اسب هراسی به سبک «تام هاردی»
تام هاردی در «از گور برگشته» تازهترین ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو فیلمساز مکزیکی نقش یک شخصیت شرور و بدذات را بازی کرده است: «جان فیتزجرالد».
وب سایت آی سینما - آیدا تدین: تام هاردی در «از گور برگشته» تازهترین ساخته آلخاندرو گونزالس ایناریتو فیلمساز مکزیکی نقش یک شخصیت شرور و بدذات را بازی کرده است: «جان فیتزجرالد». نقشی که حالا او را به یکی از مدعیان اصلی در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل رقابتهای اسکار ۲۰۱۶ بدل کرده.

قصه جلد شماره اخیر مجله «ورایتی» به فیلم ۱۳۵ میلیون دلاری ایناریتو اختصاص داشت و به همین بهانه، بازیگر ۳۸ ساله انگلیسی در گفتوگو با خبرنگار این نشریه درباره روند ساخت فیلم، چالشهای تولید که باعث شد او به ضبط «جوخه انتحاری» نرسد و ترس دیرینهاش از اسبها و اسبسواری حرف زده است. مهمترین نکتههای این مصاحبه را میتوانید در ادامه این مطلب از زبان خود هاردی بخوانید.
وقتی «لئو» پیشنهاد بازی میدهد
آره. خودش (لئوناردو دی کاپریو) به من زنگ زد و گفت: «رفیق، میدونم دلت میخواهد توی فیلمی بازی کنی که بتونی از هلیکوپتر بپری پایین یا درگیر تیراندازی و از این جور کارهای مزخرف بشی. اما قبل از این که شروع کنی، میخوام که اول یه نگاهی به این فیلمنامه بندازی.
لعنتی فوقالعادهست.» اینجوری بود که همه چیز شروع شد. قرار بود همه چیز فوقالعاده پیش برود. بعد با آلخاندرو ملاقات کردم و درباره کاراکتری که قرار بود نقشش را بازی کنم با هم حرف زدیم. درنهایت هم این نقش را به دست آوردم و مشغول بازی شدم.
ایده جاهطلبانه اما نشدنی
آره، واقعا فوقالعاده بود. همانطور که انتظار داشتی ریز به ریز دشواریها و چالشها محاسبه شده بود. لوکیشنها در دورافتادهترین مناطق شناسایی و انتخاب شده بودند. شکی نیست که پای مشکلات آبوهوایی هم در میان بود.
ایده اولیه این بود که کل فیلم مثل «بردمن» (فیلم قبلی ایناریتو) به صورت تکپلان فیلمبرداری شود. اما مسئله این بود که همه چیز باید به طور کامل با محیط وفق پیدا میکرد. طرح فوقالعاده جاهطلبانهای بود.
چالش دقیقه نود
خیلی طولانی بود. تک تک روزها فقط مسئله این بود که پایداری کنیم و دوام بیاوریم چون همه چیز به خاطر آب و هوا یا لوکیشن دقیقه نود تغییر میکرد. جمع کردن این فیلم حماسه عظیمی در نوع خودش بود.

