خوزه دونوسو؛ خالق «حکومت نظامی»
انقلاب کوبا و کودتای آمریکای لاتین، در کنار عوامل دیگر، هنرمندان آمریکای لاتین را ملزم کرد که به مشکلات اجتماعی کشورهایشان به منظور تبدیل تعهد اجتماعی به تعهد سوسیالیستی بپردازند.
ماهنامه تجربه - ترجمه پریسا کاروند: انقلاب کوبا و کودتای آمریکای لاتین، در کنار عوامل دیگر، هنرمندان آمریکای لاتین را ملزم کرد که به مشکلات اجتماعی کشورهایشان به منظور تبدیل تعهد اجتماعی به تعهد سوسیالیستی بپردازند. این مطلب نشان می دهد که چطور داستان خوزه دونوسو «حکومت نظامی» این ضرورت را رد می کند و گام جدیدی در رابطه با سوسیالیسم و ادبیات آمریکا، با تعهد اجتماعی به موقعیت سیاسی واقعی در شیلی و نه صرفا یک متن سوسیالیسیت بودن، بر می دارد.
دونوسو یک سخنگوی متعهد ادبیات اجتماعی نیست چون بیشتر عمرش از آن متنفر بوده است. زندگی مرفه و پرموهبت کودکی، او را از فشار هم سنخ هایش و محرومیت از حقوق اساسی که بسیاری از نویسندگان هم نسلش را به هم سویی با جناح چپ گرا به سمت سیاستمدارشدن سوق داد، محافظت کرد.
خوزه دونوسو در ۱۹۲۴ در خانواده ای از طبقه اشراف در سانتیاگو شیلی به دنیا آمد. پدرش پزشک و مادرش، عالیشیا یانز بود، بانویی که نام خانوادگی اش برای سال ها طبقه ای از نخبگان شیلی را به خاطر می آورد. او در موسسه آموزشی انگلیسی زبان گرنگ، یکی از جامع ترین مراکز آموزشی در سانتیاگو، تحصیل کرد.
در سن 21 سالگی از مدرسه ترک تحصیل کرد و به علفزارهای شیلی مسافرت کرد، جایی که شور و احساس دوران جوانی اش را با زندگی روستایی و ثبت خاطرات روزانه پرورش داد. از آنجا به پاتاگونیا رفت. اما خیلی زود بیمار شد، والدینش به کمکش آمدند و او را به سانتیاگو بازگردادند. پس از بازگشت به خانه دبیرستان را به اتمامر ساند و در دانشگاه شیلی ثبت نام کرد که در آنجا کمک هزینه تحصیلی برای حضور در دانشگاه پرینستون را دریافت کرد.
دونوسو با جدیت از سبک نویسندگان آمریکای لاتین به عنوان فعالان و مفسران سیاسی کناره گیری کرده است. او بارها گفته است که چون سیاست تاثیر عمیقی بر وی می گذارد، علاقه ای به آن ندارد. سرانجام توانایی او در نگهداری امواج تلاطم سیاسی آمریکای لاتین بیرون از بنای داستان هایش به پایان رسید و اولویت هایش، مانند میلیون ها شیلیایی دیگر، با روی کار آمدن آگوستو پینوشه پس از سرنگونی سالوادور آلنده در سپتامبر ۱۹۷۳تغییر کرد.
آلنده با حمایت ائتلافی از چپ گراها و احزاب سوسیالیست که اکثریت ناچیز آرای او را درمقابل ژوزه الکساندر رودریگز در 1970پیروز کرد، به قدرت رسید. او اصلاحات اجتماعی را به اجرا درآورد که با مخالفت ملاکان زمین و برخی از طبقات متوسط جامعه رو به رو شد. به علاوه ارتباط دوستانه اش با فیدل کاسترو موجب اعتراضات بیشتر ایالات متحده نسبت به حکومت وی شد.
در سال سوم ریاست جمهوری، اثرات چندجانبه سیاست های اقتصادی اش، افت قیمت بین المللی مس، صادرات عمده شیلی و تلاش هماهنگ وزارتخانه نیکسون برای ضعیف کردن دولت او، منجر به یک دوره تورم شدید شد که کشور را متزلزل کرد. در ژوئن ۱۹۷۳، سرهنگی با فرماندهی یک گردان تانک، تلاش ناموفقی برای سرنگونی آلنده داشت. در سپتامبر همان سال پینوشه، کودتای موفقی طراحی کرد که اولین دولت سوسیالیستی که به صورت دموکراتیک انتخاب شده بود را سرنگون کرد. آلنده در زمان محاصره کاخ ریاست جمهوری جان باخت.
داستان هایی که دونوسو در رابطه با کودتا نوشت با داستان های قبل از آن از این جهت فرق دارند که امکان تفسیر سیاسی در آنها به وجود آمده است. این داستان ها خانه ای در روستا (1978)، باغ همسایه (1979) و حکومت نظامی (1986) هستند. اینها داستان های سیاسی نیستند، اما همان طور که دونوسو در مورد حکومت نظامی می گوید، آنها متعهد به موقعیت سیاسی واقعی کشور هستند. از طریق این داستان هاست که من تغییری که دونوسو با دوباره تعریف کردن مسئولیت های هنری و اجتماعی یک هنرمند، در معرض آن قرار می گیرد را دنبال می کنم. نقطه اوج این فرایند داستان حکومت نظامی است.
اولین قدم در گذر از یک تماشاچی به یک هنرمند متعهد سیاسی، به زبان آوردن خشم و غضب ایجادشده به خاطر کودتا است، بدون اینکه کیفیت زیباشناختی داستان را به خطر بیندازد. تنش حاصل از آن در «خانه ای در روستا» مشهود است. نقدی آتشین بر قدرت وحشیانه پینوشه و اولین مقاله داستانی دونوسو در مورد زندگی سیاسی شیلی. این یک داستان واقعی در مورد شرایطی است که منجر به کودتا شد.
هنر «حکومت نظامی»، ظریف، متعهد و یکپارچه است و مسیر همواری را برای هنرمند طراحی می کند که با حذف موقعیت استبدادی ثابت حزب چپ، آغاز می شود.
با این داستان، دونوسو نقش کرسی سخنرانی و انتقاد را به عهده می گیرد و مثل سایر هنرمندان آمریکایی لاتین قبل از خودش، به نفع افراد ضعیف صحبت می کند. او مفاهیم مدور و خودارجاع داستان های قبل از کودتا را کنار می گذارد و نوع جدیدی از هنرمند مسئول در مقابل اجتماع را معرفی می کند که به عنوان عاملی برای به وجود آوردن تغییرات سیاسی عمل می کند.
اولین قدم حکومت نظامی در به وجود آوردن این تغییرات سیاسی این است که به وضوح نشان دهد که شکل مخالف چپ گراها در آن زمان بی نتیجه بوده و دومین قدم، این که هرچه به عنوان مسئولیت های سیاسی و اجتماعی یک هنرمند پذیرفته شده، یعنی، مخالفت با جناح راست با تن دادن به حزب کمونیست یا یکی از احزاب مربوط به آن، ریاکارانه و غیراخلاقی بوده است.
کتاب «حکومت نظامی» عرصه جدیدی میان سوسیالیسم و ادبیات آمریکا ایجاد می کند چون اعتقاد بر این که تعهد اجتماعی باید تعهد سوسیالیستی را در بر بگیرد را رد می کند. این کتاب متعهد اجتماعی به موقعیت سیاسی واقعی در شیلی است بدون این که یک متن سوسیالیستی باشد. این، اشکال واقع گرای مرسوم در رمان های قبل از تظاهرات اجتماعی، محکومیت دولت پینوشه و نقد احزاب چپ گرا را نقض می کند و نوع جدیدی از هنرمند متعهد را به هم نسل هایش معرفی می کند.
کتاب با منونگو آغاز می شود، یک غریبه بدبین و سرخورده که به شیلی باز می گردد و در می یابد که شکل قبلی مبارزاتش، مناسب شرایط کنونی نیست. در سرتاسر رمان سعی می کند که خودش را از تجملات سیاسی گذشته اش خلاص کند و مخالف فعال و اثرگذار حکومت شود. منونگو زمانی خواننده بوده است. او مثل یک مبارز چریکی لباس می پوشد اما هیچ اسلحه ای جز گیتارش با خود حمل نمی کند.
آواز می خواند اما اقدام دیگری نمی کند. راوی تفاوت های میان مقاومت فعال و غیرفعال، میان صحبت کردن و عمل کردن را [زمانی که می گوید یک بار منونگو در یک انقلاب با کلمات پیروز شده بود بدون آن که در آن شرکت کند] به ما یادآوری می کند. اعتراضی که منونگو در آن شرکت کرده بود توسط احزاب چپ گرا سازمان دهی شده بود و بی نتیجه ماند چون پر از لفاظی و کسالت بار بود.
از جهت تشریفاتی بودن، با کسانی که با آنها همکاری می کردند مشاوره و مشورت داشتند اما قدرت این که آنها را در مورد پیام شان متقاعد کنند، نداشتند. از جهت کسالت بار بودن آنها به سرعت خودشان و همکاران شان را خسته می کردند.
دونوسو با نشان دادن حادثه ای که توسط جناح مخالف کمونیست ها سازماندهی شده بود بر این نکته تاکید می کند. حادثه ای که شرکت کنندگان زیادی داشت چون خشم مردم را تحریک کرده بود. خشم می تواند برای کوتاه مدت موثر باشد اما هیچ وقت نمی تواند جایگزین سیاست واقع گرایانه شود.
برای این که هنرمند تبدیل به صدایی فعال و رسا در جناح مخالف شود، منونگو و دونوسو باید مراقب باشند که کلام آنها با عواطف شخصی شان درهم آمیخته نشود. زمانی که دونوسو به عنوان یک هنرمند به عنوان یک هنرمند، تصمیم می گیرد که علیه جناح چپ فعالیت کند، او هم شکافی که میان هنرمندان و جناح چپ از بیست و پنج سال پیش به وجود آمده بود را دنبال می کند.
این شکاف بر اثر نقل قولی از فیدل کاسترو در سال ۱۹۷۱، که کلا نظر مساعدی نسبت به نویسندگان نداشت، به وجود آمد. زمانی که کاسترو به سفیر شیلیایی کوبا، جورج ادوارد که نویسنده بوده است، می گوید که من اگر جای آلنده بودم هزاران بار بیشتر ترجیح می دادم که به جای فرستادن یک نویسنده به عنوان سفیر یک معدن چی برای ما بفرستد و روشنفکران بورژوا دیگر به هیچ وجه ما را مجذوب خود نمی کنند.
منونگو یک روشنفکر بورژوا توصیف می شود که برخلاف بسیاری از هم نسلانش که از کشیش اعتقادی، نرودا، کاسترو یا حتی گروه مارکسیستی که به او کمک کردند شغل جدیدی در شیلی آغاز کند را پیروی نمی کند.
با انتخاب نکردن هیچ حزب و جناحی تمرکز منونگو از گذشته به حال تغییر می کند و واقعیت های تلخ اطرافش را به وضوح مشاهده می کند.
درس محوری در تحول منونگو در میانه داستان، زمانی که در کنار جودیت قرار می گیرد، اتفاق می افتد. یک نظامی، جودیت را شکنجه کرده و او شب ها برای پیداکردن و کشتن او بیرون می رود اما درحقیقت به دنبال نابود کردن خودش است چون از گذشته رهایش می کند.
او برای منونگو منبع دانش و وسوسه است چون به خاطر شکنجه، آزار و اذیت، ترس دائم و ناتوانی تبدیل به انسانی مازوخیست، انتقام جو، بدبین و خودنابودگر شده است، در طی پیاده روی شبانه شان بعد از حکومت نظامی، جودیت، منونگو را نزدیک به خطر و خشونت می کند که نشانه حکومت خونتا می باشد.
آن شب از دو جهت خطرناک است؛ یکی این که هر دو ممکن است آزادی یا زندگی شان را از دست بدهند و دیگری از لحاظ روانی که ممکن است منونگو بعد از تجربه آن، مثل جودیت و بقیه، به خاطر خشم و نفرت زمین گیر شود. در نهایت آنچه منونگو از جودیت می آموزد، منجر می شود که خودش را درگیر جناح مخالف کند.
وقتی که صبح فرا می رسد، می بینیم که قهرمان ما به طور موفقیت آمیزی خطری که جودیت به وجود آورده بود و شب سانتیاگو را پشت سر گذاشته است و با وحشت یا ناامیدی یا حس انتقام از پای درنیامده و کم کم به درک موقعیت موجود در شیلی نائل می شود. داستان با بچه ها به پایان می رسد. کسانی که می توانند جامعه را از نو بسازند بدون این که در گذشته زندگی کنند. ماریلو، دختر جودیت و رامون، رهبر چریکی شهری که شکنجه و کشته می شود. دختر غیرجذاب لوپیتو و پسر منونگو، ژان پائول.
قبلا گفتم که هنر «حکومت نظامی»، ظریف، متعهد و موثر است که به وسیله آن به داستانی که روایت شد اشاره داشتم اما مهم تر از آن، شیوه ای است که این داستان روایت می شود. «حکومت نظامی» با تاریخ رو به روست، تاریخ رسمی زمان حکومت پینوشه. عناصر رسمی آن یک چهارچوب قراردادی اجتماعی، اقتصادی و واقعیت روان شناختی دارد که به کتاب شکل یک داستان واقع گرایانه (رئال) می دهد.
برخلاف رمان های واقع گرا که حقایق و اتفاقات زندگی واقعی را به خاطر گفتن یک داستان خلاصه می کنند، «حکومت نظامی» بر اعتلای معنی برای انتقال حال و هوای داستان تمرکز می کند. انتقاد دونوسو از جناح های سیاسی راست و چپ از طریق تعداد زیادی از عناصر رسمی به تصور کشیده می شود که یکدیگر را تکمیل کرده و به جای رئال بودن تلمیح آمیز هستند.
دونوسو نشان می دهد که هنر خاص او هم می تواند نقشی اجتماعی داشته و جایگزینی برای رئال اجتماعی باشد. دونوسو با ایجاد کردن هنرسی اساسی و غنی از زیباشناختی، مثل منونگو تعهد اجتماعی اش را تحقق می بخشد.
شیوه غیرمستقیمی که از طریق آن، داستان این شرایط را به خواننده منتقل می کند، درواقع پیام داستان است. اعتراض علیه بی عدالتی با شیوه ای غیر از فهرست کردن قربانیان شکنجه و شهروندان مفقودشده. روایت ظریف و هنرمندانه دونوسو ما را نسبت به چیزهایی که دیدن و احساس کردن را متوقف می سازد، حساس می کند. این همه آن چیزی است که هنر باید انجام بدهد. نشان دادن آنچه که در مقابل ماست، خواهش شوری دریا یا ظلم حکومت ها.
اول، دونوسو داستانش را حول دو چهره تاریخی جناح چپ و راست بنا می کند، بنابراین رمان را در ژانر تاریخی- سیاسی قرار می دهد. به خاطر همین دو شخصیت، پابلو نرودا و آگوستو پینوشه، است که بسیاری از لایه های سیاسی و اجتماعی داستان شکل می گیرد.
دوم، دونوسو داستان را به سه بخش تقسیم می کند که به وسیله آنها می توان واقعیت های اجتماعی- سیاسی شیلی در بسیاری از جهات را تفسیر کرد. این بخش ها، غروب، شب و صبح هستند.
نویسنده: ژوان دیوید گمز
تبلیغات متنی
-
توقیف ۲ نفتکش به اتهام انتقال ۱۳۰میلیون دلار نفت
-
واکنش نماینده مجلس به تهدید خودروسازان: به درک برکنارتان میکنیم
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
آقایان وزیر وسط میز پینگ پنگ سوژه رسانهها شدند
-
الجزیره: ایران به پیشنهاد مذاکره مستقیم فکر میکند
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
بازگشایی مرکز درخواست ویزای بریتانیا در تهران
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
مدیرعامل پلتفرم «کارزار» ممنوع المکالمه شده است!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
افزایش چند صد میلیونی خودروها در بازار امروز
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
مرسی