نمایش «رومولیت»؛ تراژدی تلخ تاریخی در قلب تهران
مصطفی کوشکی و هستی حسینی مشترکا «رومولیت» را که اقتباس از «رومئو و ژولیت» شکسپیر است روی صحنه بردهاند و هر شب با بازی مهدی پاکدل، بهناز جعفری و ... در تئاتر مستقل تهران به یکی از شاخصترین تراژدیهای تاریخ تئاتر جان میبخشند.
روزنامه شرق - عسل عباسیان: مصطفی کوشکی و هستی حسینی مشترکا «رومولیت» را که اقتباس از «رومئو و ژولیت» شکسپیر است روی صحنه بردهاند و هر شب با بازی مهدی پاکدل، بهناز جعفری و ... در تئاتر مستقل تهران به یکی از شاخصترین تراژدیهای تاریخ تئاتر جان میبخشند. آنها گردونهای را بهعنوان شاخصه صحنه خود طراحی کردهاند که در لحظه مرگ رومئو و ژولیت به بیرحمترین شکل ممکن میچرخد و انگار زندگی آن دو را در خود میبلعد؛ ابتکاری بصری که اجرا را هم خلاقانه کرده است. با کوشکی و حسینی درباره «رومولیت» گفتوگو کردیم که میخوانید.
شما نمایش «رومولیت» را دونفری کارگردانی کردید. چه گفتوگویی بین شما دو نفر بهعنوان کارگردان شکل گرفت و چه فکر مشترکی داشتید و چه مسیر و روندی را طی کردید تا نهایتا به نمایش «رومولیت» رسیدید؟
کوشکی: این اولین کارمان نیست که مشترک است، ما «باد شیشهها را میلرزاند» را هم داشتیم و این دومین همکاری ماست. ما کلا فارغ از اینکه دوتا تئاتر با عنوان کارگردان مشترک مستقیما کار کردیم، بقیه کارهایمان هم بههرحال؛ چه زمانی که من یک نمایش را کارگردانی میکنم و چه زمانی که هستی حسینی کارگردانی میکند، خیلی وارد است، چون یک تیم هستیم، یک گروه هستیم و در حقیقت همه نمایشهایمان با هم کار میشود. یا ایشان بهعنوان مشاور کارگردان کنار من است یا من بهعنوان مشاور کنارش هستم. از سال 84 که با هم کار کردیم، فکر کنم نزدیک 14-13 سال که ما همه کارهایمان را داریم بههرحال به شکل تیمی کار میکنیم، ولی گاهی اوقات مشترکا کار میکنیم به معنای اینکه کاملا یک نمایش را مشترک کارگردانی میکنیم، یک زمانی نه، کمک میکنیم به هم در همه عناصر اجرا.
مشخصا در پروژه «رومولیت» چه گفتوگویی بین شما دو نفر شکل گرفت؟
حسینی: «رومولیت» فکر اولیهاش اصلا یک چیز دیگری بود؛ یعنی یک کانسپت و یک فضای اجرائی و فرمی اتفاق افتاد و شروع کردیم به آن کار، مدام پیش رفتیم و مدام به آن پرداختیم، به خاطر همین یکبار دیگر ما «رومولیت» را با یک شکل دیگر اجرا کردیم، دوباره الان داریم میرویم اجرا، میبینیم که یک پروژهای بود که مدام انگار دارد تکمیل میشود و در تمام مراحلش با هم گپ زدیم و مدام شکلش تکمیلتر شده و آن ایده پرورش پیدا کرده و آن ایده اولیه، اولین چیزی که باعث میشد به کانسپتی نزدیک شود، دکورش بود که آقای کوشکی طراحی کردند، ناخودآگاه بیشتر درگیری اتفاق افتاد، چون صحنه خیلی اکتیوی است، صحنهای است که در کار، همپای کارگردانی پیش میرود؛ یعنی یک دکوری نیست که یکی طراحی کند و تو بهعنوان عنصری تزئینی یا کاربردی از آن استفاده کنی. شاید یکی از دلایلش در این پروژه همین بود که دکورها آنقدر اکتیو است و آنقدر وارد اجرا میشود و یکسری آدم دیگر که از طرف خودش وارد اجرا شد، این شد که این کار، مشترک است.
کوشکی: یک چیزی راجعبه کارگاهیبودن بگویم. کارگاهی منظورم این نیست که یک گروهی میآیند و ایدهپردازی میکنند برای اینکه یک نمایشی شکل بگیرد. گروه ما همراه است برای اینکه ایدههایی را که ما میخواهیم، شروع کنند اتودکردن؛ یعنی ما بر اساس ایده اولیهای که معمولا از شکل اجرائی به وجود میآید، در گروه ما معمولا فرم در حقیقت شروعکننده یک پروژه است، نه یک نمایشنامه و بعد در حقیقت آن فرم خودش را منتسب میکند به یک نمایشنامهای که برای آن فضا انتخاب میشود و بعد در حقیقت نمایشنامه شروع میشود به نوشتن حالا برای آن فرم؛ نمایشنامه ممکن است نمایشنامه نوشتهشده یا نمایشنامهای از روی یک نویسنده خارجی یا ایرانی باشد یا اینکه شروع آن نوشته بر اساس آن فضای اجرایی، نویسنده ما این را بنویسد؛ حالا یا من مینویسم یا باقر سروش مینویسد یا مهدی کوشکی مینویسد؛ بسته به آن پروژهای که قرار است شکل بگیرد.
در حقیقت نمایشهای ما این شکلی شروع میشوند؛ یعنی یک شیوه اجرائی خلاقانه. خلاقانه منظور این نیست که ما خوبیم، یک شیوه اجرائی بکر، دستنخورده، تازه، دغدغه ما میشود و براساس آن، شیوه اجرائی، خودش نمایشنامه خودش را یا موضوع خودش را انتخاب میکند و بعد نویسنده میآید براساس نمایشنامهای که انتخاب شده، نمایشنامه را دوبارهنویسی میکند برای آن اجرا و تبدیلش میکند به نمایشی که با آن اجرا یکی شود. برای این پروژه «رومولیت» ایدههای اولیه دو تا نمایش شروع شد؛ فرمهای اولیه، فرمش، شیوه اجرائیاش. یکی «رؤیای نیمهشب تابستان» بود و یکی «رومولیت» بود که با دو فضای یکی کمدی و دیگری کاملا تراژیک ایدهاش شروع شده بود.
یک ویژگیای که این اجرا دارد و برای من درخور توجه بود، این است که در خوانش شما از یکی از مرگبارترین تراژدیهای شکسپیر، ما بسیار وجوه کمیک میبینیم. چه شد که لازم دیدید این وجوه کمیک را به متن شکسپیر و به خوانشتان از متن شکسپیر اضافه کنید؟
حسینی : اضافه نکردیم. تا وقتی مرگها اتفاق میافتد، کمیک دارد. یعنی ما خیلی اغراقش نکردیم.
کوشکی : «رومئوژولیت» دقیقا دو پارت است، یعنی جزء معدود نمایشنامههایی است که ما میشناسیم که ساختار خیلی عجیبی دارد، یعنی به نظر من خیلی ساختار ارسطویی نیست. کاملا دو پارت است، یعنی یک پارت داستان عاشقشدن، داستان زندگی است و یک پارتش کاملا مرگ است، یعنی دقیقا اگر ترجمه نمایشنامه با موجودیت شکسپیر را ورق بزنید، درست وسط نمایشنامه برمیگردد، یعنی درست وسط نمایشنامه تغییر میکند. این شکلی نیست که مثل بقیه آثار کلاسیک یا نوکلاسیک، آثاری که از ساختار ارسطویی استفاده میکنند، شروع داشته باشد، گرهافکنی داشته باشد، بعد میانه داشته باشد، بعد اوج داشته باشد، بعد گرهگشایی داشته باشد. نمایشنامه کاملا دو پارت است، یعنی از یکجایی دقیقا همهچیز کات میشود و قصه برمیگردد و قصه مرگ میشود. با آوردن جنهایی ماوراییتر در نمایش، پارت مرگش را پررنگتر میکنیم و یک مقدار بُعد بازیهای زبانی و موقعیتهای کمیکتر، بُعد زندگیاش را بیشتر رنگی میکنیم.
یعنی تو هرچه میخواهی تعلیق عاشقانه ایجاد کنی، کلیشه میرود و میرسد به صد؛ حتی اگر بخواهي پايان آن مرگ کلیشهای را در نظر بگیری، همه آن را میشناسند و متأسفانه آنقدر ترسناک است کارکردن «رومئوژولیت»؛ یعنی به نظرم این یکی از بدترین نمایشنامههاست برای انتخاب یک کارگردان. همیشه برای خواندن خوب است، برای رجوعکردن به آن باحال است، ولی به محض اینکه میخواهی کارش کنی، تازه میفهمی چه گرداب عجیب و غریبی است. برای همین ما دست به تجربه زدیم در آن، یعنی یک بخشهایی از نمایش را حذف کردیم، کاراکترهای تازهتری شاید، شاید شکلشان از مکبث میآید، ولی برای ما خیلی آنطوری نبودند؛ فاز بومیتری داشتند
دارند وارد میشوند برای اینکه این دو پارت را پررنگتر کنند، یعنی آن ضربهای که وسط نمایشنامه، درست وسط نمایشنامه میخورد، برای ما این دو پارت را در حقیقت از هم جدا ميکند، برای اینکه برخورد خاصتری با نمایش شود. من فکر میکنم یک جاهایی دیگر تماشاگر قصه «رومئوژولیت» را خیلی به یادش نمیآورد، وقتی دارد میبیند، یعنی آن شکلی که قرار است این نمایشنامه را بخوانیم و همه میفهمیم دارد چه اتفاقی میافتد، یک جاهایی یکدفعه یادش میرود که ممکن است همان مسیر در «رومولیت» طی نشود و طی نمیشود در حقیقت.
دو تا فضای زمانی در آن وجود دارد؛ در نمایشنامه اصیلاش که در ترجمههای ما از بین رفتهاند، یعنی در دراماتورژی باید به اینها رجوع کرد و بیرونشان کشید. زبان بسیار رکیک عامیانه بین آن قشر نگهبانان و آن فضایی که مدام با هم درگیر هستند، از دو خاندان و فضای زبان رومانتیکتر شاعرانهتر بین «رومئوژولیت» و اهالی بالادستتر جامعه. اگر ترجمهها را بخوانیم، متوجه میشویم که این زبان رکیک عامیانهای که وجود داشته در شکسپیر، از بین رفته و تبدیل شده به همان زبان؛ یعنی حتی کارگرانشان، نگهبانان و... مدل حرفزدنشان مدل بقیه آدمهاست، در صورتی که خود «رومئوژولیت» این شکلی نیست.
تبلیغات متنی
-
ادعای ترامپ: آتشبس در CCU است!
-
خودروی نظامی شوروی که ظاهری شبیه خوک دارد
-
AFC تمدید مهلت معرفی نمایندگان آسیایی را رد کرد
-
خداحافظی تلخ ستاره والیبال ایران با هواداران
-
ایمان معماریان آزاد شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
بازیگر «جنگ ستارگان» درگذشت
-
پیغام مهم مینو محرز درباره بیماری هانتاویروس
-
استوری پسر کارگردان مشهور درباره صرفهجویی
-
اظهارات تازه واشنگتن درباره مذاکرات با ایران
-
تصاویر پربازدید از تجهیزات سنگین نیروی حفاظت روسیه
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
چرا قیمتها باید منفجر شوند تا مسئولان بیدار شوند؟
-
سوپرگل تماشایی محبی برای روستوف در لیگ روسیه
-
آخرین تصمیم دولت درباره قیمت بنزین
-
ایمان معماریان آزاد شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
اظهارات تازه واشنگتن درباره مذاکرات با ایران
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
افشین: وقتی اینترنت بسته بود هم ترورها ادامه داشت
-
سرنوشت عجیب استارلینکهای اهدایی ترامپ در جنگ!
-
جزئیات معافیت تحصیلی دانشآموزان پسر پایه ۱۲
-
وقتی پسر رئیسجمهور نسخه قرض کردن از فامیل میپیچید!
-
جنگنده F-۳۵ برای دومین بار پیام اضطراری فرستاد
-
رد پیشنهاد ایران، به معنای آغاز جنگی دیگر است؟
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
این چه کار زشتی است که با علی دایی میکنید؟
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر