گروه «زرد یواش» جدیدترین پدیده کنسرت خیابانی
«زرد یواش» حالا گروه محبوب بسیاری از جوانان تهران است و به قول امروزی ها «فاز غمگین» و «تریپ هنری شان» جوری سر و صدا کرده که دیگر نمی شود از کنارشان گذشت و هنرشان را دید و در اوج عجله، میخکوب نشد و از هرنشان در خیابان لذت نبرد.
ماهنامه دیار: قصه دوخطی شان را اگر قرار باشد مرو کنیم می شود: «برادر بزرگتر در خیابان گیتار زده و خوانده و به مرور کارش گرفته و طرفدار پیدا کرده است. برادر کوچکتر هم اضافه شده و چون یک فولکس واگن زدررنگ داشته اند که همیشه با آن رفت و آمد می کردند، «زرد» تبدیل به اِلمان و کاراکترشان شده و به مرور نوع لباس پوشیدن، کارهای تبلیغاتی و خیلی اصول ریزه کاری شان هم زردرنگ شده.
گروه «زرد یواش/ Slow- Yellow» بالاخره متولد شده و چند گزارش از شبکه های خارجی در موردشان، بازی را بزرگ و بزرگتر کرده و حالا اوضاع به گونه ای شده که آن ها «به قول خودشان» در آستانه انفجار اولین آلبوم رسمی خیابانی شان هستند...» «پیام و پدرام ملکوتی» از مدت ها قبل در تهران و خیابان های این کلان شهر ساز زده اند.

موسیقی را نوع تفریح یا کار نمی دانند و همیشه با عشق از آن صحبت می کنند. «زرد یواش» حالا گروه محبوب بسیاری از جوانان تهران است و به قول امروزی ها «فاز غمگین» و «تریپ هنری شان» جوری سر و صدا کرده که دیگر نمی شود از کنارشان گذشت و هنرشان را دید و در اوج عجله، میخکوب نشد و از هرنشان در خیابان لذت نبرد... ذات هنر خیابانی، وقتی اعتراض و قد علم کردن در اصول آکادمیک و کلاسیکش باشد، حتما حرف های زیادی دارد و ی شود جزییات و حواشی جالبی را از حول و حوش آن بیرون کشید.
هنرمند خیابانی برای خودش اصولی دارد و برای نزدیک شدن به آن ها باید به اصول شان احترام گذاشت. یکی از اصول آن ها هم گفت و گو در کنار خیابان و هم صحبت شدن در وضعیتی بود که آن ها خودشان را برای اجرایی خیریه و خیابانی آماده می کردند. این گفت و گو خیابانی با یک گروهِ «خیلی خیابانی» ولی خوش قول، خوش صحبت و مودب را از دست ندهید.
بازی از کی برای شما شروع شد؟
بازی؟!
کار و ساز زدن در خیابان و معروفیت...
پدرام: به سال ۸۱ بر می گردد که برادرم پیام در خیابان گیتار می زد و به تنهایی آواز می خواند. آن موقع سازهای آکاردئون، سنتور، ضرب و تمپو بود ولی کسی در خیابان گیتار نمی زد. چون گیتار یک ساز قلبی و خوشگل بود و کسی در خیابان گیتار نمی زد. چند سال بعد من به برادرم ملحق شدم و ساز زدیم و چند نفری اضافه و کم شدیم و برای کارمان پلاکاردی زدیم. گفتیم برای گروه مان یک اسم تعیین کنیم. می خواستیم یک فولکس واگن زردرنگ که یواش راه می رفت را خریداری کنیم؛ اسم گروه از همین ایده متولد شد.

با همین «زرد یواش» می خواستیم هم شهر و هم ایران را بچرخیم و ساز بزنیم و درباره این کار فرهنگ سازی بکنیم و بعد از آن هم پول دربیاریم و معروف شویم. خیلی از هنرمندان خیابانی هستند که بدون هیچ هدف خاصی می آیند و ساز می زنند، ولی ما می خواستیم یک پلاکارد بزنیم و درباره این کار فرهنگ سازی بکنیم و بعد از آن هم پول دربیاریم و معروف شویم.
