جشنواره کن، مهمترین رویداد سینمایی اروپا
وقتی جشنواره فیلم کن در فرانسه پا گرفت از چشم سینمای اروپا یک اتفاق پیش پاافتاده به حساب می آمد. جشنواره ای که با اهداف سیاسی شکل گرفت و به مهم ترین رویداد سینمایی اروپا تبدیل شد.
ماهنامه همشهری ۲۴ - حبیبه جعفریان: وقتی جشنواره فیلم کن در فرانسه پا گرفت از چشم سینمای اروپا یک اتفاق پیش پاافتاده به حساب می آمد. ایتالیایی ها مدت ها بود که با جشنواره ونیز، همین طور استودیوهای چینه چیتا به عالم و آدم فخر می فروختند و آلمان ها با داشتن نابغه های دیوانه ای مثل ا شتروهایم و از سر گذراندن شوک سنگینی به نام لنی ریفنشتال هنوز گیج بودند و احساس می کردند دیگر چیزی از سینما نمی خواهند.
اما فرانسوی ها تازه کارشان با سینما شروع شده بود. آنها چینه چیتا نداشتند. لنی ریفنشتال و اشتروهایم هم نداشتند اما حافظه جمعی دقیقی داشتند که به آنها تذکر می داد با بقیه دنیا فرق های اساسی دارند و به نظر می رسید کن همان جایی یا چیزی است که آنها به واسطه اش می توانند ادعای تاریخی شان را این بار به سینما ثابت کنند.
در پاییز سال 1938 وقتی گوبلز دستور داد جایزه اول تنها جشنواره بین المللی سینمایی دنیا را که در ونیز برپا می شد به «المپیا»ی لنی ریفنشتال بدهند، فکرش را نمی کرد که با این کار او به نوعی بنیان گذار بزرگ ترین، پرادعاترین و غیرقابل پیش بینی ترین جشنواره دنیای سینما می شود.
درواقع قطار شبانه ای که در سوم سپتامبر از ونیز به سوی پاریس در حرکت بود، علاوه بر مسافران خواب آلود همیشگی اش نفرتی را با خود می برد که جشنواره فیلم کن از آن به دنیا آمد. دو روزنامه نگار فرانسوی که در اصل به عنوان نماینده وزارت آموزش و هنرهای زیبای فرانسه به ونیز رفته بودند و تمام آن شب را در قطار به یک جشنواره سینمایی واقعی که در خدمت آرمانی والاتر از خدمت به دیکتاتورها باشد، فکر کرده بودند، بعد زا بازگشت به پاریس با ژرژ هوسمان، مدیرعامل بخشی از این وزارت خانه، درباره فکرشان صحبت کردند. هوسمان پیشنهاد آنها را در هیئت دولت طرح کرد و به تصویب رساند.
نماینده اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع کنندگان فیلم امریکا در پاریس و نماینده سینمای بریتانیا دو نفر دیگری بودند که شاید به اندازه این فرانسوی ها از هیتلر و موسولینی متنفر نبودند اما به اندازه آنها سرشان برای ماجرا درد می کرد و خیلی سریع موافقتشان را اعلام کردند.
در 24 ژوئن 1939 خبر برپایی اولین دوره یک جشنواره بین المللی سینمایی جدید، از اول تا بیستم سپتامبر در شهر کن اعلام شد. کل فیلم هایی که قرار بود در اولین دوره جشنواره نمایش داده شوند به بیست نمی رسید. «گوژپشت نوتردام»، «فقط فرشته ها بال دارند» و «جادوگر شهر اُز» از آمریکا، «جهنم فرشته»، «قانون شمال»، «ارابه اشباح» از فرانسه، «ما دو نفر» از سوئد، «الماس سیاه»، «روبرت و برتران» از لهستان و یک فیلم از شوروی به نام «فردا جنگ خواهدشد».
اول سپتامبر ۱۹۳۹ روزی که قرار بود جشنواره افتتاح شود، جنگ آغاز شد. هیتلر به لهستان حمله کرد و در پاریس هیئت دولت فرمان آماده باش عمومی داد. حشنواره فیلم کن به دنیا نیامده، مرد.
شش سال بعد، وقتی هیتلر خودش را کشت و بمب اتمی ژاپنی ها را، فرانسوی ها دوباره دست به کار شدند و بالاخره اولین جشنواره بین المللی فیلم کن در 10 سپتامبر 1946 در کازینوی شهرداری کن و با کمک وزارت امور خارجه فرانسه افتتاح شد. آن شب آسمان شهر از آتش بازی روشن شده بود و گریس مور خواننده اپرا، مارسیز- سرود ملی فرانسه- را خواند.
همه تحت تاثیر قرار گرفته بودند و وزیری که جشنواره را افتتاح کرد آن قدر هیجان زده بود که گفت «در اینجا آغاز نخستین جشنواره کشاورزی را اعلام می کنم».
حضار کف زدند و کمی بعد دروازه های صلح به روی ۴۴ فیلم از سراسر دنیا گشوده شد. سال اول تنها سالی بود که هیئت داوران جشنواره شامل نماینده هایی از کشورهای شرکت کننده در آن بود و همچنین تنها سالی بود که در پایان همه خوشحال بودند؛ چون جایزه بزرگ به طور مشترک به یازده فیلم داده شد. گردانندگان فستیوال با این مژده که سال آینده در محلی آبرومندانه تر از کازینوی شهرداری از مهمان ها پذیرایی خواهندکرد، خبرنگارها، فیلمسازها و توزیع کننده های فیلم را که به زحمت تعدادشان به سیصد نفر می رسید بدرقه کردند.
حالا دیگر بولوار اصلی شهر- که هنوز کم عرض و معمولی بود- و ساحل- که هنوز از بوی چیزبرگر رستوران ها آکنده نبود- کاملا خلوت شده بود؛ آن قدر خلوت که سارتر بتواند بدون عنوان مزاحم «مهمان جشنواره» در امتداد آن پیاده روی کند، سوت بزند و احیانا شنا کند.
به جز کن، الجزیره و ویشی هم جزو نامزدهای پیشنهادشده برای محل برگزاری جشنواره بودند. اما در نهایت کن به خاطر هوای آفتابی، ساحل شنی دنج و جلوی مسحورکننده نخل هایش انتخاب شد. این شهر تفریحی که در جنوب شرقی فرانسه قرار گرفته، به خاطر نیزارهای ساحلی اش، «کن» نامیده می شود. اولین سکنه اش سلت ها و رومی ها بوده اند. اما از قرن چهارم میلادی راهب های صومعه نشین اداره اش کرده اند. بعد شوالیه ها، بعد ناپلئون. بعد لردی به نام بروگهام و... بالاخره غولی به نام سینما.
کن به جز کازینوها، هتل ها، قایق های بادبانی و کاخ جشنواره اش یک بازار بین المللی گل دارد و شصت- هفتاد هزار ساکن محلی که به جز دوازده روز جشنواره که به قول آنها شهر دیوانه می شود، زندگی عادی شان را می کنند. دیوانگی شهر در آن روزها را، بیش از همه در مرکز آن که بولواری است به نام کراوزت، می شود دید.
همه اینجا هستند؛ از ستارگان سینما، توریست ها و خبرنگارها تا فروشنده های مجسمه، پوستر، بستنی، تی شرت جشنواره، آدم های علافی که دائما عجله دارند خودشان را به آن سر بولوار برسانند و فکر می کنند آنجا خبری هست و بالاخره زنی که با عکس بزرگ یک دختر جوان که دستش را زیر چانه اش زده این طرف و آن طرف می رود؛ برای او بازیگرانی که هر چند دقیقه یک بار با عینک دودی از هتل خارج می شوند و سوار لیموزین های سیاه رنگشان جمعیت را کنار می زنند، اهمیتی ندارند.
کاپولا، تروفو، ساتیا جیت رای یا هر آدم دیگری که در کن کشف شده هم همین طور. برای او کن جایی است که در آن، سال ها پیش دخترش را گم کرده است. پیرمردی که همشهری او است چند برابر این سال ها را صرف کار دیگری کرده؛ سی سال آزگار هر سال دوازده روز جلوی هتل های کشیک هنرپیشه ها را کشیده و با همه آنهایی که سرشان به تنشان می ارزیده، عکس گرفته و حالا آلبومی دارد که می گویند چیز باارزشی است. ولی آن را نمی خرند.
خیلی ها معتقدند کن از روز اول ابدا برای خوره های فیلم اختراع نشده بود. این البته یک تعارف فرانسوی است. کن از همان اول به عنوان پادزهری برای فستیوال ونیز، برای تجارت، و برای خوره های فیلم، هر سه اختراع شد؛ مخلوطی افسانه ای و سوررئال از هنر و پول. البته در آن سال های اول خیلی افسانه ای و سوررئال نبود. جشنواره هنوز کاخ نداشت، یعنی کاخش نیمه تمام بود.
بدون فرش های قرمزی که از حاشیه بولوار شروع شود و پله ها را بالا برود و بدون سقف. هتل ها تک و توک بودند و هنوز بی ستاره، به جز یکی به نام«دوکپ» که در خلیجی پایین سال قرار داشت و پاتوق پولدارها بود. روزنامه نگارها مجبور بودند کنار دریا را ترجیح بدهند. چون پر بود از اغذیه فروشی های ارزان قیمت دوره گرد. یا «بلوبار» را که یک زیرپله در کاخ جشنواره بود و صاحب برای بازارگرمی، روزنامه نگارها و منتقدها را همین که می رسیدند با یک قهوه مجانی تحویل می گرفت.
ناتالی وود و وارن بیتی در حاشیه جشنواره کن
در فاصله سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۱ جشنواره به خاطر کمبود بودجه و بی پولی بعداز جنگ تعطیل شد. صنعت سینمای فرانسه آشفته ترین روزهایش را می گذارند. در ۱۹۵۲ ساختمان کاخ جشنواره تکمیل شد و حضور چهار وزیر در مراسم افتتاحیه آن رکورد حضور سیاستمدارها را در تاریخچه فستیوال شکست. فرانسوا میتران، کوفی عنان و ژاک شیراک سیاستمداران دیگری هستند که گاهی سر و کله شان در کن پیدا شده است.
کوفی عنان در کن پنجاه و یکم (1998) برای سخنرانی به مناسبت پنجاهمین سالگرد انتشار «اعلامیه حقوق بشر» به این شهر آمد و شیراک که گارد ویژه اش با اسب های اصیل عربی، زرق و برق کن را تکمیل می کرد، به فستیوال پنجاهم (1997) آمد تا نخل طلای نخل طلاها در دست های کارگردان خوشبخت بگذارد.
در طول دهه ۵۰ تا اواخر دهه ۶۰، می توان شکل گیری و شروع افسانه هنر و پول را در کن دید. یا آن طور که انگلیسی ها می گویند مخلوط تعالی و لودگی را. کن در همین سال ها است که ساتیا جیت رای را ب «پاتر پانچالی» کشف می کند. سینمای یونان را با مایکل کوکویانیس، سینمای ژاپن را با کینوگاسا، لهستان را با آندری وایدا و بالاخره خود سینمای فرانسه را با «موج نو» و با دادن جایزه بهترین کارگردانی به فیلم یک منتقد بداخلاق سابق که اغلب با خود کن هم مخالفت کرده بود؛ به نام «فرانسوا تروفو».
در عین حال همه اینها مانع از آن نمی شد که عکاس ها و مردم کوچه و خیابان در بولوار کراوزت دنبال عمرشریف، بریژیت باردو و سوفیا لورن راه نیفتند و همچنین مانع از آن نمی شد که پولدارهای سرشناسی مثل آقاخان با میهمانی های مفصل در ویلای اشرافی اش در کن ستاره های سینما را دور خودش جمع نکند.
خیلی ها این سال ها را سال های نوستالژیک کن می دانند. سال های بی پروایی های اولیه که به خاطر شأن و موقعیت رو به رشد جشنواره برای همیشه از دست رفته است. اما کافی است کمی، فقط کمی، نوستالژیک و رمانتیک نباشیم تا ببینیم که همه چیز سر جایش است. فرانسوی ها خودشان می گویند: «فستیوال فقط بزرگ تر و گستاخ تر شده است».
حالا به جای ۱۵۰ ژورنالیست، چهار هزار تا دور و بر جشنواره و خبرهایش می پلکند. مراسم پخش جوایز آن به طور زنده در دنیا پخش می شود و بخشی دارد به اسم بازار فیلم که صدها فیلم را در آن برای خرید و فروش نمایش می دهد؛ بیش از ۲۹ هزار شرکت کننده از ۷۵ کشور که هر چیزی را از فیلم های هنری آسیایی و مستقل امریکایی گرفته تا فیلم های مبتذل ارزان قیمت نمایش می دهند، معامله می کنند و می گردانند.
در کنار اداره این سوپرمارکت، کن همچنان به کشف هایش ادامه داد و به بی پروازیی هایش؛ جیم جارموش، اسپایک لی، استیون سودربرگ، جین کمپیون و تارانتینو از کشف های جشنواره کن هستند. و فیلم هایی از اسکورسیزی، آلتمن، کاپولا، وندرس و کوروساوا که حالا جزو با یادماندنی ترین آثار سینما هستند، همگی اولین بار در کن به نمایش درآمده اند، تحسین شده اند و نخل طلا گرفته اند.
تارانتینو سال ۱۹۹۴ وقتی به خاطر «پالپ فیکشن» نخل طلا گرفت، گفت: «اگر کن نبود، دوستداران من در ۹۵ کشور دنیا باید برای پیدا کردنم حداقل ده سال دیگر حوصله به خرج می دادند». در کنار اینها، میهمانی های تا سپیده دم همچنان رونق دارد و وول خوردن و کنه شدن دورو بر ستاره های سینما هم.
بعضی از آنها با یک گروهان محافظ این طرف و آن طرف می روند مثل مدونا. بعضی از آنها دست هاشان را توی جیبشان می کنند و راست راست در خیابان ها می گردند و امضا می دهند؛ مثل راکی یا جری لوییس. او سال 1983 وقتی به کن آمده بود، گفت: «اینجا باید همیشه آهسته راه بروید. چیزی که مردم می خواهند، این است که شما را سیر ببینند. من همیشه در جمعیت آهسته راه می روم، سلام! من اینجا هستم. چطوری رفیق؟»
درواقع در طول ۵۳ دوره جشنواره، اتفاقات معدودی این ترکیب رویایی را بهم ریخته اند. مهم ترین آنها شاید وقایع سال ۱۹۶۸ پاریس باشد که وقتی به ساحل اشرافی کن رسید، جشنواره را نیمه تمام گذاشت. آن سال جشنواره با فیلم «بربادرفته» (نسخه ترمیم شده) افتتاح شد که اسمی نحس بود؛ هر چند روزهای اول همه چیز هنوز سر جایش بود، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.
فدریکو فلینی و مارچلو ماسترویانی در حال ورود به کن
اما در همان روزها، در پاریس دانشجوها اعتراض هاشان را از محوطه دانشگاه ها به خیابان ها کشانده بودند. خیلی ها اعتقاد داشتند فرانسه در آستانه یک انقلاب قرار گرفته است. کمی بعد اتحاد نیم بندی که بین دانشجوها و کارگرها به وجود آمد اعتصاب ها و آشوب ها را در همه جا پخش کرد. در کن اما دانشجوها و کارگرها بی حوصله تر از این حرف ها بودند.
روز ۱۸ می ۱۹۶۸ یک دسته دانشجو که از نیس رسیده بودند، کن را هم از خواب و خیال درآوردند. تروفو و گدار که در آن سال ریاست کنفرانس های مطبوعاتی را برعهده داشتند، برای همراهی با دانشجوها جلسات را نیمه کاره رها کردند. پشت سر آنها لویی مال، رییس هیئت داوران، رومن پولانسکی و مونیکا ویتی (از اعضای هیئت داوران) رسما استعفا دادند و فیلمسازهای فرانسوی و بعضی غیرفرانسوی ها میل میلوش فرومن، فیلم هایشان را از جشنواره پس گرفتند.
با این حال، آنهایی که دلشان می خواست جشنواره تعطیل شود، در اقلیت بودند. به علاوه، مدیران جشنواره هنوز هیچ تصمیمی درباره این اتفاقات نگرفته بودند. به نظر می رسید آنها با شجاعت احمقانه ای می خواهند وانمود کنند هیچ اتفاقی نیفتاده و به همین خاطر اعلام کردند که نمایش فیلم ها با فیلم «دسر نعنایی» کارلوس سائورا ادامه پیدا می کند. اما دانشجوها به داخل کاخ جشنواره هجوم آورند و به پرده هایی که برای نمایش فیلم کنار رفته بودند آویزان شدند. آنها می خواستند پرده ها را ببندند و اجازه ندهند فیلمی به نمایش دربیاید.
این مسابقه طناب کشی درواقع آخرین نفس های جشنواره بیست و یکم کن بود. ظهر نوزدهم می رابرت فاور لوبرت، مدیر جشنواره، تعطیلی فستیوال را رسما اعلام کرد. نمای پایانی قیافه بهت زده دربان های کاخ جشنواره بود؛ آدم های خشک مقرراتی ای که امکان نداشت حتی یک تماشاگر بدون کارت دعوت از زیر دستشان قسر در برود حالا گوشه ای کز کرده بودند و زل زده بودند به این گروه خشن که بین اتاق هایی که روی درهایشان نوشته بود «هیئت داوران»، تلوتلو می خوردند، ساندویچ های بوفه را گاز می زدند و با کفش روی صندلی های جایگاه ورجه وورجه می کردند.
بعضی از روزنامه نگارهای سمج که هنوز نمی خواستند چیزی را که اتفاق افتاده بود باور کنند، پشت سر هم می گفتند: «آنها نمی توانند فستیوال را تعطیل کنند» و می رفتند در یکی- دو سینمای شهر که هنوز فیلم های بخش بازار را نشان می دادند، فیلم می دیدند و بقیه که ترسوتر و عاقل تر بودند و اغلب غیرفرانسوی، با اولین پروازهایی که وجود داشت خودشان را به مملکتشان می رساندند.
آنها به کابوس 18 می فکر می کردند و صدای مهمان دار که توضیح می داد «به خاطر اعتصاب صنعتی فرانسه، ایرفرانس نمی تواند به آنها آب پرتقال بدهد و از این بابت عذرخواهی می کند» نمی شنیدند.
سال بعد چهار تا از جایزه های اصلی جشنواره به چهار فیلم رسید که به ترتیب درباره «اعتصاب دانشجوها»، «تظاهرات کارگرها»، «قیام دهقان ها» و «شورش شوراهای دولتی» بودند. ظاهرا انقلاب ۱۸ می پاریس تازه به هیئت ژوری رسیده بود. سال ۱۹۷۲ فمینیست ها در کن سر و صدا راه انداختند. آنها که از پوستر فیلم «رم» فلینی خوششان نیامده بود، گذر به گذر نردبان می گذاشتند و روی پوسترها رنگ می پاشیدند. سردسته آنها یک فیلمنامه نویس بود به نام الئنور پری. او وقتی مطمئن شد دیگر پوستر سالمی از این فیلم در کن وجود ندارد، به خبرنگارها توضیح داد که «این کار ما حمله به فلینی نبود، ما برای او احترام قائلیم، ولی می خواستیم به شویه تبلیغ فیلم او اعتراض کنیم.»
بعد از فمینیست ها نوبت بمب گذاری ها بود. یکی سال 1975 یک روز قبل از افتتاح جشنواره و یکی دو سال بعد، موقع نمایش «دوست امریکایی» ویم وندرس. هر دو بمب قبل از این که کاخ قیمتی جشنواره را مخروبه کنند، کشف و خنثی شدند و تا هفت سال بعد آب از آب تکان نخورد.
حواشی جشنواره کن در ۱۹۶۸
سال 1984 دانشجوهای پزشکی که شعار می دادند «مشکلات ما از سینما مهم تر است» کن را به هم ریختند. آنها اول لاستیک هایی را که با آنها بولوار کراوزت را بسته بودند آتش زدند و بعد داخل تالار نمایش گاز اشک آور پرتاب کردند. منتقدها داشتند فیلم «گرما و غبار» را تماشا می کردند، سرفه می کردند، چشم هاشان را که یکسره از آنها آب می آمد، پاک می کردند و به زمین و زمان بد و بیراه می گفتند. کمی بعد پلیس ضدشورش سررسید و با سپر و باتوم، اول دانشجوهای پزشکی و بعد اوضاع را کنترل کرد.
در تمام سال های پس از این، همه چیز در کن سر جای خودش بوده است. هر سال دو ساعت قبل از شروع اولین سئانس رسمی، پلیس دو طرف پلکان ورودی کاخ صف کشیده است و وقتی کارگردان یا بازیگر سرشناسی از پله ها بالا رفته، بلندگوها قطعه «چنین گفت زرتشت» اشتراوس را پخش کرده اند و مردم از این پایین برایشان دست تکان داده اند، سوت زده اند و جیغ کشیده اند.
نشریات فرانسوی این جور کارها را افت می دانند. مسئولان جشنواره را بابت قطا کردن ستاره های امریکایی در این جشنواره سینمای متفکر سین جیم می کنند و جایزه بگیرها را- در صورتی که امریکایی نباشند- تحویل می گیرند. اما رییس دفتر خبرگزاری جشنواره که 43 بار در 43 دوره کن «رییس دفتر خبرگزاری جشنواره» بوده است می گوید: «شما می توانید به ما حمله کنید، یا ما را تحسین کنید، مهم نیست. مهم این است که درباره کن حرف بزنید تا توجه همه به اینجا جلب شود. نظر من همیشه این بوده؛ این جشنواره بدون جنجال و هیاهوی مرده است».
تبلیغات متنی
-
دلنوشته تلخ صحرا اسدالهی در استوری جدیدش
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
ماجرای خبر محدودیت تردد کشتیهای ایران در بنادر امارات
-
دستیار رهبری: نظم جدیدی در راه است
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران شنبه ۱۱ بهمن
-
امام جمعه اهواز: ترامپ لاف میزند
-
استقلال خواهان خروج پرسپولیس از تهران شد!
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
علی کریمی در آستانه بازگشت به لیگ برتر ایران
-
دورهمی الهه، فیروزه و ایرن در دهه ۸۰ شمسی
-
کابوس جدید استقلالیها درباره آقا یاسر!
-
آمریکا، بابک زنجانی و شش مقام سپاه را تحریم کرد
-
مهدی خزعلی از میرحسین موسوی اعلام برائت کرد
-
منشا صدای مهیب امروز در آبادان مشخص شد
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران شنبه ۱۱ بهمن
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
آمریکا، بابک زنجانی و شش مقام سپاه را تحریم کرد
-
تلگراف: تهدید نظامی ترامپ برای مذاکره است
-
رکورد اتصال ایرانیها به سایفون شکست!
-
مهر: انصراف برخی از بازیکنان تیم ملی دروغ است
-
ادعای داغ ویتکاف درباره تماس با ایران
-
تعجب رسانه نزدیک به سپاه از توییت تازه شمخانی!
-
اولین تصاویر از دیدار امروز عراقچی و اردوغان
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
تصاویری که احسان کرمی از ژیلا صادقی منتشر کرد
-
ستاره استقلال در چند سانتیمتری پرسپولیس!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
هادی چوپان ناگهان به صداوسیما پیوست
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
اقدام توجهبرانگیز ارتش همزمان با اخبار جنگ احتمالی
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر