سیما تیرانداز چگونه بازیگر شد؟
سیما تیر انداز از آن دست بازیگرانی نیست که شهرت نام و چهرهاش با همدیگر متفاوت باشد. همانقدر که چهرهاش برای همه آشناست نامش هم همانطور است. گپ زدن با سیما تیرانداز درباره همه اولینهای به یاد ماندنی زندگیاش خالی از لطف نبود.

مجله ایده آل : از روزی که دختر کوچولوبــرای رسیدن به آمال کودکیاش انگشت خود را برید و خونش را ریخت و با دختر عمویش هم قسم شدکه بازیگر شود سالهای زیادی گذشته. اینکه خوب گذشته یا بد خیلی مهم نیست و البته اینکه سخت گذشته یا آسان هم چندان مهم نیست. مهم این است که او پای قسمش ایستاد و امروز یک بازیگر است. سیما تیر انداز از آن دست بازیگرانی نیست که شهرت نام و چهرهاش با همدیگر متفاوت باشد. همانقدر که چهرهاش برای همه آشناست نامش هم همانطور است. قابلیتش اما در خلق کاراکترهای مثبت و منفی کارهایش را وسعت میدهد و باعث میشود بهتر در حافظه سینمایی آدم ها جا خوش کند. آیا کسی را سراغ دارید که عروس و البته جاری بدجنس سریال ستایش را که جمعه شبها همه را پای جعبه جادو میخکوب میکرد فراموش کرده باشد؟ گپ زدن با سیما تیرانداز درباره همه اولینهای به یاد ماندنی زندگیاش خالی از لطف نبود. اولینهایی که جالبترین آنها در رؤیای روزهای کودکی اش خلاصه میشود و البته هم قسم شدنش آن هم به شیوهای منحصربهفرد با دختر
عمویش.
قسم بازيگري با خون
اولينبار علاقه به بازيگري چه زماني در وجودتان شكل گرفت؟
من از كودكي رؤياي بازيگري داشتم حتي يادم ميآيد در دنياي بازي كودكانهمان هميشه با دخترعمويم دست ميداديم و قول ميداديم كه در آينده بازيگر شويم. در حدي كه حتي انگشتهايمان را خونآلود به هم آغشته كنيم و قسم بخوريم كه بازيگر شويم!
منظورم اين است كه رؤياي بازيگري از كودكي بامن بود در تمام بازيهاي بچگيمان در حال نقشبازي كردن بوديم.بعد از مدتي هم با ديدن يك تئاتر دوباره حس علاقه به بازيگري در من اوج گرفت. آن موقع به پدرم گفتم، حتما ميخواهم بازيگر شوم. پدرم جواب داد پس بايد در دورههاي بازيگري شركت كني، اما گرفتار درس و مشق بودم و وقت اين كار را نداشتم.اين علاقه كمكم در حال از بين رفتن بود كه يك روز در دبيرستان همكلاسي پشت سري من گفت: «خواهرم در كلاس بازيگري ثبتنام كرده است.» من هم پرسيدم: «آدرس كلاس را به من بگو. من هم ميخواهم به آن كلاس بروم.» آدرس را كه به من داد دقيقا در خيابان درياينور بود كه يك كوچه با منزل ما فاصله داشت. اينطور شد كه رفتم در كلاس ثبتنام كردم.
من آدم خوش شانسي هستم
از گذراندن اين دوره تا بازيگر شدن تو چقدر زمان برد؟
خوشبختانه زمان خيلي كمي تا بازيگر شدن من سپري شد. فاصله ۲ سال بعد از گذراندن دوره بازيگريام، در «مرگ يزدگرد» و «هامون» بازي كردم. از خوششانسي من بود كه توانستم آنقدر سريع پيشرفت كنم.
واكنش خانواده در مقابل تصميم شما چه بود؟
با مخالفتهاي زياد خانواده و اشك و آه! آنها روبهرو شدم. اما در نهايت خانواده مجبور شدند شرايط من را بپذيرند و از يك جايي به بعد متوجه شدند كه نميتوانند جلودار من شوند. در واقع من راهم را انتخاب كرده بودم.
اولين تلاش جدياي كه براي رسيدن به هدفت كردي چه بود؟
بعد از اينكه در دورههاي بازيگري ثبتنام كردم در۲ تئاتر مشغول به كار شدم. يك تئاتر كودك بود و يك تئاتر ساده كه با كارگرداني خانم گلاب آدينه.
