آورده است. فکر میکنند اگر بگویند مهرجویی بد است خودشان بزرگ میشوند، من به نظر مردم، دانشگاهیان و قشر فرهیخته اهمیت میدهم، اما به این انشانویسهایی که فکر میکنند منتقد هستند اهمیتی نمیدهم و مسیر خودم را میروم.
من تاکنون ۲۶ فیلم ساختهام. کلی کتاب چاپ کردهام آن وقت جوجههایی که تازه سر از تخم درآوردهاند اظهارنظرهای بزرگ درباره کار من دارند.
آقای مهرجویی شما برای هر حرف و کلامی کلی ژست و بازی دارید. استعداد بازیگریتان به نظر خیلی خوب است.
خیلی موقعیت بازی داشتم، اما بازیگری را دوست ندارم. دوست دارم پشت قضایا باشم، بسازم و خلق کنم. شاید گاهی بازیهای کوچکی کردم، اما بیشتر به خلاقیت هنر سینما علاقه دارم که یک مدیوم خیلی پربار در عرصه فرهنگ و هنر است.
کارگردانی واقعا توانایی زیادی میخواهد، برای موفق شدن در این عرصه باید موسیقی، درام، تئاتر، فلسفه، جامعهشناسی و روانشناسی را بشناسی و به همه این موارد احاطه کامل داشته باشی که بتوانی آنها را در اثرت جلوه گر کنی. حالا شما خودتان ببینید منتقدان ما همان انشانویسها یکی دو مورد از اینها را هم ندارند!
نمیخواهید درباره همین دسته از منتقدان فیلمی بسازید و پاسخشان را بدهید؟
اصلا حوصلهشان را ندارم. بهترینهایشان را دوست دارم پرویز دوایی و ایرج کریمی و برخی دیگر منتقدان بهترینها بودند، همین که دربارهات مینوشتند ارزش داشت. اینها فقط نقد نمیکردند، کارشان آنالیز و تحلیل متن خیلی عمیق، دقیق و بدون کینهتوزی و تعصب و تصلبهای ذهنی بود که اکنون منتقدان جوان درگیر آن هستند.
الان فکر میکنند نقد فقط ایراد گرفتن است، نه نقد و آنالیز کامل یک اثر. اگر کسی چنین برخوردی با اثرم داشت آن را میخوانم و مورد توجه قرار میدهم در غیر این صورت بدون کوچکترین اهمیتی از کنارش میگذرم. مدام مینویسند این صحنه بد بود، اما دلیلی برای بد بودن این صحنه ندارند.
بهتر است یک لحظه از دانش خودشان را در نوشتهشان به من نشان دهند و ثابت کنند که سینما را میشناسند و توانایی نقد یک اثر را دارند، بعد میشود نشست و درباره نظراتشان حرف زد.
مهرجویی طی چند دهه گذشته فیلمهای بسیار خوبی ساخته که در ذهن بخش عمدهای از جامعه ماندهاند. حال هر قدر هم با برخی فیلمهای مهرجویی ارتباط خوبی برقرار نکرده باشیم، او همان کارگردان بزرگی است که سهم زیادی در اقتباسهای سینمایی موفق، ساخت فیلمهای سینمایی به یاد ماندنی و ترجمه کتابهای مختلف داشته است.
او مردی است که با فیلم، کتاب و فلسفه گره خورده و زندگی کرده است.
مهرجویی این روزها نمایش «غرب واقعی» را در سالن البرز سینما کورش روی صحنه دارد، نمایشی که در آن امین حیایی، محمد خلجزاده، جمال مرتضوی، جمیله فردین و فریده سپاهمنصور بازی میکنند و همسرش وحیده محمدیفر به عنوان طراح صحنه و لباس همراهیاش میکند.
با او درباره دلایل روی صحنه بردن این نمایش، نگاهش به منتقدان، کتاب و سینما گفتوگویی انجام دادیم.
این روزها نمایش غرب واقعی به کارگردانی شما روی صحنه رفته است. متن این نمایشنامه را هم خودتان ترجمه کردهاید. چه شد که این کار را برای ترجمه و اجرا انتخاب کردید؟
سالها پیش در جشنوارهای که در شهر توکیو برگزار میشد با سم شپرد آشنا شدم. آشناییای که برای آن از کارگردان آلمانی فیلم سینمایی طبل حلبی فولکر شلوندورف ممنون هستم. بعد از آشنایی با شپرد و فهمیدن این که نویسنده است، دوست داشتم کارهایش را بخوانم.
