نگاهی به «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»
سنتی که با بَزک مدرنیته نمی شود
زندگی خصوصی آقا و خانم میم در نگاه اول ملودرامی خانوادگی یا شاید بهتر است بگوییم زن و شوهری است که به رابطه ی یک زوج می پردازد,آوا و محسن که تمام مدت در حال قهر و آشتی و درگیری لفظی اند.
سینمای ایران: «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» در نگاه اول ملودرامی خانوادگی یا شاید بهتر است بگوییم زن و شوهری است که به رابطه ی یک زوج می پردازد,آوا و محسن (مهتاب کرامتی و حمید فرخ نژاد)که تمام مدت در حال قهر و آشتی و درگیری لفظی اند.
مرد زن را قبول ندارد و زن به مرد شک دارد. همه ما اینگونه خرده اختلافات زناشوهری را در اطراف خود دیده ایم و شوخی ها، تکه ها و دعواهای مرد و زن داستان برایمان طبیعی و باور پذیر است.
اقبال بیش از حد تماشاگران در سالن سینما نیز حکایت از این دارد که بیشتر با محسن و کمی هم با آوا همذات پنداری می کنند...خنده هایی به این معنی که «کاملا درکت می کنم»
دقت و ظرافت نگارش فیلم نامه از جایی خود را به بیننده نشان می دهد که به طرز غیر محسوسی جای مرد و زن عوض می شود و بعد از کمی این محسن است که به آوا شک دارد و زن است که کارهای مرد در نظرش مسخره است.فضای شیک و زیبای هتلی که در آن اقامت داشتند و در ابتدای اثر مکانی دل انگیز و سرشار از امید و موفقیت به نظر می رسید رفته رفته به گورستانی سرد و نا امن بدل می شود.
اتومبیل محسن و آوا که در ابتدای فیلم مکانی سرشار از عشق و محبت به خانواده به نظر می رسید در اواسط فیلم و در انتها به محیطی خفقان آور و پر تنش تبدیل می شود. حضور پسر کوچک این زوج در فیلم شاید برای کاستن از بار تلخی این رابطه ی غم انگیز باشد اما در کل حضور پسرک چندان دلچسب به نظر نمی رسد.
تغییرات ظاهری آوا و لباس هایی که بر تن می کند، نوع مهمانی هایی که زوج بدان دعوت می شوند و رفتارهای سرشار از تضاد مرد همگی نا امید کننده اند و نشان دادن مرد سالاری و لقمه گرفتن شوهر برای زن-استعاره ای برای سکانس لقمه نان پنیر محسن برای همسرش-قدری فضای اثر را به فیلم های فمینیستی شبیه کرده است.
علیرضا طالب آبادی، فیلمنامه نویس اثر کوشیده روی پنهان کاری زن مانور تردید برنگیزی اجرا کند اما راز در نهایت آن اندازه بزرگ نیست که او را اینهمه بترساند به استناد رفتار گرم و صمیمی که مرد با پسر کوچکش دارد و نمی توان پذیرفت که او تا آن اندازه بی مهر است که زن را به سقط جنین وادار سازد.
حتی به شخصه سکانسی که محسن با پای برهنه به آب می زند تا داروهای همسرش را از داخل ماشین بیاورد را دلیلی برای خانواده دوستی او می دانم که با دیدن عروسک در آب به فکر فرو می رود و آن را همراه خود به اتاق هتل می آورد. عروسکی که بعد می فهمیم اشاره ای پیش از موعد به بارداری آوا بوده است.
اما کلیت اثر نمی گذارد که مخاطب در همین موضع بماند و همین مرد شکاک را که شخصا همسرش را به خودآرایی وا می دارد، در نهایت از کوره به در می رود و علیرغم ژست مدرن و امروزی اش مانند مردان مستبد و سنتی بروی همسر دست بلند می کند. این همه تناقض که برای مخاطب خنده دار است سرشار از ضعف های اجتماعی و مشکلات ریز و درشت درون فردی است که تا به حال به این صراحت عنوان نشده اند.
مانند صحنه آسانسور که متصدی با نگاهی هیز و خیره به زن چشم می دوزد و مرد برویش براق می شود ولی باز هم همسرش را به آراستن سر و رویش تشویق می کند و حتی انتظار دارد او در خلوتشان نیز به همان شکل حضور داشته باشد و باز هم صحنه آسانسور تکرار می شود...پایان فیلم چندان راضی کننده نیست و کارگردان آسان ترین راه را برای جمع بندی انتخاب کرده...پایان باز .
البته باید گفت «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» از دیالوگ های مفید و موثر، صحنه پردازی حرفه ای، بازی خوب کرامتی و فرخ نژاد و فیلم برداری عالی هومن بهمنش سود می برد و ترکیب این عناصر با یکدیگر هنر روح الله حجازی درمقام کارگردان است.
او که اولین فیلمش «در میان ابرها» چندان به چشم نیامد، در دومین اثرش توانایی های خود را اثبات کرده و تقریبا در تمام زمینه ها به خصوص کستینگ به شدت حرفه ای ظاهر شده است.
انتخاب حمید فرخ نژاد مناسب ترین گزینه ممکن بود و کاراکتر برون گرا و شلوغ او- که در عین کلیشه شدن هنوز هم جذاب است- در کنار مهتاب کرامتی ساکت و منفعل شمایل اغلب زوج های ایرانی را شکل می دهند که تا به حال نمونه های موفقی از آن را نیز در سینمای داشته ایم.
حضور ابراهیم حاتمی کیا در نقش گوهری، رییس محسن به عنوان گزینه ای در ظاهر خنثی و به قول حجازی بی هیچ پیش داوری و شناخت قبلی مخاطب از کاراکتر وی، بسیار هوشمندانه صورت گرفته و جالب اینکه بازی او با وجودی که از چند سکانس کوتاه فراتر نمی رود اما بسیار تاثیرگذار است و در اواخر فیلم-سکانس گفت و گویش با محسن در رستوران- به اوج جذابیت می رسد.
این نشان می دهد که وی همانگونه که از تجربه کردن ژانر ها و موضوعات مختلف در فیلمسازی باکی ندارد مایل است توانایی های بالقوه خود را در زمینه بازیگری هم محک بزند. البته حضور او در این اثر با توجه به پیش زمینه فکری و ید طولای او در عرصه سینمای جنگ و دغدغه های اجتماعی اش نمی تواند این انتخاب عجیب را بی دلیل بگذارد و بی شک کاراکتر گوهری پیامی بیش از رام کردن شیطان درونش دارد.(اشاره به دیالوگ کلیدی وی)
فیلم برداری بهمنش یکی از عوامل موثر در جذابیت بصری فیلم و به نوعی برگ برنده آن است. فلو و فوکوس کردن های به جا، قاب بندی های حرفه ای و کلوزآپ های آرتیستیکی که در «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» ارائه کرده همه زیبا و دیدنی اند به خصوص تیتراژ خلاقانه ای که بازی نور از پشت قطرات باران بر شیشه ماشین شکل گرفته و یا صحنه ای که محسن وارد اتاق می شود و حضورش در پس زمینه فلو با فوکوس برچشم آوا در گوشه تصویر ترکیب چشم نوازی می سازد.همچنین میزانسن شناسی حجازی آن اندازه خوب هست که نماهای قابل قبولی را در فضای بسته بسازد و خستگی مخاطب از یکنواختی لوکیشن را با دیالوگ های پینگ پونگی و مکالمات رمز آمیزآوا برطرف کند.
حجازی اخیرا در مصاحبه ای به دوستی با طالب آبادی اشاره کرده و از نزدیکی مسیر فکری و سلیقه شان صحبت کرده است .به نظر می رسد حاصل این نزدیکی و همفکری می تواند در آینده به خلق آثار فاخری منجر شود چرا که هر دو در تجربه ی هنری«زندگی خصوصی آقا و خانم میم» بسیار موفق تر از انتظارات ظاهر شده اند.
مرد زن را قبول ندارد و زن به مرد شک دارد. همه ما اینگونه خرده اختلافات زناشوهری را در اطراف خود دیده ایم و شوخی ها، تکه ها و دعواهای مرد و زن داستان برایمان طبیعی و باور پذیر است.
اقبال بیش از حد تماشاگران در سالن سینما نیز حکایت از این دارد که بیشتر با محسن و کمی هم با آوا همذات پنداری می کنند...خنده هایی به این معنی که «کاملا درکت می کنم»
دقت و ظرافت نگارش فیلم نامه از جایی خود را به بیننده نشان می دهد که به طرز غیر محسوسی جای مرد و زن عوض می شود و بعد از کمی این محسن است که به آوا شک دارد و زن است که کارهای مرد در نظرش مسخره است.فضای شیک و زیبای هتلی که در آن اقامت داشتند و در ابتدای اثر مکانی دل انگیز و سرشار از امید و موفقیت به نظر می رسید رفته رفته به گورستانی سرد و نا امن بدل می شود.
اتومبیل محسن و آوا که در ابتدای فیلم مکانی سرشار از عشق و محبت به خانواده به نظر می رسید در اواسط فیلم و در انتها به محیطی خفقان آور و پر تنش تبدیل می شود. حضور پسر کوچک این زوج در فیلم شاید برای کاستن از بار تلخی این رابطه ی غم انگیز باشد اما در کل حضور پسرک چندان دلچسب به نظر نمی رسد.
تغییرات ظاهری آوا و لباس هایی که بر تن می کند، نوع مهمانی هایی که زوج بدان دعوت می شوند و رفتارهای سرشار از تضاد مرد همگی نا امید کننده اند و نشان دادن مرد سالاری و لقمه گرفتن شوهر برای زن-استعاره ای برای سکانس لقمه نان پنیر محسن برای همسرش-قدری فضای اثر را به فیلم های فمینیستی شبیه کرده است.
علیرضا طالب آبادی، فیلمنامه نویس اثر کوشیده روی پنهان کاری زن مانور تردید برنگیزی اجرا کند اما راز در نهایت آن اندازه بزرگ نیست که او را اینهمه بترساند به استناد رفتار گرم و صمیمی که مرد با پسر کوچکش دارد و نمی توان پذیرفت که او تا آن اندازه بی مهر است که زن را به سقط جنین وادار سازد.
حتی به شخصه سکانسی که محسن با پای برهنه به آب می زند تا داروهای همسرش را از داخل ماشین بیاورد را دلیلی برای خانواده دوستی او می دانم که با دیدن عروسک در آب به فکر فرو می رود و آن را همراه خود به اتاق هتل می آورد. عروسکی که بعد می فهمیم اشاره ای پیش از موعد به بارداری آوا بوده است.
اما کلیت اثر نمی گذارد که مخاطب در همین موضع بماند و همین مرد شکاک را که شخصا همسرش را به خودآرایی وا می دارد، در نهایت از کوره به در می رود و علیرغم ژست مدرن و امروزی اش مانند مردان مستبد و سنتی بروی همسر دست بلند می کند. این همه تناقض که برای مخاطب خنده دار است سرشار از ضعف های اجتماعی و مشکلات ریز و درشت درون فردی است که تا به حال به این صراحت عنوان نشده اند.
مانند صحنه آسانسور که متصدی با نگاهی هیز و خیره به زن چشم می دوزد و مرد برویش براق می شود ولی باز هم همسرش را به آراستن سر و رویش تشویق می کند و حتی انتظار دارد او در خلوتشان نیز به همان شکل حضور داشته باشد و باز هم صحنه آسانسور تکرار می شود...پایان فیلم چندان راضی کننده نیست و کارگردان آسان ترین راه را برای جمع بندی انتخاب کرده...پایان باز .
البته باید گفت «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» از دیالوگ های مفید و موثر، صحنه پردازی حرفه ای، بازی خوب کرامتی و فرخ نژاد و فیلم برداری عالی هومن بهمنش سود می برد و ترکیب این عناصر با یکدیگر هنر روح الله حجازی درمقام کارگردان است.
او که اولین فیلمش «در میان ابرها» چندان به چشم نیامد، در دومین اثرش توانایی های خود را اثبات کرده و تقریبا در تمام زمینه ها به خصوص کستینگ به شدت حرفه ای ظاهر شده است.
انتخاب حمید فرخ نژاد مناسب ترین گزینه ممکن بود و کاراکتر برون گرا و شلوغ او- که در عین کلیشه شدن هنوز هم جذاب است- در کنار مهتاب کرامتی ساکت و منفعل شمایل اغلب زوج های ایرانی را شکل می دهند که تا به حال نمونه های موفقی از آن را نیز در سینمای داشته ایم.
حضور ابراهیم حاتمی کیا در نقش گوهری، رییس محسن به عنوان گزینه ای در ظاهر خنثی و به قول حجازی بی هیچ پیش داوری و شناخت قبلی مخاطب از کاراکتر وی، بسیار هوشمندانه صورت گرفته و جالب اینکه بازی او با وجودی که از چند سکانس کوتاه فراتر نمی رود اما بسیار تاثیرگذار است و در اواخر فیلم-سکانس گفت و گویش با محسن در رستوران- به اوج جذابیت می رسد.
این نشان می دهد که وی همانگونه که از تجربه کردن ژانر ها و موضوعات مختلف در فیلمسازی باکی ندارد مایل است توانایی های بالقوه خود را در زمینه بازیگری هم محک بزند. البته حضور او در این اثر با توجه به پیش زمینه فکری و ید طولای او در عرصه سینمای جنگ و دغدغه های اجتماعی اش نمی تواند این انتخاب عجیب را بی دلیل بگذارد و بی شک کاراکتر گوهری پیامی بیش از رام کردن شیطان درونش دارد.(اشاره به دیالوگ کلیدی وی)
فیلم برداری بهمنش یکی از عوامل موثر در جذابیت بصری فیلم و به نوعی برگ برنده آن است. فلو و فوکوس کردن های به جا، قاب بندی های حرفه ای و کلوزآپ های آرتیستیکی که در «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» ارائه کرده همه زیبا و دیدنی اند به خصوص تیتراژ خلاقانه ای که بازی نور از پشت قطرات باران بر شیشه ماشین شکل گرفته و یا صحنه ای که محسن وارد اتاق می شود و حضورش در پس زمینه فلو با فوکوس برچشم آوا در گوشه تصویر ترکیب چشم نوازی می سازد.همچنین میزانسن شناسی حجازی آن اندازه خوب هست که نماهای قابل قبولی را در فضای بسته بسازد و خستگی مخاطب از یکنواختی لوکیشن را با دیالوگ های پینگ پونگی و مکالمات رمز آمیزآوا برطرف کند.
حجازی اخیرا در مصاحبه ای به دوستی با طالب آبادی اشاره کرده و از نزدیکی مسیر فکری و سلیقه شان صحبت کرده است .به نظر می رسد حاصل این نزدیکی و همفکری می تواند در آینده به خلق آثار فاخری منجر شود چرا که هر دو در تجربه ی هنری«زندگی خصوصی آقا و خانم میم» بسیار موفق تر از انتظارات ظاهر شده اند.
تبلیغات متنی
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
-
فیدان در کنفرانس با عراقچی: امیدواریم آمریکا حمله نکند
-
ترکیه از دلهره جنگ آمریکا علیه ایران خواب ندارد
-
رادان: سلبریتیهای ناسپاس عامل جنایت شدند
-
این تصویر از امامجمعه تبریز پربازدید شد
-
چرا برخی از علی بندری و هدی بیوتی عصبانی شدهاند؟
-
ورود ناگهانی پدیده لیگ ایران به بحران!
-
پست محسن تنابنده کاربران ایتا را شاکی کرد!
-
ارتش درباره سپاه پاسداران بیانیه داد
-
زلنسکی برای دیدار با پوتین شرط گذاشت
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نخستین قابها از دیدار عراقچی و فیدان در استانبول
-
مسکو درباره تحرکات آمریکا: شاید حملهای صورت گیرد
-
سکوت حامد بهداد درباره وقایع اخیر شکست
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
-
فیدان در کنفرانس با عراقچی: امیدواریم آمریکا حمله نکند
-
ترکیه از دلهره جنگ آمریکا علیه ایران خواب ندارد
-
رادان: سلبریتیهای ناسپاس عامل جنایت شدند
-
این تصویر از امامجمعه تبریز پربازدید شد
-
چرا برخی از علی بندری و هدی بیوتی عصبانی شدهاند؟
-
پست محسن تنابنده کاربران ایتا را شاکی کرد!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نخستین قابها از دیدار عراقچی و فیدان در استانبول
-
مسکو درباره تحرکات آمریکا: شاید حملهای صورت گیرد
-
سکوت حامد بهداد درباره وقایع اخیر شکست
-
اعلام آمادگی مجدد اردوغان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا
-
شوک به استقلال؛ جدایی ستاره خارجی آبیها قطعی شد
-
نطق توجهانگیز عراقچی در بدو ورود به ترکیه
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
هادی چوپان ناگهان به صداوسیما پیوست
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
جنگنده جدید اف-۲۲ آمریکا در راه است
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
توضیحات معاون وزیر دادگستری درباره بازداشتیهای زیر ۱۸ سال
-
تصاویری از جلسه امنیتی لاریجانی در تهران
-
اقدام توجهبرانگیز ارتش همزمان با اخبار جنگ احتمالی
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
film besyar khobi ast