در اولین کار هم خودم را نباختم
اولين باري كه مقابل دوربين قرار گرفتي بازي در كدام كار بود؟
بازي در «هامون» آقاي مهرجويي بود خوشبختانه آن زمان آنقدر سنم كم بود كه خيلي دلهره بازي نداشتم.با بازيگران آشنا نبودم البته آن موقع نه آقاي خسرو شكيبايي آنقدر فوق ستاره بودند و نه خانم بيتا فرهي! در حقيقت نميدانستم در چه كار مهمي بازي ميكنم. خوشبختانه برخلاف نسل امروز كه يك چيزهايي برايشان مهمتر از چيزهاي ديگر است، ولي براي من خود بازيگري در اولويت است. هيچوقت فكر نكردم كجا بازي كردهام و با چه كسي بازي ميكنم. هميشه و در هر جايي خود بازيگري برايم جلوتر از هر افتخار ديگري بوده و همين مسئله باعث ميشد در نقشآفرينيهايم راحت باشم و با آرامش بيشتري كار كنم. حتي در مقابل مرحوم آقاي خسرو شكيبايي و آقاي انتظامي با آرامش بازي كردم. در واقع انگيزه بازيگري باعث شد كه خودم را مقابل بزرگاني كه با آنها بازي ميكنم نبازم.
آقای انتظامی مراتشویق کرد
واكنش بقيه افراد گروه بعد از بازي در اولين كارت چطور بود؟
من خيلي جوان بودم و عوامل كار من را به چشم يك دختربچه نگاه ميكردند اما هيچوقت فراموش نميكنم كه آقاي انتظامي به من گفتند كه آينده روشني را براي تو ميبينم و ميدانم خيلي موفق ميشوي. ايشان هميشه اين لطف را به من داشتند و به من دلگرمي ميدادند و به من ميگفتند كه تو دختر بااستعدادي هستي.
فكر ميكنم با اينكه كمسن بودم اما هميشه انتخابهاي خوبي داشتم. در دوره دبيرستان پدرم درمورد تحصيل من هيچ تصوري جز رشته تجربي و رياضي نداشت و من بعد از گذراندن سال اول با تمام مخالفتهاي پدرم تصميم گرفتم به هنرستان بروم. اين خودم بودم كه براي زندگيام راه موردعلاقهام را انتخاب كردم و وقتي در رشته موزهداري و نمايش در دانشگاه قبول شدم پدرم باز هم اصرار داشت كه رشته موزهداري را دنبال كنم. اما خب انتخاب من تحصيل در رشته نمايش بود. باز هم ميگويم خوشبختانه انتخابهاي زندگيام انتخابهاي درستي بوده است. دليل اين اتفاقات خوب را نميدانم شانس بدانم يا تقدير خوب.
اولين دستمزدت چقدر بود و با آن چه كردي؟
۸هزار تومان در سال ۶۸ گرفتم، يادم ميآيد با آن دستمزد يك انگشتر طلا و يك ضبط صوت خريدم.
ميتوانستم مهندس معمار شوم
روند زندگي سيما تيرانداز بعد از بازيگر شدنش چه تغييراتي كرده است؟
روند زندگيام از خيلي جهات تغيير كرده است اگر تغييرات وجود نداشت كه نميتوانستم خودم را فرد موفقي بدانم. هر كسي بعد از گذر زمان نگاه و رويكرد زندگياش فرق ميكند. طبيعي است آدمها بعد از بالا رفتن سنشان انتخابهايشان فرق خواهد كرد، نگاهشان متفاوت و در كارشان حرفهاي خواهند شد.در كل دنياي ما در حال تغيير است. نگاه من به زندگي و بازيگري در ۱۸ سالگيام با نگاه يك دختر ۱۸ ساله اين دوره خيلي تفاوت دارد. اگر به اطرافمان دقت كنيم، متوجه ميشويم اين روزها حتي كتاب خواندنها هم الكترونيكي شده است.
سيما تيرانداز اگر بازيگر نميشد چه شغلي را انتخاب ميكرد؟
از قبل به معماري هم علاقه داشتم. شايد سعي ميكردم شغل مهندس معماري را انتخاب كنم و يك زندگي كارمندي را انتخاب ميكردم و زندگيام كاملا متفاوت میشد.
از ما حمایت نمیشود
هيچ وقت پيش آمده از تصميمي كه گرفتهاي نااميد شوي؟
از انتخاب شغل بازيگري هيچ وقت پشيمان نشدم اما هميشه يك تاسف براي من وجود دارد و اين تاسف از قبل براي من بوده است و همچنان هم وجود خواهد داشت. متاسفانه در كشور ما، هنرمند تامين مالي ندارد، يعني تا زماني كه كار ميكني درآمد خواهي داشت و هنرمند ايراني امنيت شغلي ندارد و اين مسئله براي ما بازيگرها آزاردهنده است.
يك هنرمند قطعا براي مملكتش فعاليت ميكند و خيلي طبيعي است كه انتظار داشته باشد از هر لحاظي تامين باشد. از يك كارگر ساختماني هم از من بازيگر بيشتر حمايت ميشود چون او بيمه بازنشستگي دارد، بيمه بيكاري دارد و وزارت كار از او حمايت ميكند. اما براي من هنرمند هيچ كدام از اين حمايتها وجود ندارد. همين چند وقت پيش خانم ناديا دلدار گلچين، بدون هيج حمايتي از دنيا رفت و خانم حميده خيرآبادي هم همينطور. همه ما به نحوي در اين شغل از نبود امنيت شغلي رنج ميبريم و متاسفانه هيچ كس به فكر ما نيست كه شرايط مناسبي را براي ما فراهم كند. اگر بنا به دلايلي يك كارگردان يا بازيگر كار نكند نابود خواهد شد و هيچ حمايتي از طرف دولت شكل نميگيرد. تنها نااميدي من از بازيگري همين مسئله است.
بازیگری من را زنده میکند
بزرگترين اتفاقي كه از دوران بازيگري در ذهنت باقي مانده است چيست؟
اينكه در تمام اين سالها عاشقانه بازي كردهام، در تمام بازيهايم با تمام وجود و عشق بازي كردم و درباره هر نقشي كه از من بپرسند چه خاطرهاي از آن داري ميگويم عشق به نقش و بازيگريام هميشه جلوتر از هر چيزي در وجود من بوده است. بازيگري آنقدر از نظر روحي من را ارضا ميكند كه واقعا نميتوانم به چيزهاي ديگري فكر كنم. وقتي در حال بازي در يك نقش هستم به هيچ چيز جز آن نقش فكر نميكنم. بازيگري من را زنده ميكند. همين ديروز از صحنه تئاتر كه پايين آمدم وقتي در آينه خودم را ديدم آنقدر حالم خوب بود كه در آن لحظه خدا را شكر كردم و وقتي بازي نميكنم اصلا اين حال خوب را ندارم.
تلخترين تصويري كه از اين سالها در ذهنت باقي مانده است چه تصويري است؟
خب تلخيهاي اين رشته كم نيست اما تلخترين اتفاق در حرفه ما اين است كه خيليها در جايگاهي كه حقشان است قرار نميگيرند. خيلي از كساني كه شايد تواناييها و انرژيهاي بيشتري دارند جايگاهشان پايينتر از افراد ديگر است و اين اتفاق براي من تاسفبرانگيز است.
رضايت از كار بازيگري چطور به دست ميآيد؟
هر بازيگري ميتواند اين رضايت را براي خودش به وجود بياورد. شما ميتواني هر كاري را انتخاب نكني. شايد در زندگي كاري من فقط دو مورد وجود داشته است كه تاسف خوردهام و اذيت شدهام كه چرا آن كار را پذيرفتهام.
هم شانس میخواهد هم لیاقت
به نظر شما براي بازيگر شدن شانس مهمتر است يا مهارت و سواد بازيگر؟
شما ممكن است شانس بياوريد و به يك بازيگر مطرح تبديل شويد اما وقتي سواد و دانش نداشته باشيد به عنوان يك بازيگر كمدانش معرفي ميشويد و متقابلا ميتوانيد بازيگر باسوادي باشيد كه شانس بازي كردن نداشته باشيد پس شانس و لياقت هر دو مكمل يكديگرند.يك بازيگر بايد خيلي چيزها را بداند و قطعا نبايد فرد ناآگاهي باشد. در حقيقت دانش لازمه بازيگري است، چون وقتي دانش نداري مطمئنا قدرت تجزيه و تحليل هم نداري پس نميتواني پيشرفت كني. شانس براي مطرح شدن نياز است ولي براي تداوم كاري داشتن دانش ضروري است.
اولينبار علاقه به بازيگري چه زماني در وجودتان شكل گرفت؟
من از كودكي رؤياي بازيگري داشتم حتي يادم ميآيد در دنياي بازي كودكانهمان هميشه با دخترعمويم دست ميداديم و قول ميداديم كه در آينده بازيگر شويم. در حدي كه حتي انگشتهايمان را خونآلود به هم آغشته كنيم و قسم بخوريم كه بازيگر شويم!
منظورم اين است كه رؤياي بازيگري از كودكي بامن بود در تمام بازيهاي بچگيمان در حال نقشبازي كردن بوديم.بعد از مدتي هم با ديدن يك تئاتر دوباره حس علاقه به بازيگري در من اوج گرفت. آن موقع به پدرم گفتم، حتما ميخواهم بازيگر شوم. پدرم جواب داد پس بايد در دورههاي بازيگري شركت كني، اما گرفتار درس و مشق بودم و وقت اين كار را نداشتم.اين علاقه كمكم در حال از بين رفتن بود كه يك روز در دبيرستان همكلاسي پشت سري من گفت: «خواهرم در كلاس بازيگري ثبتنام كرده است.» من هم پرسيدم: «آدرس كلاس را به من بگو. من هم ميخواهم به آن كلاس بروم.» آدرس را كه به من داد دقيقا در خيابان درياينور بود كه يك كوچه با منزل ما فاصله داشت. اينطور شد كه رفتم در كلاس ثبتنام كردم.
من آدم خوش شانسي هستم
از گذراندن اين دوره تا بازيگر شدن تو چقدر زمان برد؟
خوشبختانه زمان خيلي كمي تا بازيگر شدن من سپري شد. فاصله ۲ سال بعد از گذراندن دوره بازيگريام، در «مرگ يزدگرد» و «هامون» بازي كردم. از خوششانسي من بود كه توانستم آنقدر سريع پيشرفت كنم.
واكنش خانواده در مقابل تصميم شما چه بود؟
با مخالفتهاي زياد خانواده و اشك و آه! آنها روبهرو شدم. اما در نهايت خانواده مجبور شدند شرايط من را بپذيرند و از يك جايي به بعد متوجه شدند كه نميتوانند جلودار من شوند. در واقع من راهم را انتخاب كرده بودم.
اولين تلاش جدياي كه براي رسيدن به هدفت كردي چه بود؟
بعد از اينكه در دورههاي بازيگري ثبتنام كردم در۲ تئاتر مشغول به كار شدم. يك تئاتر كودك بود و يك تئاتر ساده كه با كارگرداني خانم گلاب آدينه.
در اولین کار هم خودم را نباختم
اولين باري كه مقابل دوربين قرار گرفتي بازي در كدام كار بود؟
بازي در «هامون» آقاي مهرجويي بود خوشبختانه آن زمان آنقدر سنم كم بود كه خيلي دلهره بازي نداشتم.با بازيگران آشنا نبودم البته آن موقع نه آقاي خسرو شكيبايي آنقدر فوق ستاره بودند و نه خانم بيتا فرهي! در حقيقت نميدانستم در چه كار مهمي بازي ميكنم. خوشبختانه برخلاف نسل امروز كه يك چيزهايي برايشان مهمتر از چيزهاي ديگر است، ولي براي من خود بازيگري در اولويت است. هيچوقت فكر نكردم كجا بازي كردهام و با چه كسي بازي ميكنم. هميشه و در هر جايي خود بازيگري برايم جلوتر از هر افتخار ديگري بوده و همين مسئله باعث ميشد در نقشآفرينيهايم راحت باشم و با آرامش بيشتري كار كنم. حتي در مقابل مرحوم آقاي خسرو شكيبايي و آقاي انتظامي با آرامش بازي كردم. در واقع انگيزه بازيگري باعث شد كه خودم را مقابل بزرگاني كه با آنها بازي ميكنم نبازم.
آقای انتظامی مراتشویق کرد
واكنش بقيه افراد گروه بعد از بازي در اولين كارت چطور بود؟
من خيلي جوان بودم و عوامل كار من را به چشم يك دختربچه نگاه ميكردند اما هيچوقت فراموش نميكنم كه آقاي انتظامي به من گفتند كه آينده روشني را براي تو ميبينم و ميدانم خيلي موفق ميشوي. ايشان هميشه اين لطف را به من داشتند و به من دلگرمي ميدادند و به من ميگفتند كه تو دختر بااستعدادي هستي.
فكر ميكنم با اينكه كمسن بودم اما هميشه انتخابهاي خوبي داشتم. در دوره دبيرستان پدرم درمورد تحصيل من هيچ تصوري جز رشته تجربي و رياضي نداشت و من بعد از گذراندن سال اول با تمام مخالفتهاي پدرم تصميم گرفتم به هنرستان بروم. اين خودم بودم كه براي زندگيام راه موردعلاقهام را انتخاب كردم و وقتي در رشته موزهداري و نمايش در دانشگاه قبول شدم پدرم باز هم اصرار داشت كه رشته موزهداري را دنبال كنم. اما خب انتخاب من تحصيل در رشته نمايش بود. باز هم ميگويم خوشبختانه انتخابهاي زندگيام انتخابهاي درستي بوده است. دليل اين اتفاقات خوب را نميدانم شانس بدانم يا تقدير خوب.
اولين دستمزدت چقدر بود و با آن چه كردي؟
۸هزار تومان در سال ۶۸ گرفتم، يادم ميآيد با آن دستمزد يك انگشتر طلا و يك ضبط صوت خريدم.
ميتوانستم مهندس معمار شوم
روند زندگي سيما تيرانداز بعد از بازيگر شدنش چه تغييراتي كرده است؟
روند زندگيام از خيلي جهات تغيير كرده است اگر تغييرات وجود نداشت كه نميتوانستم خودم را فرد موفقي بدانم. هر كسي بعد از گذر زمان نگاه و رويكرد زندگياش فرق ميكند. طبيعي است آدمها بعد از بالا رفتن سنشان انتخابهايشان فرق خواهد كرد، نگاهشان متفاوت و در كارشان حرفهاي خواهند شد.در كل دنياي ما در حال تغيير است. نگاه من به زندگي و بازيگري در ۱۸ سالگيام با نگاه يك دختر ۱۸ ساله اين دوره خيلي تفاوت دارد. اگر به اطرافمان دقت كنيم، متوجه ميشويم اين روزها حتي كتاب خواندنها هم الكترونيكي شده است.
سيما تيرانداز اگر بازيگر نميشد چه شغلي را انتخاب ميكرد؟
از قبل به معماري هم علاقه داشتم. شايد سعي ميكردم شغل مهندس معماري را انتخاب كنم و يك زندگي كارمندي را انتخاب ميكردم و زندگيام كاملا متفاوت میشد.
از ما حمایت نمیشود
هيچ وقت پيش آمده از تصميمي كه گرفتهاي نااميد شوي؟
از انتخاب شغل بازيگري هيچ وقت پشيمان نشدم اما هميشه يك تاسف براي من وجود دارد و اين تاسف از قبل براي من بوده است و همچنان هم وجود خواهد داشت. متاسفانه در كشور ما، هنرمند تامين مالي ندارد، يعني تا زماني كه كار ميكني درآمد خواهي داشت و هنرمند ايراني امنيت شغلي ندارد و اين مسئله براي ما بازيگرها آزاردهنده است.
يك هنرمند قطعا براي مملكتش فعاليت ميكند و خيلي طبيعي است كه انتظار داشته باشد از هر لحاظي تامين باشد. از يك كارگر ساختماني هم از من بازيگر بيشتر حمايت ميشود چون او بيمه بازنشستگي دارد، بيمه بيكاري دارد و وزارت كار از او حمايت ميكند. اما براي من هنرمند هيچ كدام از اين حمايتها وجود ندارد. همين چند وقت پيش خانم ناديا دلدار گلچين، بدون هيج حمايتي از دنيا رفت و خانم حميده خيرآبادي هم همينطور. همه ما به نحوي در اين شغل از نبود امنيت شغلي رنج ميبريم و متاسفانه هيچ كس به فكر ما نيست كه شرايط مناسبي را براي ما فراهم كند. اگر بنا به دلايلي يك كارگردان يا بازيگر كار نكند نابود خواهد شد و هيچ حمايتي از طرف دولت شكل نميگيرد. تنها نااميدي من از بازيگري همين مسئله است.
بازیگری من را زنده میکند
بزرگترين اتفاقي كه از دوران بازيگري در ذهنت باقي مانده است چيست؟
اينكه در تمام اين سالها عاشقانه بازي كردهام، در تمام بازيهايم با تمام وجود و عشق بازي كردم و درباره هر نقشي كه از من بپرسند چه خاطرهاي از آن داري ميگويم عشق به نقش و بازيگريام هميشه جلوتر از هر چيزي در وجود من بوده است. بازيگري آنقدر از نظر روحي من را ارضا ميكند كه واقعا نميتوانم به چيزهاي ديگري فكر كنم. وقتي در حال بازي در يك نقش هستم به هيچ چيز جز آن نقش فكر نميكنم. بازيگري من را زنده ميكند. همين ديروز از صحنه تئاتر كه پايين آمدم وقتي در آينه خودم را ديدم آنقدر حالم خوب بود كه در آن لحظه خدا را شكر كردم و وقتي بازي نميكنم اصلا اين حال خوب را ندارم.
تلخترين تصويري كه از اين سالها در ذهنت باقي مانده است چه تصويري است؟
خب تلخيهاي اين رشته كم نيست اما تلخترين اتفاق در حرفه ما اين است كه خيليها در جايگاهي كه حقشان است قرار نميگيرند. خيلي از كساني كه شايد تواناييها و انرژيهاي بيشتري دارند جايگاهشان پايينتر از افراد ديگر است و اين اتفاق براي من تاسفبرانگيز است.
رضايت از كار بازيگري چطور به دست ميآيد؟
هر بازيگري ميتواند اين رضايت را براي خودش به وجود بياورد. شما ميتواني هر كاري را انتخاب نكني. شايد در زندگي كاري من فقط دو مورد وجود داشته است كه تاسف خوردهام و اذيت شدهام كه چرا آن كار را پذيرفتهام.
هم شانس میخواهد هم لیاقت
به نظر شما براي بازيگر شدن شانس مهمتر است يا مهارت و سواد بازيگر؟
شما ممكن است شانس بياوريد و به يك بازيگر مطرح تبديل شويد اما وقتي سواد و دانش نداشته باشيد به عنوان يك بازيگر كمدانش معرفي ميشويد و متقابلا ميتوانيد بازيگر باسوادي باشيد كه شانس بازي كردن نداشته باشيد پس شانس و لياقت هر دو مكمل يكديگرند.يك بازيگر بايد خيلي چيزها را بداند و قطعا نبايد فرد ناآگاهي باشد. در حقيقت دانش لازمه بازيگري است، چون وقتي دانش نداري مطمئنا قدرت تجزيه و تحليل هم نداري پس نميتواني پيشرفت كني. شانس براي مطرح شدن نياز است ولي براي تداوم كاري داشتن دانش ضروري است.
تبلیغات متنی
-
دیوارنگاره جدید میدان فلسطین سوژه العربیه شد!
-
مهاجم استقلال، ساپینتو را از نفس انداخت
-
یارانه این افراد شارژ شد
-
تیمملی فوتسال ایران صدرنشین شد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
آتشسوزی یک واحد مسکونی در بندرعباس
-
گرانترین شهر ترکیه برای خرید خانه مشخص شد
-
واکنش سردار وحیدی به حضور ناوهای آمریکا در منطقه
-
موضع ترامپ درباره اخراج مهاجران مشخص شد
-
هواشناسی استان تهران اطلاعیه صادر کرد
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
پیروزی صدرجدولی تراکتور مقابل سپاهان
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
دولت فهرست جانباختگان وقایع دیماه را منتشر کرد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
-
عرفان سلطانی آزاد شد
-
دولت فهرست جانباختگان وقایع دیماه را منتشر کرد
-
نرخ تورم دی ماه اعلام شد
-
عربستان ۷ سامانه پدافندی تاد از آمریکا خریداری کرد
-
اظهارات عجیب مجری شبکه تبریز خبرساز شد
-
پیام ویژه معین درباره لغو کنسرت تورنتو
-
قیمت طلا و نرخ دلار کاهشی شد
-
مثال جالب رهبر انقلاب از ماجرای ایران و آمریکا
-
مورد عجیبی که در پیامرسان «بله» رویت شد!
-
عمان برای حادثه بندرعباس پیام داد
-
نماد ایرانخودرو در بورس تعلیق شد
-
تسنیم: «انفجار نیروگاه نکا» کذب است
-
اولین پیام دریادار تنگسیری بعد از شایعات اخیر
-
گریههای یک پدر در سردخانه برای شناسایی پیکر فرزندش
-
برنامه جنجالی، توقیف و مدیر شبکه افق، عزل شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
عاشقتم
جناب نویسنده: محض اطلاع خانم تیرانداز جاری بدجنس در سریال "ستایش" بودند نه سریال "نرگس"!!!
لطفا اصلاح بفرمایید.
"از يك كارگر ساختماني هم از من بازيگر بيشتر حمايت ميشود " این چه طرز حرف زدنه؟
نظري ندارم