خیلی از هنرمندان خیابانی هستند که بدون هیچ هدف خاصی می آیند و ساز می زنند، ولی ما می خواستیم یک پلاکارد بزنیم و یک برند داشته باشیم. آن فولکس زرد چون ماشین بسیار معیوب و قدیمی ای بود و نتوانستیم زیاد آن را داشته باشیم و قرارداد فسخ شد ولی این عنوان برای ما از همان ماند.
پیام: آن موقع فقط پیج فیس بوک بود و بعد اینستاگرام آمد و این گونه کار ما شروع شد و آرام آرام احساس کردیم که همین ریزبینی ها نتیجه داده. الان حدود ۲، ۳ سال است که پلاکارد زدیم. قبل از آن بدون اسم کار کردیم و حدود ۲ سال است که برای گروه اسم گذاشتیم و همین شروع دورانی بود که خاطرات خوشی از آن داریم.
بعد چه شد که کارتان گرفت و سر از شبکه های مهم خبری آن ور آبی درآوردید؟
پدرام: راستش را بخواهید ما خودمان هم متوجه نشدیم چه طور شد که آن شبکه ها تصمیم به پخش گزارش هایی از ما گرفتند. در شبکه های اجتماعی طرفدار پیدا کرده بودیم ولی فکرش را هم نمی کردیم که موضوع به یک باره تا این حد بزرگ شود.
پیام: قبل از پلاکارد زدن هم هرجایی ساز می زدیم شلوغ می شد، چون با شور و حال زیادی ساز می زدیم و مثل بقیه فقط به فکر پول درآوردن نبودیم. ما با ساززدن لذت می بردیم و با پرفورمنس و رقص پا و هیجان این کار را می کردیم. به همین دلیل همیشه جمعیت زیادی می آمد. بعد از آن که پلاکارد زدیم ما را به اسم «زرد یواش» شناختند و بعد از آن اتفاقات دیگر به خودباوری رسیدیم و تلاشمان چند برابر شد.
بیش تر کجا ساز می زدید؟ منظورم این است که محل به خصوصی داشتید که در اصطلاح پاتوق باشد یا نه در جا های مختلف ساز می زدید؟
پدرام: سمت غرب، پونک، پارک قیطریه، تهرانپارس، نارمک و جاهای دیگر ساز زده ایم. البته در کرمانشاه، همدان، اصفهان، یزد، رشت، رامسر، جواهرده، کرج، قزوین و مشهد هم برنامه های زیادی داشتیم و این روند به مرور بیش تر هم شده است.

حتما در موقعیت کنونی، شناخت و مطالعه درستی درباره هنر خیابانی و ماهیت بی واسطه اش داشته اید؟
پدرام: اولا این که موسیقی خیابانی تنها شغلی است که شما خدمات ارائه می دهی و برای آن مبلغی تعیین نمی کنیم. در همه جای دنیا خدمات یا کالا یا سرویسی که ارائه می دهند مبلغی برای آن تعیین می کنند. حالا این سرویس می خواهد آرایشگری باشد یا ماساژ و سینما و موسیقی و تئاتر، شما اول پول را پرداخت می کنید. ولی در موسیقی خیابانی اول خدمات ارائه می شود و هیچ توقعی وجود ندارد که کسی پولی بدهد و چه قدر بدهد یا این که کسی بایستد و گوش بدهد یا ندهد.
شما محدودیتی در انتخاب آهنگ ندارید و هر کس هر آهنگی را که دوست داشته باشد، اجرا می کند و مخاطب خودش تصمیم می گیرد که چه قدر پول بدهد و بایستد نگاه کند و آن گروه را برای پیگیری انتخاب کند یا نه. به خاطر همین سات که خیلی پرطرفدار هست و به مشتری و مخاطب اهمیت می دهد.
