گفت و گو با شبنم مقدمی، ستاره زن سال ۹۴
هرچند برای دو فیلم «زاپاس» و «نفس» برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر شد اما به اعتقاد بسیاری، بازی اش در «ابد و یک روز» یک چیز دیگر بود.
ویژه نامه تبار: هرچند برای دو فیلم «زاپاس» و «نفس» برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر شد اما به اعتقاد بسیاری، بازی اش در «ابد و یک رو» یک چیز دیگر بود.البته بازی همه بازیگران این فیلم تحسین شده چیز دیگری بود! این بازیگر گزیده کار که در دهه چهارم زندگی اش به سر می برد فعالیت خود در رادیو را از سال ۷۷ با اجرای برنامه «خانه کاغذی» آغاز کرد و در همان سال کار بازیگری در سینما را با فیلم «زخمی» کامران قدکچیان آغاز نمود.
دوره موفقیت او در سینما با درخشش در «پاداش سکوت» ساخته مازیار میری آغاز شد. سال ۹۲ به خاطر بازی درخشان در فیلم «امروز» برای اولین بار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شده بود و امسال برای بار دوم این پرنده پرسوخته را به خانه برد!

سال ۹۴ در تمام حوزه ها مثل سینما پر از اتفاق های خوب بود. زندگی شما امسال چطور بود؟ مثل بادکنک های توی دست تان، رنگی رنگی بود؟
دقیقا مثل همین بادکنک ها بود؛ پر از لحظه های خوش رنگ و طلایی. البته بعضا لحظه های غم انگیزی هم وجودداشت، ولی اگر بخواهم تلخی ها و خوشی ها را در ترازو بگذارم، بخش خوش رنگ و خوشمزه زندگیم بیشتر بود. امسال تلاش من به نتیجه رسید.
تصمیمی برای تغییر در روند زندگی تان در سال جدید گرفته اید یا با همان فرمان گذشته پیش می روید؟
این یک اعتراف است؛ به مصالحه ای با جهان رسیدم و با دنیا و کائنات صلح درونی پیدا کردم. دیگر چیزی مثل گذشته آزار و اذیتم نمی دهد. مدت ها بود که تلاش می کردم یک روحیه پذیرا برای خودم ایجاد کنم. روحیه پذیرا از توکل و اعتماد به خدا می آید.
کار ساده ای نیست. چطور به این اراده رسیدید؟
راستش با تمرین و ممارست زیادی تصمیمم را عملی کردم. دیگر برای چیزی حصر نمی خورم. فکر می کنم آنچه باید اتفاق بیفتد به شکل صحیح آن، اگر من درست قدم بردارم و حتما به موقع اتفاق می افتد. حالا خیلی آرام تر از قبل هستم. این تصمیم اینقدر راحتم کرده که دلم می خواهد برای اولین بار در مورد آن حرف بزنم. می خواهم بگویم از این به بعد؛ به خصوص در سال ۹۵، لحطه های رنگی بیشتری در زندگی ام می بینم.

امسال را با یک اتفاق خوب تمام می کنید. دومین سیمرغ تان را گرفتید. هرچند این سیمرغ برای فیلم های زاپاس و نفس بود، اما فیلمی هم که می دانم دوستش دارید، موفقیت بسیاری پیدا کرد و خیلی مورد توجه قرار گرفت.
دقیقا. امسال من این شانس را داشتم که سه فیلم متفاوت در جشنواره داشته باشم. درست است که جایزه ام را برای فیلم «ابد و یک روز» نگرفتم؛ اما این فیلم را هم به همان اندازه دوست دارم و روی آن تعصب دارم.
تقریبا همه فیلم های کارنامه کاری شما قابل دفاع است. اما ابد و یک روز را می توان نقطه عطفی در این کارنامه دانست. چرا که نقش شما در آن با نقش های دیگری که داشتید کاملا متفاوت است.
بله این فیلم برای من خیلی مهم است، برای اینکه پاسخ اعتمادم به کارگردان جوانی را گرفتم که فیلمنامه خیلی خوب نوشته بود. وقتی فیلمنامه خوبی در دست کارگردان است می شود گفت که شالوده فیلم را درست ریخته شده و می توان حدس زد که آن عمارت تا کجا توانایی بالارفتن دارد. خیلی ها از من می پرسیدند با چه اعتمادی سر فیلم شخصی رفتید که سنش کم است و تجربه سینمایی ندارد، اما در همان گفت و گوهای اولیه ای که بین ما و سعید روستایی انجام شد، تجربه و نگاه صحیحش به سینما را درک کردیم.

وقتی فیلم را دیدیم و شاهد درخشش در جشنواره فیلم فجر شدیم، همه مان فهمیدیم که اعتمادمان درست بوده است. به نظرم سعید روستایی قدم اولش در حد یک پله و دو پله نبود، اصلا او قدم نزد، یک پرش بلند کرد. من از آن دسته بازیگرهایی هستم که معتقدم فیلم، متعلق به کارگردان است. من طراحی شخصیت را انجام می دهم و با او به اشتراک می گذارم، درواقع کارگردانی که نویسنده فیلمنامه هم هست باید طراحی من را تایید کند.
احتمالا برای همین درک هم کار با کارگردان های جوان زیاد در کارنامه تان داشتید.
بله. احساس می کنم وقتی اعتماد و تعامل بین کارگردان و بازیگر شکل می گیرد اتفاق خوبی می افتد. در این موقعیت کاری، هیچ کدام از طرفین گارد ندارند، هیچ کدام فکر نمی کنند که قرار است فیلم متعلق به خودشان باشد، فکر می کنند که حالا باید دست به دست هم بدهند تا یک شخصیت تازه خلق کنند؛ سعید روستایی این ویژگی را دارد.
البته گاهی هم پیش می آمد که احساس کنم بهتر است مثال در این پلان، این کار را انجام ندهیم، با هم صحبت می کردیم، می گفت از منظر من باید اینطوری باشد. من می پذیرفتم و پاسخ این اعتماد را هم گرفتم. برای اینکه اعظم «ابد و یک روز» یکی از متفاوت ترین نقش هایی شد که بازی کردم.
در نهایت فیلم های «نفس» و «زاپاس» بودند که سیمرغ را از آن شما کردند. این دو فیلم چه جایگاهی برای شما دارند؟
آنها هم در جایگاه خودشان برای من به نسبت دیگر کارهایم خیلی متفاوت هستند. هر دو نقش از من خیلی دور هستند؛ مخصوصا نقشی که در «نفس» بازی کردم، نقش کوتاهی بود اما باید شخصیت یک زن از جهانی متفاوت از جهان خودم را بازی می کردم؛ زنی از یک تاریخ و یک جغرافیای دیگر. راستش برای بازی در فیلم نفس یک ذره ترسیده بودم، از آن نقش هایی بود که اگر آنطور که باید در نمی آمد، خیلی بد می شد. بازی در این فیلم برایم ریسک بود. در نهایت باید بگویم این شانس من بود که توانستم سه تا نقش بسیار دور از هم و متفاوت را در یک سال بازی کنم. معمولا از این شانس ها به بازیگرها کمتر رو می کند.

اما اغلب بازیگرها از این مساله گله دارند که فیلمنامه خوب در سینما کم است.
راستش من می گویم شانس آورده ام. اما پشت این خوش شانسی یک عقبه ای از تلاش و صبر وجوددارد. همه این سال ها صبر کردم که بتوانم یک جایی اینطور نقش ها را انتخاب کنم. تلاش کردم، ننشستم، غر نزدم و نفرت پراکنی نکردم. شکیبایی ام جواب داد تا الان اینقدر پیشنهاد داشته باشم.
قطعا در این سال ها مدتی هم بوده که کار نداشته باشید.
بله. من سال گذشته یک فیلم هم در جشنواره ها نداشتم. سال قبل از آن هم با اینکه برای فیلم «امروز» سیمرغ گرفته بودم، باز پیشنهاد خوبی نداشتم.
پس سیمرغ و جایزه تضمین آینده کاری نیست.
همینطور است. البته جایزه آدم را یک مقداری سختگیر می کند. فکر می کنید بعد از آن مسئولیت سنگین تری دارید. سیمرغ فیلم «امروز» را که گرفتم، یک سال طول کشید تا پیشنهادهای بهتری داشته باشم.

جشنواره امسال به لحاظ کیفیت آثار یک سروگردن از سال های پیش بالاتر بود. با وجود زیاد بودن تعداد فیلم های خوب، فکر می کردید امسال هم سیمرغ بگیرید؟
من همیشه به این مساله فکر می کنم. برای اینکه شما مسیری را می روید که به مقصد برسید، منتها تفاوت به مقصد رسیدن در حرفه ما این است که بعد از رسیدن به مقصد، مقصد دیگری وجود دارد و سینما پایان پذیر نیست. برای من اینطور است که هنوز هم اهمیت آموزش، پایندگی و تجربه کردن برایم سر جایش است. وقتی این جایزه را می گیرم حس می کنم که یک مرغ از سیمرغ در دستانم دارم. به خانه که می روم می گویم اینجا بنشین تا دوستان دیگرت را اینجا بیاورم.
پس هر سال بهار کفش آهنین تان را می پوشید که تا انتهای سال مزد و جایزه تلاش تان را بگیرید و سی مرغ تان را تکمیل کنید.
زندگی ابعاد مختلفی دارد، فقط کار نیست. در کل، چند ماه از کل سال، حال زمین از درون خود خوب می شود و نمود بیرونی آن، بهار را می بینیم. حال ما هم باید از درون خوب شود تا شکفتن ما از بیرون معلوم باشد. برای خودمان، برای جهان مان و برای پیرامون مان بشکفیم و حال خوب را برای خودمان و همه جهان بخواهیم.
دوره موفقیت او در سینما با درخشش در «پاداش سکوت» ساخته مازیار میری آغاز شد. سال ۹۲ به خاطر بازی درخشان در فیلم «امروز» برای اولین بار برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر شده بود و امسال برای بار دوم این پرنده پرسوخته را به خانه برد!

سال ۹۴ در تمام حوزه ها مثل سینما پر از اتفاق های خوب بود. زندگی شما امسال چطور بود؟ مثل بادکنک های توی دست تان، رنگی رنگی بود؟
دقیقا مثل همین بادکنک ها بود؛ پر از لحظه های خوش رنگ و طلایی. البته بعضا لحظه های غم انگیزی هم وجودداشت، ولی اگر بخواهم تلخی ها و خوشی ها را در ترازو بگذارم، بخش خوش رنگ و خوشمزه زندگیم بیشتر بود. امسال تلاش من به نتیجه رسید.
تصمیمی برای تغییر در روند زندگی تان در سال جدید گرفته اید یا با همان فرمان گذشته پیش می روید؟
این یک اعتراف است؛ به مصالحه ای با جهان رسیدم و با دنیا و کائنات صلح درونی پیدا کردم. دیگر چیزی مثل گذشته آزار و اذیتم نمی دهد. مدت ها بود که تلاش می کردم یک روحیه پذیرا برای خودم ایجاد کنم. روحیه پذیرا از توکل و اعتماد به خدا می آید.
کار ساده ای نیست. چطور به این اراده رسیدید؟
راستش با تمرین و ممارست زیادی تصمیمم را عملی کردم. دیگر برای چیزی حصر نمی خورم. فکر می کنم آنچه باید اتفاق بیفتد به شکل صحیح آن، اگر من درست قدم بردارم و حتما به موقع اتفاق می افتد. حالا خیلی آرام تر از قبل هستم. این تصمیم اینقدر راحتم کرده که دلم می خواهد برای اولین بار در مورد آن حرف بزنم. می خواهم بگویم از این به بعد؛ به خصوص در سال ۹۵، لحطه های رنگی بیشتری در زندگی ام می بینم.

امسال را با یک اتفاق خوب تمام می کنید. دومین سیمرغ تان را گرفتید. هرچند این سیمرغ برای فیلم های زاپاس و نفس بود، اما فیلمی هم که می دانم دوستش دارید، موفقیت بسیاری پیدا کرد و خیلی مورد توجه قرار گرفت.
دقیقا. امسال من این شانس را داشتم که سه فیلم متفاوت در جشنواره داشته باشم. درست است که جایزه ام را برای فیلم «ابد و یک روز» نگرفتم؛ اما این فیلم را هم به همان اندازه دوست دارم و روی آن تعصب دارم.
تقریبا همه فیلم های کارنامه کاری شما قابل دفاع است. اما ابد و یک روز را می توان نقطه عطفی در این کارنامه دانست. چرا که نقش شما در آن با نقش های دیگری که داشتید کاملا متفاوت است.
بله این فیلم برای من خیلی مهم است، برای اینکه پاسخ اعتمادم به کارگردان جوانی را گرفتم که فیلمنامه خیلی خوب نوشته بود. وقتی فیلمنامه خوبی در دست کارگردان است می شود گفت که شالوده فیلم را درست ریخته شده و می توان حدس زد که آن عمارت تا کجا توانایی بالارفتن دارد. خیلی ها از من می پرسیدند با چه اعتمادی سر فیلم شخصی رفتید که سنش کم است و تجربه سینمایی ندارد، اما در همان گفت و گوهای اولیه ای که بین ما و سعید روستایی انجام شد، تجربه و نگاه صحیحش به سینما را درک کردیم.

وقتی فیلم را دیدیم و شاهد درخشش در جشنواره فیلم فجر شدیم، همه مان فهمیدیم که اعتمادمان درست بوده است. به نظرم سعید روستایی قدم اولش در حد یک پله و دو پله نبود، اصلا او قدم نزد، یک پرش بلند کرد. من از آن دسته بازیگرهایی هستم که معتقدم فیلم، متعلق به کارگردان است. من طراحی شخصیت را انجام می دهم و با او به اشتراک می گذارم، درواقع کارگردانی که نویسنده فیلمنامه هم هست باید طراحی من را تایید کند.
احتمالا برای همین درک هم کار با کارگردان های جوان زیاد در کارنامه تان داشتید.
بله. احساس می کنم وقتی اعتماد و تعامل بین کارگردان و بازیگر شکل می گیرد اتفاق خوبی می افتد. در این موقعیت کاری، هیچ کدام از طرفین گارد ندارند، هیچ کدام فکر نمی کنند که قرار است فیلم متعلق به خودشان باشد، فکر می کنند که حالا باید دست به دست هم بدهند تا یک شخصیت تازه خلق کنند؛ سعید روستایی این ویژگی را دارد.
البته گاهی هم پیش می آمد که احساس کنم بهتر است مثال در این پلان، این کار را انجام ندهیم، با هم صحبت می کردیم، می گفت از منظر من باید اینطوری باشد. من می پذیرفتم و پاسخ این اعتماد را هم گرفتم. برای اینکه اعظم «ابد و یک روز» یکی از متفاوت ترین نقش هایی شد که بازی کردم.
در نهایت فیلم های «نفس» و «زاپاس» بودند که سیمرغ را از آن شما کردند. این دو فیلم چه جایگاهی برای شما دارند؟
آنها هم در جایگاه خودشان برای من به نسبت دیگر کارهایم خیلی متفاوت هستند. هر دو نقش از من خیلی دور هستند؛ مخصوصا نقشی که در «نفس» بازی کردم، نقش کوتاهی بود اما باید شخصیت یک زن از جهانی متفاوت از جهان خودم را بازی می کردم؛ زنی از یک تاریخ و یک جغرافیای دیگر. راستش برای بازی در فیلم نفس یک ذره ترسیده بودم، از آن نقش هایی بود که اگر آنطور که باید در نمی آمد، خیلی بد می شد. بازی در این فیلم برایم ریسک بود. در نهایت باید بگویم این شانس من بود که توانستم سه تا نقش بسیار دور از هم و متفاوت را در یک سال بازی کنم. معمولا از این شانس ها به بازیگرها کمتر رو می کند.

اما اغلب بازیگرها از این مساله گله دارند که فیلمنامه خوب در سینما کم است.
راستش من می گویم شانس آورده ام. اما پشت این خوش شانسی یک عقبه ای از تلاش و صبر وجوددارد. همه این سال ها صبر کردم که بتوانم یک جایی اینطور نقش ها را انتخاب کنم. تلاش کردم، ننشستم، غر نزدم و نفرت پراکنی نکردم. شکیبایی ام جواب داد تا الان اینقدر پیشنهاد داشته باشم.
قطعا در این سال ها مدتی هم بوده که کار نداشته باشید.
بله. من سال گذشته یک فیلم هم در جشنواره ها نداشتم. سال قبل از آن هم با اینکه برای فیلم «امروز» سیمرغ گرفته بودم، باز پیشنهاد خوبی نداشتم.
پس سیمرغ و جایزه تضمین آینده کاری نیست.
همینطور است. البته جایزه آدم را یک مقداری سختگیر می کند. فکر می کنید بعد از آن مسئولیت سنگین تری دارید. سیمرغ فیلم «امروز» را که گرفتم، یک سال طول کشید تا پیشنهادهای بهتری داشته باشم.

جشنواره امسال به لحاظ کیفیت آثار یک سروگردن از سال های پیش بالاتر بود. با وجود زیاد بودن تعداد فیلم های خوب، فکر می کردید امسال هم سیمرغ بگیرید؟
من همیشه به این مساله فکر می کنم. برای اینکه شما مسیری را می روید که به مقصد برسید، منتها تفاوت به مقصد رسیدن در حرفه ما این است که بعد از رسیدن به مقصد، مقصد دیگری وجود دارد و سینما پایان پذیر نیست. برای من اینطور است که هنوز هم اهمیت آموزش، پایندگی و تجربه کردن برایم سر جایش است. وقتی این جایزه را می گیرم حس می کنم که یک مرغ از سیمرغ در دستانم دارم. به خانه که می روم می گویم اینجا بنشین تا دوستان دیگرت را اینجا بیاورم.
پس هر سال بهار کفش آهنین تان را می پوشید که تا انتهای سال مزد و جایزه تلاش تان را بگیرید و سی مرغ تان را تکمیل کنید.
زندگی ابعاد مختلفی دارد، فقط کار نیست. در کل، چند ماه از کل سال، حال زمین از درون خود خوب می شود و نمود بیرونی آن، بهار را می بینیم. حال ما هم باید از درون خوب شود تا شکفتن ما از بیرون معلوم باشد. برای خودمان، برای جهان مان و برای پیرامون مان بشکفیم و حال خوب را برای خودمان و همه جهان بخواهیم.
تبلیغات متنی
-
تیتر توجهبرانگیز کیهان قبل از کنسل شدن مذاکرات
-
قیمت دلار ناگهان بهخاطر مذاکرات بالا رفت
-
ادعای اسرائیل درباره علت لغو مذاکرات روز جمعه
-
جزئیات لغو مذاکرات ایران و آمریکا
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
طارمی باز هم برای المپیاکوس گل زد
-
ارتش اسرائیل حمله ایران را شبیهسازی کرد!
-
ستاره پرتغالی الهلال تمدید کرد
-
حرکت عجیب صداوسیما در آستانه مذاکره روز جمعه
-
نطق تازه اردوغان درباره مذاکرات ایران و آمریکا
-
پیغام لحظهآخری عراقچی به آمریکا پیش از مذاکره
-
آمریکا شرط نهایی توافق با ایران را اعلام کرد
-
گریم متفاوت امین حیایی در جدیدترین فیلمش
-
تصویر خبرگزاری مهر از پوشش یک خانم در جشنواره فجر
-
تاریخ واریز کالابرگ بهمن اعلام شد
-
تیتر توجهبرانگیز کیهان قبل از کنسل شدن مذاکرات
-
قیمت دلار ناگهان بهخاطر مذاکرات بالا رفت
-
ادعای اسرائیل درباره علت لغو مذاکرات روز جمعه
-
جزئیات لغو مذاکرات ایران و آمریکا
-
و ناگهان مذاکره میان ایران و آمریکا کلا لغو شد
-
ارتش اسرائیل حمله ایران را شبیهسازی کرد!
-
حرکت عجیب صداوسیما در آستانه مذاکره روز جمعه
-
پیغام لحظهآخری عراقچی به آمریکا پیش از مذاکره
-
آمریکا شرط نهایی توافق با ایران را اعلام کرد
-
تصویر خبرگزاری مهر از پوشش یک خانم در جشنواره فجر
-
اولین تصاویر از مذاکرات روسیه، اوکراین و آمریکا
-
این روزها خیلیها درباره گلشیفته فراهانی پچپچ میکنند!
-
پیشنهاد خبرساز یک روحانی برای دریافت اینترنت یک میلیاردی
-
دهنکجی مهناز افشار و پرستو صالحی به هنرمندان داخل ایران
-
حبیب این چهارشنبه را سالها پیش دیده بود؛ ببار ای برف...
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
پیغام صحرا اسداللهی به مردم درباره جشنواره فجر
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
ارتش آمریکا برای پایگاه «العدید» جایگزین پیدا کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
واقعا باید به گروه بازیگران، تدوین، چهره پردازی، نویسنده و کارگردانی فیلم ابد و یک روز دست مریزاد گفت.
ابد و یک روز یکی از بهترین فیلم های دو، سه سال اخیره.