فیلم های مخصوص طبقه متوسط ایران!
سعی کرده ایم مهم ترین فیلم هایی که در یک دهه اخیر، سراغ مسائل زندگی طبقه متوسط کشورمان رفته اند را مرور کنیم و به بررسی مشکلات و معضلات و سرانجام آدم های این فیلم ها بپردازیم.
همشهری جوان: سعی کرده ایم مهم ترین فیلم هایی که در یک دهه اخیر، سراغ مسائل زندگی طبقه متوسط کشورمان رفته اند را مرور کنیم و به بررسی مشکلات و معضلات و سرانجام آدم های این فیلم ها بپردازیم.
نهایتا هم بحران های مطرح شده در این آثار را در جدول و نمودارهایی جمع بندی کرده و قضاوت درباره اش را به خودتان سپرده ایم (هرچند که نگفته، گویا به نظر می رسد!) فقط ذکر این نکته ضروری است که در بعضی موارد انتخاب شده، وضعیت اقتصادی شخصیت های فیلم با طبقه متوسط همخوانی ندارد که به جایش یادآور شده ایم.
چهارشنبه سوری (۱۳۸۴)
با توجه به منطقه محل سکونت شخصیت های فیلم، به راحتی نمی شود اولین قسمت از سه گانه «دروغ» فرهادی را نمایشگر مسائل طبقه متوسط دانست؛ با این همه مرتضی (فرخ نژاد) که برای یک شرکت تبلیغاتی کار می کند، با سیمین آرایشگر همسایه (بهرام) ارتباط دارد. مژده زن خانه دار مرتضی (هدیه تهرانی) به او مشکوک است و زندگیشان درگیر تنش و بحران شده.
دروغ های مرتضی و همراهی روحی (ترانه) انگار غائله را می خواباند، آن هم درحالی که پسر بچه کوچک خانواده همه این جنگ و دعواها را از نزدیک دیده و شاید به خاطر عصبیت مادر و مظلومیت ظاهری پدر، حق را به فرد خیانکار بدهد. با این وجود، سیمین - که خودش قبلا طلاقی را تجربه کرده و از آ« بچه ای هم دارد - از مرتضی می خواهد به رابطه شان پایان دهند.
- نتیجه: سکانس آخرین فیلم به تنهایی گویای همه چیز است. آدم هایی که یکه و بی پناه در خانه ای نا آرام و پرجنجال خوابیده اند (قبل از آن تنهایی و ضعف سیمین را موقعی که نارنجک پشت سرش می اندازند دیده بودیم). وضعیت شوهر سابق سیمین که تنها توی ماشینش خوابیده هم دست کمی از بقیه ندارد. اینها همه درحالی است که روحی و نامزدش عبدالرضا (سیدی) تنها آدم های خوشحال و فعلا خوشبخت فیلم اند.
زندگی خصوصی ... (۱۳۹۰)
تقابل هنجارهای فرهنگی بین یک کلانشهر (تهران) و شهرستانی کوچک، باعث بحرانی عمیق در خانواده آقای میم می شود. محسن (فرخ نژاد) از یک طرف دوست دارد زنش امروزی بپوشد و معاشرت کند، از طرف دیگر حد و مرز این رفتارهای تازه برای خودش هم مشخص نیست و گاهی در برابرش کم می آورد.
- نتیجه: پلان آخر فیلم به روشنی گویای همه چیز است: زن از شوهرش سیلی می خورد و ماشین را ترک می کند. شهور خشمگین و مستاصل و خسته از پی او راه می افتد، بچه که تنها به حال خود رها شده، به سمتی نامعلوم پیاده می شود و ماشین در گره کور ترافیک و هجوم بوق ها، جایی برای حرکت ندارد.
درباره الی (۱۳۸۷)
احمد (حسینی) از همسرش طلاق گرفته. امیر (حقیقی) از پرشور و شر بودن همسرش (سپیده) راضی نیست و حتی زیر گوشش می زند اگرچه بعدا پشیمان می شود) و شهره و پیمان (زارعی و معادی) حتی توی جمع به هم می پرند. تنها زوج سعادتمند فیلم، نازی و منوچهر (آزادی ور و مهران فر) ند که از فرط سادگی شان بعید است کسی بخواهد جای آنها باشد. اگر الی و علیرضا (علی دوستی و ابر) را هم آدم هایی از طبقه متوسط در نظر بگیریم، تلخی بی پایان زندگی شان نیاز به تاکید ندارد. زن می خواهد از نامزدش جدا شود و بدون اطلاع او، با جمعی به سفر می آید که می داند یکی شان برای ازدواج او را زیر نظر گرفته.
- نتیجه: جماعت سفرکنندگان - که اغلب فارغ التحصیلان دانشکده حقوقند - در دو راهه اخلاقی مشترکشان، دروغ را انتخاب می کنند تا تبرئه شوند و همه کاسه کوزه ها سر مُرده بشکند. اوج فاجعه اخلاقی جایی است که شهره و احمد از بچه ها می خواهند به علیرضا دروغ بگویند.
برف روی کاج ها (1390)
در برف روی کاج ها، با خانواده هایی مرفه مواجهیم که روابط و مسائلی نزدیک به طبقه متوسط دارند. شوهر رویا (افشار) به او خیانت کرده، قالش گذاشته و رفته لندن و از آنجا برایش طلاقنامه می فرستد. رویا هم زخم خورده از این ضربه روحی بزرگ، دست و پا می زند تا خودش را پیدا کند و به زندگی اش برگردد. در تب و تاب همین بحران و بازسازی، رفته رفته به جوانی در همسایگی شان علاقمند می شود (ابر) و زندگی اش تغییر می کند.
- نتیجه: رویا پنهان کاری دوستش مریم (آسایش) و شوهرش (معجونی) که قضیه خیانت همسرش (پاکدل) را از او مخفی کحرده بودند. می فهمد و بیشتر در لاک تنهایی اش فرو می رود. شوهر مغموم و پشیمان در انتهای قصه برمی گردد؛ درحالی که حالا شرایط خیلی پیچیده تر است و کسی نمی داند چطور باید حلش کرد. هر چند جمله پایانی رویا خطاب به همسر خطاکارش، شاید روزنه امیدی را باز می گذارد.
هفت دقیقه تا پاییز (۱۳۸۸)
میترا (تهرانی) و نیما (تنابنده) ظاهرا زندگی آرامی دارند. گرچه رفتار سوال برانگیز همسر همکار خودکشی کرده نیما، خبر از رازی در زندگی شان می دهد که تا آخر ازش مطلع نمی شویم. زن، برای عروسی ها فیلمبرداری می کند و شوهر، کارمند یک شرکت خدماتی است اما زندگی مریم خواهر میترا (اسدی) و فرهاد (بهداد) - که به خاطر مشکلات مالی به زندان افتاده - به کلی از هم پاشیده و فرهاد شنیده که مریم برای پول تن به خیانت داده.
- نتیجه: یک تصادف مرگبار، تعادل شکننده زندگی میترا و نیما را به هم می ریزد. میترا بی دلیل دچار این توهم شده که نیما عمدا فرزنداو از شوهر قبلی اش را نجات نداده. بحران در رابطه مریم و فرهاد به اوج می رسد اما با صحبت های میترا موقتا آرام می گیرد. این درحالی است که ما به عنوان تماشاچیان از خیانت مریم مطمئن شده ایم ولی کس دیگری این مساله را نمی داند. راز زندگی نیما هنوز ادامه دارد.
به همین سادگی (۱۳۸۶)
از معدود نمونه های سینمایی ما برای نمایش مشکلات طبقه متوسطی که از شهرستان به تهران آمده اند. طاهره زن خانه داری است با انبوهی از آرزوهای سرکوب شده. شعر می گفته و کتاب می خوانده اما امروز زبان شیوایش در کارخانه پژمرده است. باید با پسرش هفت تیز بازی کند، ترتیب غذای دخترش را بدهد و منتظر شوهری بماند که گرچه در کارش موفق است اما شامش را بیرون خورده و از راه نرهسیده خوابش می برد. ضربه موثری که تنها ماندن طاهره را به رخش می کشد. وقتی است که با پسرش درباره معادل انگلیسی کلمه «خانه دار» حرف می زنند. راه حل طاهره برای این مسائل، رفتن است؛ ترک کردن خانواده.
- نتیجه: طاهره - که یک چیزیش هست اما خودش هم نمی داند دقیقا چی - تا انتها بر سر دو راهی می ماند و نمی تواند تصمیمش را بگیرد اما ریلی که قطار زندگی اش روی آن افتاده. بعید است هیچ وقت به ایستگاه آرامش و رضایت برسد.
جدایی نادر ... (۱۳۸۹)
بحران از همان اسم فیلم پیداست. نادر (معادی) کارمند بانکی جدی و خشک و ظاهرا محکم است که به خاطر پدر بیمارش، علاقه ای به مهاجرت از کشور ندارد. همسرش سیمین (حاتمی) آدم مقاومت کردن و اثر گذاشتن برای حل مشکل نیست و به جایش ترجیح می دهد با رفتن، صورت مساله را پاک کند. اینطوری، طلاق تنها راه حل مساله شان است.
- نتیجه: نادر برای تبرئه خودش از اتهام قتل عمد، به بازپرس دروغ می گوید و اینگونه تمام ابهتش جلوی ترمه (فرهادی) - که او را به عنوان الگوی خودش پذیرفته بود - می شکند. با اینال دختر هم به بازی کثیف پدر تن می دهد و ناگزیر از دروغ می شود (در سه گانه فرهادی، بچه های طبقه متوسط که - در واقع نسل آینده این طبقه را می سازند - همیشه شاهد روابط پرتنشی هستند، مجبور به دروغ گفتن می شوند و گاهی برای دروغ آموزش می بینند). انتهای فیلم طلاق نادر و سیمین است و تصمیم ترمه که باید یکی را انتخاب کند.
بی خود و بی جهت (۱۳۹۰)
وجه کمدی فیلم بر وجوه جدی و تلخش می چربد. با این حال آدم هایش بی تردید متعلق به طبقه متوسطند. فرهاد (مهران فر) مرد بی کار و بی مسوولیت و بی خاصیتی است که از سر کله پوکی (!) ... با وجود مخالفت های شدید خانواده - با الهه (جواهریان) ازدواج کرده و به زودی پدر هم می شود! محسن (عطاران) سعی می کند برای حل مشکلات مالی به او کمک کند. اما همسرش مژگان (بهرام) و پسرش را هم توی دردسر می اندازد. نتیجه این بی فکری ها، یک کوه اثاث مانده رویدست است در فاصله چند ساعت تا جشن عروسی.
- نتیجه: مادر الهه که از طبقه ای متفاوت و سنتی تر است، با تصمیم خودسرانه اش صورت مساله را پاک می کند تا به خیال خود دخترش را نجات دهد. غافل از اینکه ماجرای حاملگی الهه، چند ماه بعد دردسر بزرگتری درست خواهد کرد. با این همه،کاهانی در این فیلم، نگاه تلخی به این طبقه ندارد و شاید حتی بتوان محسن و مژگان را در ژانر خود زن و شوهر خوشبختی هم به حساب آورد!
اسب ... (۱۳۸۹)
مسعود (رضایی) در شرایطی که تا صبح باید چند میلیونی پول جور کند که اثاثشان را توی خیابان نریزند، لایعقل و کله پا توی شهر می چرخد. برزو (پیروزفر) هنرمندی شکست خورده است که با همسرش زندگی خوبی ندارند. حکیمه (کرامتی) از شوهرش طلاق گرفته اما هنوز زاغ سیاهش را چوب می زند و روابطش را می پاید. تازه انگار عشق ناکامی هم به برزو داشته! پیمان، همسر سابق حکیمه (همایون فر) هم با نسترن منشی مشنگ و شیرین عقل آ»وزشگاهش (باران کوثری) روی هم ریخته. تازه به همه اینها، بطری بازی اشکان خطیبی و دوستان و. رابطه بابک حمیدیان و ماهایا پطروسیان را هم اضافه کنید.
سعادت آباد (۱۳۸۹)
به خاطر وضعیت اقتصادی شخصیت ها، فیلم را نمی شود دقیقا نمایشگر زندگی طبقه متوسط دانست. محسن (بهداد) یک قالناق بی صف است که با زد و بند، خودش را از نظر مالی بالا کشیده. به همسرش خیانت می کندوسر رفیقش کلاه می گذارد. علی (آقایی) حتی راضی به کار کردن همسرش نیست، در عوض همسرش لاله (افشار) برای ماموریت خارج از کشور، بچه شان را سقط کرده. بهرام (یاری)، زنی مطلقه را که از نظر مالی بر او سلطه دارد به همسری گرفته و زندگی سردی را با هم می گذرانند. او هنوز دلبسته یاسی (حاتمی) است.
- نتیجه: آخر فیلم، یاسی ته مانده لیوانش را توی گلدان روی تراس خالی می کند (صحنه ای شبیه هل دادن ماشین توی ساحل در پایان «درباره الی»). آیا این تصویر قرار است دریچه امیدی به بن بست رابطه تهمینه و بهرام باشد، بچه علی و لاله را زنده کند یا جلوی خیانت های بعدی محسن را بگیرد؟
کنعان (۱۳۸۶)
مینا و مرتضی (علیدوستی و فروتن) آدم هایی از طبقه اقتصادی مرفهند اما روابطشان بی شباهت به طبقه متوسط نیست. مینا که در دوره دانشجویی به علی (رادان) دلبسته بودو هنوز ته مانده های آن علاقه را با خوددارد، به دلیلی نامعلوم (شاید مسائل مالی) با مرتضی که استادشان بوده ازدواج می کند اما حالا دیگر این زندگی را دوست ندارد؛ درخواست طلاق کرده. می خواهد از ایران برود و در این راه، انداختن بچه هم برایش مساله ای نیست. آذر (بایگان) خواهر میناست که بعد از سال ها به وطن برگشته، اقدام به خودکشی های ناموفق داشته و فرزند و شوهرش را در غربت از دست داده. علی هم درویش وار و تنها و بی هدف، برای خودش روزگار می گذراند.
- نتیجه: آذر به علی علاقه مند می شود. محبتی که با توجه به اختلاف سنی و تفاوت های فکری و شخصیتی شان، رابطه بی سرانجامی به نظر می رسد. مینا در یک تصمیم آنی و شاید لج بازانه، از طلاق منصرف می شودو ماجرای حاملگی اش را به مرتضی می گوید.
بی پولی (۱۳۸۶)
نگاه شاد و شنگول فیلم نعمت الله، زندگی ایرج (رادان) و مریم حاتمی) را خیلی تلخ نشان نمی دهد. مشکل اصلی آنها، همان اسم فیلم است. خانواده چیت چی دلشان می خواهد مثل آدم های شیک و پولدار و باکلاس، بخورند و بپوشند و زندگی کنند اما شرایط کاری و اقتصادی اجازه چنین بلندپروازی هایی را بهشان نمی دهد. رفقای ایرج در به اصطلاح «شرکت»ی که روزها وقتش را آنجا می گذراند (به خصوص سیامک انصاری و امیر جعفری) و همینطور شخصیت حبیب رضایی، نمونه دیگری از آدم های طبقه متوسطند که به شغل دیگری از آدم های طبقه متوسطند که به شغل شریف علافی و خرسندی اشتغال دارند.
- نتیجه: ایرج بالاخره دل را به دریا می زند و به خاطر بیماری گیتا دخترش، چهره الکی پول دار و موفقش را جلوی فک و فامیل می شکند. چندتایی از سفارش کارهایی که گرفته، به پول نزدیک می شوند و خلاصه که بوی بهبود ز اوضاع جهان می شوند!
نهایتا هم بحران های مطرح شده در این آثار را در جدول و نمودارهایی جمع بندی کرده و قضاوت درباره اش را به خودتان سپرده ایم (هرچند که نگفته، گویا به نظر می رسد!) فقط ذکر این نکته ضروری است که در بعضی موارد انتخاب شده، وضعیت اقتصادی شخصیت های فیلم با طبقه متوسط همخوانی ندارد که به جایش یادآور شده ایم.
چهارشنبه سوری (۱۳۸۴)
با توجه به منطقه محل سکونت شخصیت های فیلم، به راحتی نمی شود اولین قسمت از سه گانه «دروغ» فرهادی را نمایشگر مسائل طبقه متوسط دانست؛ با این همه مرتضی (فرخ نژاد) که برای یک شرکت تبلیغاتی کار می کند، با سیمین آرایشگر همسایه (بهرام) ارتباط دارد. مژده زن خانه دار مرتضی (هدیه تهرانی) به او مشکوک است و زندگیشان درگیر تنش و بحران شده.
دروغ های مرتضی و همراهی روحی (ترانه) انگار غائله را می خواباند، آن هم درحالی که پسر بچه کوچک خانواده همه این جنگ و دعواها را از نزدیک دیده و شاید به خاطر عصبیت مادر و مظلومیت ظاهری پدر، حق را به فرد خیانکار بدهد. با این وجود، سیمین - که خودش قبلا طلاقی را تجربه کرده و از آ« بچه ای هم دارد - از مرتضی می خواهد به رابطه شان پایان دهند.
- نتیجه: سکانس آخرین فیلم به تنهایی گویای همه چیز است. آدم هایی که یکه و بی پناه در خانه ای نا آرام و پرجنجال خوابیده اند (قبل از آن تنهایی و ضعف سیمین را موقعی که نارنجک پشت سرش می اندازند دیده بودیم). وضعیت شوهر سابق سیمین که تنها توی ماشینش خوابیده هم دست کمی از بقیه ندارد. اینها همه درحالی است که روحی و نامزدش عبدالرضا (سیدی) تنها آدم های خوشحال و فعلا خوشبخت فیلم اند.
زندگی خصوصی ... (۱۳۹۰)
تقابل هنجارهای فرهنگی بین یک کلانشهر (تهران) و شهرستانی کوچک، باعث بحرانی عمیق در خانواده آقای میم می شود. محسن (فرخ نژاد) از یک طرف دوست دارد زنش امروزی بپوشد و معاشرت کند، از طرف دیگر حد و مرز این رفتارهای تازه برای خودش هم مشخص نیست و گاهی در برابرش کم می آورد.
- نتیجه: پلان آخر فیلم به روشنی گویای همه چیز است: زن از شوهرش سیلی می خورد و ماشین را ترک می کند. شهور خشمگین و مستاصل و خسته از پی او راه می افتد، بچه که تنها به حال خود رها شده، به سمتی نامعلوم پیاده می شود و ماشین در گره کور ترافیک و هجوم بوق ها، جایی برای حرکت ندارد.
درباره الی (۱۳۸۷)
احمد (حسینی) از همسرش طلاق گرفته. امیر (حقیقی) از پرشور و شر بودن همسرش (سپیده) راضی نیست و حتی زیر گوشش می زند اگرچه بعدا پشیمان می شود) و شهره و پیمان (زارعی و معادی) حتی توی جمع به هم می پرند. تنها زوج سعادتمند فیلم، نازی و منوچهر (آزادی ور و مهران فر) ند که از فرط سادگی شان بعید است کسی بخواهد جای آنها باشد. اگر الی و علیرضا (علی دوستی و ابر) را هم آدم هایی از طبقه متوسط در نظر بگیریم، تلخی بی پایان زندگی شان نیاز به تاکید ندارد. زن می خواهد از نامزدش جدا شود و بدون اطلاع او، با جمعی به سفر می آید که می داند یکی شان برای ازدواج او را زیر نظر گرفته.
- نتیجه: جماعت سفرکنندگان - که اغلب فارغ التحصیلان دانشکده حقوقند - در دو راهه اخلاقی مشترکشان، دروغ را انتخاب می کنند تا تبرئه شوند و همه کاسه کوزه ها سر مُرده بشکند. اوج فاجعه اخلاقی جایی است که شهره و احمد از بچه ها می خواهند به علیرضا دروغ بگویند.
برف روی کاج ها (1390)
در برف روی کاج ها، با خانواده هایی مرفه مواجهیم که روابط و مسائلی نزدیک به طبقه متوسط دارند. شوهر رویا (افشار) به او خیانت کرده، قالش گذاشته و رفته لندن و از آنجا برایش طلاقنامه می فرستد. رویا هم زخم خورده از این ضربه روحی بزرگ، دست و پا می زند تا خودش را پیدا کند و به زندگی اش برگردد. در تب و تاب همین بحران و بازسازی، رفته رفته به جوانی در همسایگی شان علاقمند می شود (ابر) و زندگی اش تغییر می کند.
- نتیجه: رویا پنهان کاری دوستش مریم (آسایش) و شوهرش (معجونی) که قضیه خیانت همسرش (پاکدل) را از او مخفی کحرده بودند. می فهمد و بیشتر در لاک تنهایی اش فرو می رود. شوهر مغموم و پشیمان در انتهای قصه برمی گردد؛ درحالی که حالا شرایط خیلی پیچیده تر است و کسی نمی داند چطور باید حلش کرد. هر چند جمله پایانی رویا خطاب به همسر خطاکارش، شاید روزنه امیدی را باز می گذارد.
هفت دقیقه تا پاییز (۱۳۸۸)
میترا (تهرانی) و نیما (تنابنده) ظاهرا زندگی آرامی دارند. گرچه رفتار سوال برانگیز همسر همکار خودکشی کرده نیما، خبر از رازی در زندگی شان می دهد که تا آخر ازش مطلع نمی شویم. زن، برای عروسی ها فیلمبرداری می کند و شوهر، کارمند یک شرکت خدماتی است اما زندگی مریم خواهر میترا (اسدی) و فرهاد (بهداد) - که به خاطر مشکلات مالی به زندان افتاده - به کلی از هم پاشیده و فرهاد شنیده که مریم برای پول تن به خیانت داده.
- نتیجه: یک تصادف مرگبار، تعادل شکننده زندگی میترا و نیما را به هم می ریزد. میترا بی دلیل دچار این توهم شده که نیما عمدا فرزنداو از شوهر قبلی اش را نجات نداده. بحران در رابطه مریم و فرهاد به اوج می رسد اما با صحبت های میترا موقتا آرام می گیرد. این درحالی است که ما به عنوان تماشاچیان از خیانت مریم مطمئن شده ایم ولی کس دیگری این مساله را نمی داند. راز زندگی نیما هنوز ادامه دارد.
به همین سادگی (۱۳۸۶)
از معدود نمونه های سینمایی ما برای نمایش مشکلات طبقه متوسطی که از شهرستان به تهران آمده اند. طاهره زن خانه داری است با انبوهی از آرزوهای سرکوب شده. شعر می گفته و کتاب می خوانده اما امروز زبان شیوایش در کارخانه پژمرده است. باید با پسرش هفت تیز بازی کند، ترتیب غذای دخترش را بدهد و منتظر شوهری بماند که گرچه در کارش موفق است اما شامش را بیرون خورده و از راه نرهسیده خوابش می برد. ضربه موثری که تنها ماندن طاهره را به رخش می کشد. وقتی است که با پسرش درباره معادل انگلیسی کلمه «خانه دار» حرف می زنند. راه حل طاهره برای این مسائل، رفتن است؛ ترک کردن خانواده.
- نتیجه: طاهره - که یک چیزیش هست اما خودش هم نمی داند دقیقا چی - تا انتها بر سر دو راهی می ماند و نمی تواند تصمیمش را بگیرد اما ریلی که قطار زندگی اش روی آن افتاده. بعید است هیچ وقت به ایستگاه آرامش و رضایت برسد.
جدایی نادر ... (۱۳۸۹)
بحران از همان اسم فیلم پیداست. نادر (معادی) کارمند بانکی جدی و خشک و ظاهرا محکم است که به خاطر پدر بیمارش، علاقه ای به مهاجرت از کشور ندارد. همسرش سیمین (حاتمی) آدم مقاومت کردن و اثر گذاشتن برای حل مشکل نیست و به جایش ترجیح می دهد با رفتن، صورت مساله را پاک کند. اینطوری، طلاق تنها راه حل مساله شان است.
- نتیجه: نادر برای تبرئه خودش از اتهام قتل عمد، به بازپرس دروغ می گوید و اینگونه تمام ابهتش جلوی ترمه (فرهادی) - که او را به عنوان الگوی خودش پذیرفته بود - می شکند. با اینال دختر هم به بازی کثیف پدر تن می دهد و ناگزیر از دروغ می شود (در سه گانه فرهادی، بچه های طبقه متوسط که - در واقع نسل آینده این طبقه را می سازند - همیشه شاهد روابط پرتنشی هستند، مجبور به دروغ گفتن می شوند و گاهی برای دروغ آموزش می بینند). انتهای فیلم طلاق نادر و سیمین است و تصمیم ترمه که باید یکی را انتخاب کند.
بی خود و بی جهت (۱۳۹۰)
وجه کمدی فیلم بر وجوه جدی و تلخش می چربد. با این حال آدم هایش بی تردید متعلق به طبقه متوسطند. فرهاد (مهران فر) مرد بی کار و بی مسوولیت و بی خاصیتی است که از سر کله پوکی (!) ... با وجود مخالفت های شدید خانواده - با الهه (جواهریان) ازدواج کرده و به زودی پدر هم می شود! محسن (عطاران) سعی می کند برای حل مشکلات مالی به او کمک کند. اما همسرش مژگان (بهرام) و پسرش را هم توی دردسر می اندازد. نتیجه این بی فکری ها، یک کوه اثاث مانده رویدست است در فاصله چند ساعت تا جشن عروسی.
- نتیجه: مادر الهه که از طبقه ای متفاوت و سنتی تر است، با تصمیم خودسرانه اش صورت مساله را پاک می کند تا به خیال خود دخترش را نجات دهد. غافل از اینکه ماجرای حاملگی الهه، چند ماه بعد دردسر بزرگتری درست خواهد کرد. با این همه،کاهانی در این فیلم، نگاه تلخی به این طبقه ندارد و شاید حتی بتوان محسن و مژگان را در ژانر خود زن و شوهر خوشبختی هم به حساب آورد!
اسب ... (۱۳۸۹)
مسعود (رضایی) در شرایطی که تا صبح باید چند میلیونی پول جور کند که اثاثشان را توی خیابان نریزند، لایعقل و کله پا توی شهر می چرخد. برزو (پیروزفر) هنرمندی شکست خورده است که با همسرش زندگی خوبی ندارند. حکیمه (کرامتی) از شوهرش طلاق گرفته اما هنوز زاغ سیاهش را چوب می زند و روابطش را می پاید. تازه انگار عشق ناکامی هم به برزو داشته! پیمان، همسر سابق حکیمه (همایون فر) هم با نسترن منشی مشنگ و شیرین عقل آ»وزشگاهش (باران کوثری) روی هم ریخته. تازه به همه اینها، بطری بازی اشکان خطیبی و دوستان و. رابطه بابک حمیدیان و ماهایا پطروسیان را هم اضافه کنید.
سعادت آباد (۱۳۸۹)
به خاطر وضعیت اقتصادی شخصیت ها، فیلم را نمی شود دقیقا نمایشگر زندگی طبقه متوسط دانست. محسن (بهداد) یک قالناق بی صف است که با زد و بند، خودش را از نظر مالی بالا کشیده. به همسرش خیانت می کندوسر رفیقش کلاه می گذارد. علی (آقایی) حتی راضی به کار کردن همسرش نیست، در عوض همسرش لاله (افشار) برای ماموریت خارج از کشور، بچه شان را سقط کرده. بهرام (یاری)، زنی مطلقه را که از نظر مالی بر او سلطه دارد به همسری گرفته و زندگی سردی را با هم می گذرانند. او هنوز دلبسته یاسی (حاتمی) است.
- نتیجه: آخر فیلم، یاسی ته مانده لیوانش را توی گلدان روی تراس خالی می کند (صحنه ای شبیه هل دادن ماشین توی ساحل در پایان «درباره الی»). آیا این تصویر قرار است دریچه امیدی به بن بست رابطه تهمینه و بهرام باشد، بچه علی و لاله را زنده کند یا جلوی خیانت های بعدی محسن را بگیرد؟
کنعان (۱۳۸۶)
مینا و مرتضی (علیدوستی و فروتن) آدم هایی از طبقه اقتصادی مرفهند اما روابطشان بی شباهت به طبقه متوسط نیست. مینا که در دوره دانشجویی به علی (رادان) دلبسته بودو هنوز ته مانده های آن علاقه را با خوددارد، به دلیلی نامعلوم (شاید مسائل مالی) با مرتضی که استادشان بوده ازدواج می کند اما حالا دیگر این زندگی را دوست ندارد؛ درخواست طلاق کرده. می خواهد از ایران برود و در این راه، انداختن بچه هم برایش مساله ای نیست. آذر (بایگان) خواهر میناست که بعد از سال ها به وطن برگشته، اقدام به خودکشی های ناموفق داشته و فرزند و شوهرش را در غربت از دست داده. علی هم درویش وار و تنها و بی هدف، برای خودش روزگار می گذراند.
- نتیجه: آذر به علی علاقه مند می شود. محبتی که با توجه به اختلاف سنی و تفاوت های فکری و شخصیتی شان، رابطه بی سرانجامی به نظر می رسد. مینا در یک تصمیم آنی و شاید لج بازانه، از طلاق منصرف می شودو ماجرای حاملگی اش را به مرتضی می گوید.
بی پولی (۱۳۸۶)
نگاه شاد و شنگول فیلم نعمت الله، زندگی ایرج (رادان) و مریم حاتمی) را خیلی تلخ نشان نمی دهد. مشکل اصلی آنها، همان اسم فیلم است. خانواده چیت چی دلشان می خواهد مثل آدم های شیک و پولدار و باکلاس، بخورند و بپوشند و زندگی کنند اما شرایط کاری و اقتصادی اجازه چنین بلندپروازی هایی را بهشان نمی دهد. رفقای ایرج در به اصطلاح «شرکت»ی که روزها وقتش را آنجا می گذراند (به خصوص سیامک انصاری و امیر جعفری) و همینطور شخصیت حبیب رضایی، نمونه دیگری از آدم های طبقه متوسطند که به شغل دیگری از آدم های طبقه متوسطند که به شغل شریف علافی و خرسندی اشتغال دارند.
- نتیجه: ایرج بالاخره دل را به دریا می زند و به خاطر بیماری گیتا دخترش، چهره الکی پول دار و موفقش را جلوی فک و فامیل می شکند. چندتایی از سفارش کارهایی که گرفته، به پول نزدیک می شوند و خلاصه که بوی بهبود ز اوضاع جهان می شوند!
تبلیغات متنی
-
توقیف ۲ نفتکش به اتهام انتقال ۱۳۰میلیون دلار نفت
-
واکنش نماینده مجلس به تهدید خودروسازان: به درک برکنارتان میکنیم
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
آقایان وزیر وسط میز پینگ پنگ سوژه رسانهها شدند
-
الجزیره: ایران به پیشنهاد مذاکره مستقیم فکر میکند
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
بازگشایی مرکز درخواست ویزای بریتانیا در تهران
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
مدیرعامل پلتفرم «کارزار» ممنوع المکالمه شده است!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
افزایش چند صد میلیونی خودروها در بازار امروز
-
رهبر انقلاب: ما شروعکننده نیستیم
-
بازداشتیهای زیر ۱۸ سال تعیین تکلیف شدند
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
سردار آزمون با چند استوری به مهدی قایدی پیوست
-
برای شادی مردم، آن شبکه بدنام صداوسیما را تعطیل کنید
-
عکس تکاندهندهای که در صفحه اول یک روزنامه منتشر شد
-
برشی از پایتخت ۴ که دیشب سانسور نشد!
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
هافبک ۲۷ ساله آرژانتینی به پرسپولیس لینک شد
-
رفیق تازه آقای غفوریان در جشنواره کمرمق فجر
-
حرفهای عجیب عضو ۸۴ ساله شورای شهر تهران
-
بیتکوین دوباره در ۲۴ ساعت گذشته سقوط کرد
-
رای نهایی استیناف، جدول لیگ را بههم ریخت!
-
چند ایرانی که ساعات اخیر را دربست مال خود کردند
-
پیام واضح بهاره هدایت به میرحسین موسوی
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل













نظر کاربران
همیشه از طبغه متوسط بدم میاید نمیدونم چرا
پاسخ ها
باز مریم سراوانی نظر داد!!!!
و دوباره این مریم سراوانی حادثه آفرید :)
بی سواد
عاشق همه ی این فیلمام بخصوص چهارشنبه سوری بخاطر بازیه روون تمام بازیگراش
فیلم فقط ایرانی
کارگردان فقط فرهادی- مهرجویی
والا تا طبقه متوسط رو چی تعریف کنی. چون بعضی از این فیلم ها مال طبقه روشنفکر است.
و اینکه به نظر من 80 درصد این فیلمها فیلمهای خیلی خوبی اند.
خواهشا به نظرهای مریم سراوانی اهمیت ندهید.
احتمالا" ایشون جزء قشر پایین جامعه هستند با توجه به نظریاتشون که ظاهرا" رنج زیادی هم میبرند
احتمالا" ایشون جزء قشر پایین جامعه هستند با توجه به نظریاتشون که ظاهرا" رنج زیادی هم میبرند