۸۰۷۰۶۷
۲۵ نظر
۵۰۱۸
۲۵ نظر
۵۰۱۸
پ

کارتن خوابی که می‌توانست امام جماعت باشد

کنار یکی از ستون‌های بزرگ‌ترین پل عابرپیاده تهران یعنی «میدان رسالت» که دید چندانی برای مردم رهگذر ندارد، یک کارتن‌خواب زندگی می‌کند. تعداد کارتن‌خواب‌های این محدوده زیاد است اما داستان او کمی متفاوت‌تر به نظر می‌رسد.

خبرگزاری ایسنا: کنار یکی از ستون‌های بزرگ‌ترین پل عابرپیاده تهران یعنی «میدان رسالت» که دید چندانی برای مردم رهگذر ندارد، یک کارتن‌خواب زندگی می‌کند. تعداد کارتن‌خواب‌های این محدوده زیاد است اما داستان او کمی متفاوت‌تر به نظر می‌رسد.

«م.م» چند ماهی می‌شود که زیر همین پل است. شب‌های بارانی سرپناهی پیدا می‌کند و در نهایت خانه اول و آخرش به همین محدوده ختم می‌شود؛ ویرانه‌ای که بقایای آن در ساعاتی از روز بر فراز پل قابل مشاهده بوده و شاید نگاه رهگذران نیز به آن افتاده باشد.

کارتن خوابی که می‌گوید هنوز معتاد نشده و با سیگار آرام می‌شود و در عین زندگی کارتن‌خوابی هنوز غرور و عزت نفس و مهم‌تر از همه انگیزه برای کار کردن دارد.کارتن خوابی که می‌توانست امام جماعت باشد

با روشن شدن هوا حوالی میدان رسالت، کنار کارگرهای ایرانی و افغانستانی منتظر می‌ماند تا شاید کاری پیدا شود. اگر بخت یارش باشد، حقوق روزمزدی می‌گیرد، در غیر این صورت از مخازن زباله ضایعات جمع می‌کند و با فروش آن لقمه‌ای نان می‌خورد.

هنوز ساعت به ۱۰ شب نرسیده که به سختی از روی گاردریل پل به پایین می‌پرم. خودم را یک رهگذر کنجکاو و بعد خبرنگار معرفی می‌کنم. مقاومت چندانی ندارد اما برایش سوال است که چه چیزی توجهم را جلب کرده که این وقت شب اینجا هستم.

یک شرط دارد و آن هم حفظ آبرویش است و می‌گوید: «اگر در حوزه علمیه قم شناسایی شوم، خودم که چیزی برای از دست دادن ندارم اما آبروی خانواده‌ام در شهرستان می‌رود».

کنار تشک پاره و سوخته‌اش می‌نشینم. همه جا بوی نم و کثیفی دارد. اطراف جایی که نشسته‌ایم پر از خرده‌شیشه، کاغذ، لباس‌پاره، ظرف خالی از غذا، نایلون و ... است. سیگاری روشن می‌کند.

مامورای شهرداری شبا سراغت نیومدن که بری گرم‌خونه؟

هر شب اضطراب دارم که گرفتار مامورا نشم. دعا می‌کنم که عابرا با ۱۳۷ تماس نگیرن. به همین خاطر زیر این پل اومدم که از دید مردم دور باشم. بیشتر کارتن‌خوابا از روی ناچاری خودشونو تسلیم شهرداری می‌کنن که سرپناه داشته باشن و یه وعده غذای گرم بخورن اما من حاضرم همین جا از سرما قندیل ببندم و گرم‌خونه نرم.

تا حالا کدوم گرم‌خونه خوابیدی؟ وضعیت اونجا از نظر بهداشت چه طور بود؟ چه طور گذشت؟

دو سه بار گرفتار شدم و بردنم گرم‌خونه خاوران که امیدوارم دفعه آخرم باشه! هر بار هم مثل همیشه؛ بعد از حموم اجباری که شامپو و صابون هم به اندازه کافی نبود، دوباره با تن خیس، لباس کثیف می‌پوشیدیم و کف زمین روی موکت، «کتابی» می‌خوابیدیم. پتو به تعداد کافی هست اما همه‌شون کثیفن و بوی مرگ میدن.

کثیفی بیشتر از همه آزار میده. ظرفیت گرم‌خونه نهایتا واسه ۱۰۰ نفره اما حدود ۲۵۰ نفر پذیرش می‌کنن. کنار افراد معتاد، مردم عادی که واسه انجام یه کار اداری اومدن تهران و جای خواب نداشت هم میرن گرم‌خونه. بعضی معتادا به خاطر سوءمصرف یا نشئگی تا صبح هذیون می‌گفتن و آرامش بقیه رو گرفته بودن.

تا صبح غوغا بود. صبح زود هم با یه نون لواش و یه تیکه پنیر به اندازه یه سیم‌کارت، بیرونمون مینداختن و باز ما می‌موندیم و جاده‌ای که از شهر خیلی فاصله داشت.

چند سالته؟ اهل کجایی؟ از خونواده‌ت بگو.

۲۹ سالمه. دو تا آبجی و سه تا داداشیم. یه مادر پیر هم داریم که الان چشم‌انتظارمه. مال یکی از روستاهای دورافتاده کرمونشاهم. مادرم همونجا تو یه خونه خیلی محقر زندگی می‌کنه.

خونواده‌ت از شرایطت توی تهران خبر دارن؟ ازدواج کردی؟

بعید می‌دونم خبر داشته باشن. مادرم اگه بفهمه از غصه دق می‌کنه. ازدواجمم فقط یه سال دووم داشت. زنم مهریه‌شو اجرا گذاشت و من مجبور شدم توافقی یه پولی بهش بدم و جدا شیم.

مهریه چقدر بود؟

دقیق یادم نیست اما اواخر سال ۹۲ که طلاق گرفتیم واسه پرداخت مهریه، زمین کشاورزی بابام، وسایل خونه و چندتا گاو و گوسفند فروختم، وام گرفتم، از آشنا و فامیل قرض کردم تا تونستم حدود ۴۵ میلیون تومن بدم. هنوز به خاطر همین بدهکاری به مردم، فراری و آواره‌ام. حتی درس و دانشگاهو تا جایی که دلم می‌خواست ادامه ندادم!

چی خوندی؟

الهیات توی دانشگاه نجف‌آباد. تا سطح ۳ حوزه هم توی قم خوندم. موضوع پایان‌نامه‌م «جایگاه روح در عالم برزخ از دیدگاه عقل و احادیث» بود.

نمره پایان‌نامه‌ت چند شد؟ اصلا چرا رشته الهیاتو انتخاب کردی؟ علاقه داشتی؟

اگه اشتباه نکنم ۱۸.۵ گرفتم. علاقه خاصی به این رشته نداشتم اما درس‌خون بودم و با انگیزه مباحثو دنبال می‌کردم. یه فامیل دور هم داشتیم که طلبه بود. بعد از دوره پیش‌دانشگاهی تشویقم کرد که برم حوزه. من به اعتبار اون رفتم حوزه اما به خاطر مشکلات اعصاب و روان که بعد از طلاق گرفتارش شدم، تمام زندگیمو از دست دادم.

این فامیلتون از شرایط الانت باخبره؟ سراغی ازش نگرفتی تا شاید کمکی کنه؟

چندان خبر ندارم ازش. راستشو بخوای از عالم و آدم فراری‌ام. میترسم بیفتم سر زبون‌ مردم. اگه یه نفر بفهمه من کنار معتادا توی خیابون زندگی می‌کنم، آبروی خونواده‌م میره. هیچ‌کس خیرخواه آدم نیست. به هیچ‌کسم نمی‌تونم رو بندازم. همه خودشون گرفتارن.

خودت چقدر واسه یاد گرفتن یه حرفه توی تهران تلاش کردی؟ درآمدت از کجاست؟

صبحا کنار کارگرای فصلی توی میدون رسالت می‌چرخم که واسه کار سراغم بیان. اما خانوم، الان افغانیا جای ما کار می‌کنن. کارگر و سرایدار خونه‌ها و برجا شدن. کار ما کارگرای ایرانی رو کساد کردن.

خودم کمک‌دست بنا بودم. سیمان‌کاری، آجرچینی و تیغه‌کشی بلدم. اگه الان کار بدن بهم، عالی تحویل میدم و حاضرم دو سه برابر یه کارگر افغانی کار کنم. اما وقتی صبح کسی کارگر نمیخواد، ناامید نمیشم و ضایعات جمع می‌کنم می‌فروشم.

حتی سراغ تراکت‌های تبلیغاتی هم رفتم که کاری پیدا کنم اما وقتی سر و وضعمو می‌بینن، بی‌اعتنایی می‌کنن. ضامن یا وثیقه هم می‌خوان. تمام زندگی من همین یکی دو دست لباس و کارتنه. چند ساله اومدم تهران. تمام شهرها مثل قم، شیراز، اصفهان و ... چرخیدم تا کار پیدا کنم. توی تهران حداقل از ضایعات پول یه دونه نون درمیاد.

روزی چقدر از زباله‌گردی درمیاری؟

اگه از صبح روی دور شانس باشم و توی سطلا چیزی پیدا بشه، تا حوالی عصر بعد از فروش ضایعات، حدود ۱۵ هزار تومن دستمو میگیره. گاهی هم اگه خوش‌شانس باشم، غذایی پیدا می‌شه یا یه آدم خیّر واسمون غذایی چیزی میاره. هر روز هم می‌تونیم فقط با یه نون سر کنیم. از پول باقی‌مونده، هزینه سیگارم درمیاد.

هر بار که سراغت اومدم، چندتا معتاد داشتن مواد مصرف می‌کردن یا نشئه بودن. خودت اعتیاد نداری یا احساس خطر نمی‌کنی؟

فقط سیگار می‌کشم. با سیگار آروم می‌شم. تمام این آدما به خاطر بیکاری یا تفننی اومدن سراغ مواد. تمام زندگیشونو از دست دادن. ما خیلی با هم کاری نداریم و فقط اندازه چند ساعت خواب نصفه و نیمه کنار همیم و همدیگه رو تحمل می‌کنیم تا از تنهایی در بیایم.

در کل چندان اهل معاشرت نیستم. تمام کارتن‌خوابای زیر پل رو می‌شناسم اما ارتباط چندانی نداریم. خیلی از کارتن‌خوابا واسه درد دل کردن هم که شده میان مواد مصرف می‌کنن و تا صبح همینجا می‌افتن. بیشترشون هم توی تهران خانواده دارن و متواری شدن. اما من توی تهران هیچ آشنایی ندارم.

از همکلاسیای دوران دانشگاه هم بی‌خبری؟ قبل از طلاق و واسه پیدا کردن کار از دوستا و هم‌کلاسیات کمکی نخواستی؟

از هیچکدوم خبری به صورت مستقیم ندارم اما هم‌دوره‌ای‌های من توی طرح «هجرت» با سازمان تبلیغات مشغول کارن و الان امام‌جماعت بعضی از مساجد روستاها و شهرها شدن.

اصلا نمی‌تونم توی این شرایط از کسی کمک بگیرم. هر کدوم واسه خودشون گرفتاری دارن اما یکی از هم‌کلاسیام که توی تامین اجتماعی کار می‌کرد، پیشنهاد کار داد که چون وضعیت روحیم خیلی خرابه قبول نکردم و الان پشیمونم. سال ۹۴ هم‌ یه نامه‌ به نماینده شهرمون نوشتم و از وضعیتم گفتم.

جواب نامه چی شد؟

(لبخند تلخی می‌زند) هیچی! توی نامه درد دل کردم که جویای کارم. وعده دادن، شماره تماس خواستن و گفتن صبر کن. منم صبر کردم! تا مدت‌ها منتظر و امیدوار بودم شاید کاری جور بشه اما خبری نشد. خیلی جاها تاهل شرط اصلی اشتغاله و من درست بعد از طلاق، تمام زندگی و روحیه‌مو از دست دادم.

به جز در آوردن یه لقمه نون و سیر کردن شکمت، چی باعث میشه صبحا حتی واسه زباله‌گردی و جمع‌کردن ضایعات از لابه‌لای کارتن‌ها بلند شی؟

از نظر مالی که هیچ، از نظر روحی خیلی تحت فشارم. اگه اوضاع مالی و روحیم بهتر بشه حتما ادامه تحصیل میدم. از بچگی فقط دنبال درس و مدرسه بودم و از اینکه تحصیلاتم به جایی نرسید خیلی ناراحتم. اگه درسم به نتیجه مطلوب برسه، خیلی از مسائل حل میشه.

بابت مهریه بدهی دارم که هر شب کابوسشو می‌بینم و به خاطرش از خونواده و فامیل فراری‌ام. خدا کمک کنه، پول مردمو میدم.

پ
برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن برترین ها را نصب کنید.

همراه با تضمین و گارانتی ضمانت کیفیت

پرداخت اقساطی و توسط متخصص مجرب

ايمپلنت با ١٥ سال گارانتي 9/5 ميليون تومان

ویزیت و مشاوره رایگان
ظرفیت و مدت محدود
آموزش هوش مصنوعی

تا دیر نشده یاد بگیرین! الان دیگه همه با هوش مصنوعی مقاله و تحقیق می‌نویسن لوگو و پوستر طراحی میکنن
ویدئو و تیزر میسازن و … شروع یادگیری:

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

سایر رسانه ها

    نظر کاربران

    • محمدنژاد

      چرا باید یک ناملایمتی از نوع طلاق، توئی که طلبه ای و علوم دینی خوندی اینقدر متزلزل کنه که کارتن خواب بشی؟!
      حداقل باید این فهم معرفتی و دینی را داشته باشی که توکل به خدای سبحان جل جلاله و همت انسانی رهگشای مشکلات است!
      خودت خوب جواب دادی که به این معارف دینی و طلبگی علاقه نداشتی و الا از وضعیت بهتری برخوردار بودی!
      خدا شاهد است! قصد ملامت ندارم؛ ولی برادر عزیز! این وضعیت حداقل برای توئی که با اقل معارف دینی آشنا هستی برازنده نیست!

      پاسخ ها

      • بدون نام

        این طوری نگو. معصوم که نیستیم. از قدیم گفتن فقر که از یک در بیاد، ایمان از در دیگه میرم بیرون.

      • بدون نام

        اگر کسی فردی را بخاطر گناهی ملامت کند, نمیرد مگر اینکه خود به آن گناه مبتلا شود

    • بدون نام

      خدا یا خودت ڪمڪ ڪن، این دردے ڪه این دوست عزیز ڱرفتارش شده درد خیلی هاست ،دوست بنده از همدان هم به علت بی فڪری رفت وازشمال یڪ دختر ڱرفت وبعد از دوسال به خاطر ڱران شدن سڪه مهریه اش رو اجرا ڱڌاشتن ودوست من نزدیڪ شش ماهه ڪه در زندان نشتا روداست وخانوادش به علت فقر ڪاری نمیتونن انجام بدهند ودرروستا همدان با فقر دست وپنجه نرم میڪنندخدا همه زندانیان بی ڱناه رابه خانوادشون برڱردونه ،این مهریه وقیمت سڪه یڪ مغازه شده برای بعضی از دخترها تا با این وضع به آرزوهایی ڪه در خانه پدر به دلشون مونده برسن وداماد بدبخت را با خاڪ یڪی ڪنند یا به زندان برسانند،علتش هم فقر فرهنڱی از طرف هر دو نفره هم داماد وهم عروس

    • نااشنا

      انشالله که خدا کمکت کنه همه مشکلاتت حل بشه.

    • بدون نام

      درستم بخونی باز همینه ملت با فوق لیسانس بیکارن و پول شارژ موبایلشونم ندارن تو این مملکت کسی رو که اصلت نمیخوان آدم درس خونده و فهمیدس

    • بدون نام

      واقعا جای تاسف داره مسولینی که سریع سلطان سکه رو شناسایی کردند لطف کنن این جور افراد رو شناسایی و بهشون کمک کنن

    • بدون نام

      بخاطر ازدواج به فقر و نیستی رفت.

    • مهدی

      الا برکت الله

      پاسخ ها

      • بدون نام

        مجید دلبندم اون علی عه, نه ألا

    • ق

      این حرفها با وضع ایشان همخوانی ندارد برود به روستای خودش

    • آرش میرمحمدی

      افسوس...

      سهم این بنده خدا از نفت چیه؟؟

    • منهی

      این حرفهارا چاپ نکنید کسی که استعداد کاری دارند کارتن خواب نمی شود واین حرف همخوانی با امام جماعت ندارد آدمهای بیبدوبارمعتاد وطرد شده از مردم این جوری بشان مقام ندهید

    • سانسور بی سانسور

      فقط میتونم بگم متاسفم و:
      لعن الله علی قوم ظالمین

    • بدون نام

      این بشرمعلومه طلبگی خواندنش هم ازروی بی علاقه گی وتفننی وبی انگیزه گی خوانده وعیب ازخودشه چون اگرباایمان به راهیکه انتخاب کرده بودپیش میرفت باهمان به قول خودش سطح سه حوزه میتوانست دریک روستایاشهربه عنوان مبلغ دینی مشغول هدایت مردم بشودوازآقاامام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف هم مددبگیردوسروسامان وبه این نکبتی خودش رانیندازداین بابایک جای کارش میلنگد

    • بدون نام

      کجا هستند خیرین خوب بیایید دست این جوان را بگیرید نذارید از این بد بخت تر بشه کمکش کنید کار بهش بدید کسیکه هنوز معنای خانواده وآبرو را میفهمه همیشه یک اتفاق باعث یک ویرانی جبران ناپذیر میشه

    • بدون نام

      فكر نميكنم حرفاش راست باشه همه اش دروغ سرهم كرده

    • hamid

      من قبول دارم کسی که درس میخونه دلی معمولا یه مقدار بی بضاعت هستش اما این دلیل این کار نیست شجاع باش بگوندارم من اینم بزار بندازنت زندان بهتر ازاینه همیشه توقع مردمو از خودت پایین نگه دارتا راحت زندگی کنی
      ما الان دنبال یه استاد خوبیم چه حوزه چه دانشگاه خوب باشی همه دنبالتن اگه رسمی هم هیچ جایی قبولت نکنه اونایی که میشناسنت میان پیشت این چه وضعی برا خودت درست کردی
      ادم مجبور عاشق هرکسی نشه وگرنه چه نیازی خدا بیاد برای انتخاب همسر قواعد خاصی بزاره همین طوری میگفت قیافشو پسندیدی کار تمومه حرف اخر من اینه هر کسی لیاقت عشقو نداره الکی عمرتو هدر نکن کسی نمی تونه دلش برات بسوزه چون مشکل شما پول نیست در اصل....‌

    • مهدی

      همون کارتن خواب بهتره ...

    • بدون نام

      همون بهتر کارتن خواب شدی ..

    • بدون نام

      اگر در استان کرمانشاه یا هرجای دیگر خیری باشد که با لحاظ حفظ آبرو این فرد مشکلات مالی وی را برطرف کند ووی را به خانواده وی وصل کند فکر کنم کار بزرگی کرده است وبهشت برین خدا براوباد نتاسفانه حضور نیروی کار خارجی عرصه را برجوانان ما تنگ کرده است

    • بدون نام

      من لا معاش له لا معاد له. در کشوری که به جای ضابطه، رابطه حکمفرما باشد نتیجه اش همین خواهد بود. انسانهایی که تحصیل کرده اند در جویای کار و افراد بیسوادی که با استفاده از بند پ و بخاطر خانواده ... بودن پست اجرایی در این کشور دارند.

    • بهروز

      شخصیت واقعی یک انسان زمانی مشخص میشود که یا بی نیاز از خلق شود ویا نیازمند به خلق زمانی که خود را بی نیاز ببیند هیچ کس را حساب نمیکند ذات واقعی خود را نشان میدهد وزمانی که محتاج باشد باز خدا را نمیشناسد

    • بدون نام

      ملتی که میگن ان شالله خدا خودش مشکلات رو حل کنه مطمن باشن که مشکلات بیشتر خواهد شد .
      خدا میگه از من بخواهید تا بیشتر بهتون داده شود ولی تا زمانی که بنده به بنده رحم نمیکند خدا چگونه به بنده گانش رحمت کند .

    • ولی

      خدابکشه مسئولین مملکتمون رو.

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

    از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

    در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج