به بهانه اجراي
«دور دنيا در هشتاد روز»، اودیسه جلال تهرانی
تئاتر جلال تهرانی نقطه تلاقی فلسفه و تئاتر است. درست جایی که قرار است نگاه مخاطب به جهان هستی، گذشته و سرنوشت آینده بشریت را تغییر دهد، از بدیهیات ساختشکنی میکند و زبان را بهعنوان مهمترین رکن ارتباطی با مخاطب به بازی میگیرد.
روزنامه شرق - ابراهیم اصغر زاده: تئاتر جلال تهرانی نقطه تلاقی فلسفه و تئاتر است. درست جایی که قرار است نگاه مخاطب به جهان هستی، گذشته و سرنوشت آینده بشریت را تغییر دهد، از بدیهیات ساختشکنی میکند و زبان را بهعنوان مهمترین رکن ارتباطی با مخاطب به بازی میگیرد. فرمت تئاتر جلال تهرانی گفتوگومحور است و ساختمانش بر پایه دیالوگ قرار دارد.

از این طریق دغدغههای ذهنی خود و مخاطب را به غنای فلسفی میرساند. در متون نمایشی جلال تهرانی، انسانها در زبان بهعنوان ساخت مسلط میزیند، میاندیشند، از دیگری اهریمنسازی میکنند و دست به عمل و اقدام میزنند. نویسنده اما آنها را به حرکت علیه ساخت و کلیشه فرامیخواند؛ چه در فرم و ظاهر، چه در عمق و مضمون. در جاده آزمون سفر قهرمانی نمایش نبردی دائمی و پیگیر با سنتهای قطعیتیافته و گفتمان مسلط برپاست. من البته خیلی تئاتری نیستم، اما از هنر نمایش بهخصوص تئاتر روایی برشت که به مخاطب احترام میگذارد و خود را در معرض تفسیر و گمانه قرار میدهد لذت میبرم. اجرای «دور دنیا در هشتاد روز» و دیگر نمایشهای جلال تهرانی از این جنساند و از این جهت جذابند که مکاشفهساز و افشاگرند؛ افشاگر آگاهیهای کاذب و دروغین؛ پرسشگر دائمی از آنچه بوده، هست و خواهد شد. متون تهرانی امر رایج را که زاده دگم و بدیهیات پیشینی است برنمیتابد.
پرسشگر است زیرا تکرار میکند، شک و تردید میورزد و باز تکرار. با این تکنیک دیالکتیکی گزارههایی که از فرط تکرار و عادت برایمان حقیقی، طبیعی و جهانشمول فرض شده و خودشان را لابهلای گزارههای زبانی و عناصر گفتمانی پنهان کردهاند، مهندسی معکوس میکند. شاید برخی فکر کنند بهخصوص وقتی که بازیگران در اجرا ناچار از بیان دیالوگهای طولانی و کشدار میشوند نمایش به دام انتزاع گرفتار میشود. بهنظرم چنین نخواهد شد زیرا زبان و گفتمان دو چهره دارد؛ چهرهای ژانوسی. یک چهره آنکه گفتوگو و دیالوگ شرط مقدماتی هر گفتمان است.
کلام یا نوشتار، جریانی اجتماعی محسوب میشود یعنی دارای سرشت و ماهیتی اجتماعی است. فیالمثل در متن خاص پینگپنگ واژهها و کلمات ردوبدلشده میان دو بازیگر به تماشاگر حس رهایی و استقلال در اندیشه میدهد، بیارادگی و سطحگرایی دروغین را درهم میشکند و از عادات مألوف آشناییزدایی میکند. چهره دیگر زبان اما آن است که بهعنوان ابزار کنترل میتواند به زندگی غریزی بشر سرگردان و بیهدف، معنا بخشد و او را قربانی احساسات و خشونت کند. اتفاقا این هدف را از تکرار بیوقفه و ملالآور برخی واژگان و گزارههای خاص بهدست میآورد. تکرار میتواند واژه را معنازدایی و به تصویری باورپذیر مبدل کند. مثال آشکار آن تکرار اصطلاحاتی از قبیل مارکسیست اسلامی، دیکتاتوری پرولتاریا، حقوق بشر، لیبرال یا مردمسالاری و انقلابیبودن در متون گوناگون است. درباره رابطه زبان و قدرت همواره دو پرسش مطرح است: اول اینکه قدرت چگونه زبان را به استخدام میکشد؟ و دیگر اینکه قدرت چگونه از کانال زبان بازتولید میشود و تداوم مییابد؟ بهنظر میرسد این ایدئولوژی است که بیشترین کمک را از طریق زبان به قدرت میکند.
زبان میتواند بهطور بیواسطه ماهیتی ایدئولوژیک بگیرد از غیراهریمنسازی و خودی را تقدیس کند. ایدئولوژی، زاینده و درعینحال زاییده قدرت است. تبعیضهای اجتماعی از تبعیضهای ایدئولوژیک ریشه میگیرند. ایدئولوژیها نهتنها برخاسته از تضادهای اجتماعیاند، بلکه با کارکرد خود تضادهای مذکور را مجددا بازتولید و تحمیل میکنند. زمانی که به تماشای اودیسه جلال تهرانی، دور دنیا در هشتاد روز نشسته بودم، نفهمیدم چرا یاد این شعر حافظ افتادم: «آسمان کشتی ارباب هنر میشکند - تکیه آن به، که برین بحر معلق نکنیم». در حقیقت این متن گروتسک مچالهشده نمایش بود که آسمان ذهنی تماشاگران را میشکست و هرازگاهی لبخندی بر لبان تماشاچیان مینشاند. برداشت من این است که فرم اجرا و زبان ناب تصویری بهکارگرفتهشده نقش ایدئولوژیک زبان را به چالش میکشد. جالب بود در حالی نمایش را میدیدم که کنارم احسان شریعتی و ردیف پایینتر سوسن شریعتی؛ فرزندان ایدئولوگ بزرگ انقلاب اسلامی نشسته بودند.
آنها دارای تحصیلات آکادمیک در فلسفه سیاسی و تاریخ مدرن هستند ولی همراه من از یک سنت فکری ایدئولوژيک میآمدند. برای من اگر دکتر شریعتی قدیس نیست ولی هنوز ایدئولوگی قابلاحترام است. دوست داشتم بعد از دیدن نمایش نظرات آنها را از اجرا میشنیدم اما فرصت فراهم نشد. نمایش، پرسشهای بنیادین را پیش میکشید البته اصراری هم بر نسخهپیچی قطعی نداشت. صحنهآرایی لخت و مینیمالیستی به دو بازیگر فرصت میداد تا در کمترین فضای حرکتی بیشترین حجم اطلاعات را از طریق دیالوگ و گفتار به مخاطب منتقل کنند و رخدادهای پیشرو را به تصویر بکشند. فاصلهگذاری برشتی جهت بیگانهسازی و دور نگهداشتن تماشاگر از بیارادگی رعایت شده بود. بازیگران در نقش خود فرو نمیرفتند و رخدادها را همچون ناظری بیطرف به تصویر میکشیدند. دیالوگ بازیگران کاملا خالی از لحن و احساس بود در خدمت توهمزدایی و عادتزدایی از صحنه و بهاوجرسیدن زبان فیزیک بدن دو بازیگر جوان و ماهر. متأسفانه از دیالوگها برای نقل آن، چیزی در خاطرم نمانده. برخی دیالوگها ماندگارند.

مثلا دیالوگ در انتظار گودو بکت ایرلندی که ٦٣ سال پیش در نفی وجود متعالی و کاتولیسیسم سرود و به یکی از اثرگذارترین متنهای نمایشی جهان تبدیل شد: «استراگون میگوید: فکر میکنی خدا مرا میبیند؟ و ولادمیر پاسخ او را میدهد: باید چشمهایت را ببندی». برگردیم به نمایش جلال تهرانی. بهتر است برای دور دنیا در هشتاد روز هیچ نتیجهگیریای نکنم. چراکه این متن خود ذاتا چرخشی و مدور است. ولی به این بهانه میخواهم نکتهای بگویم. بهنظرم حتی اگر تئاتر را مادر دیگر هنرها ندانیم باید قبول کنیم دایه مهربانتر از مادر است. همیشه آرزو داشتم ایکاش حال و روز تئاتر ایران بهتر از سینما باشد و فرهنگ و هنر ایرانی از طریق زبان تصویری و نمایشی بهعنوان مدیومی که در خدمت آگاهیبخشی و صلحطلبی است با فرهنگ و هنر جهانی پیوند بخورد. چند شب پیش که زمینهچینی برنامه هفت صداوسیما که وظیفهاش حمایت از سینماست را در نکوهش جوایز فستیوال کن دیدم، افسوس خوردم. رسانه ملی چرا بهخود اجازه میدهد دستاوردهای هنرمندان کشور را همانند دستاوردهای دیپلماتها در سیاست خارجی یا تلاش سیاسیون را در نتایج انتخابات هفتم اسفندماه مجلس نادیده بگیرد. واقعا جای نگرانی و تأسف است. صداوسیما که از منابع عمومی و جیب مردم تغذیه میکند، مکلف به حمایت از هنرمندان و آثار هنری این سرزمین است. تئاتر بهویژه تئاتر مدرن و آوانگارد که مدیومی آگاهیبخش است، نیازمند حمایت جدی و درخور است. اگرچه برای امثال جلال تهرانی و دیگر نمایشنامهنویسان و نویسندگان این مرزوبوم متر و معیار، تیراژ، گیشه و بازار نیست اما بهنظرم برای اثرگذاری این آثار و گسترش فرهنگ و هنر و اندیشه ایرانی این وظیفه مبرم رسانه ملی، شورای شهر و شهرداری است که بهجای تولید برخي برنامههای نامناسب و چاپ پوسترهای توهینآمیز، برای محصولات فرهنگی و هنری سوبسید بپردازند.

از این طریق دغدغههای ذهنی خود و مخاطب را به غنای فلسفی میرساند. در متون نمایشی جلال تهرانی، انسانها در زبان بهعنوان ساخت مسلط میزیند، میاندیشند، از دیگری اهریمنسازی میکنند و دست به عمل و اقدام میزنند. نویسنده اما آنها را به حرکت علیه ساخت و کلیشه فرامیخواند؛ چه در فرم و ظاهر، چه در عمق و مضمون. در جاده آزمون سفر قهرمانی نمایش نبردی دائمی و پیگیر با سنتهای قطعیتیافته و گفتمان مسلط برپاست. من البته خیلی تئاتری نیستم، اما از هنر نمایش بهخصوص تئاتر روایی برشت که به مخاطب احترام میگذارد و خود را در معرض تفسیر و گمانه قرار میدهد لذت میبرم. اجرای «دور دنیا در هشتاد روز» و دیگر نمایشهای جلال تهرانی از این جنساند و از این جهت جذابند که مکاشفهساز و افشاگرند؛ افشاگر آگاهیهای کاذب و دروغین؛ پرسشگر دائمی از آنچه بوده، هست و خواهد شد. متون تهرانی امر رایج را که زاده دگم و بدیهیات پیشینی است برنمیتابد.
پرسشگر است زیرا تکرار میکند، شک و تردید میورزد و باز تکرار. با این تکنیک دیالکتیکی گزارههایی که از فرط تکرار و عادت برایمان حقیقی، طبیعی و جهانشمول فرض شده و خودشان را لابهلای گزارههای زبانی و عناصر گفتمانی پنهان کردهاند، مهندسی معکوس میکند. شاید برخی فکر کنند بهخصوص وقتی که بازیگران در اجرا ناچار از بیان دیالوگهای طولانی و کشدار میشوند نمایش به دام انتزاع گرفتار میشود. بهنظرم چنین نخواهد شد زیرا زبان و گفتمان دو چهره دارد؛ چهرهای ژانوسی. یک چهره آنکه گفتوگو و دیالوگ شرط مقدماتی هر گفتمان است.
کلام یا نوشتار، جریانی اجتماعی محسوب میشود یعنی دارای سرشت و ماهیتی اجتماعی است. فیالمثل در متن خاص پینگپنگ واژهها و کلمات ردوبدلشده میان دو بازیگر به تماشاگر حس رهایی و استقلال در اندیشه میدهد، بیارادگی و سطحگرایی دروغین را درهم میشکند و از عادات مألوف آشناییزدایی میکند. چهره دیگر زبان اما آن است که بهعنوان ابزار کنترل میتواند به زندگی غریزی بشر سرگردان و بیهدف، معنا بخشد و او را قربانی احساسات و خشونت کند. اتفاقا این هدف را از تکرار بیوقفه و ملالآور برخی واژگان و گزارههای خاص بهدست میآورد. تکرار میتواند واژه را معنازدایی و به تصویری باورپذیر مبدل کند. مثال آشکار آن تکرار اصطلاحاتی از قبیل مارکسیست اسلامی، دیکتاتوری پرولتاریا، حقوق بشر، لیبرال یا مردمسالاری و انقلابیبودن در متون گوناگون است. درباره رابطه زبان و قدرت همواره دو پرسش مطرح است: اول اینکه قدرت چگونه زبان را به استخدام میکشد؟ و دیگر اینکه قدرت چگونه از کانال زبان بازتولید میشود و تداوم مییابد؟ بهنظر میرسد این ایدئولوژی است که بیشترین کمک را از طریق زبان به قدرت میکند.
زبان میتواند بهطور بیواسطه ماهیتی ایدئولوژیک بگیرد از غیراهریمنسازی و خودی را تقدیس کند. ایدئولوژی، زاینده و درعینحال زاییده قدرت است. تبعیضهای اجتماعی از تبعیضهای ایدئولوژیک ریشه میگیرند. ایدئولوژیها نهتنها برخاسته از تضادهای اجتماعیاند، بلکه با کارکرد خود تضادهای مذکور را مجددا بازتولید و تحمیل میکنند. زمانی که به تماشای اودیسه جلال تهرانی، دور دنیا در هشتاد روز نشسته بودم، نفهمیدم چرا یاد این شعر حافظ افتادم: «آسمان کشتی ارباب هنر میشکند - تکیه آن به، که برین بحر معلق نکنیم». در حقیقت این متن گروتسک مچالهشده نمایش بود که آسمان ذهنی تماشاگران را میشکست و هرازگاهی لبخندی بر لبان تماشاچیان مینشاند. برداشت من این است که فرم اجرا و زبان ناب تصویری بهکارگرفتهشده نقش ایدئولوژیک زبان را به چالش میکشد. جالب بود در حالی نمایش را میدیدم که کنارم احسان شریعتی و ردیف پایینتر سوسن شریعتی؛ فرزندان ایدئولوگ بزرگ انقلاب اسلامی نشسته بودند.
آنها دارای تحصیلات آکادمیک در فلسفه سیاسی و تاریخ مدرن هستند ولی همراه من از یک سنت فکری ایدئولوژيک میآمدند. برای من اگر دکتر شریعتی قدیس نیست ولی هنوز ایدئولوگی قابلاحترام است. دوست داشتم بعد از دیدن نمایش نظرات آنها را از اجرا میشنیدم اما فرصت فراهم نشد. نمایش، پرسشهای بنیادین را پیش میکشید البته اصراری هم بر نسخهپیچی قطعی نداشت. صحنهآرایی لخت و مینیمالیستی به دو بازیگر فرصت میداد تا در کمترین فضای حرکتی بیشترین حجم اطلاعات را از طریق دیالوگ و گفتار به مخاطب منتقل کنند و رخدادهای پیشرو را به تصویر بکشند. فاصلهگذاری برشتی جهت بیگانهسازی و دور نگهداشتن تماشاگر از بیارادگی رعایت شده بود. بازیگران در نقش خود فرو نمیرفتند و رخدادها را همچون ناظری بیطرف به تصویر میکشیدند. دیالوگ بازیگران کاملا خالی از لحن و احساس بود در خدمت توهمزدایی و عادتزدایی از صحنه و بهاوجرسیدن زبان فیزیک بدن دو بازیگر جوان و ماهر. متأسفانه از دیالوگها برای نقل آن، چیزی در خاطرم نمانده. برخی دیالوگها ماندگارند.

مثلا دیالوگ در انتظار گودو بکت ایرلندی که ٦٣ سال پیش در نفی وجود متعالی و کاتولیسیسم سرود و به یکی از اثرگذارترین متنهای نمایشی جهان تبدیل شد: «استراگون میگوید: فکر میکنی خدا مرا میبیند؟ و ولادمیر پاسخ او را میدهد: باید چشمهایت را ببندی». برگردیم به نمایش جلال تهرانی. بهتر است برای دور دنیا در هشتاد روز هیچ نتیجهگیریای نکنم. چراکه این متن خود ذاتا چرخشی و مدور است. ولی به این بهانه میخواهم نکتهای بگویم. بهنظرم حتی اگر تئاتر را مادر دیگر هنرها ندانیم باید قبول کنیم دایه مهربانتر از مادر است. همیشه آرزو داشتم ایکاش حال و روز تئاتر ایران بهتر از سینما باشد و فرهنگ و هنر ایرانی از طریق زبان تصویری و نمایشی بهعنوان مدیومی که در خدمت آگاهیبخشی و صلحطلبی است با فرهنگ و هنر جهانی پیوند بخورد. چند شب پیش که زمینهچینی برنامه هفت صداوسیما که وظیفهاش حمایت از سینماست را در نکوهش جوایز فستیوال کن دیدم، افسوس خوردم. رسانه ملی چرا بهخود اجازه میدهد دستاوردهای هنرمندان کشور را همانند دستاوردهای دیپلماتها در سیاست خارجی یا تلاش سیاسیون را در نتایج انتخابات هفتم اسفندماه مجلس نادیده بگیرد. واقعا جای نگرانی و تأسف است. صداوسیما که از منابع عمومی و جیب مردم تغذیه میکند، مکلف به حمایت از هنرمندان و آثار هنری این سرزمین است. تئاتر بهویژه تئاتر مدرن و آوانگارد که مدیومی آگاهیبخش است، نیازمند حمایت جدی و درخور است. اگرچه برای امثال جلال تهرانی و دیگر نمایشنامهنویسان و نویسندگان این مرزوبوم متر و معیار، تیراژ، گیشه و بازار نیست اما بهنظرم برای اثرگذاری این آثار و گسترش فرهنگ و هنر و اندیشه ایرانی این وظیفه مبرم رسانه ملی، شورای شهر و شهرداری است که بهجای تولید برخي برنامههای نامناسب و چاپ پوسترهای توهینآمیز، برای محصولات فرهنگی و هنری سوبسید بپردازند.
تبلیغات متنی
-
ترکیه از موشک بالستیک قارهپیما رونمایی کرد
-
تصمیم قطعی اینترنت را شعام گرفت یا دولت؟
-
فاجعه بزرگ برای فرهاد مجیدی در امارات
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
تغییر چهره باورنکردنی زلاتان جلبتوجه کرد
-
دقایقی پیش، زلزله ۵ ریشتری این استان را لرزاند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
تصاویر جدید از محل فرود هواپیمای آمریکا در دشت مهیار
-
آرسنال یک صعود تاریخی را در امارات جشن گرفت
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا برای اطلاعات یک فرمانده
-
چند نکته که سفر عراقچی به چین را حساس میکند
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
دقایقی پیش، زلزله ۵ ریشتری این استان را لرزاند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
آرسنال یک صعود تاریخی را در امارات جشن گرفت
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
نطق تازه صدراعظم آلمان درباره ایران جلبتوجه کرد
-
بندهای قطعنامه آمریکا و ۵ کشور عربی علیه ایران منتشر شد
-
تحرکات تازه برای پایان آتشبس آمریکا با ایران
-
پیام قرارگاه خاتم درباره حمله احتمالی امارات به ایران
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
-
واکنش رسمی به شایعات اختلاف پزشکیان و سپاه
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ادعای تازه آمریکا درباره احتمال حمله زمینی به ایران
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
پاسخ ترامپ به ادعای نقض آتشبس توسط ایران
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر