رنه دکارت، فلسفه را بیدار کرد
رنه دکارت، پدر فلسفه مدرن و هندسه تحلیلی، کسی که فلسفه را از خواب سنگین قرون وسطیای اش بیدار کرد. در سال ۱۵۹۶ در خانوادهای از نجبای تورن در فرانسه به دنیا آمد.
برترین ها - محمودرضا حائری: رنه دکارت، پدر فلسفه مدرن و هندسه تحلیلی، کسی که فلسفه را از خواب سنگین قرون وسطی ای اش بیدار کرد. در سال 1596 در خانواده ای از نجبای تورن در فرانسه به دنیا آمد. او در مدرسه ی یسوعیان به تحصیل پرداخت در این مدرسه بود که شرح و تفسیر آثار ارسطو و ریاضیات و جبر را فرا گرفت. در شانزده سالگی مدرسه را ترک کرد و به پاریس رفت. و برای اولین بار خود را در گرداب زندگی انداخت.
در مجالس مهمانی، رقص و قمار شرکت می کرد و در قمار اغلب می برد، و برد او چنان که دوستانش ذکر کرده اند به علت آن بود که بازی خود را بر پایه ریاضیات به پیش می برد نه براساس قوانین شانس. او که مانند بسیاری از نجیب زادگان دورانش احتیاجی به تأمین معاش نداشت در سال 1618 در هلند به خدمت ارتش امیر اورانژ در آمد. او در ارتش به جنگ نمی پرداخت زیرا تقاضای خدمت بدون مزد کرده بود علاوه بر آن که مرد دلیری هم نبود.
بعد از دو سال در نتیجه دیدن خوابی از خدمت نظامی کناره گرفت. دکارت وقتش را صرف مطالعه ی فلسفه کرد، از کشوری به کشور دیگر می رفت و با مردم حشر و نشر می کرد کتاب می خواند و یادداشت برمی داشت. در سی و سه سالگی سرانجام ساکن در هلند شد.
«در خلوت انزوای هلند، دکارت فارغ از امور زندگانی روزگار را وقف امور علمی کرد. جز با اهل فضل معاشرت، و غیر از مرسن و معدودی دیگر با کسی مکاتبه نداشت. شبانروزی ده ساعت می خوابید و هر روز مدتی میان مردم به آزادی گردش می کرد در حالی که کسی او را نمی شناخت که مزاحم او شود. گوشت کم می خورد و شراب کمتر می نوشید. به کارهای مردم و امور سیاسی و دولتی به هیچ وجه عنایت نداشت.
تحقیقات علمی او بیشتر به تفکر و تجربه ی شخصی بود نه به خواندن کتاب و چنان که خود گفته، در کتاب جهان مطالعه می کرد، یعنی سیر و تأمل در آثار طبیعت و چگونگی خلقت می نمود و یکی از دوستانش حکایت کرده است که روزی به دیدن او رفته بودم. خواهش کردم کتابخانه ی خود را به من بنماید. مرا به پشت عمارت برد. گوساله ای دیدم پوست کنده و تشریح کرده بود گفت: بهترین کتابها که غالباً می خوانم از این نوع است.
با نوشتن «گفتار در روش» آوازه دکارت بلند گردید. پس از آن «اصول فلسفه» و «تأملات در فلسفه اولی» را نوشت. انتشار این آثار موجب شد که گروهی از اهل ذوق به او ارادت بورزند. و گروهی دیگر به تکفیر او بپردازند.
با آن که درک مسائل فلسفی دکارت دشوار است از آن جا که با کمال روشنی مطالبش را بیان می کرد موجب شد که افراد بیشتری با خواندن آثار او شیفته ی علم گردند. دکارت در سال 1649 به استکهلم پایتخت سوئد رفت تا به ملکه ی آن فلسفه بیاموزد ملکه اصرار داشت که دکارت هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب به قصر او برود و به وی فلسفه بیاموزد. دکارت فقط چند هفته توانست این برنامه ی شاق را اجرا کند. او به شکایت می گفت: «در سوئد خون در رگ های انسان چون آب در جویبار یخ می بندد.» سرانجام، سرمای آن دیار به مزاج دکارت سازگار نیامد. ذات الریه گرفت، و پس از نه روز بیماری در سال 1650 در سن 54 سالگی درگذشت.
«نتایج و آثار وجود دکارت را می توان به سه عنوان درآورد: نخست چگونگی سلوک و روش و اسلوبی که در کسب معرفت اختیار کرده، یعنی راه تازه ای که برای طلب علم باز نموده است. دوم: اکتشافاتی که در نتیجه ی سلوک در آن روش نصیب او شده و تکمیلاتی که در علوم نموده، و انقلابی که در ریاضیات و طبیعیات آورده است. سوم: آرائی که در فلسفه اولی اظهار داشته و حکمتی که تأسیس کرده است.»
چند گفتار از دکارت
میان مردم عقل از هر چیز بهتر تقسیم شده است. چه، هر کس بهره ی خود را از آن چنان تمام می داند که مردمانی که در هر چیز دیگر بسیار دیر پسندند، از عقل بیش از آن که دارند آرزو نمی کنند. گمان نمی رود همه در این راه کج رفته باشند، بلکه باید آن را دلیل دانست بر قوه ی درست حکم کردن و تمیز خطا از صواب، یعنی خرد یا عقل، طبعاً در همه یکسان است.
... این که همواره به غلبه بر نفس خویش بکوشم تا بر روزگار، و به تبدیل آرزوهای خود بیشتر معتقد باشم تا به تغییر امور گیتی، و کلیه ی این اعتقاد را در نفس خود راسخ سازم که جز اندیشه و ضمیر ما هیچ امری کاملاً در اختیار ما نیست؛ و بنابراین در اموری که سوای خود ماست، پس از آن که به قدر قوه کوشیدیم اگر چیزی بر وفق رضا نشود آن را نسبت به خود یکسره غیرممکن بشماریم. همین اعتقاد بس بود تا مرا مانع شود از این که آرزویی کنم که به آن نرسم، و بنابراین خرسند باشم.
باری... بنا را بر این گذاشتم بر اینکه کارهای مختلف را که مردم در زندگانی دنیا به آن اشتغال می جویند از نظر بگذرانم تا بهترین آنها را برای خویش برگزینم. و نمی خواهم از کارهای دیگران سخن گویم، و لیکن چنین یافتم که برای من نیکوتر کار آن است که در همان شغلی که دارم پایداری نمایم. یعنی: همه ی عمر را صرف پروردن عقل کنم، و به اندازه ای که می توانم در شناخت حقیقت به روشی که برای خود اختیار کرده ام پیش روم.
در مجالس مهمانی، رقص و قمار شرکت می کرد و در قمار اغلب می برد، و برد او چنان که دوستانش ذکر کرده اند به علت آن بود که بازی خود را بر پایه ریاضیات به پیش می برد نه براساس قوانین شانس. او که مانند بسیاری از نجیب زادگان دورانش احتیاجی به تأمین معاش نداشت در سال 1618 در هلند به خدمت ارتش امیر اورانژ در آمد. او در ارتش به جنگ نمی پرداخت زیرا تقاضای خدمت بدون مزد کرده بود علاوه بر آن که مرد دلیری هم نبود.
بعد از دو سال در نتیجه دیدن خوابی از خدمت نظامی کناره گرفت. دکارت وقتش را صرف مطالعه ی فلسفه کرد، از کشوری به کشور دیگر می رفت و با مردم حشر و نشر می کرد کتاب می خواند و یادداشت برمی داشت. در سی و سه سالگی سرانجام ساکن در هلند شد.
«در خلوت انزوای هلند، دکارت فارغ از امور زندگانی روزگار را وقف امور علمی کرد. جز با اهل فضل معاشرت، و غیر از مرسن و معدودی دیگر با کسی مکاتبه نداشت. شبانروزی ده ساعت می خوابید و هر روز مدتی میان مردم به آزادی گردش می کرد در حالی که کسی او را نمی شناخت که مزاحم او شود. گوشت کم می خورد و شراب کمتر می نوشید. به کارهای مردم و امور سیاسی و دولتی به هیچ وجه عنایت نداشت.
تحقیقات علمی او بیشتر به تفکر و تجربه ی شخصی بود نه به خواندن کتاب و چنان که خود گفته، در کتاب جهان مطالعه می کرد، یعنی سیر و تأمل در آثار طبیعت و چگونگی خلقت می نمود و یکی از دوستانش حکایت کرده است که روزی به دیدن او رفته بودم. خواهش کردم کتابخانه ی خود را به من بنماید. مرا به پشت عمارت برد. گوساله ای دیدم پوست کنده و تشریح کرده بود گفت: بهترین کتابها که غالباً می خوانم از این نوع است.
با نوشتن «گفتار در روش» آوازه دکارت بلند گردید. پس از آن «اصول فلسفه» و «تأملات در فلسفه اولی» را نوشت. انتشار این آثار موجب شد که گروهی از اهل ذوق به او ارادت بورزند. و گروهی دیگر به تکفیر او بپردازند.
با آن که درک مسائل فلسفی دکارت دشوار است از آن جا که با کمال روشنی مطالبش را بیان می کرد موجب شد که افراد بیشتری با خواندن آثار او شیفته ی علم گردند. دکارت در سال 1649 به استکهلم پایتخت سوئد رفت تا به ملکه ی آن فلسفه بیاموزد ملکه اصرار داشت که دکارت هر روز صبح قبل از طلوع آفتاب به قصر او برود و به وی فلسفه بیاموزد. دکارت فقط چند هفته توانست این برنامه ی شاق را اجرا کند. او به شکایت می گفت: «در سوئد خون در رگ های انسان چون آب در جویبار یخ می بندد.» سرانجام، سرمای آن دیار به مزاج دکارت سازگار نیامد. ذات الریه گرفت، و پس از نه روز بیماری در سال 1650 در سن 54 سالگی درگذشت.
«نتایج و آثار وجود دکارت را می توان به سه عنوان درآورد: نخست چگونگی سلوک و روش و اسلوبی که در کسب معرفت اختیار کرده، یعنی راه تازه ای که برای طلب علم باز نموده است. دوم: اکتشافاتی که در نتیجه ی سلوک در آن روش نصیب او شده و تکمیلاتی که در علوم نموده، و انقلابی که در ریاضیات و طبیعیات آورده است. سوم: آرائی که در فلسفه اولی اظهار داشته و حکمتی که تأسیس کرده است.»
چند گفتار از دکارت
میان مردم عقل از هر چیز بهتر تقسیم شده است. چه، هر کس بهره ی خود را از آن چنان تمام می داند که مردمانی که در هر چیز دیگر بسیار دیر پسندند، از عقل بیش از آن که دارند آرزو نمی کنند. گمان نمی رود همه در این راه کج رفته باشند، بلکه باید آن را دلیل دانست بر قوه ی درست حکم کردن و تمیز خطا از صواب، یعنی خرد یا عقل، طبعاً در همه یکسان است.
... این که همواره به غلبه بر نفس خویش بکوشم تا بر روزگار، و به تبدیل آرزوهای خود بیشتر معتقد باشم تا به تغییر امور گیتی، و کلیه ی این اعتقاد را در نفس خود راسخ سازم که جز اندیشه و ضمیر ما هیچ امری کاملاً در اختیار ما نیست؛ و بنابراین در اموری که سوای خود ماست، پس از آن که به قدر قوه کوشیدیم اگر چیزی بر وفق رضا نشود آن را نسبت به خود یکسره غیرممکن بشماریم. همین اعتقاد بس بود تا مرا مانع شود از این که آرزویی کنم که به آن نرسم، و بنابراین خرسند باشم.
باری... بنا را بر این گذاشتم بر اینکه کارهای مختلف را که مردم در زندگانی دنیا به آن اشتغال می جویند از نظر بگذرانم تا بهترین آنها را برای خویش برگزینم. و نمی خواهم از کارهای دیگران سخن گویم، و لیکن چنین یافتم که برای من نیکوتر کار آن است که در همان شغلی که دارم پایداری نمایم. یعنی: همه ی عمر را صرف پروردن عقل کنم، و به اندازه ای که می توانم در شناخت حقیقت به روشی که برای خود اختیار کرده ام پیش روم.
تبلیغات متنی
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
شوک امشب؛ سلام به پراید یک میلیارد تومانی!
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
علت انفجار در بندرعباس اعلام شد
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
چرا سفرمارکت بهترین قیمت بلیط هواپیما را به شما ارائه می کند؟
-
ویتکاف: دیدارم با فرستاده پوتین سازنده بود
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
در خانه و هنگام حمله هوایی، این نکات را رعایت کنید
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
واکنش معنادار خبرنگار اکسیوس به توییت لاریجانی
-
بازتاب گسترده تصویر آسمان ایران از ساعاتی پیش
-
ترامپ باز هم ایران را تهدید کرد
-
واکنش رسمی فدراسیون فوتبال به خبر خداحافظی ملیپوشان
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
تصویر توجهبرانگیز یک رسانه از آسمان ایران
-
یک ادعا: گزینه جنگ از دستور کار آمریکا خارج شد
-
پاسخ یک مقام ارشد عرب درباره اهداف آمریکا در ایران
-
واکنش رسمی تلآویو به انفجار امروز در بندرعباس
-
خداحافظی تلخ یک ملیپوش از تیم ملی
-
شوک شبانه به صرافیهای ارز دیجیتال در ایران
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
تشکر از شما.
کسی که فلسفه را از خواب سنگین قرون وسطی ای اش بیدار کرد
انسان خوشفکر و بزرگی بود.خدایش بیامرزد!