پیام: درک شخصی ما زا موسیقی این است که بتوانیم انرژی منتقل کنیم و در کنار آن فرهنگی بسازیم. در این راستا سعی بر ایجاد فرهنگ در ارتباط با اعتیاد، زباله، بانک سلول های بنیادی، اینترنت و... داریم. زمانی که حتی یک نفر از خواب بیدار شود ما رسالت خود را انجام داده ایم گروه از صمیم قلب این کار را می کند. باعث افتخار است در ایستگاهی که ساز می زنیم ایستگاه آرامش نام می گیرد. مردم با درگیری ها و مشغله های مختلف به تماشای برنامه ما می ایستند و ذهن آن ها آرام می شود. شاید تاثیر ما روی بزرگسالان کم باشد، اما این فرهنگ سازی روی کودکان تاثیر زیادی دارد.
اگر بخواهم درباره گذشته شخصی شما بپرسم و موضوعاتی که شاید زیاد برای خودتان خوشایند نیست حرف بزنم، لحن این گپ و گفت همین طور دوستانه باقی می ماند؟
پیام: بله چرا که نه. من با افتخار جواب شما را خواهم داد.

شما درگیر اعتیاد سنگینی بودید و همین موسیقی توانسته شما را نجات دهد. این تجربه تلخ که به مرور به شیرینی گراییده قرار است به عنوان مفهوم کلی آثار شما، آن هم در کف خیابان و بی واسطه به مخاطب خیابانی انتقال پیدا کند؟
پیام: من مدتی در مشهد کارتن خواب بودم. زمانی گیتار داشتم و ساز می زدم و در مسافرخانه اقامت می کردم. در هر صورت دلم برای ساز نواختن با برادرم تنگ شده بود. موسیقی خیلی در این راه به من کمک کرد. یکی از بزرگ ترین دلایل پاکی من، پدرام بود که پشتوانه بسیار ارزشمندی در زندگی ام است. تصمیم داریم داریم کمپ ترک اعتیادی تاسیس کنیم که در آن موسیقی زنده تدریس می شود.
از نظر من این یک کار بزرگ است که نیاز به حمایت مردم و دیگر هنرمندان دارد. نزدیک به انتشار آلبوم هستیم. به لطف خدا کارهای ما ضبط شده اند و شعرها مجوز گرفته اند و در ارشاد هستند. هدف ما این است به جایگاهی برسیم که هم صدایمان بیش تر شنیده شود و هم درآمد کسب کنیم و این درآمد را صرف کارهای خیر بکنیم.
یکی از فاکتورهای رسمی شدن یک گروه خیابانی و فعالیت در چارچوب های فرهنگی، می تواند به این موضوع ختم شود که هویت خیابانی و سرکش شما بایستی مهار شود. این موضوع به ریزش مخاطبان شما نمی انجامد؟
پدرام: وقتی ما از عرصه خیابان وارد استیج می شویم به همان اندازه که طرفدارهایمان ریزش دارد به همان اندازه هم خیلی ها هستند که شاید ما را نشناسند و آلبوم ما را بگیرند. مثل خیلی از خواننده هایی که در عرصه حرفه ای و استیج هستند و هیچ کدام خیابانی نبودند، ولی برای خودشان طرفدار دارند. ما در یک بخش طرفدار خیابانی داریم و در بخش دیگر وقتی آلبوم بیرون بیاید نسبت به آن آلبوم طرفدار جذب می کنیم. یعنی شاید مخاطب اجرای خیابانی ما را ندیده باشد و با گوش دادن آلبوم از آن خوشش بیاید و کار ما را پیگیری کند. به هر حال در هر موقعیتی همه فکر و ذکر ما گسترش جغرافیای شنوندگان آثار ماست که برایش انرژی زیادی صرف شده است.
