هما روستا: نه، اولین هنر رقص است!
دیدار نوروزی با خانواده رشیدی های هنرمند
منزل خانواده رشیدی همانطور بود که فکر می کردیم. مملو از صفا و صمیمیت مانند داوود خان. پر مهر و محبت مانند احترام خانم. پرنشاط و پرانرژی مانند لیلی. در این دیدار خانم هما روستای نازنین و لیلا حاتمی عزیز هم که از دوستان نزدیک این خانواده هستند، ما را همراهی کردند.
مجله چلچراغ: چلچراغ آداب و رسوم چلچراغی کم ندارد. از برنامه های آبگوشت خوری گرفته، تا لیگ منچ و مراسم شب چله ای و ... اما یکی از چلچراغی ترین این آداب، رسم دید و بازدید عید است، آن هم پیش از سال نو.
این بار با بزرگ خاندانمان، آقای خلیلی به دیدار یکی دیگر از بزرگان هنر تئاتر سرزمین مان رفتیم. منزل خانواده رشیدی. همانطور بود که فکر می کردیم. مملو از صفا و صمیمیت مانند داوود خان. پر مهر و محبت مانند احترام خانم. پرنشاط و پرانرژی مانند لیلی. در این دیدار خانم هما روستای نازنین و لیلا حاتمی عزیز هم که از دوستان نزدیک این خانواده هستند، ما را همراهی کردند و در این دیدار از هر دری صحبتی شد که خلاصه قسمت های مجازش پیش روی شماست.
بحث ترافیک مهارنشدنی تهران
بچه های چلچراغ: ما چهار ساعت پیش حرکت کردیم، ولی خیابان ها پارکینگ شده بود و ما اطلاع نداشتیم.
فریدون عموزاده خلیلی: من از مسیری که آمدم، به موقع رسیدم.
احترام برومند: لیلان جان، چرا بچه ها را با خودتون نیاوردید؟
لیلا حاتمی: چون به نظرم بچه ها فقط هفت یا هشت ساعت در روز زندگی می کنند و گناه دارند دو ساعتش تو ترافیک باشند.
احترام برومند: من هم زمانی که سینا را کلاس فرانسه می بردم، زمانی که در ماشین بودیم، ترافیک سینا را خیلی اذیت می کرد.
بحث تئاتر بازی کردن لیلا
فریدون عموزاده خلیلی: شما تا امروز تئاتر بازی کردید؟ من تئاتری از شما به یاد ندارم که بازی کرده باشید؟
لیلا حاتمی: نه، بازی نکردم و تنها باری که فقط تمرین کردم، سر نمایش عمو داوود بود.
داوود رشیدی: چند سال پیش من لیلا را برای بازی در یک نقش دعوت کردم تا تئاتر بازی کند.
وقتی آمد، فکر کرد مثل سینما فقط یک بار بازی می کند و می تواند برود و تمام شود، ولی من به او گفتم که باید 30 شب اجرا کنی.
لیلا حاتمی: گفتم می تونم به جای یک ماه 20 روز بیام؟ عمو داوود هم به شوخی گفت خوب می خواهی یه هفته بیا! در آخر چون گوشم چرک کرده بود، گفتم نمی توانم بیایم. نمی دانید آن زمان چقدر خوشحال شدم که مریض شدم و نمی توانستم تئاتر بازی کنم.
داوود رشیدی: فکر کنم از تئاتر خوشش نیامد.
هما روستا: نه، فکر کنم لیلا با شما شوخی می کرد. البته بازیگرانی که در فیلم بازی می کنند، برای بازی در تئاتر تنبل می شوند. به همین دلیل بازیگرانی مانند آل پاچینو برای جلوگیری از این تنبل شدن و برای تقویت همیشگی خودش در سال حداقل یک تئاتر بازی می کنند. به خاطر تحرک در تئاتر همیشه رو فرم می مانند زیرا سینما بسیار کسل کننده است و در سینما بازیگر یک وسیله است و مومی در دستان کارگردان، اما در تئاتر بازیگر سلطان صحنه است.
فریدون عموزاده خلیلی: تئاتر باعث خلاقیت بیشتر بازیگر می شود چون تئاتر هنر مولف است.
داوود رشیدی: البته می دانید که تئاتر هنر اول است.
هما روستا: نه، اولین هنر رقص است.
فریدون عموزاده خلیلی: البته اگر حرکات موزون را نوعی از تئاتر در نظر بگیریم، هر دو نظر صحیح است.
بحث خوش تیپ بودن مردان ایرانی
هما روستا: من دو مادر دارم، یکی کسی که مرا به دنیا آورد و دیگری کسی که من را بزرگ کرد. مادری که مرا بزرگ کرد، روس است که در برلین زندگی می کند. در زمان اکران فیلم «گذشته» من در آنجا بودم و وقتی مادرم روی پلاکارد عکس آقا مصفا را دید، گفت ایشان بسیار خوش تیپ هستند و کلی از مردان ایرانی تعریف کرد.
