هم گروهیِ من میشی؟
معروف ترین گروههای موسیقی که از دانشگاه آمدند
اگر قرار باشد، با استمداد از نظریات تقدیرگرایانه، تولد برخی از بزرگ ترین گروه های موسیقی را نتیجه تصادفی در زمان درست و در جای درست تفسیر کنیم، دانشگاه در بسیاری اوقات همان جای درست بوده است.
ماهنامه شبکه آفتاب - تایمار منقبتی: اگر قرار باشد، با استمداد از نظریات تقدیرگرایانه، تولد برخی از بزرگ ترین گروه های موسیقی را نتیجه تصادفی در زمان درست و در جای درست تفسیر کنیم، دانشگاه در بسیاری اوقات همان جای درست بوده است. مثلا دورز در دانشگاه کالیفرنیای لس آنجلس یو سی ال، آر ای ام در دانشگاه جورجیای امریکا، کویین در ایلینگ کالج لندن و پینک فلوید در دانشگاه پلی تکنیک همین شهر شکل گرفتند. تمامی اعضا یا دست کم بنیانگذاران اینها اولین بار یکدیگر را در دانشگاه ملاقات کردند.
اگرچه در اغلب موارد اعضای این گروه ها رشته تحصیلی خود را به عشق موسیقی واگذاشتند، تاثیر معاشرت در حریم دانشگاه و نیز آموزه هایی که نیمه کاره رها کردند بر حرفه بعدی و همیشگی شان انکارناپذیر به نظر می رسد. آنها همگی اشتراکاتشان را در کلاس ها و اتاق های دانشگاه ها یافتند. در فضاهای عمومی آنها تمرین کردند و گاه اولین اجرا در کنار یکدیگر را هم همان جا تجربه کردند.
آنچه در پی می آید نگاهی است به رابطه این چهار گروه افسانه ای تاریخ موسیقی راک و دانشگاه و میراثی که از این نهاد بردند. نکته جالب توجه درباره این نمونه ها این است که تقریبا هیچ کدامشان دانشجوی موسیقی نبوده اند.
پینک فلوید: معماری موزیسین
پینک فلوید مشهورترین گروه موسیقی است که نطفه اش در دانشگاه بسته شد. این بار پلی تکنیک لندن بود که در 1963 بستری شد برای اولین ملاقات های دو دانشجوی رشته معماری، راجر واترز و نیک میسون. و بعد همان داستان آشنا: آگاهی از ایده های یکدیگر و کشف عشق مشترک به موسیقی.

ریچارد رایت، هم دانشگاهی دیگری که کیبورد می نواخت، یک سال بعد به آنها ملحق شد. سید برت، دانشجوی دیگری که برای تحصیل در رشته هنر به لندن آمده بود، همه چیز را رها کرد و بار دیگر به دوست دوران کودکی اش، واترز، پیوست. اولین اجرای رسمی گروه پنج نفره پینک فلوید هم، با حضور سید برت و دیوید گیلمور، در دانشگاه آستون در بیرمنگام بود.
نیک میسون در ۲۰۱۲ به دانشگاه وست مینیستر (نام جدید پلی تکنیک لندن) بازگشت؛ در پی مدرکی که پنجاه سال پیش در ۱۹۶۲، به قصد گرفتنش وارد آنجا شد. او در مصاحبه ای با یکی از دانشجویان همین دانشگاه توضیح داد که پلی تکنیک چگونه سرآغاز رویای پینک فلوید بوده است: «تحصیل در آنجا مرا با صلی ترین آدم های زندگی ام و بزرگ ترین شرکای حرفه ای ام آشنا کرد، همان ها که آن قدر خوش شانس بودم که بیش از چهل سال در کنارشان کار کنم. سه نفر از اعضای پینک فلوید یکدیگر را آنجا ملاقات کردند و بنابراین گروه عملا زیر سقف پلی تکنیک شکل گرفت.»
پینک فلوید نواختن ساز و تمرین را در سالن ها و فضای عمومی زیرزمین دانشگاه آغاز کرد. واترز، میسون و رایت معماری را رها کردند و کار موسیقی را جدی گرفتند، اما پلی تکنیک لندن همان که بود ماند: فرصتی برای مراوده جمعی و تلاش برای برساختن چیزی تازه.
فارغ از فضای فیزیکی دانشگاه، تاثیر معماری بر هنر پینک فلوید هم جای تامل دارد. سایت بازفید (Buzzfeed) در ۲۰۰۲ در یادداشتی اشاره کرد که راجر واترز و نیک میسون در آن روزهای اول تسلط چندانی بر موسیقی نداشتند و بنابراین از دیاگرام های معماری برای چیدن ساختار ترانه هایشان استفاده می کردند. علاوه بر این، برای ردگیری آنچه در پلی تکنیک به عشق موسیقی رهایش کردند، صحنه های غول آسای اجراهای زنده پینک فلوید روشن ترین و دم دست ترین شاهد است. آنها توانایی شان در طراحی را نه فقط در ساخت ترانه ها بلکه در صحنه آرایی های عظیم هم به کار بستند.

پینک فلوید در بسیاری از اجراهای زنده معجونی از معماری و موسیقی را به کار می گرفت می گرفت تا تصورات فردی و جمعی تماشاگران و سازمان فضایی را درهم بریزد. موسیقی و معماری آنها در حرکتی پرخروش و پیش بینی نشدنی مدام تغییر می کرد و هر لحظه چیزی را که دقیقه ای پیش ساخته بود ویران می کرد. دیوار پینک فلوید که از ۱۹۷۰ به بعد حضوری تقریبا همیشگی در اجراهای زنده گروه داشت، پیش از هر چیز مفهومی معمارانه بود. دیوار پینک فلوید تنها دیوار در تاریخ موسیقی است که نه فقط متضمن مفهومی گسترده و چندلایه بود که عملا حضوری فیزیکی داشت؛ ساخته می شد و ویران می شد و بار کلامی و بصری اش را مدام در هم می آمیخت، چنان که حتی امروز هم دیوار پینک فلوید بیشتر از آنکه مفهومی را تداعی کند، تصویر بدیهی دیوار را پیش چشم می آورد.
تحصیل در پلی تکنیک لندن برکت بیشتری هم برای پینک فلوید داشت: آشنایی با مارک فیشر، طراحی که نه فقط در اجراهای یگانه پینک فلوید نقشی محوری داشت، بلکه با دیگر مدعیان بزرگ راک اند رول مانند رولینگ اتنویز و یو تو هم همکاری داشت (او در سال ۲۰۱۳ در شصت و شش سالگی درگذشت).
پینک فلوید در نیمه دوم دهه هشتاد میلادی از اجرا در فضاهای بسته (مانند استادیوم های ورزشی) منع شد، چرا که به گمان دلواپسان آتش بازی های چشمگیر و چیدمان عظیم روی صحنه ممکن بود جان حضار را تهدید کند. گواهی بر این ادعا که آنها نه فقط در برکشیدن دیوار که در فرو ریختنش هم تبحر داشتند.
دورز: فیلمسازهای موزیسین
جیمز داگلاس (جیم) موریسون تحصیلات عالیه را از دانشگاه دولتی فلوریدا شروع کرد. اما از آنجا که دلبستگی اش به سینما سابقه بیشتری داشت، به پیشنهاد یکی از دوستانش در ژانویه 1964 به دانشکده سینمای دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس رفت. موریسون طی تحصیل در این دانشگاه دو فیلم ساخت: «عشق الو» و دومی به نام «آبسکورا» که بلندتر و مستندی بود درباره فیلم اول.

جیم موریسون اما در کلاس های گروه ادبیات تطبیقی هم حضور می یافت، جایی که جک هرشمن، استاد مشهور یو سی ال ای، نظریات آنتوان آرتو را تدریس می کرد. ایده های آرتو در باب تئاتر سورئال تاثیری بنیادین بر دریافت سیاه موریسون از شعر و نیز تئاتر و سینما گذاشت. در کنار تحصیل در رشته سینما، علاقه اش به شعر همچنان شدت می گرفت و اشعار رومانتیک ویلیام بلیک و شعرای نسل بیت مانند آلن گینزبرگ و جک کرواک را حریصانه می خواند و خودش نیز شعر می سرود.
اینها همه تاثیری عمیق بر تصورات و افکار موریسون گذاشت و منبع الهام او برای سرودن اشعار گروه دورز شد (نام گروه The Doors هم اشاره ای است به یکی از اشعار ویلیام بلیک). خیلی زود اشتیاقش به سینما هم رنگ باخت و اگر ترس از اعزام به جنگ ویتنام نبود، تحصیل در دانشگاه را رها می کرد. در ۱۹۶۵ نهایتا از دپارتمان هنرهای نمایشی فارغ التحصیل شد. چنان بی علاقه بود که در جشن فارغ التحصیلی اش شرکت نکرد و مدرکش را برایش پست کردند.

موریسون در دانشکده سینما با ری منزارک آشنا شد، نوزانده کی بوردی که او هم سینما می خواند و شیفته اشعار موریسون شده بود و توانایی و قریحه اش در موسیقی را عمیقا ستایش می کرد. همراهی کیبورد منزارک با ترانه های موریسون هسته شکل گیری دورز شد. بسیاری موفقیت های برق آسای دورز را مرهون آموخته های این دو در رشته سینما می دانند. در روزهایی که هنوز هنر و فن تا این حد تخصصی نشده بود، و گرد هم آمدن چند جوان خودش ذوق و شیفته موسیقی و تحصیل نصفه و نیمه دو نفر از آنها در رشته سینما برای موفقیت یک گروه راک و ساخت ویدیوکلیپ هایی که از دختران و پسران جوان دهه شصت و هفتاد میلادی دلبری کند کفایت می کرد، موریسون و منزارک برخی از موفق ترین ویدیوکلیپ های گروه مانند People Are Strange و Break On Thriugh را ساختند.
کویین: تجسمی کاران موزیسین
کوپین هدیه گرانبهای دیگری است از سوی فضای آکادمیک انگلستان به موسیقی راک؛ اگرچه شاید ردیابی تاثیر واقعی تحصیل در دانشگاه بر موسیقی این گروه به نسبت بقیه دشوارتر باشد. خانواده فردی مرکوری در 1964 در لندن ساکن شد او در 1969 به کالج هنر ایلینگ این شهر رفت و در 1969 فارغ التحصیل شد. فردی شیفته هنر بود، اما رفته رفته روابطش با اهالی موسیقی در کالج بیشتر شد. همان جا بود که با اعضای آینده گروهش آشنا شد؛ برایان مِی گیتاریست و راجر تیلور نوازنده درامز که آن موقع عضو گروه دیگری به نام «لبخند» بودند. به این ترتیب مرکوری در بسیاری از تمرین ها و اجراهای گروه حاضر می شد، اگرچه خودش مدتی عضو گروه دیگری به نام Wreckage بود.

هر دو گروه به فاصله کمی منحل شدند و فردی، برایان و راجر همه آنچه برای یک گروه می خواستند در یکدیگر یافتند. در ۱۹۷۰ کویین شکل گرفت. تحصیل در رشته هنر همین جا به کار فردی آمد و نشان معروف گروهش را طراحی کرد: دو شیر در دو سوی یک تاج و سیمرغی بال گشوده بر فراز آنها که نمادی از نامیرایی بود. کویین در ابتدای کار اغلب وقتش را به تمرین و ساختن چیزی تازه گذراند، و باز هم جایی را امن تر و پذیراتر از دانشگاه نیافت: این بار از ایمپریال کالج مشهور لندن. داستان کویین از اینجا به بعد دیگر عیان است. اما قصه، همان قصه آشناست: تولد و پرورش زیر سقف دانشگاه و بعد فتوحات تاریخی و حیرت آور در عرصه موسیقی راک.
آر ای ام: همه چیز از دانشگاه شروع شد
مایکل استایپ خواننده اصلی و پیتر باک گیتاریست اول گروه آر ای ام یکدیگر را در دانشگاه جورجیای آتن (شهری در ایالت جورجیای امریکا و نه پایتخت یونان) ملاقات کردند، در اولین روزهای دهه 198؛ روزهایی که نسیم تغییری تازه در موسیقی امریکا وزیدن آغاز کرده و حتی به جایی بعید مثل جورجیا هم رسیده بود.

دانشکده موسیقی آتن در آن زمان یکی از پایگاه های موسیقی و بخشی مهم از سیر تکاملی آلترناتیو راک و موج نو موسیقی در امریکا بود. آوازه شهر به گروه های پیشرویی نظیر B۵۲ بود (دومی اگرچه اولین گروهی از آتن بود که شهرتی ملی دست و پا کرد، بعدتر زیر سایه توفیق جهان گیر اولی قرار گرفت).
آتن همچنین میزبان ارکستر سمفونیک این شهر و چند موسسه موسیقی دیگر هم بود، و البته رسانه هایی مختص موسیقی محلی مانند رادیو WUOG. بخش بزرگی از بار این جنبش های جدید بر عهده دانشجویان دانشگاه هایی مانند آتن بود. این دانشگاه ها پشتوانه فعالیت گروه های موسیقی بودند تا جایی که حتی حمایت مالی اجرای گروه های مختلف راک و پاپ یا کلاسیک را به عهده می گرفتند.
ریچی اونتربرگر، منتقد موسیقی، می گوید: «آتن، شهری خموده که تصور عرق ریختن آدم هایش برای رسیدن به افقی تازه سخت بود، پیش از آن روزها به هر چیزی شباهت داشت مگر مرکزی برای گسترش و تکامل موسیقی.» اما شراکت اهالی موسیقی راک، کانتری و بلوگرَس (Bluegrass) در این جشن غیرمنتظره آتن را به «لیورپول جنوب» ملقب کرد.
آر ای ام در چنین فضایی شکل گرفت. در ژانویه ۱۹۸۰ مایکل استایب و پیتر باک در فروشگاه موسیقی ووکستری، جایی که باک کار می کرد، یکدیگر را ملاقات کردند و خیلی زود فهمیدند که ذائقه موسیقی مشترکی دارند. استایپ می گوید: «معلوم شد هرچه را من می خواستم بخرم باک برای خودش نگه داشته بود.»
استایپ و باک در آتن ساز زدن کنار یکدیگر را در قالب گروه موسیقی آغاز کردند. اعضای بعدی گروه هم؛ مایک میلز، نوازنده گتیار باس و بیل بِری، نوازنده درامز؛ مدتی بود که به آتن آمده بودند تا کارشان را در چنان فضایی گسترش و ارائه دهند. آنها خیلی زود جایگزین دو نفر دیگر در گروه استایپ و باک می شوند.

گروه کارش را در دهه هشتاد میلادی با اجرا در مهمانی هایی شروع کرد که حاضران آنها اغلب هم دانشگاهیانشان بودند. بعدها دامنه این مهمانی ها گسترده تر شد، به مراسم و گردهمایی های خیریه رسید و سرانجام کسانی از راه رسیدند که در ازای اجرا به آنها پول می پرداختند. همین جا بود که آر ای ام رسما وارد عرصه موسیقی شد. آنها کمی بعد اولین تک آهنگ خود را به نام «رادیو آزاد اروپا» منتشر کردند که تکانی جدید در راک دانشگاهی امریکا بود.
پیتر باک خود می گوید پیش از آن هرگز عضو هیچ گروه موسیقی نبوده است یا مایکل استایپ که پایش خیلی اتفاقی به دنیای موسیقی باز شد می گوید: «تقریبا هیچ سابقه ای در موسیقی نداشتم. والدینم گاه به مانچینی یا وندا جکسون و موسیقی متن [فیلم] «دکتر ژیواگو» گوش می دادند. واقعا از اینها چیزی نشنیده بودم.» با این حساب تردیدی نیست که هواداران آر ای ام شکل گیری و درخشش این گروه را مدیون جو پویای موسیقی دانشگاهی آن روزهای امریکا و به خصوص دانشگاه آتن هستند.
این فهرست اعضای دیگری هم دارد، از جمله گروه پیکسیز که بنیانش در ۱۹۸۳ در دانشگاه ماساچوست امریکا گذاشته شد، یا ام جی ام تی در دانشگاه وسلیان ایالت کانکتیکت (۲۰۰۴) و کرید که بنیانگذارانش دانشجویان دانشگاه ایالتی فلوریدا بودند (۱۹۹۳). دانشگاه برای همه این گروه هان همان نقش آشنا را داشته است: بستری برای شکل گیری و جور شدن قطعات پازل آنها، فراهم آورنده فضایی برای آزمون و خطا و مشوق اولین ترانه ها، آهنگ ها و اجراها.
این همزیستیِ به راستی مسالمت آمیز برآیند میزبانی دانشگاه های عمدتا امریکایی و بریتانیایی از جانان یاغی و ایده های تابوشکنانه آنها و فاسون موسیقی راک اند رول دهه شصت و هفتاد میلادی بوده است؛ سنتی که در اواخر قرن گذشته و اوایل قرن حاضر هم تداوم یافته است. اگرچه کلیت این رابطه دوسویه کمی عجیب به نظر می آید: نظم و قاعده محیط آکادمیک کجا و زرق و برق و افراط موسیقی راک کجا.
اگرچه در اغلب موارد اعضای این گروه ها رشته تحصیلی خود را به عشق موسیقی واگذاشتند، تاثیر معاشرت در حریم دانشگاه و نیز آموزه هایی که نیمه کاره رها کردند بر حرفه بعدی و همیشگی شان انکارناپذیر به نظر می رسد. آنها همگی اشتراکاتشان را در کلاس ها و اتاق های دانشگاه ها یافتند. در فضاهای عمومی آنها تمرین کردند و گاه اولین اجرا در کنار یکدیگر را هم همان جا تجربه کردند.
آنچه در پی می آید نگاهی است به رابطه این چهار گروه افسانه ای تاریخ موسیقی راک و دانشگاه و میراثی که از این نهاد بردند. نکته جالب توجه درباره این نمونه ها این است که تقریبا هیچ کدامشان دانشجوی موسیقی نبوده اند.
پینک فلوید: معماری موزیسین
پینک فلوید مشهورترین گروه موسیقی است که نطفه اش در دانشگاه بسته شد. این بار پلی تکنیک لندن بود که در 1963 بستری شد برای اولین ملاقات های دو دانشجوی رشته معماری، راجر واترز و نیک میسون. و بعد همان داستان آشنا: آگاهی از ایده های یکدیگر و کشف عشق مشترک به موسیقی.

ریچارد رایت، هم دانشگاهی دیگری که کیبورد می نواخت، یک سال بعد به آنها ملحق شد. سید برت، دانشجوی دیگری که برای تحصیل در رشته هنر به لندن آمده بود، همه چیز را رها کرد و بار دیگر به دوست دوران کودکی اش، واترز، پیوست. اولین اجرای رسمی گروه پنج نفره پینک فلوید هم، با حضور سید برت و دیوید گیلمور، در دانشگاه آستون در بیرمنگام بود.
نیک میسون در ۲۰۱۲ به دانشگاه وست مینیستر (نام جدید پلی تکنیک لندن) بازگشت؛ در پی مدرکی که پنجاه سال پیش در ۱۹۶۲، به قصد گرفتنش وارد آنجا شد. او در مصاحبه ای با یکی از دانشجویان همین دانشگاه توضیح داد که پلی تکنیک چگونه سرآغاز رویای پینک فلوید بوده است: «تحصیل در آنجا مرا با صلی ترین آدم های زندگی ام و بزرگ ترین شرکای حرفه ای ام آشنا کرد، همان ها که آن قدر خوش شانس بودم که بیش از چهل سال در کنارشان کار کنم. سه نفر از اعضای پینک فلوید یکدیگر را آنجا ملاقات کردند و بنابراین گروه عملا زیر سقف پلی تکنیک شکل گرفت.»
پینک فلوید نواختن ساز و تمرین را در سالن ها و فضای عمومی زیرزمین دانشگاه آغاز کرد. واترز، میسون و رایت معماری را رها کردند و کار موسیقی را جدی گرفتند، اما پلی تکنیک لندن همان که بود ماند: فرصتی برای مراوده جمعی و تلاش برای برساختن چیزی تازه.
فارغ از فضای فیزیکی دانشگاه، تاثیر معماری بر هنر پینک فلوید هم جای تامل دارد. سایت بازفید (Buzzfeed) در ۲۰۰۲ در یادداشتی اشاره کرد که راجر واترز و نیک میسون در آن روزهای اول تسلط چندانی بر موسیقی نداشتند و بنابراین از دیاگرام های معماری برای چیدن ساختار ترانه هایشان استفاده می کردند. علاوه بر این، برای ردگیری آنچه در پلی تکنیک به عشق موسیقی رهایش کردند، صحنه های غول آسای اجراهای زنده پینک فلوید روشن ترین و دم دست ترین شاهد است. آنها توانایی شان در طراحی را نه فقط در ساخت ترانه ها بلکه در صحنه آرایی های عظیم هم به کار بستند.

پینک فلوید در بسیاری از اجراهای زنده معجونی از معماری و موسیقی را به کار می گرفت می گرفت تا تصورات فردی و جمعی تماشاگران و سازمان فضایی را درهم بریزد. موسیقی و معماری آنها در حرکتی پرخروش و پیش بینی نشدنی مدام تغییر می کرد و هر لحظه چیزی را که دقیقه ای پیش ساخته بود ویران می کرد. دیوار پینک فلوید که از ۱۹۷۰ به بعد حضوری تقریبا همیشگی در اجراهای زنده گروه داشت، پیش از هر چیز مفهومی معمارانه بود. دیوار پینک فلوید تنها دیوار در تاریخ موسیقی است که نه فقط متضمن مفهومی گسترده و چندلایه بود که عملا حضوری فیزیکی داشت؛ ساخته می شد و ویران می شد و بار کلامی و بصری اش را مدام در هم می آمیخت، چنان که حتی امروز هم دیوار پینک فلوید بیشتر از آنکه مفهومی را تداعی کند، تصویر بدیهی دیوار را پیش چشم می آورد.
تحصیل در پلی تکنیک لندن برکت بیشتری هم برای پینک فلوید داشت: آشنایی با مارک فیشر، طراحی که نه فقط در اجراهای یگانه پینک فلوید نقشی محوری داشت، بلکه با دیگر مدعیان بزرگ راک اند رول مانند رولینگ اتنویز و یو تو هم همکاری داشت (او در سال ۲۰۱۳ در شصت و شش سالگی درگذشت).
پینک فلوید در نیمه دوم دهه هشتاد میلادی از اجرا در فضاهای بسته (مانند استادیوم های ورزشی) منع شد، چرا که به گمان دلواپسان آتش بازی های چشمگیر و چیدمان عظیم روی صحنه ممکن بود جان حضار را تهدید کند. گواهی بر این ادعا که آنها نه فقط در برکشیدن دیوار که در فرو ریختنش هم تبحر داشتند.
دورز: فیلمسازهای موزیسین
جیمز داگلاس (جیم) موریسون تحصیلات عالیه را از دانشگاه دولتی فلوریدا شروع کرد. اما از آنجا که دلبستگی اش به سینما سابقه بیشتری داشت، به پیشنهاد یکی از دوستانش در ژانویه 1964 به دانشکده سینمای دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس رفت. موریسون طی تحصیل در این دانشگاه دو فیلم ساخت: «عشق الو» و دومی به نام «آبسکورا» که بلندتر و مستندی بود درباره فیلم اول.

جیم موریسون اما در کلاس های گروه ادبیات تطبیقی هم حضور می یافت، جایی که جک هرشمن، استاد مشهور یو سی ال ای، نظریات آنتوان آرتو را تدریس می کرد. ایده های آرتو در باب تئاتر سورئال تاثیری بنیادین بر دریافت سیاه موریسون از شعر و نیز تئاتر و سینما گذاشت. در کنار تحصیل در رشته سینما، علاقه اش به شعر همچنان شدت می گرفت و اشعار رومانتیک ویلیام بلیک و شعرای نسل بیت مانند آلن گینزبرگ و جک کرواک را حریصانه می خواند و خودش نیز شعر می سرود.
اینها همه تاثیری عمیق بر تصورات و افکار موریسون گذاشت و منبع الهام او برای سرودن اشعار گروه دورز شد (نام گروه The Doors هم اشاره ای است به یکی از اشعار ویلیام بلیک). خیلی زود اشتیاقش به سینما هم رنگ باخت و اگر ترس از اعزام به جنگ ویتنام نبود، تحصیل در دانشگاه را رها می کرد. در ۱۹۶۵ نهایتا از دپارتمان هنرهای نمایشی فارغ التحصیل شد. چنان بی علاقه بود که در جشن فارغ التحصیلی اش شرکت نکرد و مدرکش را برایش پست کردند.

موریسون در دانشکده سینما با ری منزارک آشنا شد، نوزانده کی بوردی که او هم سینما می خواند و شیفته اشعار موریسون شده بود و توانایی و قریحه اش در موسیقی را عمیقا ستایش می کرد. همراهی کیبورد منزارک با ترانه های موریسون هسته شکل گیری دورز شد. بسیاری موفقیت های برق آسای دورز را مرهون آموخته های این دو در رشته سینما می دانند. در روزهایی که هنوز هنر و فن تا این حد تخصصی نشده بود، و گرد هم آمدن چند جوان خودش ذوق و شیفته موسیقی و تحصیل نصفه و نیمه دو نفر از آنها در رشته سینما برای موفقیت یک گروه راک و ساخت ویدیوکلیپ هایی که از دختران و پسران جوان دهه شصت و هفتاد میلادی دلبری کند کفایت می کرد، موریسون و منزارک برخی از موفق ترین ویدیوکلیپ های گروه مانند People Are Strange و Break On Thriugh را ساختند.
کویین: تجسمی کاران موزیسین
کوپین هدیه گرانبهای دیگری است از سوی فضای آکادمیک انگلستان به موسیقی راک؛ اگرچه شاید ردیابی تاثیر واقعی تحصیل در دانشگاه بر موسیقی این گروه به نسبت بقیه دشوارتر باشد. خانواده فردی مرکوری در 1964 در لندن ساکن شد او در 1969 به کالج هنر ایلینگ این شهر رفت و در 1969 فارغ التحصیل شد. فردی شیفته هنر بود، اما رفته رفته روابطش با اهالی موسیقی در کالج بیشتر شد. همان جا بود که با اعضای آینده گروهش آشنا شد؛ برایان مِی گیتاریست و راجر تیلور نوازنده درامز که آن موقع عضو گروه دیگری به نام «لبخند» بودند. به این ترتیب مرکوری در بسیاری از تمرین ها و اجراهای گروه حاضر می شد، اگرچه خودش مدتی عضو گروه دیگری به نام Wreckage بود.

هر دو گروه به فاصله کمی منحل شدند و فردی، برایان و راجر همه آنچه برای یک گروه می خواستند در یکدیگر یافتند. در ۱۹۷۰ کویین شکل گرفت. تحصیل در رشته هنر همین جا به کار فردی آمد و نشان معروف گروهش را طراحی کرد: دو شیر در دو سوی یک تاج و سیمرغی بال گشوده بر فراز آنها که نمادی از نامیرایی بود. کویین در ابتدای کار اغلب وقتش را به تمرین و ساختن چیزی تازه گذراند، و باز هم جایی را امن تر و پذیراتر از دانشگاه نیافت: این بار از ایمپریال کالج مشهور لندن. داستان کویین از اینجا به بعد دیگر عیان است. اما قصه، همان قصه آشناست: تولد و پرورش زیر سقف دانشگاه و بعد فتوحات تاریخی و حیرت آور در عرصه موسیقی راک.
آر ای ام: همه چیز از دانشگاه شروع شد
مایکل استایپ خواننده اصلی و پیتر باک گیتاریست اول گروه آر ای ام یکدیگر را در دانشگاه جورجیای آتن (شهری در ایالت جورجیای امریکا و نه پایتخت یونان) ملاقات کردند، در اولین روزهای دهه 198؛ روزهایی که نسیم تغییری تازه در موسیقی امریکا وزیدن آغاز کرده و حتی به جایی بعید مثل جورجیا هم رسیده بود.

دانشکده موسیقی آتن در آن زمان یکی از پایگاه های موسیقی و بخشی مهم از سیر تکاملی آلترناتیو راک و موج نو موسیقی در امریکا بود. آوازه شهر به گروه های پیشرویی نظیر B۵۲ بود (دومی اگرچه اولین گروهی از آتن بود که شهرتی ملی دست و پا کرد، بعدتر زیر سایه توفیق جهان گیر اولی قرار گرفت).
آتن همچنین میزبان ارکستر سمفونیک این شهر و چند موسسه موسیقی دیگر هم بود، و البته رسانه هایی مختص موسیقی محلی مانند رادیو WUOG. بخش بزرگی از بار این جنبش های جدید بر عهده دانشجویان دانشگاه هایی مانند آتن بود. این دانشگاه ها پشتوانه فعالیت گروه های موسیقی بودند تا جایی که حتی حمایت مالی اجرای گروه های مختلف راک و پاپ یا کلاسیک را به عهده می گرفتند.
ریچی اونتربرگر، منتقد موسیقی، می گوید: «آتن، شهری خموده که تصور عرق ریختن آدم هایش برای رسیدن به افقی تازه سخت بود، پیش از آن روزها به هر چیزی شباهت داشت مگر مرکزی برای گسترش و تکامل موسیقی.» اما شراکت اهالی موسیقی راک، کانتری و بلوگرَس (Bluegrass) در این جشن غیرمنتظره آتن را به «لیورپول جنوب» ملقب کرد.
