تلخی های تهران در سینمای ایران
از دهه ۶۰ به این طرف، انواع و اقسام فیلم تلخ در سینمای ایران ساخته شده؛ فیلم هایی که قصه شان یا در حاشیه شهرها اتفاق افتاده یا محلات فقیرنشین ته شهر.
هفته نامه همشهری جوان: از دهه ۶۰ به این طرف، انواع و اقسام فیلم تلخ در سینمای ایران ساخته شده؛ فیلم هایی که قصه شان یا در حاشیه شهرها اتفاق افتاده یا محلات فقیرنشین ته شهر. حتی خیلی هایشان در همین شهر، کنار گوش خودمان اتفاق افتاده؛ زیر پل، داخل یک رستوران یا حتی یکی از محلات مرکزی شهر مهم فقر است؛ فقر مالی و فرهنگی که تنهایی، آشفتگی، درد و پریشانی به همراه می آورد. این فیلم ها هرکدامشان به واسطه نگاهی که به سیاهی های جامعه داشته اند در دوره خودشان بسیار مورد توجه بودند.
زرد قناری؛ رخشان بنی اعتماد

سال ساخت: ۱۳۶۷
نوع ناهنجاری: تصویری عریان از معضلات روز جامعه ایران پس از جنگ، معضلاتی از جمله دلالی، بیکاری، زمین خواری که بنی اعتماد رسوخ آنها را در جامعه ایرانی و در قلب تهران در قالب این فیلم به تصویر کشیده است.
شرایط زمانی و مکانی: تهران پس از جنگ، یعنی اواخر دهه ۶۰ که دیگر به خاطر شرایط جنگ دلال ها بار خود را بسته اند اما همچنان خرده دلال هایی هستند که می خواهند از اوضاع جدید ماهی خودشان را بگیرند.
میزان سیاهی: بنی اعتماد لحنی کمدی به فیلمش داده و همین کمی از تلخی قصه و سرنوشت آدم ها کم کرده است.
آواز تهران؛ کامران قدکچیان

سال ساخت: ۱۳۷۰
نوع ناهنجاری: بیکاری و روی آوردن به شغل های کاذب برای گذراندن یک زندگی معمولی
شرایط زمانی و مکانی: اواخر دهه ۷۰، زمانی که جنگ تمام شده، جامعه در حال گذر از یک برهه به برهه ای دیگر است. حجم مهاجرت به مرکز بیشتر شده، تورم در حال افزایش است و همین زندگی را کمی سخت کرده اما برای گذران زندگی کاری وجود ندارد، به ناچار آدم ها به شغل های کاذب رو می آورند.
میزان سیاهی: فیلم بیشتر از اینکه یک درام اجتماعی باشد، یک ملودرام است و همین ویژگی های ژانر باعث شده تا ناخودآگاه نقدهای اجتماعی کاملا در لایه های زیرین قرار بگیرد.
سلطان؛ مسعود کیمیایی

سال ساخت: ۱۳۷۵
نوع ناهنجاری: زمین خواری و بی خانمان شدن خیلی ها برای منفعت طلبی یک اقلیت
شرایط زمانی و مکانی: اواخر دولت سازندگی؛ سال هایی که دیگر فاصله طبقاتی در جامعه شکل گرفته بود؛ یعنی عده ای به ثروتی کلان رسیده بودند و عده ای تضعیف شده بودند. اقلیت ثروتمند، زمام امور را دست دارند. در این دوره برج سازی تازه شروع شده و سودهای هنگفت در پیدا کردن زمین و ساخت و ساز است؛ زمین هایی که عده ای همچنان در حال زندگی روی آن هستند.
میزان سیاهی: فضای فیلم کاملا تلخ است و قهرمان های قصه قربانی های همین زمین خوارها هستند.
بچه های آسمان؛ مجید مجیدی

سال ساخت: ۱۳۷۵
نوع ناهنجاری: این فیلم یکی از معدود آثاری است که با وجود اینکه کاراکترهایش، انسان هایی هستند که در شرایط اجتماعی و مالی مناسبی زندگی نمی کنند اما درگیر ناهنجاری های اجتماعی نیز نمی شوند. شاید تنها مشکل اخلاقی فیلم حرکت ناجوانمردانه ای باشد که یکی از دوندگان مسابقه دو در نزدیکی های خط پایان انجام می دهد و علی را به زمین می اندازد.
شرایط زمانی و مکانی: این فیلم نه جلوتر از زمان پخشش بود نه عقب تر؛ فیلمی که زمان معاصرش را به تصویر کشیده بود و خانواده ای مذهبی را به نمایش گذاشته بود که به شدت در حال مبارزه با بی پولی هستند و دیگر افراد نزدیک به آنها نیز همین مشکل را یدک می کشیدند.
میزان سیاهی: بچه های آسمان فیلمی درباره فقراست؛ فقری که دختر و پسر کوچک یک خانواده را مجبور می کند مشترکا از یک کتابی کهنه استفاده کنند و پسر خانواده برای اینکه بتواند یک کفش دیگر بگیرد، به معنای واقعی کلمه باید از جانش مایه بگذارد.
زیر پوست شهر؛ رخشان بنی اعتماد

سال ساخت: ۱۳۷۹
نوع ناهنجاری: فقر، کتک خوردن خانم ها، کلاهبرداری، قاچاق، فرار کردن دختر از خانه. اینها هر کدام سهمی در قصه اصلی دارند و بخشی از کاراکترها با آن درگیرند.
شرایط زمانی و مکانی: خانواده ها و شخصیت هایی که در این اثر می بینیم، خیلی از حال و هوای مردم شهرمان دور نیستند. بی اغراق امروز هم می توانیم این مشکلات را در خانواده هایی که با فقر و تنگدستی می جنگند، ببینیم.
میزان سیاهی: بی پولی فصل مشترک تمام این فیلم هاست. بی پولی که ناخودآگاه دلیل خیلی از اتفاقات دیگر هم می شود. این فیلم تمی سیاسی هم دارد و یکی از شخصیت هایش درگیر وقایع سیاسی روز است. به جز اینها مسئله برخورد با زنان در خانواده های سنتی هم یکی از دغدغه های بنی اعتماد است.
زیر نور ماه؛ رضا میرکریمی

سال ساخت: ۱۳۷۹
نوع ناهنجاری: فقر، بی خانمانی، خودفروشی، فراموش شدن ارزش های انسانی، نداشتن سقف و نابودی تمام امیدها. درواقع زندگی آدم های زیر این پل فراموش شده، یک جورهایی خارج از محدوده یک زندگی انسانی است.
شرایط زمانی و مکانی: فیلم در همان اوضاع و احوال اواخر دهه ۷۰ رخ می دهد؛ زمانی که تازه سر و کله گوشی تلفن همراه توی جیب متمولان پیدا شده بود و بحث آسیب های اجتماعی داغ بود. قصه یک طلبه در کنار آسیب های موجود در گوشه و کنار این شهر تصویر می شود.
میزان سیاهی: شاید تصویری تلخ تر از تصویری که ما از زندگی ساکنان فراموش شده زیر پل در این فیلم می بینیم، نشود تصور کرد؛ آدم هایی که توی این دنیا هیچ چیزی ندارند، تمام آرزوهایشان به باد رفته و حتی برای نان شبشان محتاجند؛ آدم های تنهایی که توی این دنیا هیچ کس به فکرشان نیست و خانواده ای ندارند.
شهر زیبا؛ اصغر فرهادی

سال ساخت: ۱۳۸۲
نوع ناهنجاری: طبقه پایین جامعه ای که در شهر زیبا با آن رو به رو هستیم با مشکلات زیادی درگیر است. قتل، اعتیاد، دزدی، فقر، طلاق. حالا به همه اینها مشکلات مربوط به یک فرزند معلول، ازدواج اجباری و یک رابطه عاشقانه را هم اضافه کنید.
شرایط زمانی و مکانی: محل زندگی فیروزه و همسر سابقش که کنار خط راه آهن است. اعلا که تازه از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده و ابوالقاسم، (پدر مقتول) هم در محله های پایین شهر زندگی می کند و اوضاع مالی درست و درمانی ندارد.
میزان سیاهی: دومین ساخته فرهادی نکات تاریک زیادی را با خود یدک می کشد. فقری که در تمام شخصیت ها مستتر است و همین طور اعتیاد و طلاقی که ریشه های یک عشق جدید را طوری می خشکاند که اصلا انگار وجود نداشته است.
مهمان مامان؛ داریوش مهرجویی

سال ساخت: ۱۳۸۲
نوع ناهنجاری: فقر، بیکاری، اعتیاد، تنهایی و طردشدن. عملا در میان اعضای خانه مهمان مامان جمع شده. هرکدام از اعضای این خانه، به یکی از این دلایل کنار هم جمع شده اند. حتی آدم هایی که در موقعیت های مختلف به این جمع اضافه می شوند هم، مشکلات خاص خودشان را دارند. حتی تازه عروس و داماد. آنها هم جایگاهی را که به نظر می رسد، ندارند.
شرایط زمانی و مکانی: همه چیز در یک خانه بزرگ اتفاق می افتد؛ خانه ای با چند اتاق در یکی از محله های قدیمی پایین شهر که چند خانواده با هم در آن زندگی می کنند. داستان فیلم، طبق داستان هوشنگ مرادی کرمانی، در اواسط دهه ۷۰ اتفاق می افتد.
میزان سیاهی: زندگی مردی که روزی کنترلچی سینما شده و حالا با تعطیلی سینماها، حتی توان خرید مواد غذایی را هم ندارد، مهم ترین تلخی این فیلم است. انگار آدم های این فیلم یکجورهایی طرد شده اند. تلخی دقیقا از پشت همین طرد شدن به چشم می آید.
بیست؛ عبدالرضا کاهانی

سال ساخت: ۱۳۸۷
نوع ناهنجاری: نداشتن سقف بالای سر، فقر، تنهایی، ناامیدی و... مهم ترین ناهنجاری موجود در این فیلم است انگار این رستوران پناهی برای فرار خیلی ها از وضعیت ناراحت کننده نداری و بی جایی است
شرایط زمانی و مکانی: کل اتفاق ها در یک رستوران رخ می دهد. رستوران نماید یک شهر است و آدم ها شاید هر کدام یکی از اعضای این شهر.
میزان سیاهی: سیاهی روی زندگی تک تک آدم های این فیلم سایه انداخت. زن و شوهری که از فرط نداری و نداشتن سقف بالای سر، در رستوران زندگی می کنند، زنی که به رستوران پناه می آورد و شام شبش را از آنجا می برد، مردی که به خاطر نداشتن سقف بالای سر، توی اتوبوس می خوابد و.. حتی زندگی رییس این رستوران هم فرق چندانی با دیگران ندارد. او مشکلی به نام فقر و نداشتن سرپناه ندارد اما تنهایی، اندوه، بیماری و فراموش شدن توسط دیگران، زندگی او را هم سیاه کرده است.
هیچ؛ عبدالرضا کاهانی

سال ساخت: ۱۳۸۸
نوع ناهنجاری: آنچه در فیلم «هیچ» کاهانی به وفور دیده می شود، فقر فرهنگی در کنار فقر مالی و بی بندوباری است. یک جور زندگی بی قید و بی نظم که داخلش می تواند هر جور اتفاق شر و غیراخلاقی را دید و از فحش و بد و بیراه گرفته تا سوءاستفاده و خیانت و فرار دختران.
شرایط زمانی و مکانی: قصه در یکی از محله های پایین شهر اتفاق می افتد؛ محله ای فقیرنشین که زندگی هیچ کدام از آدم هایش خوشایند نیست.
میزان سیاهی: آدم های فیلم «هیچ» ظاهرا احساس بدبختی نمی کنند. یک جورهایی با شرایط موجودشان خو گرفته اند. شاید سبک دیگری برای زندگی بلد نیستند. حتی زمانی که به واسطه حضور نادر سیاه دره، وضعیان بهتر می شود، باز هم تغییری در شرایطشان به وجود نمی آید. صرفا شاید به وعده های غذایی شان چیزی اضافه شود اما به خاطر فقر فرهنگی، عملا شرایط شان تغییر نمی کند.
کلاشینکف؛ سعید سهیلی

سال ساخت: ۱۳۹۲
میزان سیاهی: این فیلم رگه هایی از بیشتر اتفاقات تلخ و سیاه را در خود دارد، تجاوز، قتل، اسیدپاشی، دزدی و البته فقر و تنگدستی اما مشکل کلاشینکف این است که این رگه ها را در روایت های متعدد و خرد قرار داده و سر هر کدام از گوشه ای از فیلم بیرون زده.
نوع ناهنجاری: این فیلم با شنیدن خبر تجاوز شروع می شود، به قتل منجر می شود، بعد به دزدی می رسد و در این میان چند باری کاراکتر اصلی قصه را تا سرحد مرگ کتک می زنند.
شرایط زمانی و مکانی: اتفاقات این فیلم از حومه تهران آغاز می شود و بعد به همراه شخصیت اصلی قصه وارد شهر می شویم و می بینیم که در اینجا هم هستند کسانی که زندگی تلخی دارند و به سیاه تر شدن فیلم کمک می کنند.
میزان سیاهی: این فیلم روی کاغذ تلخی های زیادی دارد اما از آنجا که سهیلی با اضافه کردن کاراکتر رضا کلاش دنبال خنده گرفتن بوده، سیاهی ها ابتر مانده اند. نهایتان چیزی حدود ۵۰ درصد سیاهی در فیلم وجود دارد.
زرد قناری؛ رخشان بنی اعتماد

سال ساخت: ۱۳۶۷
نوع ناهنجاری: تصویری عریان از معضلات روز جامعه ایران پس از جنگ، معضلاتی از جمله دلالی، بیکاری، زمین خواری که بنی اعتماد رسوخ آنها را در جامعه ایرانی و در قلب تهران در قالب این فیلم به تصویر کشیده است.
شرایط زمانی و مکانی: تهران پس از جنگ، یعنی اواخر دهه ۶۰ که دیگر به خاطر شرایط جنگ دلال ها بار خود را بسته اند اما همچنان خرده دلال هایی هستند که می خواهند از اوضاع جدید ماهی خودشان را بگیرند.
میزان سیاهی: بنی اعتماد لحنی کمدی به فیلمش داده و همین کمی از تلخی قصه و سرنوشت آدم ها کم کرده است.
آواز تهران؛ کامران قدکچیان

سال ساخت: ۱۳۷۰
نوع ناهنجاری: بیکاری و روی آوردن به شغل های کاذب برای گذراندن یک زندگی معمولی
شرایط زمانی و مکانی: اواخر دهه ۷۰، زمانی که جنگ تمام شده، جامعه در حال گذر از یک برهه به برهه ای دیگر است. حجم مهاجرت به مرکز بیشتر شده، تورم در حال افزایش است و همین زندگی را کمی سخت کرده اما برای گذران زندگی کاری وجود ندارد، به ناچار آدم ها به شغل های کاذب رو می آورند.
میزان سیاهی: فیلم بیشتر از اینکه یک درام اجتماعی باشد، یک ملودرام است و همین ویژگی های ژانر باعث شده تا ناخودآگاه نقدهای اجتماعی کاملا در لایه های زیرین قرار بگیرد.
سلطان؛ مسعود کیمیایی

سال ساخت: ۱۳۷۵
نوع ناهنجاری: زمین خواری و بی خانمان شدن خیلی ها برای منفعت طلبی یک اقلیت
شرایط زمانی و مکانی: اواخر دولت سازندگی؛ سال هایی که دیگر فاصله طبقاتی در جامعه شکل گرفته بود؛ یعنی عده ای به ثروتی کلان رسیده بودند و عده ای تضعیف شده بودند. اقلیت ثروتمند، زمام امور را دست دارند. در این دوره برج سازی تازه شروع شده و سودهای هنگفت در پیدا کردن زمین و ساخت و ساز است؛ زمین هایی که عده ای همچنان در حال زندگی روی آن هستند.
میزان سیاهی: فضای فیلم کاملا تلخ است و قهرمان های قصه قربانی های همین زمین خوارها هستند.
بچه های آسمان؛ مجید مجیدی

سال ساخت: ۱۳۷۵
نوع ناهنجاری: این فیلم یکی از معدود آثاری است که با وجود اینکه کاراکترهایش، انسان هایی هستند که در شرایط اجتماعی و مالی مناسبی زندگی نمی کنند اما درگیر ناهنجاری های اجتماعی نیز نمی شوند. شاید تنها مشکل اخلاقی فیلم حرکت ناجوانمردانه ای باشد که یکی از دوندگان مسابقه دو در نزدیکی های خط پایان انجام می دهد و علی را به زمین می اندازد.
شرایط زمانی و مکانی: این فیلم نه جلوتر از زمان پخشش بود نه عقب تر؛ فیلمی که زمان معاصرش را به تصویر کشیده بود و خانواده ای مذهبی را به نمایش گذاشته بود که به شدت در حال مبارزه با بی پولی هستند و دیگر افراد نزدیک به آنها نیز همین مشکل را یدک می کشیدند.
میزان سیاهی: بچه های آسمان فیلمی درباره فقراست؛ فقری که دختر و پسر کوچک یک خانواده را مجبور می کند مشترکا از یک کتابی کهنه استفاده کنند و پسر خانواده برای اینکه بتواند یک کفش دیگر بگیرد، به معنای واقعی کلمه باید از جانش مایه بگذارد.
زیر پوست شهر؛ رخشان بنی اعتماد

سال ساخت: ۱۳۷۹
نوع ناهنجاری: فقر، کتک خوردن خانم ها، کلاهبرداری، قاچاق، فرار کردن دختر از خانه. اینها هر کدام سهمی در قصه اصلی دارند و بخشی از کاراکترها با آن درگیرند.
شرایط زمانی و مکانی: خانواده ها و شخصیت هایی که در این اثر می بینیم، خیلی از حال و هوای مردم شهرمان دور نیستند. بی اغراق امروز هم می توانیم این مشکلات را در خانواده هایی که با فقر و تنگدستی می جنگند، ببینیم.
میزان سیاهی: بی پولی فصل مشترک تمام این فیلم هاست. بی پولی که ناخودآگاه دلیل خیلی از اتفاقات دیگر هم می شود. این فیلم تمی سیاسی هم دارد و یکی از شخصیت هایش درگیر وقایع سیاسی روز است. به جز اینها مسئله برخورد با زنان در خانواده های سنتی هم یکی از دغدغه های بنی اعتماد است.
زیر نور ماه؛ رضا میرکریمی

سال ساخت: ۱۳۷۹
نوع ناهنجاری: فقر، بی خانمانی، خودفروشی، فراموش شدن ارزش های انسانی، نداشتن سقف و نابودی تمام امیدها. درواقع زندگی آدم های زیر این پل فراموش شده، یک جورهایی خارج از محدوده یک زندگی انسانی است.
شرایط زمانی و مکانی: فیلم در همان اوضاع و احوال اواخر دهه ۷۰ رخ می دهد؛ زمانی که تازه سر و کله گوشی تلفن همراه توی جیب متمولان پیدا شده بود و بحث آسیب های اجتماعی داغ بود. قصه یک طلبه در کنار آسیب های موجود در گوشه و کنار این شهر تصویر می شود.
میزان سیاهی: شاید تصویری تلخ تر از تصویری که ما از زندگی ساکنان فراموش شده زیر پل در این فیلم می بینیم، نشود تصور کرد؛ آدم هایی که توی این دنیا هیچ چیزی ندارند، تمام آرزوهایشان به باد رفته و حتی برای نان شبشان محتاجند؛ آدم های تنهایی که توی این دنیا هیچ کس به فکرشان نیست و خانواده ای ندارند.
شهر زیبا؛ اصغر فرهادی

سال ساخت: ۱۳۸۲
نوع ناهنجاری: طبقه پایین جامعه ای که در شهر زیبا با آن رو به رو هستیم با مشکلات زیادی درگیر است. قتل، اعتیاد، دزدی، فقر، طلاق. حالا به همه اینها مشکلات مربوط به یک فرزند معلول، ازدواج اجباری و یک رابطه عاشقانه را هم اضافه کنید.
شرایط زمانی و مکانی: محل زندگی فیروزه و همسر سابقش که کنار خط راه آهن است. اعلا که تازه از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده و ابوالقاسم، (پدر مقتول) هم در محله های پایین شهر زندگی می کند و اوضاع مالی درست و درمانی ندارد.
میزان سیاهی: دومین ساخته فرهادی نکات تاریک زیادی را با خود یدک می کشد. فقری که در تمام شخصیت ها مستتر است و همین طور اعتیاد و طلاقی که ریشه های یک عشق جدید را طوری می خشکاند که اصلا انگار وجود نداشته است.
مهمان مامان؛ داریوش مهرجویی

سال ساخت: ۱۳۸۲
نوع ناهنجاری: فقر، بیکاری، اعتیاد، تنهایی و طردشدن. عملا در میان اعضای خانه مهمان مامان جمع شده. هرکدام از اعضای این خانه، به یکی از این دلایل کنار هم جمع شده اند. حتی آدم هایی که در موقعیت های مختلف به این جمع اضافه می شوند هم، مشکلات خاص خودشان را دارند. حتی تازه عروس و داماد. آنها هم جایگاهی را که به نظر می رسد، ندارند.
شرایط زمانی و مکانی: همه چیز در یک خانه بزرگ اتفاق می افتد؛ خانه ای با چند اتاق در یکی از محله های قدیمی پایین شهر که چند خانواده با هم در آن زندگی می کنند. داستان فیلم، طبق داستان هوشنگ مرادی کرمانی، در اواسط دهه ۷۰ اتفاق می افتد.
میزان سیاهی: زندگی مردی که روزی کنترلچی سینما شده و حالا با تعطیلی سینماها، حتی توان خرید مواد غذایی را هم ندارد، مهم ترین تلخی این فیلم است. انگار آدم های این فیلم یکجورهایی طرد شده اند. تلخی دقیقا از پشت همین طرد شدن به چشم می آید.
بیست؛ عبدالرضا کاهانی

سال ساخت: ۱۳۸۷
نوع ناهنجاری: نداشتن سقف بالای سر، فقر، تنهایی، ناامیدی و... مهم ترین ناهنجاری موجود در این فیلم است انگار این رستوران پناهی برای فرار خیلی ها از وضعیت ناراحت کننده نداری و بی جایی است
شرایط زمانی و مکانی: کل اتفاق ها در یک رستوران رخ می دهد. رستوران نماید یک شهر است و آدم ها شاید هر کدام یکی از اعضای این شهر.
میزان سیاهی: سیاهی روی زندگی تک تک آدم های این فیلم سایه انداخت. زن و شوهری که از فرط نداری و نداشتن سقف بالای سر، در رستوران زندگی می کنند، زنی که به رستوران پناه می آورد و شام شبش را از آنجا می برد، مردی که به خاطر نداشتن سقف بالای سر، توی اتوبوس می خوابد و.. حتی زندگی رییس این رستوران هم فرق چندانی با دیگران ندارد. او مشکلی به نام فقر و نداشتن سرپناه ندارد اما تنهایی، اندوه، بیماری و فراموش شدن توسط دیگران، زندگی او را هم سیاه کرده است.
هیچ؛ عبدالرضا کاهانی

سال ساخت: ۱۳۸۸
نوع ناهنجاری: آنچه در فیلم «هیچ» کاهانی به وفور دیده می شود، فقر فرهنگی در کنار فقر مالی و بی بندوباری است. یک جور زندگی بی قید و بی نظم که داخلش می تواند هر جور اتفاق شر و غیراخلاقی را دید و از فحش و بد و بیراه گرفته تا سوءاستفاده و خیانت و فرار دختران.
شرایط زمانی و مکانی: قصه در یکی از محله های پایین شهر اتفاق می افتد؛ محله ای فقیرنشین که زندگی هیچ کدام از آدم هایش خوشایند نیست.
میزان سیاهی: آدم های فیلم «هیچ» ظاهرا احساس بدبختی نمی کنند. یک جورهایی با شرایط موجودشان خو گرفته اند. شاید سبک دیگری برای زندگی بلد نیستند. حتی زمانی که به واسطه حضور نادر سیاه دره، وضعیان بهتر می شود، باز هم تغییری در شرایطشان به وجود نمی آید. صرفا شاید به وعده های غذایی شان چیزی اضافه شود اما به خاطر فقر فرهنگی، عملا شرایط شان تغییر نمی کند.
کلاشینکف؛ سعید سهیلی

سال ساخت: ۱۳۹۲
میزان سیاهی: این فیلم رگه هایی از بیشتر اتفاقات تلخ و سیاه را در خود دارد، تجاوز، قتل، اسیدپاشی، دزدی و البته فقر و تنگدستی اما مشکل کلاشینکف این است که این رگه ها را در روایت های متعدد و خرد قرار داده و سر هر کدام از گوشه ای از فیلم بیرون زده.
نوع ناهنجاری: این فیلم با شنیدن خبر تجاوز شروع می شود، به قتل منجر می شود، بعد به دزدی می رسد و در این میان چند باری کاراکتر اصلی قصه را تا سرحد مرگ کتک می زنند.
شرایط زمانی و مکانی: اتفاقات این فیلم از حومه تهران آغاز می شود و بعد به همراه شخصیت اصلی قصه وارد شهر می شویم و می بینیم که در اینجا هم هستند کسانی که زندگی تلخی دارند و به سیاه تر شدن فیلم کمک می کنند.
میزان سیاهی: این فیلم روی کاغذ تلخی های زیادی دارد اما از آنجا که سهیلی با اضافه کردن کاراکتر رضا کلاش دنبال خنده گرفتن بوده، سیاهی ها ابتر مانده اند. نهایتان چیزی حدود ۵۰ درصد سیاهی در فیلم وجود دارد.
تبلیغات متنی
-
احتمال تعطیلی اداره مهاجرت و گمرک آمریکا
-
مسئله پایان خدمت دانشجو معلمان حل شد
-
جمعه مذاکره؛ امروز انتقال ۷ فروند هواپیما C-۱۷ به منطقه!
-
عکس صمیمی بازیگران سریال دونگیی در یک کافه
-
اسامی محرومان هفته بیستم لیگ برتر اعلام شد
-
خبر جدید درباره مذاکرات ایران و آمریکا در روز جمعه
-
آمار فوتیهای انفجار گاز در بندرعباس افزایش یافت
-
چند تصاویر داغ از بارش برف در نقاط مختلف کشور
-
اسرائیلیها توییتر رسانه نزدیک به شمخانی را پوشش دادند
-
این چهره پرحاشیه، شبها هم در صداوسیما میخوابد!
-
لغو جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید بهخاطر وقایع اخیر
-
بازیگر سریال سوجان عزادار شد
-
شهرداری تهران: از شنیدن صدای انفجار نترسید!
-
پوستر جدید صداوسیما توجهها را جلب کرد
-
دولت با حقوق ۱۸ میلیونی به خودش مدال افتخار داد
-
جمعه مذاکره؛ امروز انتقال ۷ فروند هواپیما C-۱۷ به منطقه!
-
خبر جدید درباره مذاکرات ایران و آمریکا در روز جمعه
-
چند تصاویر داغ از بارش برف در نقاط مختلف کشور
-
اسرائیلیها توییتر رسانه نزدیک به شمخانی را پوشش دادند
-
این چهره پرحاشیه، شبها هم در صداوسیما میخوابد!
-
لغو جشن نیمهشعبان توسط یک مرجع تقلید بهخاطر وقایع اخیر
-
شهرداری تهران: از شنیدن صدای انفجار نترسید!
-
دولت با حقوق ۱۸ میلیونی به خودش مدال افتخار داد
-
کاخ گلستان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد
-
حرکت قابلتقدیر بایرن مونیخ برای مردم ایران
-
ورود پژمان جمشیدی به جشنواره فجر ممنوع شد
-
رشیدپور منفجر شد: شما حتی عذرخواهی هم بلد نیستید!
-
افغانستانیها سالانه ۷ میلیارد دلار از ایران خارج میکنند!
-
ترامپ: جمعه بیواسطه با ایران مذاکره میکنیم!
-
مطهری: ایران و آمریکا به توافقات اولیه رسیدهاند
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
الناز ملک: برای احترام به یکی از جانباختگان در جشنواره حاضر شدم!
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
از بین اینها هیچ وبیست واقعا واقعیتهای تلخی رو نشون میدادن،خودم خوب اون وضعیت رو درک میکردم.