دخترم مریم مجموعه کارهای این نویسنده را برایم فرستاد. بعد از مطالعه این آثار تصمیم گرفتم دو کار را که به نظرم بهترین بودند ترجمه کنم. حاصل این تصمیم من هم شد ترجمه دو نمایشنامه «غرب واقعی» و «کودک مدفون».
نشر هرمس ترجمهام را از این کتاب منتشر کرد و بعد هم تصمیم گرفتم غرب واقعی را روی صحنه ببرم.
گفتید غرب واقعی به نظرتان یکی از بهترین کارهای شپرد است. چرا این نمایشنامه از نگاهتان بهترین اثر بود؟
این اثر نگاه درست و دقیقی نسبت به جامعه آمریکا دارد و این نگاه را در قالب مشکلات و معضلات میان اعضای یک خانواده بخوبی نشان میدهد. البته من در اجرای صحنهای نمایش تنها به آنچه در متن میگذرد اکتفا نکردهام و با توجه به آشنایی که با جامعه آمریکا دارم چیزهایی را به نمایش افزودهام.
مثلا چه چیزهایی؟
در گذشته سنت استفاده از پیش پردهها در نمایشها وجود داشت، در غرب واقعی من هم از این سنت استفادهکردهام.
پیش پردهها در همین صحنه نمایش و با همین طراحی صحنه اجرا میشوند؟
پیش پردههای این نمایش روی پرده سینما به مخاطب نشان داده میشود. در واقع این اثر ترکیبی از سینما و تئاتر است و روی پرده سینما بعد دیگری از اتفاقاتی که در تئاتر رخ میدهد به مخاطب نشان داده میشود.
نقش اول نمایش که یک نویسنده است، قصد دارد سناریویی درباره غرب واقعی بنویسد، که در بخشهایی تخیلات او روی پرده سینما نمایش داده میشود.
پس مهرجویی سینماگر در شرایطی به تئاتر آمده که سینما را هم با خود آورده و به تئاتر گره زده است. این موضوع میتواند اتفاق خوبی باشد و فضایی برای تعامل میان دو هنر ایجاد کند، اما واقعیت این است که شما با توجه به جایگاهتان درسینماچه نیازی داشتید وارد فضای تئاتر هم بشوید؟
واقعیت این است که در سینما فضای خوبی نداریم، خیلی به آدم گیر میدهند و در کل فضا برای ساخت فیلم خیلی دشوار شده است، در حالی که در تئاتر فضا بازتر است و همچنین امکان خلاقیت بیشتری را در اختیار هنرمند قرار میدهد.
به همین دلایل تئاتر هم اندازه سینما میتواند مرا راضی کند و از حضور در آن لذت میبرم.
از لحاظ مسائل تکنیکی کار کردن در سینما برایتان دشوارتر بود یا تئاتر؟
مسلما تئاتر. در سینما متن را به بازیگر میدهی، میخواند و در صحنه اگر اشتباهی داشته یا دیالوگی را درست نگوید خیلی راحت کات میدهی و صحنه را تکرار میکنی، اما در تئاتر این خبرها نیست و هیچ لحظهای امکان بازگشت ندارد.
کارگردان تئاتر میتواند ایدههای اولیهاش را به بازیگر بگوید. بارها در صحنه تمرین و سعی کند همه چیز را خلق کند، اما وقتی بازیگر روی صحنه میرود ممکن است نتواند بخشی از اجرایش را همان طور که کارگردان گفته ارائه کند، ممکن است فی البداهه دیالوگ بگوید یا اصلا دیالوگی را درست بیان نکند.
روی صحنه رفتن تئاتر مثل اجرای ارکستر سمفونیک است، همه تمرینها برای این است که یک ساعت روی صحنه قطعاتی را اجرا کنند. درست بنوازند و خللی در کارشان نباشد، در تئاتر هم همین اتفاق رخ میدهد البته با یک تفاوت بزرگ!
وقتی تئاتر روی صحنه میرود من کارگردان نقش کنداکتور را دارم، بیرون صحنه نشستهام و حتی برخلاف کار ارکستر که رهبر بر آن تسلط دارد هیچ کنترلی بر اتفاقات صحنه ندارم و میشوم تماشاچی.
وقتی بازیگران روی صحنه بروند دیگر خودشان هر کاری دلشان بخواهد میتوانند انجام دهند و بداهه هم بگویند و من هیچ کاری نمیتوانم بکنم.
بازیگران تقریبا ناشناختهای هم این بار در کار شما حضور دارند.
بله، اما شک ندارم خیلی زود، ستاره میشوند. من دست روی هر کسی گذاشتم و هرکس با من کارکرده ستاره شده است.
چند سالی است فیلمهای شما با انتقادات زیادی همراه بوده است. حضورتان در تئاتر به معنی این نیست که از سینما دلسرد شده و قصد تجربه مدیوم دیگری را دارید؟
نه به هیچ وجه. شما از انتقاد حرف میزنید، اما میخواهم از شما بپرسم کدام نقد؟ این چیزهایی که تحت عنوان نقد منتشر میشود از سوی جوانهایی نوشته میشود که تجربه و سواد زیادی ندارند، نه سینما را میشناسند، نه هنر و نه فلسفه را.
معلومات زیادی ندارند و اصلا نمیدانیم از کجا آمدهاند و یک شبه شده اند منتقد! این چیزهایی که مینویسند اسمش نقد نیست، انشاست.
اگر بخواهید یک گام عقبتر بایستید و همه چیز را به عنوان یک فرد بیطرف نگاه کنید باز هم همین نظر را دارید؟ یعنی منتقدانی وجود داشتهاند که شما دوستشان داشته باشید یا این که کلا با منتقدان مشکل دارید؟
ایرج کریمی هم منتقد بود. او یکی از باسوادترین منتقدان سینمای ایران بود، درک عمیقی داشت و با توجه به سواد و معلوماتی که داشت همه چیز را عمیق نگاه میکرد، عمیق دربارهاش میاندیشید و بعد مینوشت. مرگ ایرج یکی از بزرگترین ضایعههای سینمای ایران خواهد بود.
پس منتقدانی وجود داشتهاند و دارند که من قبولشان داشته باشم و نظرشان درباره کارم برایم مهم باشد، اما منتقدان واقعی، نه جوانهای بیسوادی که هر چه به ذهنشان میرسد میگویند و مینویسند.
طبیعی است که بیسوادی جرات هم بیاورد!
دقیقا همین طور است، بیسوادی این روزها جرات زیادی آورده است. فکر میکنند اگر بگویند مهرجویی بد است خودشان بزرگ میشوند، من به نظر مردم، دانشگاهیان و قشر فرهیخته اهمیت میدهم، اما به این انشانویسهایی که فکر میکنند منتقد هستند اهمیتی نمیدهم و مسیر خودم را میروم.
من تاکنون ۲۶ فیلم ساختهام. کلی کتاب چاپ کردهام آن وقت جوجههایی که تازه سر از تخم درآوردهاند اظهارنظرهای بزرگ درباره کار من دارند.
آقای مهرجویی شما برای هر حرف و کلامی کلی ژست و بازی دارید. استعداد بازیگریتان به نظر خیلی خوب است.
خیلی موقعیت بازی داشتم، اما بازیگری را دوست ندارم. دوست دارم پشت قضایا باشم، بسازم و خلق کنم. شاید گاهی بازیهای کوچکی کردم، اما بیشتر به خلاقیت هنر سینما علاقه دارم که یک مدیوم خیلی پربار در عرصه فرهنگ و هنر است.
کارگردانی واقعا توانایی زیادی میخواهد، برای موفق شدن در این عرصه باید موسیقی، درام، تئاتر، فلسفه، جامعهشناسی و روانشناسی را بشناسی و به همه این موارد احاطه کامل داشته باشی که بتوانی آنها را در اثرت جلوه گر کنی. حالا شما خودتان ببینید منتقدان ما همان انشانویسها یکی دو مورد از اینها را هم ندارند!
نمیخواهید درباره همین دسته از منتقدان فیلمی بسازید و پاسخشان را بدهید؟
اصلا حوصلهشان را ندارم. بهترینهایشان را دوست دارم پرویز دوایی و ایرج کریمی و برخی دیگر منتقدان بهترینها بودند، همین که دربارهات مینوشتند ارزش داشت. اینها فقط نقد نمیکردند، کارشان آنالیز و تحلیل متن خیلی عمیق، دقیق و بدون کینهتوزی و تعصب و تصلبهای ذهنی بود که اکنون منتقدان جوان درگیر آن هستند.
الان فکر میکنند نقد فقط ایراد گرفتن است، نه نقد و آنالیز کامل یک اثر. اگر کسی چنین برخوردی با اثرم داشت آن را میخوانم و مورد توجه قرار میدهم در غیر این صورت بدون کوچکترین اهمیتی از کنارش میگذرم. مدام مینویسند این صحنه بد بود، اما دلیلی برای بد بودن این صحنه ندارند.
بهتر است یک لحظه از دانش خودشان را در نوشتهشان به من نشان دهند و ثابت کنند که سینما را میشناسند و توانایی نقد یک اثر را دارند، بعد میشود نشست و درباره نظراتشان حرف زد.
تبلیغات متنی
-
گزارش خبرنگار صداوسیما از وضعیت تنگه هرمز در جزیره لارک
-
بازیگر سرشناس ایرلندی درگذشت
-
عبور یک کشتی حامل گاز ایرانی از محاصره آمریکا
-
نقشه عجیب زن جوان ناخنکار برای مرد پولدار تهرانی
-
اظهارات کمسابقه ماکرون درباره جنگ در منطقه
-
دردسر بزرگ قلعهنویی در آستانه جام جهانی
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
سهمیه ارز مسافرتی ۱۴۰۵ مشخص شد
-
قفل کامل بازار خودرو؛ نه کسی میخرد نه کسی میفروشد
-
وزش باد شدید و احتمال طوفان گرد و خاک در تهران
-
کف قیمت ساخت مسکن اعلام شد
-
مجلس: مذاکره هستهای نداریم
-
امارات مدعی حمله ایران به نفتکش این کشور شد
-
واکنش دختر بیحجاب درباره سخنان دوقطبیساز درباره حجاب
-
دردسر بزرگ قلعهنویی در آستانه جام جهانی
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
وزش باد شدید و احتمال طوفان گرد و خاک در تهران
-
امارات مدعی حمله ایران به نفتکش این کشور شد
-
اولین تصاویر از خدمه آزادشده کشتی توسکا
-
بلیت نیمبهای سینما دو روزه شد
-
واکنش سنتکام به خبر هدف قرار دادن ناو جنگی آمریکا
-
قیمت نفت باز هم افزایش پیدا کرد
-
رپ خوانی یک جوان در تجمعات شبانه جلب توجه کرد
-
دفاع تمامقد از حضور بیحجابها در اجتماعات شبانه
-
برگزاری اولین کنسرت در کشور بعد از ۵ ماه تعطیلی
-
پیشنهاد جالب؛ تاج قبل از جام جهانی استعفا دهد!
-
پاسخ دو کلمهای ترامپ به سوالی درباره روند مذاکره با ایران
-
انتقاد تند یک رسانه از یادداشت جدید یوسف پزشکیان
-
انتقاد شدید یک رسانه به اتفاقات ساحل کیش
-
فوری؛ ادعای خطرناک نتانیاهو درباره ایران
-
خبر قرارگاه خاتمالانبیا درباره احتمال جنگ مجدد
-
ماجرای خبر عجیب جدایی شارجه از امارات!
-
اظهارات ترامپ درباره ایران ۱۸۰درجه تغییر کرد!
-
حرکت عجیب مجری، روی آنتن زنده صدا و سیما!
-
خودروی لاکچری یک راننده اسنپ در تهران سوژه شد
-
پیام مشکوک ترامپ درباره پروژه آزادی در تنگه هرمز!
-
اسامی و تصاویر ۱۴ تن از شهدای دیروز زنجان
-
واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با رقم اضافه
-
اقدام خودسرانه شهرداری تهران خبرساز شد
-
آقای تاج، خسته نباشی اما کسی حرفهایت را باور نکرد!
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
عکاس مشهور کافههای تهران، خانهنشین شد!
-
آمریکا پاسخ طرح ۱۴ بندی ایران را داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل



نظر کاربران
کاش سینما هم بازنشستگی داشت!