آر ای ام در چنین فضایی شکل گرفت. در ژانویه ۱۹۸۰ مایکل استایب و پیتر باک در فروشگاه موسیقی ووکستری، جایی که باک کار می کرد، یکدیگر را ملاقات کردند و خیلی زود فهمیدند که ذائقه موسیقی مشترکی دارند. استایپ می گوید: «معلوم شد هرچه را من می خواستم بخرم باک برای خودش نگه داشته بود.»
استایپ و باک در آتن ساز زدن کنار یکدیگر را در قالب گروه موسیقی آغاز کردند. اعضای بعدی گروه هم؛ مایک میلز، نوازنده گتیار باس و بیل بِری، نوازنده درامز؛ مدتی بود که به آتن آمده بودند تا کارشان را در چنان فضایی گسترش و ارائه دهند. آنها خیلی زود جایگزین دو نفر دیگر در گروه استایپ و باک می شوند.

گروه کارش را در دهه هشتاد میلادی با اجرا در مهمانی هایی شروع کرد که حاضران آنها اغلب هم دانشگاهیانشان بودند. بعدها دامنه این مهمانی ها گسترده تر شد، به مراسم و گردهمایی های خیریه رسید و سرانجام کسانی از راه رسیدند که در ازای اجرا به آنها پول می پرداختند. همین جا بود که آر ای ام رسما وارد عرصه موسیقی شد. آنها کمی بعد اولین تک آهنگ خود را به نام «رادیو آزاد اروپا» منتشر کردند که تکانی جدید در راک دانشگاهی امریکا بود.
پیتر باک خود می گوید پیش از آن هرگز عضو هیچ گروه موسیقی نبوده است یا مایکل استایپ که پایش خیلی اتفاقی به دنیای موسیقی باز شد می گوید: «تقریبا هیچ سابقه ای در موسیقی نداشتم. والدینم گاه به مانچینی یا وندا جکسون و موسیقی متن [فیلم] «دکتر ژیواگو» گوش می دادند. واقعا از اینها چیزی نشنیده بودم.» با این حساب تردیدی نیست که هواداران آر ای ام شکل گیری و درخشش این گروه را مدیون جو پویای موسیقی دانشگاهی آن روزهای امریکا و به خصوص دانشگاه آتن هستند.
این فهرست اعضای دیگری هم دارد، از جمله گروه پیکسیز که بنیانش در ۱۹۸۳ در دانشگاه ماساچوست امریکا گذاشته شد، یا ام جی ام تی در دانشگاه وسلیان ایالت کانکتیکت (۲۰۰۴) و کرید که بنیانگذارانش دانشجویان دانشگاه ایالتی فلوریدا بودند (۱۹۹۳). دانشگاه برای همه این گروه هان همان نقش آشنا را داشته است: بستری برای شکل گیری و جور شدن قطعات پازل آنها، فراهم آورنده فضایی برای آزمون و خطا و مشوق اولین ترانه ها، آهنگ ها و اجراها.
این همزیستیِ به راستی مسالمت آمیز برآیند میزبانی دانشگاه های عمدتا امریکایی و بریتانیایی از جانان یاغی و ایده های تابوشکنانه آنها و فاسون موسیقی راک اند رول دهه شصت و هفتاد میلادی بوده است؛ سنتی که در اواخر قرن گذشته و اوایل قرن حاضر هم تداوم یافته است. اگرچه کلیت این رابطه دوسویه کمی عجیب به نظر می آید: نظم و قاعده محیط آکادمیک کجا و زرق و برق و افراط موسیقی راک کجا.
تبلیغات متنی
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
عصبانیت کیهان از دیدار معاون پزشکیان با زنان زندانی حوادث اخیر
-
آیا این میوه، فشار و چربی خون را کاهش میدهد؟
-
کیتهای فصل بعد بارسلونا لو رفت!
-
پلن B جواب نداد، اوسمار به سیستم قبلی برمیگردد
-
روزنامه دولت: افزایش شدید قیمت خودرو طبیعی است!
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ناو آمریکاییِ لینکلن از مرزهای ایران دور شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
ناوهای هواپیمابر آمریکا چگونه میتوانند بدون رادار و GPS حرکت کنند؟
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
شریعتمداری: موسوی فراماسونر و کروبی کاسه لیسان غرب هستند
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
این باورهای رایج درباره کبد چرب را کنار بگذارید
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
واکنش رسمی عربستان به خبر حمایت از حمله به ایران
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
فرود هواپیمای مرموز روسی در تهران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر