نگاهی روانشناسانه به زندگی «حسین علیزاده»
سخت است باور کنی که ۶۱ سال دارد. صورت مهربانش حتی در آخرین کنسرت هایش جوان تر از این حرف هاست. سخت است باور کنی مردی که چنین از موسیقی انرژی می گیرد و انرژی می دهد، در خانواده ای به دنیا آمده که کسی در آن حرفه ای موسیقی را نمی دانسته.
همشهری جوان: سخت است باور کنی که 61 سال دارد. صورت مهربانش حتی در آخرین کنسرت هایش جوان تر از این حرف هاست. سخت است باور کنی مردی که چنین از موسیقی انرژی می گیرد و انرژی می دهد، در خانواده ای به دنیا آمده که کسی در آن حرفه ای موسیقی را نمی دانسته.
سخت است باور کنی که او در خانواده متوسط به پایینی به دنیا آماده اما خودش هیچ وقت نمی گوید که زندنگی سختی داشته است اما همه اینها بخش هایی از زندگی حسین علیزاده است. کسی که وقتی بسیاری از ما هنوز به دنیا نیامده بودیم، «نی نوا»یی را ساخت که این روزها، هر روز از یکی از شبکه های تلویزیونی و رادیویی پخش می شود.
کسی که وقتی ما جوان بودیم و شما نوجوان، روی سن رفت و برای زلزله بم تار نواخت. کسی که بسیار پیش تر برای زلزله رودبار، آلبوم امیدوارانه و کمتر شنیده شده «راز نو» را ساخته بود. مردی که هر آلبومش نوآوری دیگری در موسیقی سنتی است. مردی که نوآوری اش مرز و سن و سال نمی شناسد. مردی که نغمه ها در دستش مثل مومند و گاهی چنان موسیقی هایی از این سو و آن سوی شرق را به هم می آمیزد که حیرت می کنی. صفحه روبروی شما زندگی «حسین علیزاده» است؛ مردی که شمایل موسیقی نوآورانه ایرانی است.
تولد
1330 - تهران
درست در روز عاشورا در یک خانواده از طبقه پایین متوسط، از پدری اهل ارومیه و مادری اهل اراک در محله سیدنصرالدین بازار تهران به دنیا آمد. نامش را گذاشتند حسین.
کار کردن تابستانه
پدر حسین خیاط بود و مادر خانه دارش گاهی به رایگان به این و آن درس قرآن می داد. حسین از پدرش وسواس هنرمندانه ای که در دوخت لباس ها داشت را به ارث برد و از مادرش عاطفی بودن را. خانواده هم پرجمعیت بود. سه دختر و سه پسر که حسین دومی بود.
البته خانواده آنقدر عاطفی بودند که بچه ها بیش از توان خانواده نخواهند. حسین تابستان ها کار می کرد تا بخشی از فشار مالی خانواده برداشته شود. او گاهی در سبزه میدان بازار تهران، اسباب بازی می فروخت و گاهنی در قنادی کار می کرد. این کار کردن های تابستانه به او آموخت که خودساخته شود.
راه انداختن هیات های عزاداری در بچگی
در محرم های بچگی، حسین و دوستانش در محله هیات راه می انداختند و گاهی تا صبح بیرون از خانه بودند. نواهایی که حسین در آن دوران می نواخت، بعدها به شکل خلاقانه ای در آلبوم مشهور «نی نوا» بازآفرینی شد.
گذر از مسیر پرهیاهوی بازار
مدرسه ای که حسین رفت در بازار بود. چون مدرسه هم صبح و هم عصر برپا بود، او هر روز چهار بار از بازار می گذشت. دیدن هر روزه بازار فرش و قماش فروشی و عطاری، چیزی که برای هر بچه کم سن و سالی به خاطر شلوغی بازار می تواند آزار دهنده باشد، هم او را با ریتم صداهای بازار آشنا کرد و هم تصویری بودن موسیقی را در او به یادگار گذاشت. او هنوز هم گاهی برای الهام گرفتن در بازار تهران قدم می زند.
هنرستان موسیقی یا دبیرستان
راهی که رفت، خانواده ای که حسین در آن زندگی می کرد، با موسیقی حرفه ای آشنا نبود اما مادربزرگش، تصنیف های قدیمی را از حفظ بود و می خواند. حسین هم درسش خوب بود و هم به موسیقی علاقه داشت. درست در آخرین روزهای قبل از شروع دبیرستان که او داشت بین دبیرستان های خوب تهران آن زمان یکی را انتخاب می کرد، پسرخاله ویولن نوازش «دکتر احمری»، به او پیشنهاد کرد به هنرستان موسیقی برود؛ جایی که هم می توانست درس بخواند و هم موسیقی بیاموزد. پدرش با وجود هزینه های هنرستان، تنها به شرط نرفتن حسین به طرف مواد مخدر قبول کرد.
بیراهه
شاید اگر حسین به دبیرستان های دیگر می رفت هیچ وقت اینچنین به موقع موسیقی را شروع نمی کرد. شاید دکتر و مهندس موفقی می شد اما دیگر ما نه «نی نوا» داشتیم، نه «به تماشای آب های سیپید» و نه هیچ کدام از آلبوم های دیگری که هر کدام اتفاقی نوآورانه در موسیقی سنتی ایران هستند.
هزینه های هنرستان موسیقی
آن وقت ها دانش آموزان هنرستان موسیقی دو دسته بودند؛ یا بچه های افراد متمول و سرشناس شهر، یا بچه های خانواده های عادی. حسین از دسته دوم بود. پدر نمی توانست همه هزینه های هنرستان را تقبل کند، برای همین مادر دست به کار شد و در سال های اول هنرستان از پس انداز خانه برای حسین کنار گذاشت. حالا فکر و ذکر حسین این بود که چطور لطف مادر را جبران کند.
اولین حقوق موسیقایی
به خاطر استعدادی که حسین داشت و به اصطلاح شاگرد خوبی بود، در سال سوم هنرستان در ارکستر استخدام شد و اولین حقوقش را گرفت. او خط نت خوبی هم داشت و نت های ارکستر را هم می دادند او بنویسد. حالا هم حقوق ارکستر بود و هم صفحه ای ۲۵ زاری که به خاطر نت نویسی می گرفت. او کم کم پیشرفت کرد و در ۱۵ سالگی نه تنها دیگر از خانواده پولی نمی گرفت که کمک خرج خانواده هم شد.
ورود به دانشکده هنرهای زیبا
حسین علیزاده حالا دیگر راه خودش را لااقل از نظر آموزشی پیدا کرده بود. او می خواست موسیقی ایرانی بیاموزد. تا قبل از ورود به دانشگاه، در هنرستان از استادانی مثل هوشنگ ظریف - که قبل تر در دبیرستان هم معلمش بود - و حسین دهلوی چیزها آموخته بود. حالا در دانشکده هنرهای زیبا می توانست آن چیزها را در سطح عالی تر و جزیی ترش، از استادانی مثل حبیب الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی خان برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله خان دوامی بیاموزد، ضمن اینکه تا کسی سنت را به تمامی نیاموزد، نمی تواند در آن نوآوری کند. دانشگاه هم سنت موسیقی ایرانی را به او آموخت و هم تفکر آکادمیک را.
اولین اجراها
حسین علیزاده از ۱۷ سالگی عضو ارکستر رودکی بود. ارکستری که آن زمان حرف های بسیاری برای گفتن داشت، ضمن اینکه او عضو مرکز حفظ و اشعه موسیقی بود. حاصل کار دوم اجراهایی بود که او در سال ۵۴ و ۵۵ در شیراز داشت و مورد استقبال قرار گرفت.
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تدریس از همان آغاز یکی از کارهای حرفه ای علیزاده بود. تدریس در کانون پرورشی هم ارتباط او را با نسل های بعد حفظ کرد و هم او را در یک فضای تولیدی فرهنگی قرار داد که در آن هم کتاب تهیه می شد، هم موسیقی و هم فیلم.
انتشار اولین آلبوم ها
علیزاده اولین آلبوم های موسیقی اش را در ۲۶ سالگی به بازار فرستاد. آلبوم های «سواران دشت امید» و «حصار» که در فضای موسیقی سنتی آن روزها کاملا نوآورانه بود. خودش می گوید سواران دشت امید را دقیقا به خاطر رخوتی که در آن روزها موسیقی سنتی ایران را فرا گرفته بود ساخته است.
انتشار نی نوا
درست در ابتدای دهه 60، حسین علیزاده در 32 سالگی آلبوم نی نوا را به بازار فرستاد. آلبومی که او را سر زبان ها انداخت. در آن آلبوم جمشید عندلیبی نی نواخت و نوای سوزناکش هم با شرایط جنگی کشور سازگار بود و هم به خاطر نامش مردم را به یاد حماسه عاشورا می انداخت. بعد از آن علیزاده چند سالی در دانشگاه آزاد برلین درس خواند و بعد برگشت و همزمان با کودکی، نوجوانی و جوانی ما چندین و چند آلبوم به بازار فرستاد.
سخت است باور کنی که او در خانواده متوسط به پایینی به دنیا آماده اما خودش هیچ وقت نمی گوید که زندنگی سختی داشته است اما همه اینها بخش هایی از زندگی حسین علیزاده است. کسی که وقتی بسیاری از ما هنوز به دنیا نیامده بودیم، «نی نوا»یی را ساخت که این روزها، هر روز از یکی از شبکه های تلویزیونی و رادیویی پخش می شود.
کسی که وقتی ما جوان بودیم و شما نوجوان، روی سن رفت و برای زلزله بم تار نواخت. کسی که بسیار پیش تر برای زلزله رودبار، آلبوم امیدوارانه و کمتر شنیده شده «راز نو» را ساخته بود. مردی که هر آلبومش نوآوری دیگری در موسیقی سنتی است. مردی که نوآوری اش مرز و سن و سال نمی شناسد. مردی که نغمه ها در دستش مثل مومند و گاهی چنان موسیقی هایی از این سو و آن سوی شرق را به هم می آمیزد که حیرت می کنی. صفحه روبروی شما زندگی «حسین علیزاده» است؛ مردی که شمایل موسیقی نوآورانه ایرانی است.
تولد
1330 - تهران
درست در روز عاشورا در یک خانواده از طبقه پایین متوسط، از پدری اهل ارومیه و مادری اهل اراک در محله سیدنصرالدین بازار تهران به دنیا آمد. نامش را گذاشتند حسین.
کار کردن تابستانه
پدر حسین خیاط بود و مادر خانه دارش گاهی به رایگان به این و آن درس قرآن می داد. حسین از پدرش وسواس هنرمندانه ای که در دوخت لباس ها داشت را به ارث برد و از مادرش عاطفی بودن را. خانواده هم پرجمعیت بود. سه دختر و سه پسر که حسین دومی بود.
البته خانواده آنقدر عاطفی بودند که بچه ها بیش از توان خانواده نخواهند. حسین تابستان ها کار می کرد تا بخشی از فشار مالی خانواده برداشته شود. او گاهی در سبزه میدان بازار تهران، اسباب بازی می فروخت و گاهنی در قنادی کار می کرد. این کار کردن های تابستانه به او آموخت که خودساخته شود.
راه انداختن هیات های عزاداری در بچگی
در محرم های بچگی، حسین و دوستانش در محله هیات راه می انداختند و گاهی تا صبح بیرون از خانه بودند. نواهایی که حسین در آن دوران می نواخت، بعدها به شکل خلاقانه ای در آلبوم مشهور «نی نوا» بازآفرینی شد.
گذر از مسیر پرهیاهوی بازار
مدرسه ای که حسین رفت در بازار بود. چون مدرسه هم صبح و هم عصر برپا بود، او هر روز چهار بار از بازار می گذشت. دیدن هر روزه بازار فرش و قماش فروشی و عطاری، چیزی که برای هر بچه کم سن و سالی به خاطر شلوغی بازار می تواند آزار دهنده باشد، هم او را با ریتم صداهای بازار آشنا کرد و هم تصویری بودن موسیقی را در او به یادگار گذاشت. او هنوز هم گاهی برای الهام گرفتن در بازار تهران قدم می زند.
هنرستان موسیقی یا دبیرستان
راهی که رفت، خانواده ای که حسین در آن زندگی می کرد، با موسیقی حرفه ای آشنا نبود اما مادربزرگش، تصنیف های قدیمی را از حفظ بود و می خواند. حسین هم درسش خوب بود و هم به موسیقی علاقه داشت. درست در آخرین روزهای قبل از شروع دبیرستان که او داشت بین دبیرستان های خوب تهران آن زمان یکی را انتخاب می کرد، پسرخاله ویولن نوازش «دکتر احمری»، به او پیشنهاد کرد به هنرستان موسیقی برود؛ جایی که هم می توانست درس بخواند و هم موسیقی بیاموزد. پدرش با وجود هزینه های هنرستان، تنها به شرط نرفتن حسین به طرف مواد مخدر قبول کرد.
بیراهه
شاید اگر حسین به دبیرستان های دیگر می رفت هیچ وقت اینچنین به موقع موسیقی را شروع نمی کرد. شاید دکتر و مهندس موفقی می شد اما دیگر ما نه «نی نوا» داشتیم، نه «به تماشای آب های سیپید» و نه هیچ کدام از آلبوم های دیگری که هر کدام اتفاقی نوآورانه در موسیقی سنتی ایران هستند.
هزینه های هنرستان موسیقی
آن وقت ها دانش آموزان هنرستان موسیقی دو دسته بودند؛ یا بچه های افراد متمول و سرشناس شهر، یا بچه های خانواده های عادی. حسین از دسته دوم بود. پدر نمی توانست همه هزینه های هنرستان را تقبل کند، برای همین مادر دست به کار شد و در سال های اول هنرستان از پس انداز خانه برای حسین کنار گذاشت. حالا فکر و ذکر حسین این بود که چطور لطف مادر را جبران کند.
اولین حقوق موسیقایی
به خاطر استعدادی که حسین داشت و به اصطلاح شاگرد خوبی بود، در سال سوم هنرستان در ارکستر استخدام شد و اولین حقوقش را گرفت. او خط نت خوبی هم داشت و نت های ارکستر را هم می دادند او بنویسد. حالا هم حقوق ارکستر بود و هم صفحه ای ۲۵ زاری که به خاطر نت نویسی می گرفت. او کم کم پیشرفت کرد و در ۱۵ سالگی نه تنها دیگر از خانواده پولی نمی گرفت که کمک خرج خانواده هم شد.
ورود به دانشکده هنرهای زیبا
حسین علیزاده حالا دیگر راه خودش را لااقل از نظر آموزشی پیدا کرده بود. او می خواست موسیقی ایرانی بیاموزد. تا قبل از ورود به دانشگاه، در هنرستان از استادانی مثل هوشنگ ظریف - که قبل تر در دبیرستان هم معلمش بود - و حسین دهلوی چیزها آموخته بود. حالا در دانشکده هنرهای زیبا می توانست آن چیزها را در سطح عالی تر و جزیی ترش، از استادانی مثل حبیب الله صالحی، محمود کریمی، علی اکبر شهنازی، داریوش صفوت، نورعلی خان برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله خان دوامی بیاموزد، ضمن اینکه تا کسی سنت را به تمامی نیاموزد، نمی تواند در آن نوآوری کند. دانشگاه هم سنت موسیقی ایرانی را به او آموخت و هم تفکر آکادمیک را.
اولین اجراها
حسین علیزاده از ۱۷ سالگی عضو ارکستر رودکی بود. ارکستری که آن زمان حرف های بسیاری برای گفتن داشت، ضمن اینکه او عضو مرکز حفظ و اشعه موسیقی بود. حاصل کار دوم اجراهایی بود که او در سال ۵۴ و ۵۵ در شیراز داشت و مورد استقبال قرار گرفت.
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
تدریس از همان آغاز یکی از کارهای حرفه ای علیزاده بود. تدریس در کانون پرورشی هم ارتباط او را با نسل های بعد حفظ کرد و هم او را در یک فضای تولیدی فرهنگی قرار داد که در آن هم کتاب تهیه می شد، هم موسیقی و هم فیلم.
انتشار اولین آلبوم ها
علیزاده اولین آلبوم های موسیقی اش را در ۲۶ سالگی به بازار فرستاد. آلبوم های «سواران دشت امید» و «حصار» که در فضای موسیقی سنتی آن روزها کاملا نوآورانه بود. خودش می گوید سواران دشت امید را دقیقا به خاطر رخوتی که در آن روزها موسیقی سنتی ایران را فرا گرفته بود ساخته است.
انتشار نی نوا
درست در ابتدای دهه 60، حسین علیزاده در 32 سالگی آلبوم نی نوا را به بازار فرستاد. آلبومی که او را سر زبان ها انداخت. در آن آلبوم جمشید عندلیبی نی نواخت و نوای سوزناکش هم با شرایط جنگی کشور سازگار بود و هم به خاطر نامش مردم را به یاد حماسه عاشورا می انداخت. بعد از آن علیزاده چند سالی در دانشگاه آزاد برلین درس خواند و بعد برگشت و همزمان با کودکی، نوجوانی و جوانی ما چندین و چند آلبوم به بازار فرستاد.
تبلیغات متنی
-
پاکستان ۱۴۵ شبهنظامی بلوچستان را از بین برد
-
واکنش ابوطالب حسینی به اتفاقات اخیر کشور
-
اظهارات عجیب مجری شبکه تبریز خبرساز شد
-
ایده اولیه سریال «برتا؛ داستان یک اسلحه» از یک سکانس افتتاحیه در ذهنم شکل گرفت
-
رییس مرکز بسیج صداوسیما، سرپرست شبکه افق شد
-
پیام ویژه معین درباره لغو کنسرت تورنتو
-
قیمت طلا و نرخ دلار کاهشی شد
-
مثال جالب رهبر انقلاب از ماجرای ایران و آمریکا
-
مورد عجیبی که در پیامرسان «بله» رویت شد!
-
روغن موتور هم کمیاب و گران شد
-
گلنزنِ پرسپولیس در عراق «آقای گل» است
-
واکنش رسمی تاج به کنارهگیری طارمی، قایدی و اکرت
-
آزادکاران ایران بالاخره عازم کرواسی شدند
-
عمان برای حادثه بندرعباس پیام داد
-
سورپرایز هواداران الطلبه برای منصوریان
-
اظهارات عجیب مجری شبکه تبریز خبرساز شد
-
پیام ویژه معین درباره لغو کنسرت تورنتو
-
قیمت طلا و نرخ دلار کاهشی شد
-
مثال جالب رهبر انقلاب از ماجرای ایران و آمریکا
-
مورد عجیبی که در پیامرسان «بله» رویت شد!
-
عمان برای حادثه بندرعباس پیام داد
-
نماد ایرانخودرو در بورس تعلیق شد
-
تسنیم: «انفجار نیروگاه نکا» کذب است
-
اولین پیام دریادار تنگسیری بعد از شایعات اخیر
-
گریههای یک پدر در سردخانه برای شناسایی پیکر فرزندش
-
برنامه جنجالی، توقیف و مدیر شبکه افق، عزل شد
-
تصاویری عجیب و غیرقابل باور از رسایی در لباس سپاه
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
المیرا شریفیمقدم از پخش این تصاویر هنگ کرد
-
اختلال دوباره اینترنت بینالملل
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل








نظر کاربران
ای جانم, پاینده باشید استاد. یک چهره تکرار نشدنی و به یاد ماندنی, کاش نظر ایشون رو درباره ثبت تار به عنوان ساز ملی آذربایجان می پرسیدین
نام علیزاده مانند بسیاری از تار نوازان ایران زمین مانند فرهنگ شریف ، جلیل شهناز ،مرتضی لطفی ،درویش ،علی اکبر شهنازی و ............خواهد درخشید . او نیز از جاودانگان است .
پاسخ ها
،مرتضی لطفی نه ....محمد رضا لطفی..
خدا حفظش کنه
خدا حفظشان کنه
او جاودانه در موسیقی ایران خواهد ماند