روایت نوراللهی از حضور هادی در خوابش
فوت ناگهانی کاپیتان محبوب پرسپولیس به قدری تلخ بود که باورش بر هیچکس ممکن نیست.
بانک ورزش: احمد نوراللهی یکی از خوبهای پرسپولیس در فصل جاری روایتی دارد از حضور هادی نوروزی در خوابش که با هم آن را مرور میکنیم؛
۱-چشم هایش مثل غروب عاشوراست.انگار دارند درون دلش روضه می خوانند.گاه چشمانش را آتش زده اند.شام غریبانی برپا کرده.انگار کلامش بوی غزلواره های سوخته می دهد.هی برایم از خواب شب قبلش حرف می زند هی با پشت دستش چشم هایش را خشک می کند«آره.بیقرار بود.داشت تند تند تمرین می کرد.گفتم یهویی کجا پاشدی رفتی؟میدونی چقدر برات گریه کردیم و کردند؟ خب لامصب زودتر می اومدی؟ برگشت نگاهم کرد و گفت:چقدر حرف می زنی؟تمرین کن.وقت تنگ است...»
۲-آقای شماره هشت نشسته روبرویم و داردپیمانه پیمانه خواب دیشبش را برایم تعریف می کند.انگار که حرفهایش آبستن یک تاریخ گنگ باشند.دارد برایم از آمدن هادی به درفشی فر حرف می زند و هربار که کاسه پلک هایش پر آب می شود بغض می کند.در خودش می شکند، سرش را به پشتی صندلی ماشین تکیه می دهد و آه می کشد.
۳-«باورت نمیشه.لب خط اینوری.همون جا که روبروی کانکس خبرنگارها هست.میدونی که کجا را میگم که؟همونجا ایستاد.گفت:ببین خودتون قول جام دادین.قولتون یادتون نره.مو به موی حرفهاتون را خبرنگارا نوشتن.فکر نکن میتونید بزنید زیر حرفهاتون.همه شون شاهدن.بزار صداشون بزنم.....مهدی....مهدی....باورت نمیشه.مهدی نفر اومد.داشت می خندید.گفت هادی کم سر و زبون تر از احمد گیر نیاوردی؟یه روزنامه تو دستش بود.روی جلدش پر بود از عکسهای هادی و همایون خان و غلامحسین مظلومی و مهرداد اولادی و رضا احدی.انگار که مرگ را بی معنی کرده باشند.»ویژه نامه ای به سردبیری عزراییل!
۴-انگار احمد برایم چیستان لاینحل طرح کرده باشد.سرم دارم روی شانه ام سنگینی می کند.کلام آخر هادی پتک دارد.انگار چاووش خوانی تو را از خواب ابدی بیدار کرده باشد. انگار صور اسرافیل را دمیده باشند.انگار من خوابم و احمد دارد در خواب برایم خوابش را تعریف می کند. رقص سماع است این یا دایره دوار گود زورخانه که سرم را به گیجی کشانده است؟«آره.باورت میشه؟داشت بغض هایش را برای مهدی نفر پچ پچ وار می گفت.انگاری من نباید می شنیدم»
۵-«تند تند تمرین می کرد و به من می گفت کم نیار.چیزی نمونده.راستی به مهدی(طارمی) بگو دمت گرم. تو دربی گل کاشتی.فرشاد هم خیلی خوب شده.»کلام آخر هادی پتک دارد. کلام احمد دارد در سرم طبل می کوبد.مه لقای قصه ها گویا به قصه برگشته باشد.هق هق ها انگار نقاشی شده اند.اصلا انگار حادثه رخ نداده.گویا دختر کولی فال حافظ به من فروخته و «یوسف گم گشته» سر از کنعان درآورده باشد.یک رود روی گونه های احمد جاری شده است. یک خط استشهاد برای اینکه باور کنم در پس آن زلال روان چیزی جز لگد کوب خاطره ها نیست.چیزی جز واقعیت حرفهایش! حرفهایش ....حرفهایش....کلام آخر هادی پتک دارد!
۶-«هادی برگشت.جالب اینکه شماره ۵۷ را پوشیده بود. سکوها را نشانم داد.انگار نم نم باران بود.هانی آن بالا زل زده بود به زمین چمن. نمی دانم بابایش را می دید یا نه.دستش را گذاشت روی شانه ام.گفت دیر شده احمد. باید برم. قولتان به من هیچی! یادت باشه به هانی هم قول داده اید.بدقول نشید. بچه است دلش می شکنه»
۷-کلام آخر هادی پتک دارد«بدقول نشید.بچه است دلش می شکنه.بچه.....دلش....»
۸-من رفتم. احمد هم کوچه بن بست ما را ترک کرد.حصار حرفهایش دارد روی موج تکرار از سرسبزی خوابی حرف می زند که انتهای قصه اش بایدکپورچال باشد.جغرافیای کوچک عاشقی. شازده کوچولو جام را می خواهد «بدقول نشید.بچه است دلش می شکنه.بچه.....دلش....»
۱-چشم هایش مثل غروب عاشوراست.انگار دارند درون دلش روضه می خوانند.گاه چشمانش را آتش زده اند.شام غریبانی برپا کرده.انگار کلامش بوی غزلواره های سوخته می دهد.هی برایم از خواب شب قبلش حرف می زند هی با پشت دستش چشم هایش را خشک می کند«آره.بیقرار بود.داشت تند تند تمرین می کرد.گفتم یهویی کجا پاشدی رفتی؟میدونی چقدر برات گریه کردیم و کردند؟ خب لامصب زودتر می اومدی؟ برگشت نگاهم کرد و گفت:چقدر حرف می زنی؟تمرین کن.وقت تنگ است...»
۲-آقای شماره هشت نشسته روبرویم و داردپیمانه پیمانه خواب دیشبش را برایم تعریف می کند.انگار که حرفهایش آبستن یک تاریخ گنگ باشند.دارد برایم از آمدن هادی به درفشی فر حرف می زند و هربار که کاسه پلک هایش پر آب می شود بغض می کند.در خودش می شکند، سرش را به پشتی صندلی ماشین تکیه می دهد و آه می کشد.
۳-«باورت نمیشه.لب خط اینوری.همون جا که روبروی کانکس خبرنگارها هست.میدونی که کجا را میگم که؟همونجا ایستاد.گفت:ببین خودتون قول جام دادین.قولتون یادتون نره.مو به موی حرفهاتون را خبرنگارا نوشتن.فکر نکن میتونید بزنید زیر حرفهاتون.همه شون شاهدن.بزار صداشون بزنم.....مهدی....مهدی....باورت نمیشه.مهدی نفر اومد.داشت می خندید.گفت هادی کم سر و زبون تر از احمد گیر نیاوردی؟یه روزنامه تو دستش بود.روی جلدش پر بود از عکسهای هادی و همایون خان و غلامحسین مظلومی و مهرداد اولادی و رضا احدی.انگار که مرگ را بی معنی کرده باشند.»ویژه نامه ای به سردبیری عزراییل!
۴-انگار احمد برایم چیستان لاینحل طرح کرده باشد.سرم دارم روی شانه ام سنگینی می کند.کلام آخر هادی پتک دارد.انگار چاووش خوانی تو را از خواب ابدی بیدار کرده باشد. انگار صور اسرافیل را دمیده باشند.انگار من خوابم و احمد دارد در خواب برایم خوابش را تعریف می کند. رقص سماع است این یا دایره دوار گود زورخانه که سرم را به گیجی کشانده است؟«آره.باورت میشه؟داشت بغض هایش را برای مهدی نفر پچ پچ وار می گفت.انگاری من نباید می شنیدم»
۵-«تند تند تمرین می کرد و به من می گفت کم نیار.چیزی نمونده.راستی به مهدی(طارمی) بگو دمت گرم. تو دربی گل کاشتی.فرشاد هم خیلی خوب شده.»کلام آخر هادی پتک دارد. کلام احمد دارد در سرم طبل می کوبد.مه لقای قصه ها گویا به قصه برگشته باشد.هق هق ها انگار نقاشی شده اند.اصلا انگار حادثه رخ نداده.گویا دختر کولی فال حافظ به من فروخته و «یوسف گم گشته» سر از کنعان درآورده باشد.یک رود روی گونه های احمد جاری شده است. یک خط استشهاد برای اینکه باور کنم در پس آن زلال روان چیزی جز لگد کوب خاطره ها نیست.چیزی جز واقعیت حرفهایش! حرفهایش ....حرفهایش....کلام آخر هادی پتک دارد!
۶-«هادی برگشت.جالب اینکه شماره ۵۷ را پوشیده بود. سکوها را نشانم داد.انگار نم نم باران بود.هانی آن بالا زل زده بود به زمین چمن. نمی دانم بابایش را می دید یا نه.دستش را گذاشت روی شانه ام.گفت دیر شده احمد. باید برم. قولتان به من هیچی! یادت باشه به هانی هم قول داده اید.بدقول نشید. بچه است دلش می شکنه»
۷-کلام آخر هادی پتک دارد«بدقول نشید.بچه است دلش می شکنه.بچه.....دلش....»
۸-من رفتم. احمد هم کوچه بن بست ما را ترک کرد.حصار حرفهایش دارد روی موج تکرار از سرسبزی خوابی حرف می زند که انتهای قصه اش بایدکپورچال باشد.جغرافیای کوچک عاشقی. شازده کوچولو جام را می خواهد «بدقول نشید.بچه است دلش می شکنه.بچه.....دلش....»
تبلیغات متنی
-
کشف ۷۰۰۰ بارنامه جعلی قاچاق سوخت در فارس
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
هادی چوپان از روی دوش مردم افتاد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
رابعه اسکویی: از سر اتفاق زندهام
-
کارشناسی چهار صحنه جنجالی پرسپولیس - چادرملو
-
سطح اطلاعات هوش مصنوعی «بله» سوژه شد!
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
ویستامدیا با پویانمایی و فیلم کوتاه به فجر ۴۴ آمد
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
حضور غافلگیرکننده این کشور در مذاکرات ایران و آمریکا
-
یک ادعا: ایران امروز تهدید به خروج از مذاکرات کرد
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
ماشالله کرمی آزاد شد
-
کاپیتان پرسپولیس مجریان صداوسیما را نفرین کرد
-
«پوشک بچه» روی طلا و دلار را کم کرد!
-
اولین واکنش ایران به خبر «حادثه امنیتی» در تنگه هرمز
-
مکان دیدار عراقچی و ویتکاف تغییر کرد!
-
چند نکته ناگفته درباره سرنوشت ایران در روزهای پیشرو
-
قهقهه مهران مدیری در تلویزیون رو اعصاب پرویز پرستویی رفت
-
تحرکات تازه و مشکوک آبراهام لینکلن در نزدیکی ایران
-
امروز در پرسپولیس، یک ستاره درخشان متولد شد
-
اقدام مخفیانه اسرائیل درباره جنگ احتمالی با ایران
-
برد مهم پرسپولیس با کشف جدید اوسمار
-
رفتار ویژه پدیده پرسپولیس در اکباتان
-
افزایش حقوق نیروهای امنیت سایبری تا ۱۲۰ درصد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بعنوان یک خواب ، خیلی پیاز داغش زیاد بود....
پاسخ ها
دهنتو ببندی نمیگن لالی
خیر باشه ان شاالله