روزی شش تا هشت ساعت تمرین میکردیم و بعد یک ساعت و نیم فرصت داشتیم جلوی دوربین برویم و بخشی از کار را جلو ببریم. اگر موفق نمیشدیم، ناچار بودیم دوباره روز بعد برگردیم. رویه جالبی بود.
سرسپردگی به غریزه بازیگری
تا دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری، من سر ضبط «افسانه» (Legend) بودم. فقط وقت داشتم ریشم را بلند کنم، سوار هواپیما بشوم، خودم را به لوکیشن برسانم و به چیزی که آلخاندرو میخواست گوش بدهم. یک کسی آنجا بود که نحوه استفاده از وسایل و تیر و تفنگها را یادم میداد. تجهیزاتی را که باید استفاده میکردم به خودم آویزان میکردم و نگاهشان میکردم.
احساس نمیکردم لازم است خودم را غرق یادگیری کنم و روش خاصی را در پیش بگیرم. با اتکا به غرایزم جلو رفتم. نه این که نتوانم به صورت روشمند کار کنم. فقط در این مورد، لزوم چنین کاری را احساس نمیکردم.
اسبهراسی به سبک هاردی
از اسبها خوشم نمیآید. مرا میترسانند. مدتهاست که در لندن نیازی به آنها نیست - دستکم از قرن نوزدهم به بعد که این طور بوده. عادت داریم سوار اتوبوس و مترو بشویم. سگها را ترجیح میدهم. آنها یک قدری قابل کنترلترند. راحتتر مهار میشوند. به نظرم اسبها صرفا زیبا هستند. آنها خیلی با ابهت و عضلانی هستند.
اگر روی سرم خراب میشدند یا بهم لگد میزدند چی؟ همیشه از این اخبار میشنوی که آدمها داشتند پشت اسبی راه میرفتند و ناغافل لگد خوردند. همیشه فکر میکنم اگر قرار باشد کسی پشت یک اسب راه برود و لگد نصیبش بشود، به احتمال زیاد آن آدم من خواهم بود.
آره، (در فیلم) سوار اسب هستم. و الان هم مشغول بازی در یک سریال تلویزیونی هستم که کلی اسبسواری دارد. اما از سر اجبار است و کاریش نمیشود کرد. نمیتوانم ادعا کنم اسبسواری میکنم. کاری است که مجبور شدم یاد بگیرم.
به زانو درآوردن سرمای کانادا

اگر قرار باشد در آن آب و هوا (زمستان کانادا) کار کنید، باید از انگشتهای دست و پا و صورتتان و دیگر اندامهایتان مراقبت کنید و آدمها هم در چنین شرایطی از هم مراقبت میکنند و حواسشان به یکدیگر هست.
لباسهای گرم میپوشی و البته که از هر روشی برای گرم ماندن استفاده میکنی. من بیشتر مواقع به طرز خوشایندی گرم بودم. بعضی روزها هوا سردتر بود. گاهی اوقات هم هوا گرم میشد و هیچ برفی روی زمین نبود و دلت میخواست دوباره سرد بشود.
در حسرت پروژههای از دسترفته
آره (طولانی شدن فیلمبرداری «از گور برگشته») باعث شد با «جوخه انتحاری/ Suicide Squad» (یک فیلم ابرقهرمانی به کارگردانی دیوید آیر و با بازی ویل اسمیت و جرد لتو) تداخل پیدا کند. برنامههایم را به هم ریخت.
ناامید و ناراحت شده بودم؟ معلوم است! بیزارم از این که پروژهای را از دست بدهم. تا مدتها برای از دست دادن دستمزد قابل توجهی که از بازی در آن فیلم گیرم میآمد افسوس میخوردم و آنها (سازندگان «از گور برگشته») را مقصر میدانستم. راستش، این اتفاق یکجورهایی برای شخصیتم خوب بود و باعث تغییرم شد.
شوخی با کارگردان!
نه. او (آلخاندرو) یک کوه ایده پیشنهاد می داد. کلی دستت باز بود برای این که برداشتهای مختلفی از یک کاراکتر داشته باشی، اما هیچوقت پیش نیامد که روی موردی باهاش به توافق نرسم و به اختلاف بربخوریم.
هماهنگی زیادی برقرار بود و کلی هم حماقت وجود داشت. خیلی رابطه شوخ و شنگی داشتیم. او آنقدرها هم خودش را جدی نمیگیرد. این همان آلخاندرویی است که من میشناسم و عاشقشم. من سر به سرش میگذاشتم و او هم تا میتوانست سر به سر من میگذاشت.

پشت پرده یک درگیری فیزیکی
(شایعهای پخش شده بود مبنی بر این که هاردی سر صحنه فیلمبرداری مُشت محکمی حواله ایناریتو کرده و درگیری فیزیکی بین بازیگر و کارگردان فیلم رخ داده اما هاردی تکذیب میکند) نه. اگر کسی را کتک بزنید، حتما خودتان باید ازش خبر داشته باشید. چنین اتفاقی نیفتاده. همهاش چرند است.

وقتی «لئو» پیشنهاد بازی میدهد
آره. خودش (لئوناردو دی کاپریو) به من زنگ زد و گفت: «رفیق، میدونم دلت میخواهد توی فیلمی بازی کنی که بتونی از هلیکوپتر بپری پایین یا درگیر تیراندازی و از این جور کارهای مزخرف بشی. اما قبل از این که شروع کنی، میخوام که اول یه نگاهی به این فیلمنامه بندازی.
لعنتی فوقالعادهست.» اینجوری بود که همه چیز شروع شد. قرار بود همه چیز فوقالعاده پیش برود. بعد با آلخاندرو ملاقات کردم و درباره کاراکتری که قرار بود نقشش را بازی کنم با هم حرف زدیم. درنهایت هم این نقش را به دست آوردم و مشغول بازی شدم.
ایده جاهطلبانه اما نشدنی
آره، واقعا فوقالعاده بود. همانطور که انتظار داشتی ریز به ریز دشواریها و چالشها محاسبه شده بود. لوکیشنها در دورافتادهترین مناطق شناسایی و انتخاب شده بودند. شکی نیست که پای مشکلات آبوهوایی هم در میان بود.
ایده اولیه این بود که کل فیلم مثل «بردمن» (فیلم قبلی ایناریتو) به صورت تکپلان فیلمبرداری شود. اما مسئله این بود که همه چیز باید به طور کامل با محیط وفق پیدا میکرد. طرح فوقالعاده جاهطلبانهای بود.
چالش دقیقه نود
خیلی طولانی بود. تک تک روزها فقط مسئله این بود که پایداری کنیم و دوام بیاوریم چون همه چیز به خاطر آب و هوا یا لوکیشن دقیقه نود تغییر میکرد. جمع کردن این فیلم حماسه عظیمی در نوع خودش بود.

سرسپردگی به غریزه بازیگری
تا دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری، من سر ضبط «افسانه» (Legend) بودم. فقط وقت داشتم ریشم را بلند کنم، سوار هواپیما بشوم، خودم را به لوکیشن برسانم و به چیزی که آلخاندرو میخواست گوش بدهم. یک کسی آنجا بود که نحوه استفاده از وسایل و تیر و تفنگها را یادم میداد. تجهیزاتی را که باید استفاده میکردم به خودم آویزان میکردم و نگاهشان میکردم.
احساس نمیکردم لازم است خودم را غرق یادگیری کنم و روش خاصی را در پیش بگیرم. با اتکا به غرایزم جلو رفتم. نه این که نتوانم به صورت روشمند کار کنم. فقط در این مورد، لزوم چنین کاری را احساس نمیکردم.
اسبهراسی به سبک هاردی
از اسبها خوشم نمیآید. مرا میترسانند. مدتهاست که در لندن نیازی به آنها نیست - دستکم از قرن نوزدهم به بعد که این طور بوده. عادت داریم سوار اتوبوس و مترو بشویم. سگها را ترجیح میدهم. آنها یک قدری قابل کنترلترند. راحتتر مهار میشوند. به نظرم اسبها صرفا زیبا هستند. آنها خیلی با ابهت و عضلانی هستند.
اگر روی سرم خراب میشدند یا بهم لگد میزدند چی؟ همیشه از این اخبار میشنوی که آدمها داشتند پشت اسبی راه میرفتند و ناغافل لگد خوردند. همیشه فکر میکنم اگر قرار باشد کسی پشت یک اسب راه برود و لگد نصیبش بشود، به احتمال زیاد آن آدم من خواهم بود.
آره، (در فیلم) سوار اسب هستم. و الان هم مشغول بازی در یک سریال تلویزیونی هستم که کلی اسبسواری دارد. اما از سر اجبار است و کاریش نمیشود کرد. نمیتوانم ادعا کنم اسبسواری میکنم. کاری است که مجبور شدم یاد بگیرم.
به زانو درآوردن سرمای کانادا

لباسهای گرم میپوشی و البته که از هر روشی برای گرم ماندن استفاده میکنی. من بیشتر مواقع به طرز خوشایندی گرم بودم. بعضی روزها هوا سردتر بود. گاهی اوقات هم هوا گرم میشد و هیچ برفی روی زمین نبود و دلت میخواست دوباره سرد بشود.
در حسرت پروژههای از دسترفته
آره (طولانی شدن فیلمبرداری «از گور برگشته») باعث شد با «جوخه انتحاری/ Suicide Squad» (یک فیلم ابرقهرمانی به کارگردانی دیوید آیر و با بازی ویل اسمیت و جرد لتو) تداخل پیدا کند. برنامههایم را به هم ریخت.
ناامید و ناراحت شده بودم؟ معلوم است! بیزارم از این که پروژهای را از دست بدهم. تا مدتها برای از دست دادن دستمزد قابل توجهی که از بازی در آن فیلم گیرم میآمد افسوس میخوردم و آنها (سازندگان «از گور برگشته») را مقصر میدانستم. راستش، این اتفاق یکجورهایی برای شخصیتم خوب بود و باعث تغییرم شد.
شوخی با کارگردان!
نه. او (آلخاندرو) یک کوه ایده پیشنهاد می داد. کلی دستت باز بود برای این که برداشتهای مختلفی از یک کاراکتر داشته باشی، اما هیچوقت پیش نیامد که روی موردی باهاش به توافق نرسم و به اختلاف بربخوریم.
هماهنگی زیادی برقرار بود و کلی هم حماقت وجود داشت. خیلی رابطه شوخ و شنگی داشتیم. او آنقدرها هم خودش را جدی نمیگیرد. این همان آلخاندرویی است که من میشناسم و عاشقشم. من سر به سرش میگذاشتم و او هم تا میتوانست سر به سر من میگذاشت.

(شایعهای پخش شده بود مبنی بر این که هاردی سر صحنه فیلمبرداری مُشت محکمی حواله ایناریتو کرده و درگیری فیزیکی بین بازیگر و کارگردان فیلم رخ داده اما هاردی تکذیب میکند) نه. اگر کسی را کتک بزنید، حتما خودتان باید ازش خبر داشته باشید. چنین اتفاقی نیفتاده. همهاش چرند است.
تبلیغات متنی
-
مستند «سرپوش»؛ روایت شجاعت یک روزنامهنگار در برابر قدرت
-
زمان پخش سریال هری پاتر مشخص شد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
آخرین وضعیت پروازها و نوتام جدید
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
عراقچی: تغییر رژیم در ایران کاملاً یک خیال است
-
فعالیت پررنگ آمریکا در پایگاه شاهزاده سلطان عربستان
-
زندگی میرسعید و هانیه توسلی تحت تاثیر یک عقاب!
-
روایت روحانی از کنترل تنش با ترامپ در سال ۹۸
-
آمادگی ترامپ برای «نیروی ثبات بینالمللی» در غزه
-
زیبایی امروز قله دماوند چشمنواز شد
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
از مسیح تا میر؛ نگاهی به تمامی سازهای مخالف وضع موجود
-
راهنمای انصراف از شیوه دوم کالابرگ
-
جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴؛ لیست کامل فیلمها + راهنمای خرید بلیط
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
عراقچی: تغییر رژیم در ایران کاملاً یک خیال است
-
از مسیح تا میر؛ نگاهی به تمامی سازهای مخالف وضع موجود
-
راهنمای انصراف از شیوه دوم کالابرگ
-
جنگنده قدرتمند ایران که F-۳۵ را به دردسر میاندازد
-
واکنش به خبر بازداشت برخی پزشکان در حوادث اخیر
-
پاکستان تردد مرزنشینان ایران را مشروط کرد
-
گزینه سورپرایزی پرسپولیس برای تقویت خط هافبک
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
تا این لحظه یک اسپانیایی در تهران کشته مُردهها دارد
-
درخواست رسول خادم برای آزادی علیرضا نجاتی
-
آمریکا ۶۶۰ میلیون تتر بابک زنجانی را توقیف کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
ترامپ از تصمیم جدید خود درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
اقدام توجهبرانگیز ارتش همزمان با اخبار جنگ احتمالی
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر