خاطرات گوهر خیراندیش از تلخی و شیرینی جنگ
گوهر خیراندیش بازیگر توانمندی است که کار در سینما را از سال ۶۵ با بازی در فیلم سینمایی "روزهای انتظار" ساخته اصغر هاشمی در اوج جنگ تحمیلی آغاز کرد، او با ایفای نقش در تئاتر «ننه خضیره» نیز هنگام جنگ سعی میکرد به مردم امید و شجاعت هدیه دهد.
هنر آنلاین: گوهر خیراندیش بازیگر توانمندی است که کار در سینما را از سال ۶۵ با بازی در فیلم سینمایی "روزهای انتظار" ساخته اصغر هاشمی در اوج جنگ تحمیلی آغاز کرد، او با ایفای نقش در تئاتر «ننه خضیره» نیز هنگام جنگ سعی میکرد به مردم امید و شجاعت هدیه دهد.
او بازیگری است که بدون اغراق در هر ژانری موفق ظاهر میشود و در بیشتر مواقع خودش نقشش را طراحی میکند. این بازیگر معتقد است به مقوله جنگ به لحاظ سینمایی آنگونه که شایسته است پرداخت نشده و بسیاری از بزرگان سینما میتوانستند در این عرصه حرفهای جدیتری برای گفتن داشته باشند اما به دلیل عدم امکان کار در این مقوله، سینمای جنگ ما سینمای کسالتآوری شده است.
خیراندیش با انحصاری کردن هر مسألهای به شدت مخالف است و میگوید: دین، شهید و حتی جنگ متعلق به یک گروه خاصی نیست.
با دوست داشتنیترین بازیگر میانسال که هنوز کار در زمینه فیلمهای جنگی، دغدغهاش محسوب میشود و در «همچون سرو» بیژن بیرنگ که به مقوله جنگ میپردازد ایفای نقش کرده است به گپی نشستیم که در پی میآید:
سالی که شما به طور جدی با فیلم سینمایی «روزهای انتظار» وارد سینما شدید، کشور ما درگیر جنگ تحمیلی بود، در آن سالها فضای سینما چگونه بود و شما چگونه وارد این پروژه شدید؟
اول اجازه بدهید من در مورد دفاع مقدس به نکتهای اشاره کنم، حدود سه سال پیش به اتفاق زهرا حسینی نویسنده کتاب «دا» به اهواز رفتم، آنجا دیدم همه مزار شهدا در آب فرو رفته و هیچ فکری برای مزار شهدا به گونهای که در شأن و منزلت آنهاست نشده است، ما فقط دم از دفاع مقدس میزنیم اما حاضر نیستیم به مزار کسانی که بهترین سالهای عمرشان را برای دفاع از وطنشان گذاشتند و جانشان را برای حفظ مرزهای کشورشان دادند رسیدگی کنیم. وقتی آن صحنه را دیدم بسیار ناراحت شدم و امیدوارم به زودی راهحلی پیدا شود که مزار شهدای ما به گونهای مرمت شود که حداقل بازماندگان بتوانند سر مزار عزیزانشان با آرامش بنشیند.
اما در مورد سؤال شما باید بگویم، اصغر هاشمی را از «روز باشکوه» میشناختم ایشان متنی را برای من آوردند که در یکی از روستاهای کاشان میگذشت این فیلم اولین فیلم بلند اصغر هاشمی بود و به خانوادههایی میپرداخت که چادرنشین بودند. بسیاری از دستاندرکاران جدی امروز سینما کارشان را با همین فیلم آغاز کردند، محمود کلاری، افسر اسدی، ایرج طهماسب و...
«روزهای انتظار» متن بسیار خوبی داشت که از متنهای دولتآبادی الهام گرفته بود و این قوی بودن متن بسیاری از دوستان را مجاب کرد که در این کار ایفای نقش کنند..
ترابی نویسنده این فیلمنامه در متن از دولتآبادی تأثیر گرفته بود و به حق بسیار متن زیبا وقابل باوری بود.
فکر میکنید فضای ملتهب جامعه چقدر تأثیر روی این فیلم گذاشته یا اینکه پناه بردن به روستا به دلیل دوری از همان فضای ملتهب اجتماعی بوده است؟
در این کار ما به دور از هیاهوی جنگ کار میکردیم و اساساً در آن زمان باید کارگردان به گونهای کار میکرد که به مردم عادی بگوید زندگی عادی جریان دارد و مردم نباید خودشان را ببازند، در هنگام جنگ ما حتی در سریالها هم حضور پیدا میکردیم زندگی در کنار جنگ در همه جا جریان داشت و ما فکر میکردیم هدف ما به عنوان یک بازیگر این است که خدمتی بکنیم و در هر شرایطی باید به کارمان ادامه میدادیم و اصلاً جنگ نباید میتوانست باعث ترک کردن کارمان می شد.
یعنی سخت بودن رفت و آمد در آن سالها هم نمیتوانست شما را از هنر سینما و تئاتر و تلویزیون دور کند؟
یکی از روزهایی که من میخواستم به اداره تئاتر بروم، سر تمرین نمایشنامه «ننه خضیره» تهران بمباران شد و من در خیابان چرچیل تقریباً مطمئن بودم که زنده نمیمانم ولی هرگز به این فکر نمیکردم که کاش نمیآمدم تمرین تئاتر و هنوز هم به این مسأله فکر نکردهام من عاشق این کار بودم و جنگ هم مرا به گونهای تشویق میکرد که کارم را رها نکنم تا بتوانم، کاری کنم و نشان بدهم زندگی ادامه دارد.
در مورد تئاتر «ننه خضیره» بگویید گویا در زمان جنگ تئاتری بوده که سراسر امید را به مردم هدیه میداده و مردم هم بسیار استقبال کردهاند؟
بله، ما قصهای را درباره زنی میگفتیم که در سوسنگرد برای انتقام از کسانی که به عروس و خانوادهاش تجاوز کرده بودند نانی را میپزد و درون آن زهر میریزد و عراقیها مجبورش میکنند از نانی که پخته بخورد و او هم برای اینکه شک نکنند اول خودش میخورد و اینگونه بود که حماسه" ننه خضیره" شکل گرفت، در همان شرایط ناگوار جنگ، ما این تئاتر را کار میکردیم و امیدوار بودیم جنگ به زودی تمام شود و مردم هم بسیار زیاد استقبال میکردند. ما نگران بودیم که خیل عظیمی که برای دیدن تئاتر آمده بودند از طبقه دوم تالار وحدت پایین نیفتند پس زندگی برای ما ادامه داشت.
با چه رویکردی در آن فضا کار میکردید و هدفتان از اینکه در آن شرایط روی صحنه بیایید چه بود؟
ما میخواستیم بگوییم مردم ما شجاع هستند و حاضرند تا آخرین قطره خونشان بجنگند زیرا مانند سربازان عراقی مجبور نبودند که به جبهه بروند. آنها فقط از آرمانها و ناموسشان دفاع میکردند و ما هم میخواستیم به سهم خودمان بگوییم مردم ما شجاع هستند و عراق ماندنی نیست، هم بازتاب دلاوری سربازان ما در آن تئاتر هویدا بود و هم قصد داشتیم بگوییم که عراقیها آخر ناگزیر هستند ایران را ترک کنند.
بیشتر فیلمهایی که در ژانر دفاع مقدس ساخته شده به مسائلی میپردازد که از واقعیت دور است و گاهی آنقدر تکراری است که تماشاگران به محض اینکه از شناسنامه فیلم متوجه میشوند در ژانر دفاع مقدس ساخته شده مجاب میشوند فیلم را نبینند چطور با این فضایی که اینگونه از فیلمها دارد، شما باز هم دوست داشتید در یک سریالی با این مضمون با نام «همچون سرو» کار کنید؟
برای من جذاب بود که آقای بیرنگ در «همچون سرو» نمیخواست خمپاره و خونریزی را نشان دهد فقط میخواست از زبان یک مادر درسهایی را در زرورق زمان جنگ بپیچد و به جوانان امروز بدهد، درس انسان بودن، احترام به پدر و مادر، درس عشق و دفاع از مرز و بوم. را در آن برهه از زمان مطرح کند که به مراتب میتواند برای تماشاگر جذابتر از این باشد که فیلمهایی نازل و تکراری در این ژانر با چاشنی خونریزی و خمپاره ببیند.
و به دلیل متن بسیار زیبا و حرف جدی و نویی که برای تماشاگر داشت من علاقه داشتم در این سریال کار کنم.
فکر میکنید پرهیز از المانهایی مانند خونریزی و خمپاره که میتواند مردم را با ماهیت جنگ آشنا کند چقدر از تأثیرگذاری این نوع فیلم نزد تماشاگر کم میکند؟
میتوانم بگویم این سریال نشاندهنده فضای ذهنی کارگران و به شیوه بیرنگ ساخته شده است، هدف کارگران این نیست که به واسطه جنگ حرفهایی را بزند که بخواهد از المانهای جنگ به شکل گلدرشت استفاده کند.
فکر میکنم پرداخت به سینمای جنگ و دفاع مقدس توسط افراد خاصی اجرایی می شود و عملاً امکان فعالیت در این حوزه برای همه فیلمسازان علاقهمند مهیا نیست و به همین دلیل این نوع سینما نمیتواند تماشاگر را جذب کند و به تکرار افتاده است؟
جنگ، خدا، شهید و دفاع مقدس متعلق به یک گروه خاص نیست، بسیاری از آدمها که در حاشیه هستند دایماً به این گروهبندیها دامن میزنند که البته در حال حاضر بسیار کمرنگ شده است .
جنگی که در کشور ما رخ داد با جنگهایی که شما در فیلمها میبینید به لحاظ موضوع متفاوت بود جنگ ما یک جنگ عقیدتی سیاسی و دفاع از خاک بوده، فیلمهایی که توسط فیلمسازان جهان ساخته میشود و تماشاگر را مبهوت میکند، عقیدتی سیاسی نیست، اما با شما موافق هستم که در کشور ما ساخته شدن فیلمهای اینچنینی به کسانی سپرده شده است که توانایی سینمایی برای پرداخت به این موضوع را ندارند چون صرفاً قرار نیست درباره جنگ یا شهید اطلاعاتی به تماشاگر داده شود بلکه باید فیلم از ساختاری برخوردار باشد که بتواند تماشاگر را مجذوب کند.
انگار فقط کسانی که به جبهه رفته بودند امکان این را مییافتند تا درباره جبهه فیلم بسازند به همین دلیل این مرزبندی از خیلی سال پیش شروع شد و باعث شد کارگردانان و نویسندگان ما خودشان را کنار بکشند و فکر کنند امکان ساخت این گونه از فیلمها برایشان وجود ندارد.
این افکار از کجا ناشی میشود؟
واقعاً نمیدانم شاید از عملکرد مسؤولان سینمایی آن وقت، همیشه برای من سؤال بوده که چرا کارگردانهای دیگر به سمت این سینما نیامدند؟ اگر در این ژانر فیلم میساختند قطعاً فیلمهایشان از یک ساختار قوی برخوردار خواهد بود و میتوانست تأثیرگذار باشد.
در اکثر فیلمهایی که در این باره ساخته میشود نگاه بدی به جنگ وجود ندارد یا حداقلش این است که سعی نمی شود از بدی جنگ حرفی بزنند؟
میخندد) به نظر من باید شکل این مصاحبه تغییر کند من باید از شما سؤال بپرسم، واقعاً نقطه نظرات همنسلان شما که خاطره چندانی از جنگ ندارند برای من جذاب است، جالب است بدانید در برههای از زمان ما حتی فیلمهای ضدجنگ نمیدیدیم و با ایدئولوژیک کردن این مقوله از اینکه به مردم ذات جنگ را نشان دهیم پرت شدیم و به حاشیههای جنگ پرداختیم که بعد از این همه سال به طور کاملاً طبیعی به تکرار افتادیم.
بنابراین خوشحالم که جوان های امروز انقدر درایت دارند که متوجه باشند ذات جنگ بد است ولی وقتی دشمن به خاک یک کشور حمله می کند باید با دل و جان از خاکشان دفاع کنند.
او بازیگری است که بدون اغراق در هر ژانری موفق ظاهر میشود و در بیشتر مواقع خودش نقشش را طراحی میکند. این بازیگر معتقد است به مقوله جنگ به لحاظ سینمایی آنگونه که شایسته است پرداخت نشده و بسیاری از بزرگان سینما میتوانستند در این عرصه حرفهای جدیتری برای گفتن داشته باشند اما به دلیل عدم امکان کار در این مقوله، سینمای جنگ ما سینمای کسالتآوری شده است.
با دوست داشتنیترین بازیگر میانسال که هنوز کار در زمینه فیلمهای جنگی، دغدغهاش محسوب میشود و در «همچون سرو» بیژن بیرنگ که به مقوله جنگ میپردازد ایفای نقش کرده است به گپی نشستیم که در پی میآید:
سالی که شما به طور جدی با فیلم سینمایی «روزهای انتظار» وارد سینما شدید، کشور ما درگیر جنگ تحمیلی بود، در آن سالها فضای سینما چگونه بود و شما چگونه وارد این پروژه شدید؟
اول اجازه بدهید من در مورد دفاع مقدس به نکتهای اشاره کنم، حدود سه سال پیش به اتفاق زهرا حسینی نویسنده کتاب «دا» به اهواز رفتم، آنجا دیدم همه مزار شهدا در آب فرو رفته و هیچ فکری برای مزار شهدا به گونهای که در شأن و منزلت آنهاست نشده است، ما فقط دم از دفاع مقدس میزنیم اما حاضر نیستیم به مزار کسانی که بهترین سالهای عمرشان را برای دفاع از وطنشان گذاشتند و جانشان را برای حفظ مرزهای کشورشان دادند رسیدگی کنیم. وقتی آن صحنه را دیدم بسیار ناراحت شدم و امیدوارم به زودی راهحلی پیدا شود که مزار شهدای ما به گونهای مرمت شود که حداقل بازماندگان بتوانند سر مزار عزیزانشان با آرامش بنشیند.
اما در مورد سؤال شما باید بگویم، اصغر هاشمی را از «روز باشکوه» میشناختم ایشان متنی را برای من آوردند که در یکی از روستاهای کاشان میگذشت این فیلم اولین فیلم بلند اصغر هاشمی بود و به خانوادههایی میپرداخت که چادرنشین بودند. بسیاری از دستاندرکاران جدی امروز سینما کارشان را با همین فیلم آغاز کردند، محمود کلاری، افسر اسدی، ایرج طهماسب و...
«روزهای انتظار» متن بسیار خوبی داشت که از متنهای دولتآبادی الهام گرفته بود و این قوی بودن متن بسیاری از دوستان را مجاب کرد که در این کار ایفای نقش کنند..
ترابی نویسنده این فیلمنامه در متن از دولتآبادی تأثیر گرفته بود و به حق بسیار متن زیبا وقابل باوری بود.
فکر میکنید فضای ملتهب جامعه چقدر تأثیر روی این فیلم گذاشته یا اینکه پناه بردن به روستا به دلیل دوری از همان فضای ملتهب اجتماعی بوده است؟
در این کار ما به دور از هیاهوی جنگ کار میکردیم و اساساً در آن زمان باید کارگردان به گونهای کار میکرد که به مردم عادی بگوید زندگی عادی جریان دارد و مردم نباید خودشان را ببازند، در هنگام جنگ ما حتی در سریالها هم حضور پیدا میکردیم زندگی در کنار جنگ در همه جا جریان داشت و ما فکر میکردیم هدف ما به عنوان یک بازیگر این است که خدمتی بکنیم و در هر شرایطی باید به کارمان ادامه میدادیم و اصلاً جنگ نباید میتوانست باعث ترک کردن کارمان می شد.
یعنی سخت بودن رفت و آمد در آن سالها هم نمیتوانست شما را از هنر سینما و تئاتر و تلویزیون دور کند؟
یکی از روزهایی که من میخواستم به اداره تئاتر بروم، سر تمرین نمایشنامه «ننه خضیره» تهران بمباران شد و من در خیابان چرچیل تقریباً مطمئن بودم که زنده نمیمانم ولی هرگز به این فکر نمیکردم که کاش نمیآمدم تمرین تئاتر و هنوز هم به این مسأله فکر نکردهام من عاشق این کار بودم و جنگ هم مرا به گونهای تشویق میکرد که کارم را رها نکنم تا بتوانم، کاری کنم و نشان بدهم زندگی ادامه دارد.
در مورد تئاتر «ننه خضیره» بگویید گویا در زمان جنگ تئاتری بوده که سراسر امید را به مردم هدیه میداده و مردم هم بسیار استقبال کردهاند؟
بله، ما قصهای را درباره زنی میگفتیم که در سوسنگرد برای انتقام از کسانی که به عروس و خانوادهاش تجاوز کرده بودند نانی را میپزد و درون آن زهر میریزد و عراقیها مجبورش میکنند از نانی که پخته بخورد و او هم برای اینکه شک نکنند اول خودش میخورد و اینگونه بود که حماسه" ننه خضیره" شکل گرفت، در همان شرایط ناگوار جنگ، ما این تئاتر را کار میکردیم و امیدوار بودیم جنگ به زودی تمام شود و مردم هم بسیار زیاد استقبال میکردند. ما نگران بودیم که خیل عظیمی که برای دیدن تئاتر آمده بودند از طبقه دوم تالار وحدت پایین نیفتند پس زندگی برای ما ادامه داشت.
با چه رویکردی در آن فضا کار میکردید و هدفتان از اینکه در آن شرایط روی صحنه بیایید چه بود؟
ما میخواستیم بگوییم مردم ما شجاع هستند و حاضرند تا آخرین قطره خونشان بجنگند زیرا مانند سربازان عراقی مجبور نبودند که به جبهه بروند. آنها فقط از آرمانها و ناموسشان دفاع میکردند و ما هم میخواستیم به سهم خودمان بگوییم مردم ما شجاع هستند و عراق ماندنی نیست، هم بازتاب دلاوری سربازان ما در آن تئاتر هویدا بود و هم قصد داشتیم بگوییم که عراقیها آخر ناگزیر هستند ایران را ترک کنند.
بیشتر فیلمهایی که در ژانر دفاع مقدس ساخته شده به مسائلی میپردازد که از واقعیت دور است و گاهی آنقدر تکراری است که تماشاگران به محض اینکه از شناسنامه فیلم متوجه میشوند در ژانر دفاع مقدس ساخته شده مجاب میشوند فیلم را نبینند چطور با این فضایی که اینگونه از فیلمها دارد، شما باز هم دوست داشتید در یک سریالی با این مضمون با نام «همچون سرو» کار کنید؟
برای من جذاب بود که آقای بیرنگ در «همچون سرو» نمیخواست خمپاره و خونریزی را نشان دهد فقط میخواست از زبان یک مادر درسهایی را در زرورق زمان جنگ بپیچد و به جوانان امروز بدهد، درس انسان بودن، احترام به پدر و مادر، درس عشق و دفاع از مرز و بوم. را در آن برهه از زمان مطرح کند که به مراتب میتواند برای تماشاگر جذابتر از این باشد که فیلمهایی نازل و تکراری در این ژانر با چاشنی خونریزی و خمپاره ببیند.
و به دلیل متن بسیار زیبا و حرف جدی و نویی که برای تماشاگر داشت من علاقه داشتم در این سریال کار کنم.
فکر میکنید پرهیز از المانهایی مانند خونریزی و خمپاره که میتواند مردم را با ماهیت جنگ آشنا کند چقدر از تأثیرگذاری این نوع فیلم نزد تماشاگر کم میکند؟
میتوانم بگویم این سریال نشاندهنده فضای ذهنی کارگران و به شیوه بیرنگ ساخته شده است، هدف کارگران این نیست که به واسطه جنگ حرفهایی را بزند که بخواهد از المانهای جنگ به شکل گلدرشت استفاده کند.
فکر میکنم پرداخت به سینمای جنگ و دفاع مقدس توسط افراد خاصی اجرایی می شود و عملاً امکان فعالیت در این حوزه برای همه فیلمسازان علاقهمند مهیا نیست و به همین دلیل این نوع سینما نمیتواند تماشاگر را جذب کند و به تکرار افتاده است؟
جنگ، خدا، شهید و دفاع مقدس متعلق به یک گروه خاص نیست، بسیاری از آدمها که در حاشیه هستند دایماً به این گروهبندیها دامن میزنند که البته در حال حاضر بسیار کمرنگ شده است .
جنگی که در کشور ما رخ داد با جنگهایی که شما در فیلمها میبینید به لحاظ موضوع متفاوت بود جنگ ما یک جنگ عقیدتی سیاسی و دفاع از خاک بوده، فیلمهایی که توسط فیلمسازان جهان ساخته میشود و تماشاگر را مبهوت میکند، عقیدتی سیاسی نیست، اما با شما موافق هستم که در کشور ما ساخته شدن فیلمهای اینچنینی به کسانی سپرده شده است که توانایی سینمایی برای پرداخت به این موضوع را ندارند چون صرفاً قرار نیست درباره جنگ یا شهید اطلاعاتی به تماشاگر داده شود بلکه باید فیلم از ساختاری برخوردار باشد که بتواند تماشاگر را مجذوب کند.
انگار فقط کسانی که به جبهه رفته بودند امکان این را مییافتند تا درباره جبهه فیلم بسازند به همین دلیل این مرزبندی از خیلی سال پیش شروع شد و باعث شد کارگردانان و نویسندگان ما خودشان را کنار بکشند و فکر کنند امکان ساخت این گونه از فیلمها برایشان وجود ندارد.
این افکار از کجا ناشی میشود؟
واقعاً نمیدانم شاید از عملکرد مسؤولان سینمایی آن وقت، همیشه برای من سؤال بوده که چرا کارگردانهای دیگر به سمت این سینما نیامدند؟ اگر در این ژانر فیلم میساختند قطعاً فیلمهایشان از یک ساختار قوی برخوردار خواهد بود و میتوانست تأثیرگذار باشد.
در اکثر فیلمهایی که در این باره ساخته میشود نگاه بدی به جنگ وجود ندارد یا حداقلش این است که سعی نمی شود از بدی جنگ حرفی بزنند؟
میخندد) به نظر من باید شکل این مصاحبه تغییر کند من باید از شما سؤال بپرسم، واقعاً نقطه نظرات همنسلان شما که خاطره چندانی از جنگ ندارند برای من جذاب است، جالب است بدانید در برههای از زمان ما حتی فیلمهای ضدجنگ نمیدیدیم و با ایدئولوژیک کردن این مقوله از اینکه به مردم ذات جنگ را نشان دهیم پرت شدیم و به حاشیههای جنگ پرداختیم که بعد از این همه سال به طور کاملاً طبیعی به تکرار افتادیم.
بنابراین خوشحالم که جوان های امروز انقدر درایت دارند که متوجه باشند ذات جنگ بد است ولی وقتی دشمن به خاک یک کشور حمله می کند باید با دل و جان از خاکشان دفاع کنند.
تبلیغات متنی
-
بسته حمایتی مجلس از سپاه در برابر اقدام اتحادیه اروپا
-
ترامپ دوباره مکرون را مسخره کرد
-
بیانیه وزارت خارجه ایران پیرامون مصوبه اروپا در مورد سپاه
-
ترامپ: شهروندان آمریکایی به زودی میتوانند به ونزوئلا سفر کنند
-
اکرم الکعبی خطاب به ترامپ: به پایان سلام کن
-
واکنش رسایی به اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه
-
هگست: آمادهایم تا هر آنچه ترامپ در مورد تهران از ما بخواهد را انجام دهیم
-
سخنگوی ارتش: پاسخ ما به خطای دشمن بلادرنگ است
-
ترامپ: پوتین با خواسته من موافقت کرد
-
پاسخ صریح رئیسجمهور عراق به ترامپ
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
گریم جالب علیرضا خمسه در فیلم بهرام بیضایی ۴۴ سال پیش
-
آخرین خرید زمستانی پرسپولیس مشخص شد
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
بیانیه وزارت خارجه ایران پیرامون مصوبه اروپا در مورد سپاه
-
واکنش رسایی به اقدام اتحادیه اروپا علیه سپاه
-
هگست: آمادهایم تا هر آنچه ترامپ در مورد تهران از ما بخواهد را انجام دهیم
-
سخنگوی ارتش: پاسخ ما به خطای دشمن بلادرنگ است
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
ستاد کل نیروهای مسلح بیانیه داد
-
واکنش فوری ایران به اقدام خبرساز اتحادیه اروپا
-
اتحادیه اروپا سپاه را در فهرست سازمان تروریستی قرار داد
-
زمان اجرای مرحله دوم طرح کالابرگ اعلام شد
-
سفیر آلمان به وزارت خارجه احضار شد
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل





نظر کاربران
خیلی دوسش دارم موفق باشه
دوسش دارم خیلییییییی