بحث انتخاب اسم لیلا و لیلی
احترام برومند: اول لیلا به دنیا آمد و بعد من لیلی را باردار شدم و چون آن زمان امکان فهمیدن پسر یا دختر بودن نبود، من گفتم اگه پسر باشد اسمش را می گذاریم علی که اسم خود آقای حاتمی بود و اگر هم دختر باشد اسمش را می گذاریم لیلا. که علی حاتمی به شوخی می گفت چرا شما دست از سر ما برنمی دارید؛ اگه ما نبودیم چه می کردید.
بحث های کاری
احترام برومند: به نظرم اگر کسی را بخواهند به جایی تبعید کنند، باید مجبورش کنند تئاتر کار کند، آنقدر که تئاتر کار کردن سخت است.
هما روستا: تئاتر عشق است. تئاتر خلاقیت دسته جمعی است. برای تولید یک تئاتر خوب باید تعدادی از افراد در کنار هم قرار بگیرند و با هم تمرین کنند تا بتوانند به خلاقیت برسند و این روند بسیار زیباست. هر شب تئاتر به دنیا می آید و همان شب می میرد و دوباره شب بعدی به دنیا می آید. بازیگر سینما چون همیشه ثبت می شود، مغرور می شود، ولی بازیگر تئاتر چون بازی اش ثبت نمی شود، هیچ وقت مغرور نمی شود. خیلی از خودگذشتگی می خواهد تا این هنر را بازی کند.
داوود رشیدی: تئاتر هر شب با شب قبلش متفاوت است.
بحث های خانوادگی
احترام برومند: ما همیشه مقاطعی از عید را با هم بودیم.
لیلا حاتمی: اتفاقا چیزی که من یادم هست، این است که ما همیشه عیدها با هم نبودی، چون شما همیشه می رفتید خزرویلا در انزلی، ولی ما می رفتیم خزر شهر و فقط یک عید به هم رسیدیم.
احترام برومند: درست است، سال ۵۹ ما رفتیم بندر انزلی و بعد با هم آمدیم سمت شما.
لیلا حاتمی: بله یادم هست و همیشه عید برای من خیلی سخت بود چون من و لیلی را از هم جدا می کردید.
داوود رشیدی: زمانی که این دوبه هم می رسیدند مانند دوتا شیطان می شدند و آتش می سوزاندند.
احترام برومند: چون ما از زمان قبل از ازدواج علی حاتمی با هم ارتباط داشتیم، بعد از ازدواج هم باز هم ارتباطمان بیشتر شدو بچه ها همیشه پیش هم بودند.
لیلا حاتمی: البته من همیشه خانه لیلی بودم، چون لیلی نمی تونست خانه ما بخوابد و دلش برای مادرش تنگ می شد.
احترام برومند: لیلا در بچگی بسیار سازگارتر از لیلی بود.
هماروستا: البته الان هم فکر کنم همینطور است.
و در نهایت بحث شیرین فال حافظ
فریدون عموزاده خلیلی: یکی از رسم های قدیمی چلچراغ گرفتن فال حافظ است که معمولا توسط آقای خاتمی اتفاق می افتد، آنقدر این فال ها جور درمی آید که همه فکر می کنند نشانه گذاری صورت گرفته است.
لیلی رشیدی: واقعا، من هم چند بار در این مراسم بودم و به نظرم همیشه درست بوده است.
هما روستا: زنده یاد احمد آقالو هم همیشه اینگونه بود. ایشان همیشه برای ما هم فال می گرفتند و همیشه درست از آب درمی آمد.
فریدون عموزاده خلیلی: همه نیت کنند تا آقای رشیدی زحمت فال را بکشند. فقط مراقب باشید نیت ها قاطی نشود.
آقای رشیدی برای همه فال می گیرند و خانم برومند فال را برای دیگران می خوانند.
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم / کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم
گر به کاشانه رندان قدمی خواهی زد / نقل شعر شکرین و می بی غش دارم
عاشق و رندم و می خواره به آواز بلند / وین همه منصب از آن حور پریوش دارم
ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من / جنگ ها با دل مجروح بلاکش دارم
گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری / من به آه سحرت زلف مشوش دارم
حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است / بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست / من رخ زرد به خونابه منقش دارم
این بار با بزرگ خاندانمان، آقای خلیلی به دیدار یکی دیگر از بزرگان هنر تئاتر سرزمین مان رفتیم. منزل خانواده رشیدی. همانطور بود که فکر می کردیم. مملو از صفا و صمیمیت مانند داوود خان. پر مهر و محبت مانند احترام خانم. پرنشاط و پرانرژی مانند لیلی. در این دیدار خانم هما روستای نازنین و لیلا حاتمی عزیز هم که از دوستان نزدیک این خانواده هستند، ما را همراهی کردند و در این دیدار از هر دری صحبتی شد که خلاصه قسمت های مجازش پیش روی شماست.
بحث ترافیک مهارنشدنی تهران
بچه های چلچراغ: ما چهار ساعت پیش حرکت کردیم، ولی خیابان ها پارکینگ شده بود و ما اطلاع نداشتیم.
فریدون عموزاده خلیلی: من از مسیری که آمدم، به موقع رسیدم.
احترام برومند: لیلان جان، چرا بچه ها را با خودتون نیاوردید؟
لیلا حاتمی: چون به نظرم بچه ها فقط هفت یا هشت ساعت در روز زندگی می کنند و گناه دارند دو ساعتش تو ترافیک باشند.
احترام برومند: من هم زمانی که سینا را کلاس فرانسه می بردم، زمانی که در ماشین بودیم، ترافیک سینا را خیلی اذیت می کرد.
بحث تئاتر بازی کردن لیلا
فریدون عموزاده خلیلی: شما تا امروز تئاتر بازی کردید؟ من تئاتری از شما به یاد ندارم که بازی کرده باشید؟
لیلا حاتمی: نه، بازی نکردم و تنها باری که فقط تمرین کردم، سر نمایش عمو داوود بود.
داوود رشیدی: چند سال پیش من لیلا را برای بازی در یک نقش دعوت کردم تا تئاتر بازی کند.
وقتی آمد، فکر کرد مثل سینما فقط یک بار بازی می کند و می تواند برود و تمام شود، ولی من به او گفتم که باید 30 شب اجرا کنی.
لیلا حاتمی: گفتم می تونم به جای یک ماه 20 روز بیام؟ عمو داوود هم به شوخی گفت خوب می خواهی یه هفته بیا! در آخر چون گوشم چرک کرده بود، گفتم نمی توانم بیایم. نمی دانید آن زمان چقدر خوشحال شدم که مریض شدم و نمی توانستم تئاتر بازی کنم.
داوود رشیدی: فکر کنم از تئاتر خوشش نیامد.
هما روستا: نه، فکر کنم لیلا با شما شوخی می کرد. البته بازیگرانی که در فیلم بازی می کنند، برای بازی در تئاتر تنبل می شوند. به همین دلیل بازیگرانی مانند آل پاچینو برای جلوگیری از این تنبل شدن و برای تقویت همیشگی خودش در سال حداقل یک تئاتر بازی می کنند. به خاطر تحرک در تئاتر همیشه رو فرم می مانند زیرا سینما بسیار کسل کننده است و در سینما بازیگر یک وسیله است و مومی در دستان کارگردان، اما در تئاتر بازیگر سلطان صحنه است.
فریدون عموزاده خلیلی: تئاتر باعث خلاقیت بیشتر بازیگر می شود چون تئاتر هنر مولف است.
داوود رشیدی: البته می دانید که تئاتر هنر اول است.
هما روستا: نه، اولین هنر رقص است.
فریدون عموزاده خلیلی: البته اگر حرکات موزون را نوعی از تئاتر در نظر بگیریم، هر دو نظر صحیح است.
بحث خوش تیپ بودن مردان ایرانی
هما روستا: من دو مادر دارم، یکی کسی که مرا به دنیا آورد و دیگری کسی که من را بزرگ کرد. مادری که مرا بزرگ کرد، روس است که در برلین زندگی می کند. در زمان اکران فیلم «گذشته» من در آنجا بودم و وقتی مادرم روی پلاکارد عکس آقا مصفا را دید، گفت ایشان بسیار خوش تیپ هستند و کلی از مردان ایرانی تعریف کرد.
بحث انتخاب اسم لیلا و لیلی
احترام برومند: اول لیلا به دنیا آمد و بعد من لیلی را باردار شدم و چون آن زمان امکان فهمیدن پسر یا دختر بودن نبود، من گفتم اگه پسر باشد اسمش را می گذاریم علی که اسم خود آقای حاتمی بود و اگر هم دختر باشد اسمش را می گذاریم لیلا. که علی حاتمی به شوخی می گفت چرا شما دست از سر ما برنمی دارید؛ اگه ما نبودیم چه می کردید.
بحث های کاری
احترام برومند: به نظرم اگر کسی را بخواهند به جایی تبعید کنند، باید مجبورش کنند تئاتر کار کند، آنقدر که تئاتر کار کردن سخت است.
هما روستا: تئاتر عشق است. تئاتر خلاقیت دسته جمعی است. برای تولید یک تئاتر خوب باید تعدادی از افراد در کنار هم قرار بگیرند و با هم تمرین کنند تا بتوانند به خلاقیت برسند و این روند بسیار زیباست. هر شب تئاتر به دنیا می آید و همان شب می میرد و دوباره شب بعدی به دنیا می آید. بازیگر سینما چون همیشه ثبت می شود، مغرور می شود، ولی بازیگر تئاتر چون بازی اش ثبت نمی شود، هیچ وقت مغرور نمی شود. خیلی از خودگذشتگی می خواهد تا این هنر را بازی کند.
داوود رشیدی: تئاتر هر شب با شب قبلش متفاوت است.
بحث های خانوادگی
احترام برومند: ما همیشه مقاطعی از عید را با هم بودیم.
لیلا حاتمی: اتفاقا چیزی که من یادم هست، این است که ما همیشه عیدها با هم نبودی، چون شما همیشه می رفتید خزرویلا در انزلی، ولی ما می رفتیم خزر شهر و فقط یک عید به هم رسیدیم.
احترام برومند: درست است، سال ۵۹ ما رفتیم بندر انزلی و بعد با هم آمدیم سمت شما.
لیلا حاتمی: بله یادم هست و همیشه عید برای من خیلی سخت بود چون من و لیلی را از هم جدا می کردید.
داوود رشیدی: زمانی که این دوبه هم می رسیدند مانند دوتا شیطان می شدند و آتش می سوزاندند.
احترام برومند: چون ما از زمان قبل از ازدواج علی حاتمی با هم ارتباط داشتیم، بعد از ازدواج هم باز هم ارتباطمان بیشتر شدو بچه ها همیشه پیش هم بودند.
لیلا حاتمی: البته من همیشه خانه لیلی بودم، چون لیلی نمی تونست خانه ما بخوابد و دلش برای مادرش تنگ می شد.
احترام برومند: لیلا در بچگی بسیار سازگارتر از لیلی بود.
هماروستا: البته الان هم فکر کنم همینطور است.
و در نهایت بحث شیرین فال حافظ
فریدون عموزاده خلیلی: یکی از رسم های قدیمی چلچراغ گرفتن فال حافظ است که معمولا توسط آقای خاتمی اتفاق می افتد، آنقدر این فال ها جور درمی آید که همه فکر می کنند نشانه گذاری صورت گرفته است.
لیلی رشیدی: واقعا، من هم چند بار در این مراسم بودم و به نظرم همیشه درست بوده است.
هما روستا: زنده یاد احمد آقالو هم همیشه اینگونه بود. ایشان همیشه برای ما هم فال می گرفتند و همیشه درست از آب درمی آمد.
فریدون عموزاده خلیلی: همه نیت کنند تا آقای رشیدی زحمت فال را بکشند. فقط مراقب باشید نیت ها قاطی نشود.
آقای رشیدی برای همه فال می گیرند و خانم برومند فال را برای دیگران می خوانند.
در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم / کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم
گر به کاشانه رندان قدمی خواهی زد / نقل شعر شکرین و می بی غش دارم
عاشق و رندم و می خواره به آواز بلند / وین همه منصب از آن حور پریوش دارم
ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من / جنگ ها با دل مجروح بلاکش دارم
گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری / من به آه سحرت زلف مشوش دارم
حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است / بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم
گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست / من رخ زرد به خونابه منقش دارم
تبلیغات متنی
-
چطور یک وبسایت حرفهای میتواند اعتماد مشتریان را چند برابر کند؟
-
نیکزاد: تنگه هرمز با عملیات نظامی باز نمیشود
-
دویدنهای مکرون در خیابانهای مصر سوژه شد
-
مقام ایران: از امروز خویشتنداری ما تمام شد
-
صحبت های جنجالی مجری ، درباره پیری پوست در برنامه زنده صداوسیما
-
تصاویری از اولین جلسهٔ وبیناریِ مجلس در سال جدید
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
اقدام توجهبرانگیز رسول خادم برای تعمیر خانه پیرزن
-
ماجرای مهمترین جزیره ایران که فقط انبار نفت نیست
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
حقوق ١٠ میلیونی برای دانشجویان دانشگاه تهران
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
روایت تازه از حضور مخفیانه رئیسجمهور در تجمعات
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
لباس چه رنگی بپوشید، پشهها شما را نیش میزنند؟
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
اقدام توجهبرانگیز رسول خادم برای تعمیر خانه پیرزن
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
کپی دقیق پورشه توسط چینیها معرفی شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
فارس: حمله به کشتی آمریکایی در سواحل قطر
-
جزئیات قتل مریم؛ یک چوپان جسد سوخته را پیدا کرد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
حسودیم شد
چ جمع دوستانه خوبی!خوش باشن وروزگارشون رو ب خوشی بگذرونند! اما خیلی نفهمیدم کی ب کیه؟!
دعا کنیم بین همه خانواده ها روابط حسنه برقرار باشه و همه در صفا و آشتی و شاد شاد زندگی کنن! انشاالله....