کیارستمی را هم مثل مولوی از ما می گیرند!
کیارستمی قدیسی مذهبی که مذهبش انسانیست است، مذهبش معرفت است. او کسی است که این مذهب و این معرفت درونی اش را هیچ وقت به رخ نمی کشد.
هفته نامه تماشاگران امروز - فرهاد عشوندی: «کیارستمی قدیسی مذهبی که مذهبش انسانیست است، مذهبش معرفت است. او کسی است که این مذهب و این معرفت درونی اش را هیچ وقت به رخ نمی کشد. چند سال است که او را ندیده ایم، چون مریض نشده بود! اما معرفتش را همیشه در ذهن دارم. هر بار که سخن و یادی از او می شود، به احترامش تمام قد می ایستم. برای مذهبش، معرفتش، مرامش، نگاهش و جواهری که در وجودش هست، ولی هیچ وقت به رخ نمی کشد.»
اینها بخشی از یادداشت ابوالفضل جلیلی است که فروردین ماه امسال در روزنامه بانی فیلم منتشر شده است. زمانی که همه نگران کیارستمی بودیم و امیدوار. امید به این که بیماری تمام می شود و استاد دوباره بلند می شود و با عینک مشهور دودی اش پشت فیلمبردارهایش می ایستد و فرمان حرکت می دهد اما آن امیدها روز دوشنبه 14 تیر برای همیشه خاموش شد. مثل قلب بزرگی که در پاریس از حرکت ایستاد. با ابوالفضل جلیلی هم کلام شدیم تا از هنرمندان بزرگ بگوید. از سینماگری که انسانیت را به پرده نقره ای ثبت می کرد. جلیلی به عنوان سینماگر آوانگاردی که همیشه نگاهی انسانی در آثارش داشته، حالا شاید بهتر از هر کسی می تواند از جادویی بگوید که در هر نما از فیلم های استاد، تماشاگر را میخکوب می کند از جواهری که در وجودش بود.

چه نکاتی درباره عباس کیارستمی برای شما جذاب بوده؟
- پدرم سی و چند سال پیش در حالی که جوان و خوش تیپ و جذاب بود فوت کرد. من هنوز باور ندارم او فوت کرده. وقتی مشکلی پیش می آید می گویم بروم با او در میان بگذارم ببینم چه می گوید. باور مرگ کیارستمی هم از همین جنس است. او یک انسان پر از رمز و راز بود. رمز و رازی که وقتی به آن پی می بردی می دیدی چقدر آدم بزرگی است و چقدر اومانیستی و چقدر اگزیستانسیالیستی است. یعنی انگار همه اینها بود. منتها برای ورود به همه اینها و پی بردن به این رازها فرصت می خواست. متاسفانه در «مملکت ما همان طور که خودش گفت وقتی من جایزه کن را گرفتم، من را از در پشت فرودگاه خارج کردند چون یکسری می خواستند من را بزنند.»
الان آن یک سری خوشحال باشند که دیگر کیارستمی نیست که او را بزنند. من برای بچه های مذهبی متاسفم که نتوانستند از وجود چنین آدمی استفاده کنند چون وقتی فکر می کنند هر کس ریشش را می زند حتما کافر است. این را به این دلیل می گویم که خودم مذهبی هستم و خودم خیلی از پندها و گفته های او را استفاده کرده ام.
منتها ما همیشه عقب هستیم. زمانی که کیارستمی نخل طلا می برد، می خواهیم او را بزنیم. سال ها می گذرد همه دنیا از او استفاده می کنند، زمانی به هوش می آییم که آقای فرهادی جایزه می گیرد و آقای وزیر هم به استقبالش می رود. مشکل ما این است که چرا از این آدم ها استفاده نمی شد. همین بچه هایی که می گویند ما بچه های بسیج هستیم یا آنهایی که می گویند ما ضد بچه های بسیج هستیم، اینها همه دور یک میز ننشستند از این فرد استفاده کنند.
شما هم مانند آقای کیارستمی در همان مکتب کانون پرورش فکری کارتان را شروع کردید. در کل نسل بعد از آقای کیارستمی از جریان فکری که ایشان درست کرده بود استفاده کردند؟
- اصلا آن زمان جریانی نبود. جریان های فکری همه زاییده بعد از انقلاب است چون آمدیم مردم را دو قسمت خودی و غیرخودی کردیم. حالا در زمینه سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا داریم ولی آن زمان این طور نبود. اتفاقا واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو بود. یعنی ممکن بود همه کارشان با هم متفاوت باشد ولی در زمینه هنر و در زمینه های ناسیونالیستی همه به یک ریسمان الهی وصل بودند. این طور نبود که بگوییم ژانر فلانی و فلانی. من معتقدم آن زمان مکتب لاویسم حکومت می کرد. یعنی همه عاشق مکتب الهی بودند و همه می خواستند ایران را جلو ببرند. برای همین همه با عشق کار می کردند.

البته من خودم هیچ وقت در کانون پرورش نبودم. فقط یادم است که یک بار ۱۰ سالم بود یک کتاب را مصور کردم و به خاطر آن از مسئول کانون هدیه گرفتم. آن زمان عشق بود و الان سیاست است و این است که ضرر می زند. کاری که کیارستمی کرد این بود که عشق را حفظ کرد و خط و رنگ عوض نکرد و نان به نرخ روز نخورد.
همان عشق و صداقت قبل از انقلاب را حفظ کرد و دنیا را گرفت و جا دارد که جمهوری اسلامی به پاس قدردانی، نه از فیلم های کیارستمی، بلکه به خاطر خدمتی که او به کشور کرد، الان حداقل یک خیابان به نامش کنند. کیارستمی در زمانی که می گفتند جمهوری اسلامی تروریست است، فیلم های شاعرانه را از ایران بیرون داد و برای ایران افتخار آفرید. اگر این کار را نکنند، کشورهای دیگر پیش دستی می کنند همان طور که مولوی را از ما گرفتند و همین روزها حافظ و سعدی را هم می گیرند، کیارستمی را هم به نام خودشان خواهند زد.
می گویند فیلمسازها بعد از اینکه به قله هنری می رسند افت می کنند. در مورد کیارستمی هم این اتفاق افتاد؟
- من یک فیلم از کیارستمی به نام «همسرایان» دیدم. همیشه به او می گفتم تنها فیلمی است که برای اولین بار در زندگی ام به خاطرش تمام قد ایستادم و ابراز احساسات کردم. بعد از آن هم «خانه دوست کجاست» را دوست داشتم. بقیه فیلم هایش را ندیده ام و نمی توانم نظر بدهم. نمی توانیم بگوییم یک کارگردان بعد از اینکه اوج می گیرد افت می کند. یک زمانی سطح گویش مان را همطراز مردم عادی می کنیم و یک زمان هم می گوییم الان دیگر برای آدم هایی که می خواهیم فیلم بسازیم و در نتیجه سطح مان بالاتر می رود. ممکن است مردم عام با بعضی فیلم های او ارتباط نگیرند و آن را نفهمند ولی هیچ وقت افت نکرد.

اینکه ایشان نتوانست بعد از طعم گیلاس فیلمی برای سینمای ایران بسازد حالا یا سطحش بالاتر بود یا در اینجا او را برنمی تابیدند یا ... چه صدمه ای به سینمای ایران زد؟
- کیارستمی کارگردانی بود که همیشه دور از جنجال بود. من حتی یادم است یک سال فیلم «دت یعنی دختر» را ساخته بودم و فکر می کردم یک فیلم آوانگارد موفق ساخته ام و داوران باید کلی حال کنند ولی متاسفانه به من گفتند فیلمت توقیف شده است و اجازه اکران در جشنواره را ندارد. برای اولین بار در زندگی رفتم که طغیان کنم و داد زدم و ... آقای کیارستمی من را به آرامش دعوت کرد و گفت: «الخیر فی ما وقع.
شاید خیر و مصلحتی در این مسئله هست. داد و بیداد نکن و کوتاه بیا.» سال بعد وقتی جایزه جشنواره ونیز را گرفتم و با هم روی سن آمدیم در گوش من به شوخی گفت: «یادت است گفتم الخیر فی ما وقع؟ هیچ وقت جمهوری اسلامی فکر می کرد یک شبی ابوالفضل و عباس روی سن یک جشنواره خارجی برای گرفتن جایزه جشنواره باشند» منظورش از ابوالفضل و عباس هم من و خودش بود. اصطلاحی که من درباره کیارستمی می گفتم این بود که او در منجلاب دست می کند و جواهر را بیرون می کشد.
سانسور چه تاثیری روی کارهایش داشت؟
- در دنیا مثلا می گویند فلانی دنیای خاص خودش را دارد، کیارستمی هم همین طور بود. اصلا به سانسور توجه نمی کرد. فکر می کنم به ارشاد هم اهمیت نمی داد و کار خودش را می کرد و چون کار خودش را می کرد، به قول معروف که سخن از دل برآید لاجرم بر دل نشیند، فیلم های کیارستمی هم به دل می نشست. شما کدام سیاستمدار ما را سراغ دارید که اینقدر به مملکتش خدمت کرده باشد که حتی الان رییس جمهور فرانسه از ته قلب برای فوت او تسلیت بگوید؟

حتی برایش آمبولانس هوایی به ایران می فرستند و می خواهند در روند درمان او موثر باشند.
- بله. چون سیاستمدارهای آنها آدم های باهوشی هستند و تاثیر هنر را می دانند. اینجا متخصص سیاست خشونت زیاد داریم. مدام فکر می کنیم هر چه با خشونت رفتار کنیم و هر چه حذف کنیم بیشتر به هدف مان می رسیم و الان می بینیم آنقدر حذف کرده ایم که فقط خودمان مانده ایم.
جادویی که در فیلم هایش داشت چه بود که الان همه بزرگ های سینمای جهان برای فوتش پیام داده اند؟
- به نظر من عرفان و معرفت شرق در کارهایش بود. معرفتی که در اشعار حافظ، مولانا و سعدی است. منتها ما فقط فکر می کنیم، او می فهمید.
حاتمی کیا، طالب زاده و خیلی از دوستان دیگر به ایشان تاخته اند و می گفتند کیارستمی در کارهایش آرمان نداشته و سینماگر معتقدی نبوده. حتی در آژانس شیشه ای شخصیتی ساختند و انگار به او طعنه زده بودند.
- من زمان قبل از انقلاب نوجوان و خیلی مومن بودم. مادرم می گفت نباید غیبت کنی و تهمت بزنی چون غیبت در اسلام جزو گناهان کبیره است. تهمت زدن هم همین طور. من مانده ام چطور کسانی که خیلی خودشان را مذهبی می دانند، غیبت می کنند یا تهمت می زنند. من این را نفهمیدم. یا آن احادیث اشتباه است یا کار اینها اشتباه است.
اینها بخشی از یادداشت ابوالفضل جلیلی است که فروردین ماه امسال در روزنامه بانی فیلم منتشر شده است. زمانی که همه نگران کیارستمی بودیم و امیدوار. امید به این که بیماری تمام می شود و استاد دوباره بلند می شود و با عینک مشهور دودی اش پشت فیلمبردارهایش می ایستد و فرمان حرکت می دهد اما آن امیدها روز دوشنبه 14 تیر برای همیشه خاموش شد. مثل قلب بزرگی که در پاریس از حرکت ایستاد. با ابوالفضل جلیلی هم کلام شدیم تا از هنرمندان بزرگ بگوید. از سینماگری که انسانیت را به پرده نقره ای ثبت می کرد. جلیلی به عنوان سینماگر آوانگاردی که همیشه نگاهی انسانی در آثارش داشته، حالا شاید بهتر از هر کسی می تواند از جادویی بگوید که در هر نما از فیلم های استاد، تماشاگر را میخکوب می کند از جواهری که در وجودش بود.

چه نکاتی درباره عباس کیارستمی برای شما جذاب بوده؟
- پدرم سی و چند سال پیش در حالی که جوان و خوش تیپ و جذاب بود فوت کرد. من هنوز باور ندارم او فوت کرده. وقتی مشکلی پیش می آید می گویم بروم با او در میان بگذارم ببینم چه می گوید. باور مرگ کیارستمی هم از همین جنس است. او یک انسان پر از رمز و راز بود. رمز و رازی که وقتی به آن پی می بردی می دیدی چقدر آدم بزرگی است و چقدر اومانیستی و چقدر اگزیستانسیالیستی است. یعنی انگار همه اینها بود. منتها برای ورود به همه اینها و پی بردن به این رازها فرصت می خواست. متاسفانه در «مملکت ما همان طور که خودش گفت وقتی من جایزه کن را گرفتم، من را از در پشت فرودگاه خارج کردند چون یکسری می خواستند من را بزنند.»
الان آن یک سری خوشحال باشند که دیگر کیارستمی نیست که او را بزنند. من برای بچه های مذهبی متاسفم که نتوانستند از وجود چنین آدمی استفاده کنند چون وقتی فکر می کنند هر کس ریشش را می زند حتما کافر است. این را به این دلیل می گویم که خودم مذهبی هستم و خودم خیلی از پندها و گفته های او را استفاده کرده ام.
منتها ما همیشه عقب هستیم. زمانی که کیارستمی نخل طلا می برد، می خواهیم او را بزنیم. سال ها می گذرد همه دنیا از او استفاده می کنند، زمانی به هوش می آییم که آقای فرهادی جایزه می گیرد و آقای وزیر هم به استقبالش می رود. مشکل ما این است که چرا از این آدم ها استفاده نمی شد. همین بچه هایی که می گویند ما بچه های بسیج هستیم یا آنهایی که می گویند ما ضد بچه های بسیج هستیم، اینها همه دور یک میز ننشستند از این فرد استفاده کنند.
شما هم مانند آقای کیارستمی در همان مکتب کانون پرورش فکری کارتان را شروع کردید. در کل نسل بعد از آقای کیارستمی از جریان فکری که ایشان درست کرده بود استفاده کردند؟
- اصلا آن زمان جریانی نبود. جریان های فکری همه زاییده بعد از انقلاب است چون آمدیم مردم را دو قسمت خودی و غیرخودی کردیم. حالا در زمینه سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا داریم ولی آن زمان این طور نبود. اتفاقا واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقو بود. یعنی ممکن بود همه کارشان با هم متفاوت باشد ولی در زمینه هنر و در زمینه های ناسیونالیستی همه به یک ریسمان الهی وصل بودند. این طور نبود که بگوییم ژانر فلانی و فلانی. من معتقدم آن زمان مکتب لاویسم حکومت می کرد. یعنی همه عاشق مکتب الهی بودند و همه می خواستند ایران را جلو ببرند. برای همین همه با عشق کار می کردند.

البته من خودم هیچ وقت در کانون پرورش نبودم. فقط یادم است که یک بار ۱۰ سالم بود یک کتاب را مصور کردم و به خاطر آن از مسئول کانون هدیه گرفتم. آن زمان عشق بود و الان سیاست است و این است که ضرر می زند. کاری که کیارستمی کرد این بود که عشق را حفظ کرد و خط و رنگ عوض نکرد و نان به نرخ روز نخورد.
همان عشق و صداقت قبل از انقلاب را حفظ کرد و دنیا را گرفت و جا دارد که جمهوری اسلامی به پاس قدردانی، نه از فیلم های کیارستمی، بلکه به خاطر خدمتی که او به کشور کرد، الان حداقل یک خیابان به نامش کنند. کیارستمی در زمانی که می گفتند جمهوری اسلامی تروریست است، فیلم های شاعرانه را از ایران بیرون داد و برای ایران افتخار آفرید. اگر این کار را نکنند، کشورهای دیگر پیش دستی می کنند همان طور که مولوی را از ما گرفتند و همین روزها حافظ و سعدی را هم می گیرند، کیارستمی را هم به نام خودشان خواهند زد.
می گویند فیلمسازها بعد از اینکه به قله هنری می رسند افت می کنند. در مورد کیارستمی هم این اتفاق افتاد؟
- من یک فیلم از کیارستمی به نام «همسرایان» دیدم. همیشه به او می گفتم تنها فیلمی است که برای اولین بار در زندگی ام به خاطرش تمام قد ایستادم و ابراز احساسات کردم. بعد از آن هم «خانه دوست کجاست» را دوست داشتم. بقیه فیلم هایش را ندیده ام و نمی توانم نظر بدهم. نمی توانیم بگوییم یک کارگردان بعد از اینکه اوج می گیرد افت می کند. یک زمانی سطح گویش مان را همطراز مردم عادی می کنیم و یک زمان هم می گوییم الان دیگر برای آدم هایی که می خواهیم فیلم بسازیم و در نتیجه سطح مان بالاتر می رود. ممکن است مردم عام با بعضی فیلم های او ارتباط نگیرند و آن را نفهمند ولی هیچ وقت افت نکرد.

اینکه ایشان نتوانست بعد از طعم گیلاس فیلمی برای سینمای ایران بسازد حالا یا سطحش بالاتر بود یا در اینجا او را برنمی تابیدند یا ... چه صدمه ای به سینمای ایران زد؟
- کیارستمی کارگردانی بود که همیشه دور از جنجال بود. من حتی یادم است یک سال فیلم «دت یعنی دختر» را ساخته بودم و فکر می کردم یک فیلم آوانگارد موفق ساخته ام و داوران باید کلی حال کنند ولی متاسفانه به من گفتند فیلمت توقیف شده است و اجازه اکران در جشنواره را ندارد. برای اولین بار در زندگی رفتم که طغیان کنم و داد زدم و ... آقای کیارستمی من را به آرامش دعوت کرد و گفت: «الخیر فی ما وقع.
شاید خیر و مصلحتی در این مسئله هست. داد و بیداد نکن و کوتاه بیا.» سال بعد وقتی جایزه جشنواره ونیز را گرفتم و با هم روی سن آمدیم در گوش من به شوخی گفت: «یادت است گفتم الخیر فی ما وقع؟ هیچ وقت جمهوری اسلامی فکر می کرد یک شبی ابوالفضل و عباس روی سن یک جشنواره خارجی برای گرفتن جایزه جشنواره باشند» منظورش از ابوالفضل و عباس هم من و خودش بود. اصطلاحی که من درباره کیارستمی می گفتم این بود که او در منجلاب دست می کند و جواهر را بیرون می کشد.
سانسور چه تاثیری روی کارهایش داشت؟
- در دنیا مثلا می گویند فلانی دنیای خاص خودش را دارد، کیارستمی هم همین طور بود. اصلا به سانسور توجه نمی کرد. فکر می کنم به ارشاد هم اهمیت نمی داد و کار خودش را می کرد و چون کار خودش را می کرد، به قول معروف که سخن از دل برآید لاجرم بر دل نشیند، فیلم های کیارستمی هم به دل می نشست. شما کدام سیاستمدار ما را سراغ دارید که اینقدر به مملکتش خدمت کرده باشد که حتی الان رییس جمهور فرانسه از ته قلب برای فوت او تسلیت بگوید؟

حتی برایش آمبولانس هوایی به ایران می فرستند و می خواهند در روند درمان او موثر باشند.
- بله. چون سیاستمدارهای آنها آدم های باهوشی هستند و تاثیر هنر را می دانند. اینجا متخصص سیاست خشونت زیاد داریم. مدام فکر می کنیم هر چه با خشونت رفتار کنیم و هر چه حذف کنیم بیشتر به هدف مان می رسیم و الان می بینیم آنقدر حذف کرده ایم که فقط خودمان مانده ایم.
جادویی که در فیلم هایش داشت چه بود که الان همه بزرگ های سینمای جهان برای فوتش پیام داده اند؟
- به نظر من عرفان و معرفت شرق در کارهایش بود. معرفتی که در اشعار حافظ، مولانا و سعدی است. منتها ما فقط فکر می کنیم، او می فهمید.
حاتمی کیا، طالب زاده و خیلی از دوستان دیگر به ایشان تاخته اند و می گفتند کیارستمی در کارهایش آرمان نداشته و سینماگر معتقدی نبوده. حتی در آژانس شیشه ای شخصیتی ساختند و انگار به او طعنه زده بودند.
- من زمان قبل از انقلاب نوجوان و خیلی مومن بودم. مادرم می گفت نباید غیبت کنی و تهمت بزنی چون غیبت در اسلام جزو گناهان کبیره است. تهمت زدن هم همین طور. من مانده ام چطور کسانی که خیلی خودشان را مذهبی می دانند، غیبت می کنند یا تهمت می زنند. من این را نفهمیدم. یا آن احادیث اشتباه است یا کار اینها اشتباه است.
تبلیغات متنی
-
دومین ناو هواپیمابر آمریکا عازم خاورمیانه شد
-
تحقیر تاریخی بارسلونا مقابل شاگردان سیمئونه
-
ساپینتو در آستانه اخراج از استقلال قرار گرفت
-
بازیگر «وضعیت سفید» در آیسییو بستری شد
-
استعفای معنادار چهره شاخص مردان آهنین از همه سِمتها
-
بارسلونا خندهدارترین گل ممکن را خورد
-
عکس پروفایلتان در فیسبوک را متحرک کنید!
-
ویدئوهای خبرنگار عرب بدون حجاب از راهپیمایی ۲۲ بهمن
-
فال روزانه جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
حسن یزدانی پدر شد
-
گفتوگوی ۲ نوزاد دوقلو همه را شگفتزده کرد
-
لحظه بازداشت ترامپ در راهپیمایی ۲۲ بهمن
-
ویدئویی از لحظه برخورد دو ناو جنگی آمریکا
-
وزارت خارجه آمریکا موضع ترامپ درباره مذاکرات را روشن کرد
-
اسکان اجباری مهاجران بالدار در شهرری!
-
دومین ناو هواپیمابر آمریکا عازم خاورمیانه شد
-
ساپینتو در آستانه اخراج از استقلال قرار گرفت
-
دو اختلاف بزرگ ترامپ و نتانیاهو آشکار شد
-
دو چهره سرشناس اصلاحطلب آزاد شدند
-
اروپا برای پرواز در حریم هوایی ایران هشدار صادر کرد
-
ترامپ زمان تقریبی توافق با ایران را اعلام کرد
-
پشت پرده احتمالی نشست چهارشنبه ترامپ و نتانیاهو
-
اظهارات تازه نتانیاهو درباره ایران خبرساز شد
-
گزارش تازه از کمکهای ارسالی ترامپ به ایران
-
صداوسیما لیست ترور اسرائیلیها توسط ایران را منتشر کرد
-
ادعاهای جدید ترامپ درباره پرونده اپستین
-
گمانهزنی تازه درباره نتیجه دیدار نتانیاهو و ترامپ
-
به آقای میثاقی حداقل تا نوروز استراحت مطلق بدهید
-
یک جمله از پزشکیان که جنجال درست کرد
-
امین زندگانی، شاید جنجالیترین چهره شب آخر جشنواره بود
-
عذرخواهی گزارشگر صداوسیما بابت سوتیاش در راهپیمایی
-
آتش زدن یک مجسمه در ۲۲ بهمن جهانی شد
-
یکی از حاضران در راهپیمایی: گرانی مهم نیست، نون و پنیر میخوریم
-
دو کشتی نیروی دریایی آمریکا با هم برخورد کردند
-
حضور چهره خبرسازی تلوزیون در راهپیمایی ۲۲ بهمن
-
تابوت فرماندهان ارشد آمریکایی در راهپیمایی ۲۲ بهمن
-
داریوش ارجمند عصا به دست به جشنواره فجر آمد
-
حضور زینب سلیمانی در راهپیمایی امروز ۲۲ بهمن
-
فرمانده ارشد ارتش: سس قرمز و خوک زرد نمیتوانند آسیب بزنند
-
دختر باحجاب سوار بر موتورش به راهپیمایی آمد
-
برگزاری مسابقه مردان آهنین در راهپیمایی ۲۲ بهمن
-
شریفینیا جای آزیتا حاجیان جایزه گرفت!
-
نامزد سیمرغ جشنواره فجر انصراف داد
-
استقرار ۱۶ فروند سوخترسان در پایگاه العدید قطر
-
سوتی گزارشگر صداوسیما منجر به عزل مدیر شبکه شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
امروز خیلی ها متوجه نیستند که چه هنرمندی را از دست داده ایم، بعد ها متوجه خواهند شد. آقای ابوالفضل جلیلی هم یکی از کارگردانهای موفق کشورمان هستند، به امید موفقیت بیشتر ایشان.
حقمونه داداش
حقمونه
سلام
اين مقايسه درست نيست مولانا در هر هزار سال يكي مياد ولي همين عصر حاضر دهها كارگردان برجسته هست
در ضمن مولانا رو نميتونن بگيرن چون تمام مثنوي و بسياري از كتابهاي ايشون به زبان فارسي هست و اگر كسي بخواهد متوجه مولانا و اشعارش بشه بايد فارسي ياد بگيره وگرنه اگه بخواد تركي يا انگليسي يا عربي رو مبنا قرار بده زياد مطلبي رو دريافت نميكنه