کارلوس کروش مورینیو را آدم معروف کرد!
از دو سال یک ماه پیش که این مرد پرتغالی نیمکت پرتغال، منچستر، رئال و.... به ایران آمد، عکس های نایاب او یافت شد. عکس هایی که حالا وقتی به خودش هم نشان می دهید، یک جمله معروف می گوید: «OH MY GOD!»
از دو سال یک ماه پیش که این مرد پرتغالی نیمکت پرتغال، منچستر، رئال و.... به ایران آمد، عکس های نایاب او یافت شد. عکس هایی که حالا وقتی به خودش هم نشان می دهید، یک جمله معروف می گوید: «OH MY GOD!» کارلوس در طول مصاحبه متفاوتی که با خبرورزشی داشت، چندین بار این جمله را به کار برد، به ویژه وقتی که یکی از عکس های دوران نوجوانی اش را نشان دادیم. با تعجب پرسید که این عکس را از کجا آورده اید و سپس با خنده گفت: «آن وقت شما به دنیا نیامده بودید!» مصاحبه-عکس با کارلوس کروش نتایج جالب دیگری هم داشت. از مین روبی در موزامبیک بگیرید تا زرنگ بودن خوزه مورینیو در کلاس های درسش. کروش که در فوتبال دنیا یک معلم بزرگ نیز به حساب می آید، کلی از شاگردش تعریف کرد و گفت: «مورینیو گاهی بیشتر از من هم می دانست.» کارلوس همچنین بار دیگر از سفر به شیراز گفت و از «عظمتی که پرسپولیس دارد». مرور می کنیم حرف های خواندنی سرمربی تیم ملی را در مصاحبه ای متفاوت.
من شده بودم مترجم دل بوسکه!
یادش به خیر. این عکس مربوط به یک بازی نمایشی و دوستانه بود برای انجمن فیگو. همانطور که می دانید لوئیز شاگرد من است و از دوستان بسیار نزدیکم. من مربی یکی از تیم ها بودم و دل بوسکه هم مربی تیم دیگر. قرار بود اینطور باشد. یعنی کنار هم ننشینیم. منتها چون بازیکنان خارجی زیادی در تیم دل بوسکه بودند و با توجه به اینکه من چند زبان را بلد هستم، مدام روی نیمکت آنها می رفتم و حرف های این مربی را برای بازیکنانش ترجمه می کردم. به خاطر همین مدام روی نیمکت ها در رفت و آمد بودم. این عکس هم متعلق به یکی از همان دفعاتی است که روی نیمکت کنار دل بوسکه نشستم.
این هم یکی از قهرمانی های ما
اوه، یک روز خوب. من با منچستر یونایتد ۶ قهرمانی به دست آوردم، این هم یکی از آن قهرمانی هاست.(کروش دقیق به عکس نگاه می کند)خب این عکس متعلق به اولین سال حضور من در منچستر است که توانستیم جام کارلین کاپ را ببریم و قهرمان شویم. شما در این عکس علاوه بر من و آلکس فرگوسن، تونی کاتر و مایکل را هم می بینید. مایکل همچنان دستیار فرگوسن بود ولی حالا که این مربی خداحافظی کرده است.
عظمت پرسپولیس من را گرفت
این کیست؟ من این آقا را نمی شناسم. این آقای چقدر شبیه ترک تبارهاست، با این کلاهش. (خنده) خب جدا از شوخی، من با تمام احترامی که برای شهرهای ایران قایل هستم، می گویم شیراز من را سورپرایز کرد. این شهر را دوست داشتم. شیراز مورد علاقه من بود و هست. خب این عکس هم برای روز بعد از بازدید من از پرسپولیس و پاسارگارد است. بعد از دیدن پرسپولیس، ابهت و عظمت این عصر تاریخی شما را می گیرد. برای من هم اینطور بود. جا خوردم و سورپرایز شدم. دیدن این امکان و این فرهنگ بسیار غنی در ایران، تاثیر عمیقی روی هر فردی می تواند بگذارد. روی من هم تاثیر زیادی گذاشت.
بعد از بازی رونالدو ناراحت بود مثل ما
وقتی این عکس را به کروش نشان می دهیم، ابتدا چند سوال می پرسیم؛ این بعد از بازی پرتغال است؟ چرا رونالدو بعد از بازی ناراحت بود؟ خیلی نزدیک به اسپانیا باختید. کارلوس هم پاسخ مان را می دهد: خب این عکس متعلق به بین دو نیمه بازی پرتغال و اسپانیا در جام جهانی است. در آن برهه اسپانیا فوق العاده بازی می کرد. عالی بود. در اوج اوج خودش بود. حتی دل بوسکه بعد از این بازی گفت: «حالا که پرتغال را شکست داده ایم می توانیم قهرمان دنیا شویم.» آنها قهرمان هم شدند. متاسفانه ما به اشتباه داور بازی را باختیم. آن گل اسپانیا را فراموش نمی کنم. در موقعیتی که به گل رسیدند، سه بازیکن اسپانیا در حمله بودند و ۷ بازیکن من در دفاع. تازه گلر را هم داشتیم و می شدیم ۸ بازیکن. بااین چیدمان دفاعی اسپانیا عملا هیچ شانسی برای گل زدن نداشت. ولی داور توپی را که باید آفساید می گرفت نگرفت تا آنها گل بزنند و برنده شوند. خب بعد از بازی هم ناراحت بودیم و از جمله رونالدو. فقط همین را می توانم بگویم.
بازیکنان هم می گویند خنده مهم است
خب اینجا احتمالا من دارم به رئیس درگوشش می گویم که بازی عمان را لغو کن، ولی او هم به من می گوید با هر ایرادی هم که تو می گویی، تیم ملی باید به عمان برود! من هم می گویم اشکالی ندارد، حتی با این تصمیم تو هم خوشحال می شوم.(وقتی به کروش می گوئیم که کفاشیان کلا خوش خنده است و به او می گویند آقای شادابیان لبخندی می زند و ادامه می دهد) می خواهم درباره نتایج یک تحقیق حرف بزنم. چند سال پیش یک تحقیق صورت گرفت که نمی دانم دقیقا کی. نتیجه این تحقیق همیشه همراه من بود. در آمریکا، کانادا و انگلیس راجع به کیفیت مربیان از بازیکنان پرسیده بودند. اینکه چه چیزی را ورزشکاران در مربیان شان دوست دارند. صد آیتم را در این تحقیق جا داده بودند. از دیسیپلین بگیرید تا برنامه ریزی، رهبری، مدیریت و... از هزاران ورزشکا حرفه ای در رشته های دو میدانی، فوتبال، فوتبال آمریکایی، بسکتبال، شناگر و... در این باره پرسیده بودند. به نوعی از همه ورزشکاران. می دانید آیتی که مورد علاقه بازیکنان قرار گرفت، کدام بود؟ آن ذوق و شاداب بودن و نوع خنده و همینطور انگیزه خنداندن. پس من هم می گویم بد نیست رئیس بخندد.
این عکس مربوط به زمان هیپی هاست!
اوه خدای من! این عکس را از کجا آورده اید؟ این عکس مربوط به زمان هیپی ها هست که هنوز شما به دنیا نیامده بودید! می دانم که می خواهید به من بگوئید تغییر نکرده ام و جوان مانده ام. ولی به شما می گویم دروغ نگوئید! (وقتی حرفش را تائید می کنیم و می گوئیم تغییر زیادی نکرده اید می خندد) اوه پسر، من جوان مانده ام؟ این دروغت را جدی نمی گیرم.
چرا رونالدو این شکلی است؟!
این کریس رونالدو است؟! چرا این شکلی است؟ (چند دقیقه به عکس خیره می شود و وقتی به او می گوئیم این یک شوخی اینترنتی در ایران با رونالدوست و طرفداران بارسا چنین کاری کرده اند، می خندد و چنین پاسخ می دهد) من درباره این عکس نظری ندارم.
با فوتبال مردم را به خانه شان کشیدیم
این عکس را در موزامبیک گرفته ایم. چیزهای جالبی درباره این عکس می توانم به شما بگویم. اینکه اصلا چرا رفتیم آنجا و برنامه چه بود. خب بعد از جنگ داخلی موزامبیک، زمین ها پر از مین بود. این عکس هم متعلق به منطقه ویلاکروز است. همه جای آن منطقه هم مین گذاری شده بود. مردم از انجا کوچ کرده بودند. وقتی سازمان ملل افراد متخصصی را برای مین روبی به انجا فرستاد من هم در این پروژه ۹ ساله جزئی از تیم بودم. کمک مالی و معنوی می کردم تا این برنامه پیش برود. خودم به آنجا می رفتم و با سربازان حرف می زدم. شخص دیگری هم بود با ملیت سوئیسی. ما برای اولین باز به همه نشان دادیم و البته یاد دادیم که چطور می توانیم به وسیله موش ها مین روبی کنیم. من هم در این ۹ سال کمک می کردم تا برنامه پیش برود. خب ما خیلی تلاش کردیم و سعی کردیم مناطق پاک شود ولی به طور صد درصد نتوانستیم مناطق را از مین پاک کنیم. ولی به هر حال از نظر فنی ما کار را به سرانجام رسانده بودیم و مهندس ها می گفتند زمین ها پاک است. با این جال تا شعاع ۳،۴ متری از آن منطقه، کسی نزدیک نمی آمد. همه فکر می کردند پر از مین است. این عکس هم متعلق به حدفاصل جدایی من از منچستر و حضورم در رئال است. در آن برهه خیلی بحث می کردیم که چطور اهالی را به زمین هایشان برگردانیم. چکار کنیم که برگردند سرخانه شان. یک شب داشتیم شام می خوریم که من به شوخی گفتیم یک راه داریم که مردم برگردند و آن هم فوتبال است. در این منطقه فوتبال بازی کنیم. البته من به شوخی و برای خنده گفتم. مدیر پروژه که آنجا بود این حرف را جدی گرفت و چند ساعت بعد به من گفت کارلوس عجب ایده خوبی دادی. این کار را بکنیم. گفت در همان منطقه یک زمین درست می کنیم و دروازه بکاریم و دو تیم درست کنیم. یکی تیم سربازان و دیگری تیم مسئولان پروژه. من هم گفت عجب ایده خوبی است ولی خودتان این کار را انجام بدهید چون من صد درصد آنجا نخواهم بود! به هر حال این کار را کردیم. زمین را ساختم و آماده بازی شدیم. یادم هست مردم نزدیک به یک کیلومتر دورتر نشسته بودند. دوستم به من گفت تو باید ضربه اول بازی را بزنی. (کارلوس در این لحظه بلند می شود و روی امید نمازی دستیارش صحنه سازی می کند) تصور کنید این دوست من بود. هر قدمی که برمی داشت من هم قدمم را جای پای او می گذاشتم(خنده جمعی) هنوز یادم هست. او جلوتر از من رفت و خلاصه بازی را برگزار کردیم. شاید باورتان نشود. فردای آن روز تمان زمین تبدیل شده بود به مزارع کوچک. هرکس برای خودش علامت گذاری کرده بود که آنجا را تبدیل به خانه اش کند. زمین و دوروبر زمین را. بعد از این ماجرا سازمان ملل از ما تقدیر کرد و جایزه ای هم داد. بعدها این پروژه در افغانستان و کشورهای مختلف هم عملی شد. هر که که مین باشد، بچه های ما بودند.
خیلی شبیه من است
این کاریکاتور را خودتان به من دادید. الان در خانه ام است. اگر یک روز هم رفتم، همراه با خودم می برم. خیلی شبیه من است. کار خوبی کردید و دوستش دارم. خب اینجا من را پیش کوروش کبیر می بینیم. اتفاقا به آرامگاه او نیز رفتم. من هم به او می گویم کوروش کبیر.
مورینیو پیش من امانتی دارد
پیش از اینکه کارلوس کروش شروع کند به توضیح دادن درباره این عکس، از او یک سوال می پرسیم؛ مورینیو شاگرد زرنگ کلاس شما بود یا تنبل؟! سرمربی سریعا پاسخ داد: خوزه شاگرد خوبی بود، در واقع بسیار خوب. استعداد زیادی داشت. خیلی از چیزهایی را که می گفتم، سریعا می گرفت. حتی گاهی بیشتر از من هم در کلاس می دانست. او بهترین فارغ و التحصیل کلاس های مربیگری من بود. احتمالا چیزی که خوزه نمی داند و یا یادش نیست این است که تز دانشگاهی اش راجع به ورزش در دست من است! هنوز این تز را دارم و مسلما آن را منتشر نخواهم کرد. یک تاریخی را تعیین می کنم تا این تز را به خود خوزه بدهم. این یک امانتی است.
اوه، چه ریش هایی!
اوه خدای من. چه عکسی. چه ریش هایی! این عکس را در پرتغال برای من درس کرده اند. خب یک دوره ریش هایم را نزدم و شاید طرفداران به خاطر همین چنین عکسی را برایم درست کردند. این عکس و البته حرف های من یک شوخی است. دقیقا مثلا الان. تصمیم گرفتم تا زمانیکه آل اشپورت قول داده لباس ها را برای تیم ملی بدوزد، ریش هایم را نزنم! الان دو سال و یکماه گذشته و هنوز ریش هایم را نزده ام!
برای فرگوسن جوک می گفتم
حتما می خواهید از من بپرسید که به فرگوسن چی می گفتم؟ و او که اینقدر جدی است چطور اینطور می خندد. می خواهم یک گریزی به حرف های گذشته ام بزنم. نتیجه همان تحقیق را به شما می گویم و اینکه شاداب بودن و خندیدن در تمرین برای بازیکنان و همه مهم است. خب این عکس را خوب یادم هست. فکر کنم داشتم یک جوک پرتغالی برای آلکس فرگوسن تعریف می کردم و او هم اینطور ریسه رفت. ریو فردیناند را هم که در عکس می بینید.
دنیزلی به من یاد داد در ایران چطور بدون بازیکن بازی کنیم!
خب این عکس مربوط به دوران قبل از حضور من در تیم ملی ایران است. فکر کنم در این عکس او داشت به من یاد میداد که چطور در ایران بدون بازیکن، بازی کنیم! (کنایه کارلوس به این موضوع که در برهههای مختلف هیچگاه تیمملی را کامل در اختیار ندارد) خلاصه که در این جلسه او توصیههای خوبی درباره فوتبال ایران به من کرد.
من شده بودم مترجم دل بوسکه!
یادش به خیر. این عکس مربوط به یک بازی نمایشی و دوستانه بود برای انجمن فیگو. همانطور که می دانید لوئیز شاگرد من است و از دوستان بسیار نزدیکم. من مربی یکی از تیم ها بودم و دل بوسکه هم مربی تیم دیگر. قرار بود اینطور باشد. یعنی کنار هم ننشینیم. منتها چون بازیکنان خارجی زیادی در تیم دل بوسکه بودند و با توجه به اینکه من چند زبان را بلد هستم، مدام روی نیمکت آنها می رفتم و حرف های این مربی را برای بازیکنانش ترجمه می کردم. به خاطر همین مدام روی نیمکت ها در رفت و آمد بودم. این عکس هم متعلق به یکی از همان دفعاتی است که روی نیمکت کنار دل بوسکه نشستم.
این هم یکی از قهرمانی های ما
اوه، یک روز خوب. من با منچستر یونایتد ۶ قهرمانی به دست آوردم، این هم یکی از آن قهرمانی هاست.(کروش دقیق به عکس نگاه می کند)خب این عکس متعلق به اولین سال حضور من در منچستر است که توانستیم جام کارلین کاپ را ببریم و قهرمان شویم. شما در این عکس علاوه بر من و آلکس فرگوسن، تونی کاتر و مایکل را هم می بینید. مایکل همچنان دستیار فرگوسن بود ولی حالا که این مربی خداحافظی کرده است.
عظمت پرسپولیس من را گرفت
این کیست؟ من این آقا را نمی شناسم. این آقای چقدر شبیه ترک تبارهاست، با این کلاهش. (خنده) خب جدا از شوخی، من با تمام احترامی که برای شهرهای ایران قایل هستم، می گویم شیراز من را سورپرایز کرد. این شهر را دوست داشتم. شیراز مورد علاقه من بود و هست. خب این عکس هم برای روز بعد از بازدید من از پرسپولیس و پاسارگارد است. بعد از دیدن پرسپولیس، ابهت و عظمت این عصر تاریخی شما را می گیرد. برای من هم اینطور بود. جا خوردم و سورپرایز شدم. دیدن این امکان و این فرهنگ بسیار غنی در ایران، تاثیر عمیقی روی هر فردی می تواند بگذارد. روی من هم تاثیر زیادی گذاشت.
بعد از بازی رونالدو ناراحت بود مثل ما
وقتی این عکس را به کروش نشان می دهیم، ابتدا چند سوال می پرسیم؛ این بعد از بازی پرتغال است؟ چرا رونالدو بعد از بازی ناراحت بود؟ خیلی نزدیک به اسپانیا باختید. کارلوس هم پاسخ مان را می دهد: خب این عکس متعلق به بین دو نیمه بازی پرتغال و اسپانیا در جام جهانی است. در آن برهه اسپانیا فوق العاده بازی می کرد. عالی بود. در اوج اوج خودش بود. حتی دل بوسکه بعد از این بازی گفت: «حالا که پرتغال را شکست داده ایم می توانیم قهرمان دنیا شویم.» آنها قهرمان هم شدند. متاسفانه ما به اشتباه داور بازی را باختیم. آن گل اسپانیا را فراموش نمی کنم. در موقعیتی که به گل رسیدند، سه بازیکن اسپانیا در حمله بودند و ۷ بازیکن من در دفاع. تازه گلر را هم داشتیم و می شدیم ۸ بازیکن. بااین چیدمان دفاعی اسپانیا عملا هیچ شانسی برای گل زدن نداشت. ولی داور توپی را که باید آفساید می گرفت نگرفت تا آنها گل بزنند و برنده شوند. خب بعد از بازی هم ناراحت بودیم و از جمله رونالدو. فقط همین را می توانم بگویم.
بازیکنان هم می گویند خنده مهم است
خب اینجا احتمالا من دارم به رئیس درگوشش می گویم که بازی عمان را لغو کن، ولی او هم به من می گوید با هر ایرادی هم که تو می گویی، تیم ملی باید به عمان برود! من هم می گویم اشکالی ندارد، حتی با این تصمیم تو هم خوشحال می شوم.(وقتی به کروش می گوئیم که کفاشیان کلا خوش خنده است و به او می گویند آقای شادابیان لبخندی می زند و ادامه می دهد) می خواهم درباره نتایج یک تحقیق حرف بزنم. چند سال پیش یک تحقیق صورت گرفت که نمی دانم دقیقا کی. نتیجه این تحقیق همیشه همراه من بود. در آمریکا، کانادا و انگلیس راجع به کیفیت مربیان از بازیکنان پرسیده بودند. اینکه چه چیزی را ورزشکاران در مربیان شان دوست دارند. صد آیتم را در این تحقیق جا داده بودند. از دیسیپلین بگیرید تا برنامه ریزی، رهبری، مدیریت و... از هزاران ورزشکا حرفه ای در رشته های دو میدانی، فوتبال، فوتبال آمریکایی، بسکتبال، شناگر و... در این باره پرسیده بودند. به نوعی از همه ورزشکاران. می دانید آیتی که مورد علاقه بازیکنان قرار گرفت، کدام بود؟ آن ذوق و شاداب بودن و نوع خنده و همینطور انگیزه خنداندن. پس من هم می گویم بد نیست رئیس بخندد.
این عکس مربوط به زمان هیپی هاست!
اوه خدای من! این عکس را از کجا آورده اید؟ این عکس مربوط به زمان هیپی ها هست که هنوز شما به دنیا نیامده بودید! می دانم که می خواهید به من بگوئید تغییر نکرده ام و جوان مانده ام. ولی به شما می گویم دروغ نگوئید! (وقتی حرفش را تائید می کنیم و می گوئیم تغییر زیادی نکرده اید می خندد) اوه پسر، من جوان مانده ام؟ این دروغت را جدی نمی گیرم.
چرا رونالدو این شکلی است؟!
این کریس رونالدو است؟! چرا این شکلی است؟ (چند دقیقه به عکس خیره می شود و وقتی به او می گوئیم این یک شوخی اینترنتی در ایران با رونالدوست و طرفداران بارسا چنین کاری کرده اند، می خندد و چنین پاسخ می دهد) من درباره این عکس نظری ندارم.
با فوتبال مردم را به خانه شان کشیدیم
این عکس را در موزامبیک گرفته ایم. چیزهای جالبی درباره این عکس می توانم به شما بگویم. اینکه اصلا چرا رفتیم آنجا و برنامه چه بود. خب بعد از جنگ داخلی موزامبیک، زمین ها پر از مین بود. این عکس هم متعلق به منطقه ویلاکروز است. همه جای آن منطقه هم مین گذاری شده بود. مردم از انجا کوچ کرده بودند. وقتی سازمان ملل افراد متخصصی را برای مین روبی به انجا فرستاد من هم در این پروژه ۹ ساله جزئی از تیم بودم. کمک مالی و معنوی می کردم تا این برنامه پیش برود. خودم به آنجا می رفتم و با سربازان حرف می زدم. شخص دیگری هم بود با ملیت سوئیسی. ما برای اولین باز به همه نشان دادیم و البته یاد دادیم که چطور می توانیم به وسیله موش ها مین روبی کنیم. من هم در این ۹ سال کمک می کردم تا برنامه پیش برود. خب ما خیلی تلاش کردیم و سعی کردیم مناطق پاک شود ولی به طور صد درصد نتوانستیم مناطق را از مین پاک کنیم. ولی به هر حال از نظر فنی ما کار را به سرانجام رسانده بودیم و مهندس ها می گفتند زمین ها پاک است. با این جال تا شعاع ۳،۴ متری از آن منطقه، کسی نزدیک نمی آمد. همه فکر می کردند پر از مین است. این عکس هم متعلق به حدفاصل جدایی من از منچستر و حضورم در رئال است. در آن برهه خیلی بحث می کردیم که چطور اهالی را به زمین هایشان برگردانیم. چکار کنیم که برگردند سرخانه شان. یک شب داشتیم شام می خوریم که من به شوخی گفتیم یک راه داریم که مردم برگردند و آن هم فوتبال است. در این منطقه فوتبال بازی کنیم. البته من به شوخی و برای خنده گفتم. مدیر پروژه که آنجا بود این حرف را جدی گرفت و چند ساعت بعد به من گفت کارلوس عجب ایده خوبی دادی. این کار را بکنیم. گفت در همان منطقه یک زمین درست می کنیم و دروازه بکاریم و دو تیم درست کنیم. یکی تیم سربازان و دیگری تیم مسئولان پروژه. من هم گفت عجب ایده خوبی است ولی خودتان این کار را انجام بدهید چون من صد درصد آنجا نخواهم بود! به هر حال این کار را کردیم. زمین را ساختم و آماده بازی شدیم. یادم هست مردم نزدیک به یک کیلومتر دورتر نشسته بودند. دوستم به من گفت تو باید ضربه اول بازی را بزنی. (کارلوس در این لحظه بلند می شود و روی امید نمازی دستیارش صحنه سازی می کند) تصور کنید این دوست من بود. هر قدمی که برمی داشت من هم قدمم را جای پای او می گذاشتم(خنده جمعی) هنوز یادم هست. او جلوتر از من رفت و خلاصه بازی را برگزار کردیم. شاید باورتان نشود. فردای آن روز تمان زمین تبدیل شده بود به مزارع کوچک. هرکس برای خودش علامت گذاری کرده بود که آنجا را تبدیل به خانه اش کند. زمین و دوروبر زمین را. بعد از این ماجرا سازمان ملل از ما تقدیر کرد و جایزه ای هم داد. بعدها این پروژه در افغانستان و کشورهای مختلف هم عملی شد. هر که که مین باشد، بچه های ما بودند.
خیلی شبیه من است
این کاریکاتور را خودتان به من دادید. الان در خانه ام است. اگر یک روز هم رفتم، همراه با خودم می برم. خیلی شبیه من است. کار خوبی کردید و دوستش دارم. خب اینجا من را پیش کوروش کبیر می بینیم. اتفاقا به آرامگاه او نیز رفتم. من هم به او می گویم کوروش کبیر.
مورینیو پیش من امانتی دارد
پیش از اینکه کارلوس کروش شروع کند به توضیح دادن درباره این عکس، از او یک سوال می پرسیم؛ مورینیو شاگرد زرنگ کلاس شما بود یا تنبل؟! سرمربی سریعا پاسخ داد: خوزه شاگرد خوبی بود، در واقع بسیار خوب. استعداد زیادی داشت. خیلی از چیزهایی را که می گفتم، سریعا می گرفت. حتی گاهی بیشتر از من هم در کلاس می دانست. او بهترین فارغ و التحصیل کلاس های مربیگری من بود. احتمالا چیزی که خوزه نمی داند و یا یادش نیست این است که تز دانشگاهی اش راجع به ورزش در دست من است! هنوز این تز را دارم و مسلما آن را منتشر نخواهم کرد. یک تاریخی را تعیین می کنم تا این تز را به خود خوزه بدهم. این یک امانتی است.
اوه، چه ریش هایی!
اوه خدای من. چه عکسی. چه ریش هایی! این عکس را در پرتغال برای من درس کرده اند. خب یک دوره ریش هایم را نزدم و شاید طرفداران به خاطر همین چنین عکسی را برایم درست کردند. این عکس و البته حرف های من یک شوخی است. دقیقا مثلا الان. تصمیم گرفتم تا زمانیکه آل اشپورت قول داده لباس ها را برای تیم ملی بدوزد، ریش هایم را نزنم! الان دو سال و یکماه گذشته و هنوز ریش هایم را نزده ام!
برای فرگوسن جوک می گفتم
حتما می خواهید از من بپرسید که به فرگوسن چی می گفتم؟ و او که اینقدر جدی است چطور اینطور می خندد. می خواهم یک گریزی به حرف های گذشته ام بزنم. نتیجه همان تحقیق را به شما می گویم و اینکه شاداب بودن و خندیدن در تمرین برای بازیکنان و همه مهم است. خب این عکس را خوب یادم هست. فکر کنم داشتم یک جوک پرتغالی برای آلکس فرگوسن تعریف می کردم و او هم اینطور ریسه رفت. ریو فردیناند را هم که در عکس می بینید.
دنیزلی به من یاد داد در ایران چطور بدون بازیکن بازی کنیم!
خب این عکس مربوط به دوران قبل از حضور من در تیم ملی ایران است. فکر کنم در این عکس او داشت به من یاد میداد که چطور در ایران بدون بازیکن، بازی کنیم! (کنایه کارلوس به این موضوع که در برهههای مختلف هیچگاه تیمملی را کامل در اختیار ندارد) خلاصه که در این جلسه او توصیههای خوبی درباره فوتبال ایران به من کرد.
تبلیغات متنی
-
همه ایران نگران حال ژنرال هستند؛ چیزی بگو ستون!
-
واکنش سازمان زندانها به خبرسازی رسانه انگلیسی
-
آقای فروتن، خانم حجار؛ داغ عشق ۳۰ سال قبل شما تازه است
-
روزنامه مشهور به دولت لقب تمسخرآمیز داد
-
پاسخ تند به رحیمپور ازغدی درباره سیلی زدن به ترامپ
-
المپیاکوس با یک تصویر، تکلیف طارمی را مشخص کرد
-
پیشبینی بارشهای پیدرپی در بهمنماه
-
در غرب تهران و پس از اتفاقات اخیر، حال مردم خیلی بد است
-
پرواز مشکوک هواپیمای جنگ الکترونیک نیروی هوایی آمریکا
-
اسکناسهای ۱۰۰ دلاری، بازار تهران را تهدید میکند
-
فرهیختگان: چطور یک نفر خودش را سه روز به مُردن بزند؟
-
عاقبت تلخ ستارهای که از استقلال هایجک شد
-
این تفاوت بزرگ پرسپولیس را صدرنشین کرد
-
چگونه میتوان خروپف را متوقف کرد؟
-
تلاش لحظه آخری پزشکیان برای به تعویق انداختن جنگ
-
همه ایران نگران حال ژنرال هستند؛ چیزی بگو ستون!
-
واکنش سازمان زندانها به خبرسازی رسانه انگلیسی
-
آقای فروتن، خانم حجار؛ داغ عشق ۳۰ سال قبل شما تازه است
-
روزنامه مشهور به دولت لقب تمسخرآمیز داد
-
پیشبینی بارشهای پیدرپی در بهمنماه
-
در غرب تهران و پس از اتفاقات اخیر، حال مردم خیلی بد است
-
فرهیختگان: چطور یک نفر خودش را سه روز به مُردن بزند؟
-
تلاش لحظه آخری پزشکیان برای به تعویق انداختن جنگ
-
کیهان: مبادا دستگیرشدگانِ حوادث اخیر را عفو کنید
-
اسرائیل شبانه این کشور را مورد هدف قرار داد
-
تصاویر رزمایش آمریکا و کشورهای عربی در خلیج فارس
-
یمن: در صورت حمله آمریکا به ایران وارد عمل میشویم
-
پیغام شبانه عراق به ایران درباره جنگ همه جانبه
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
عکس ترانه، علی دایی و فردوسیپور روی جلد یک روزنامه
-
دو سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
استقرار زیردریاییهای ایران در تنگه هرمز
-
درخواست بازخواست از صداوسیما در پی اتفاقات اخیر
-
ورود کاروان نظامی آمریکا به کشور همسایه ایران
-
طرز تهیه کیک یخچالی موز و گردو در چند دقیقه
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
خبر مهم درباره اتصال اینترنت در ساعات آینده
-
تلگرام، توئیتر و اینستاگرام برای لحظاتی رفع فیلتر شدند
-
درگذشت کارگردان جوان سینمای ایران
-
ارتش آمریکا خودروهای سنگین جنگی به خاورمیانه اعزام کرد
-
۹ هواپیمای ترابری آمریکا وارد خاورمیانه شدند
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل













نظر کاربران
اون عکس رونالدو واقعا زشت بود.کی روش هم معلومه خوشش نیمد.دقیقا شخصیت طرفدارای بارسلونا رو نشون میده.
از شخصیتش خوشم میاد. اگه بذارن خوب کار میکنه
به امید موفقیت تیم ملی ایران در 3بازی آخر مقدماتی جهانی...
مجله جان زیر عکس 4 بجای "خیلی نزدیک به پرتغال باختید." بنویس "خیلی نزدیک به اسپانیا باختید."
پاسخ ها
!!!!!!!!!!!!
تعجب میکنیــــــــــــــــم!!
سلام
مطلب خوبی بود و دستتون درد نکنه.درضمن زیر عکس 6 ( این عکس مربوط به زمان هیپی هاست! ) این قسمت رو اصلاح کنید."هنوز شما به دنبال نیامده بودید!"