خودتان کدام کاراکتر را بیش تر دوست دارید؟ کاراکتر یک هنرمند خیابانی با آثاری گستاخ و مهارنشدنی یا گروهی که خیلی شیک باید روی صحنه آثارش را بخواند؟
پدرام: صددرصد ما به خیابانی بودن مان افتخار می کنیم و از آن خوشحال هستیم. چون معتقدیم که می توانیم هم در خیابان و هم در استیج ساز بزنیم. این را بدون جوگیری و اغراق به شما می گویم که اگر کنسرت خیابانی بگذاریم، تهران قفل می شود... از سوی دیگر اعتقاد دارم هرکس در شرایط خیابان ساز بزند و بخواند، در هر جایی می تواند ساز بزند و برنامه اجرا کند.

چون در خیابان چند عامل وجود دارد که حواس را پرت می کند مثل رفت و آمد مردم، موتوری که رد می شود و بوق می زند و... باید حواسمان باشد که تجمع زیاد نشود و مواردی این گونه. درواقع باید به هزار چیز حواسمان باشد. ولی در استیج همه چیز خوب و ساکت است و اجرا کردن راحت تر است. بسیاری از خواننده هایی که در اسیتج هستند شاید نتوانند در خیابان ساز بزنند، ولی ما می توانیم. چون تجربه هایی به مراتب سخت تر و پردردسرتر را تجربه کرده ایم.
آلبوم چه خبر؟ صحبت پایانی را درباره آلبوم و روند آغاز فعالیت های رسمی تان بگویید.
پیام: آلبوم را تا یک حدی پیش بردیم و تصمیم گرفتیم به آن یک تغییر کلی بدهیم. آلبوم را در ۱۱ قطعه تولید کرده ایم ولی دیدیم آن اتفاق و ضربه بزرگی که می خواهیم، در آن نیست. بنابراین یک سری از آهنگ ها را حذف کردیم و یک سری دیگر را اضافه کردیم. تنظیم ها و میکس مسترها را تغییر دادیم و می خواهیم یک اتفاق بزرگ برای آن بیفتد. به همین دلیل الان نمی توانیم تاریخ و زمانی برای انتشار آن بگوییم، ولی درصدد انتشار اثری هستیم که بتوانیم آن هویت و مفهوم هنر خیابانی را به مخاطب انتقال دهیم.
گروه «زرد یواش/ Slow- Yellow» بالاخره متولد شده و چند گزارش از شبکه های خارجی در موردشان، بازی را بزرگ و بزرگتر کرده و حالا اوضاع به گونه ای شده که آن ها «به قول خودشان» در آستانه انفجار اولین آلبوم رسمی خیابانی شان هستند...» «پیام و پدرام ملکوتی» از مدت ها قبل در تهران و خیابان های این کلان شهر ساز زده اند.

موسیقی را نوع تفریح یا کار نمی دانند و همیشه با عشق از آن صحبت می کنند. «زرد یواش» حالا گروه محبوب بسیاری از جوانان تهران است و به قول امروزی ها «فاز غمگین» و «تریپ هنری شان» جوری سر و صدا کرده که دیگر نمی شود از کنارشان گذشت و هنرشان را دید و در اوج عجله، میخکوب نشد و از هرنشان در خیابان لذت نبرد... ذات هنر خیابانی، وقتی اعتراض و قد علم کردن در اصول آکادمیک و کلاسیکش باشد، حتما حرف های زیادی دارد و ی شود جزییات و حواشی جالبی را از حول و حوش آن بیرون کشید.
هنرمند خیابانی برای خودش اصولی دارد و برای نزدیک شدن به آن ها باید به اصول شان احترام گذاشت. یکی از اصول آن ها هم گفت و گو در کنار خیابان و هم صحبت شدن در وضعیتی بود که آن ها خودشان را برای اجرایی خیریه و خیابانی آماده می کردند. این گفت و گو خیابانی با یک گروهِ «خیلی خیابانی» ولی خوش قول، خوش صحبت و مودب را از دست ندهید.
بازی از کی برای شما شروع شد؟
بازی؟!
کار و ساز زدن در خیابان و معروفیت...
پدرام: به سال ۸۱ بر می گردد که برادرم پیام در خیابان گیتار می زد و به تنهایی آواز می خواند. آن موقع سازهای آکاردئون، سنتور، ضرب و تمپو بود ولی کسی در خیابان گیتار نمی زد. چون گیتار یک ساز قلبی و خوشگل بود و کسی در خیابان گیتار نمی زد. چند سال بعد من به برادرم ملحق شدم و ساز زدیم و چند نفری اضافه و کم شدیم و برای کارمان پلاکاردی زدیم. گفتیم برای گروه مان یک اسم تعیین کنیم. می خواستیم یک فولکس واگن زردرنگ که یواش راه می رفت را خریداری کنیم؛ اسم گروه از همین ایده متولد شد.

با همین «زرد یواش» می خواستیم هم شهر و هم ایران را بچرخیم و ساز بزنیم و درباره این کار فرهنگ سازی بکنیم و بعد از آن هم پول دربیاریم و معروف شویم. خیلی از هنرمندان خیابانی هستند که بدون هیچ هدف خاصی می آیند و ساز می زنند، ولی ما می خواستیم یک پلاکارد بزنیم و درباره این کار فرهنگ سازی بکنیم و بعد از آن هم پول دربیاریم و معروف شویم.
خیلی از هنرمندان خیابانی هستند که بدون هیچ هدف خاصی می آیند و ساز می زنند، ولی ما می خواستیم یک پلاکارد بزنیم و یک برند داشته باشیم. آن فولکس زرد چون ماشین بسیار معیوب و قدیمی ای بود و نتوانستیم زیاد آن را داشته باشیم و قرارداد فسخ شد ولی این عنوان برای ما از همان ماند.
پیام: آن موقع فقط پیج فیس بوک بود و بعد اینستاگرام آمد و این گونه کار ما شروع شد و آرام آرام احساس کردیم که همین ریزبینی ها نتیجه داده. الان حدود ۲، ۳ سال است که پلاکارد زدیم. قبل از آن بدون اسم کار کردیم و حدود ۲ سال است که برای گروه اسم گذاشتیم و همین شروع دورانی بود که خاطرات خوشی از آن داریم.
بعد چه شد که کارتان گرفت و سر از شبکه های مهم خبری آن ور آبی درآوردید؟
پدرام: راستش را بخواهید ما خودمان هم متوجه نشدیم چه طور شد که آن شبکه ها تصمیم به پخش گزارش هایی از ما گرفتند. در شبکه های اجتماعی طرفدار پیدا کرده بودیم ولی فکرش را هم نمی کردیم که موضوع به یک باره تا این حد بزرگ شود.
پیام: قبل از پلاکارد زدن هم هرجایی ساز می زدیم شلوغ می شد، چون با شور و حال زیادی ساز می زدیم و مثل بقیه فقط به فکر پول درآوردن نبودیم. ما با ساززدن لذت می بردیم و با پرفورمنس و رقص پا و هیجان این کار را می کردیم. به همین دلیل همیشه جمعیت زیادی می آمد. بعد از آن که پلاکارد زدیم ما را به اسم «زرد یواش» شناختند و بعد از آن اتفاقات دیگر به خودباوری رسیدیم و تلاشمان چند برابر شد.
بیش تر کجا ساز می زدید؟ منظورم این است که محل به خصوصی داشتید که در اصطلاح پاتوق باشد یا نه در جا های مختلف ساز می زدید؟
پدرام: سمت غرب، پونک، پارک قیطریه، تهرانپارس، نارمک و جاهای دیگر ساز زده ایم. البته در کرمانشاه، همدان، اصفهان، یزد، رشت، رامسر، جواهرده، کرج، قزوین و مشهد هم برنامه های زیادی داشتیم و این روند به مرور بیش تر هم شده است.

حتما در موقعیت کنونی، شناخت و مطالعه درستی درباره هنر خیابانی و ماهیت بی واسطه اش داشته اید؟
پدرام: اولا این که موسیقی خیابانی تنها شغلی است که شما خدمات ارائه می دهی و برای آن مبلغی تعیین نمی کنیم. در همه جای دنیا خدمات یا کالا یا سرویسی که ارائه می دهند مبلغی برای آن تعیین می کنند. حالا این سرویس می خواهد آرایشگری باشد یا ماساژ و سینما و موسیقی و تئاتر، شما اول پول را پرداخت می کنید. ولی در موسیقی خیابانی اول خدمات ارائه می شود و هیچ توقعی وجود ندارد که کسی پولی بدهد و چه قدر بدهد یا این که کسی بایستد و گوش بدهد یا ندهد.
شما محدودیتی در انتخاب آهنگ ندارید و هر کس هر آهنگی را که دوست داشته باشد، اجرا می کند و مخاطب خودش تصمیم می گیرد که چه قدر پول بدهد و بایستد نگاه کند و آن گروه را برای پیگیری انتخاب کند یا نه. به خاطر همین سات که خیلی پرطرفدار هست و به مشتری و مخاطب اهمیت می دهد.
پیام: درک شخصی ما زا موسیقی این است که بتوانیم انرژی منتقل کنیم و در کنار آن فرهنگی بسازیم. در این راستا سعی بر ایجاد فرهنگ در ارتباط با اعتیاد، زباله، بانک سلول های بنیادی، اینترنت و... داریم. زمانی که حتی یک نفر از خواب بیدار شود ما رسالت خود را انجام داده ایم گروه از صمیم قلب این کار را می کند. باعث افتخار است در ایستگاهی که ساز می زنیم ایستگاه آرامش نام می گیرد. مردم با درگیری ها و مشغله های مختلف به تماشای برنامه ما می ایستند و ذهن آن ها آرام می شود. شاید تاثیر ما روی بزرگسالان کم باشد، اما این فرهنگ سازی روی کودکان تاثیر زیادی دارد.
اگر بخواهم درباره گذشته شخصی شما بپرسم و موضوعاتی که شاید زیاد برای خودتان خوشایند نیست حرف بزنم، لحن این گپ و گفت همین طور دوستانه باقی می ماند؟
پیام: بله چرا که نه. من با افتخار جواب شما را خواهم داد.

شما درگیر اعتیاد سنگینی بودید و همین موسیقی توانسته شما را نجات دهد. این تجربه تلخ که به مرور به شیرینی گراییده قرار است به عنوان مفهوم کلی آثار شما، آن هم در کف خیابان و بی واسطه به مخاطب خیابانی انتقال پیدا کند؟
پیام: من مدتی در مشهد کارتن خواب بودم. زمانی گیتار داشتم و ساز می زدم و در مسافرخانه اقامت می کردم. در هر صورت دلم برای ساز نواختن با برادرم تنگ شده بود. موسیقی خیلی در این راه به من کمک کرد. یکی از بزرگ ترین دلایل پاکی من، پدرام بود که پشتوانه بسیار ارزشمندی در زندگی ام است. تصمیم داریم داریم کمپ ترک اعتیادی تاسیس کنیم که در آن موسیقی زنده تدریس می شود.
از نظر من این یک کار بزرگ است که نیاز به حمایت مردم و دیگر هنرمندان دارد. نزدیک به انتشار آلبوم هستیم. به لطف خدا کارهای ما ضبط شده اند و شعرها مجوز گرفته اند و در ارشاد هستند. هدف ما این است به جایگاهی برسیم که هم صدایمان بیش تر شنیده شود و هم درآمد کسب کنیم و این درآمد را صرف کارهای خیر بکنیم.
یکی از فاکتورهای رسمی شدن یک گروه خیابانی و فعالیت در چارچوب های فرهنگی، می تواند به این موضوع ختم شود که هویت خیابانی و سرکش شما بایستی مهار شود. این موضوع به ریزش مخاطبان شما نمی انجامد؟
پدرام: وقتی ما از عرصه خیابان وارد استیج می شویم به همان اندازه که طرفدارهایمان ریزش دارد به همان اندازه هم خیلی ها هستند که شاید ما را نشناسند و آلبوم ما را بگیرند. مثل خیلی از خواننده هایی که در عرصه حرفه ای و استیج هستند و هیچ کدام خیابانی نبودند، ولی برای خودشان طرفدار دارند. ما در یک بخش طرفدار خیابانی داریم و در بخش دیگر وقتی آلبوم بیرون بیاید نسبت به آن آلبوم طرفدار جذب می کنیم. یعنی شاید مخاطب اجرای خیابانی ما را ندیده باشد و با گوش دادن آلبوم از آن خوشش بیاید و کار ما را پیگیری کند. به هر حال در هر موقعیتی همه فکر و ذکر ما گسترش جغرافیای شنوندگان آثار ماست که برایش انرژی زیادی صرف شده است.
خودتان کدام کاراکتر را بیش تر دوست دارید؟ کاراکتر یک هنرمند خیابانی با آثاری گستاخ و مهارنشدنی یا گروهی که خیلی شیک باید روی صحنه آثارش را بخواند؟
پدرام: صددرصد ما به خیابانی بودن مان افتخار می کنیم و از آن خوشحال هستیم. چون معتقدیم که می توانیم هم در خیابان و هم در استیج ساز بزنیم. این را بدون جوگیری و اغراق به شما می گویم که اگر کنسرت خیابانی بگذاریم، تهران قفل می شود... از سوی دیگر اعتقاد دارم هرکس در شرایط خیابان ساز بزند و بخواند، در هر جایی می تواند ساز بزند و برنامه اجرا کند.

چون در خیابان چند عامل وجود دارد که حواس را پرت می کند مثل رفت و آمد مردم، موتوری که رد می شود و بوق می زند و... باید حواسمان باشد که تجمع زیاد نشود و مواردی این گونه. درواقع باید به هزار چیز حواسمان باشد. ولی در استیج همه چیز خوب و ساکت است و اجرا کردن راحت تر است. بسیاری از خواننده هایی که در اسیتج هستند شاید نتوانند در خیابان ساز بزنند، ولی ما می توانیم. چون تجربه هایی به مراتب سخت تر و پردردسرتر را تجربه کرده ایم.
آلبوم چه خبر؟ صحبت پایانی را درباره آلبوم و روند آغاز فعالیت های رسمی تان بگویید.
پیام: آلبوم را تا یک حدی پیش بردیم و تصمیم گرفتیم به آن یک تغییر کلی بدهیم. آلبوم را در ۱۱ قطعه تولید کرده ایم ولی دیدیم آن اتفاق و ضربه بزرگی که می خواهیم، در آن نیست. بنابراین یک سری از آهنگ ها را حذف کردیم و یک سری دیگر را اضافه کردیم. تنظیم ها و میکس مسترها را تغییر دادیم و می خواهیم یک اتفاق بزرگ برای آن بیفتد. به همین دلیل الان نمی توانیم تاریخ و زمانی برای انتشار آن بگوییم، ولی درصدد انتشار اثری هستیم که بتوانیم آن هویت و مفهوم هنر خیابانی را به مخاطب انتقال دهیم.
تبلیغات متنی
-
نطق تازه ترکیه درباره حمله نظامی آمریکا به ایران
-
عکس توجهبرانگیز از منوچهر هادی در جشنواره فجر
-
قطع همکاری محترمانه پرسپولیس با یک عضو مشکوک
-
تماس ناگهانی فرانسه با قطر درباره ایران
-
طرز تهیه ترشی به با طعم عالی و خوشمزه
-
حامد لک کلیت صداوسیما را زیر سوال برد
-
زمان پرداخت عیدی بازنشستگان مشخص شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
طرح جالب یک روزنامه برای جانباختگان حوادث دیماه
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
حضور بازیگر زن زخمکاری در جشنواره فجر جلبتوجه کرد
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
مهناز افشارِ ۲۵ ساله در کنار محمدرضا گلزار
-
ماچادو: رئیسجمهور ونزوئلا خواهم شد
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
راهکار خبرساز پاریس برای جلوگیری از جنگ در ایران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر