هدیه بدنام به سینمای ایران؛ یک عدد لعیا زنگنه متبحر
قسمت چهاردهم سریال بدنام بیشتر از هر کس دیگری به لعیا زنگنه متکی بود، از حاج ابراهیم تا شیوا به مزون هدیه رفتند.
قسمت چهاردهم سریال بدنام بیشتر از هر کس دیگری به لعیا زنگنه متکی بود، از حاج ابراهیم تا شیوا به مزون هدیه رفتند. او حالا نقاب محافظهکاری را از چهرهاش برداشته و شدیدا مشغول تسویه حساب است.

به سکانس عصیانش مقابل شیوا نگاه کنید، رسما برای اولینبار مانیفستش را علنی کرد. او به بهانه پشتیبانی از یلدا بغض فروخورده یک عمر زندگی ترسزده را باز کرد و گفت که "ما خطا کردیم اما میدونیم که خطا کردیم" همه چیزِ هدیه در همین جمله خلاصه میشود؛ درد دیده نشدن، درد تقلا، درد لمس نکردن عشق، زنده ماندن برای زنده ماندن.

آن اشاره به پوشش شیوا در مزونی رخ داد که هدیه مالک آن است، انگار او مالک چیزیست که حسرتش را داشته است. تناقض تا ریشه استخوان، داشتن چیزی که حسرت توست!
نقاط خالی مانده از شخصیتپردازی هدیه در این قسمت پر شد و در سکانس مواجهه با حاج ابراهیم به تکامل رسید. دوئت لعیا زنگنه در مقابل پورشیرازی جانانه بود، یعنی اگر این برش از سریال را حتی به مخالفان بدنام هم نشان دهید، بعید است از قدرت بازیگری هر دو نفر حاضر در سکانس لذت نبرند. شیمی کار درآمده بود و بدن و بیان در خدمت سناریو بود؛ بیتعارف و تکلف طوری بازی کردند که اصلا حضور دوربین را حس نمیکردیم.

چه خوب شد که بدنام جای دیگری از بازیگری لعیا زنگنه را نشانمان داد، حیف بود این همه توانایی حصر تیپ "زن نجیب باحجب و حیا شود" هیولای بازیگری لعیا زنگنه از خواب بیدار شده، فرصت تازه برای سینمای ایران اگر که قدر این پیشنهاد بدنام را بداند.
نظر کاربران
بعد از سریال در پناه تو ندیده بودمش. نسبتا خوب مونده. زیاد پیر و شکسته نشده